تاریخ انتشار : دوشنبه 6 مهر 1405 - 20:19
کد خبر : 53297
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای هرمز؛ میدان استراتژیک که معادلات واشینگتن را بر هم زد بسته هستند

هرمز؛ میدان استراتژیک که معادلات واشینگتن را بر هم زد

هرمز؛ میدان استراتژیک که معادلات واشینگتن را بر هم زد

تنش‌های اخیر در تنگه هرمز تأثیرات قابل توجهی بر امنیت کشتیرانی و بازار نفت گذاشته است. این تحولات معادلات قبلی را به چالش کشیده و نگرانی‌ها در زمینه تأمین انرژی را افزایش داده است.

سیاسی به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، در روزهای اخیر، موازنه قدرت در تنگه هرمز دچار تغییراتی شده است. به‌طوری‌که شناورهای متخلف در سه شب متوالی مورد هدف قرار گرفته‌اند و این موضوع واکنش‌های دست‌وپاچه‌ای از سوی واشینگتن به همراه داشته و همزمان قیمت نفت خام برنت از مرز ۱۰۸ دلار عبور کرده است. اکنون این سوال مطرح است که چگونه ایران توانسته در قلب آبراهی که ستون فقرات انرژی جهان به شمار می‌رود، برتری را به دست آورد؟

اصابت‌های متوالی؛ تغییر معادله در هرمز

باید توجه داشت که تنگه هرمز تنها یک آبراه نیست؛ بلکه شریان حیاتی اقتصاد جهانی است، زیرا روزانه حدود یک‌پنجم نفت جهان از این گلوگاه باریک عبور می‌کند. اما در روزهای اخیر، این آبراه به میدان نبردی تبدیل شده که در آن، برتری نه با بزرگ‌ترین ناوها، بلکه با هوشمندانه‌ترین تاکتیک‌ها تعیین می‌شود. آمار سه شب گذشته نشان‌دهنده این واقعیت است: شب پنجم مهر ۱۴۰۵: ۱۴ کشتی متخلف هدف قرار گرفت، شب ششم مهر ۱۴۰۵: ۹ کشتی متخلف هدف قرار گرفت و شب هفتم مهر ۱۴۰۵: ۶ اصابت ثبت شد. در یکی از این حملات، یک موشک کروز ایرانی به شناور آمریکایی اصابت کرد و بر اثر آن ۸ تفنگدار دریایی ارتش تروریستی آمریکا مجروح شدند. به این ترتیب، نیروی دریایی آمریکا که به ادعای خود روزگاری بر این آبراه تسلط مطلق داشت، اکنون در وضعیتی قرار گرفته که تحلیلگران آن را «فرسایش تدریجی» می‌نامند. کارشناسان نظامی اذعان می‌کنند که ناوشکن‌های آمریکایی در آب‌های باریک و کم‌عمق تنگه هرمز نه تنها مزیتی ندارند، بلکه به اهدافی آسیب‌پذیر تبدیل می‌شوند. نیرویی که برای اقیانوس‌های باز طراحی شده، حالا در برابر تاکتیک‌های نامتقارن ایران آسیب‌پذیر شده است.

نیمی از تنگه هرمز باز است؛ اما چرا نفت ایران از این مسیر عبور نمی‌کند؟

این در حالی است که ایران در سال‌های اخیر یک استراتژی نظامی منحصربه‌فرد را توسعه داده است. استراتژی‌ای که نه بر قدرت آتش ناوهای بزرگ بلکه بر سرعت، پراکندگی و غافلگیری بنا شده و در ادبیات نظامی این رویکرد «تاکتیک‌های نامتقارن» نامیده می‌شود. از این رو، قایق‌های تندرو ایرانی ستون فقرات این استراتژی هستند. قایق‌هایی که با سرعت بالا حرکت می‌کنند و می‌توانند در گروه‌های چندده‌تایی حملات «اشباعی» را علیه اهداف بزرگ‌تر اجرا کنند و از سوی دیگر، در کنار این قایق‌ها، موشک‌های بالستیک و کروز ضدکشتی، پهپادهای انتحاری و مین‌های دریایی، یک شبکه دفاعی چندلایه را تشکیل می‌دهند. بر همین اساس، هدف ایران «فرسایش» است. هدف، تحمیل هزینه‌ای است که آمریکا را در بلندمدت از ادامه حضور در این آبراه دلسرد کند و شاهد مثال آن هم گزارشی از یک اندیشکده غربی است که در آن مطرح شده مین‌های دریایی «بزرگ‌ترین تهدید» برای نیروی دریایی آمریکا در هرمز هستند، زیرا پاکسازی آن‌ها «می‌تواند تا شش ماه به طول انجامد».

واکنش دست‌وپاچه واشینگتن؛ از «طرح آزادی» تا عقب‌نشینی

این در حالی است که آمریکا در مواجهه با این استراتژی جمهوری اسلامی ایران، واکنش‌هایی نشان داده که بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نشانه سردرگمی و دست‌وپا زدن است. به عنوان مثال، یکی از این واکنش‌ها، راه‌اندازی عملیاتی به نام «طرح آزادی» بود. طرحی که قرار بود امنیت عبور و مرور را در تنگه هرمز تأمین کند. اما این طرح، کمتر از ۴۸ ساعت دوام آورد و ناگهان به حالت تعلیق درآمد. از سوی دیگر، بر اساس گزارش اندیشکده بروکینگز، از زمان آغاز حملات ایران به کشتیرانی، نیروهای آمریکایی «نتوانسته‌اند تنگه را به‌طور کامل بازگشایی کنند یا مین‌های آن را پاکسازی کنند»، زیرا یکی از مشکلات اساسی آمریکا، عدم تطابق تجهیزاتشان با محیط عملیاتی تنگه هرمز است. به گفته کارشناسان در اندیشکده یاد شده، ناوهای بزرگ آمریکایی برای اقیانوس‌های باز طراحی شده‌اند و در آب‌های باریک و کم‌عمق، این شناورهای غول‌پیکر نه تنها مزیتی ندارند، بلکه به اهدافی آسیب‌پذیر تبدیل می‌شوند. مشکل دیگر، عدم توانایی آمریکا در رفع موانع دریایی است، زیرا طبق شواهدی غیرقابل انکار، نیروی دریایی ارتش تروریستی آمریکا برخلاف گذشته از توانایی کافی برای پاکسازی سریع مین‌ها برخوردار نیست.

سردار شکارچی: مدیریت تنگه هرمز در دست ایران است

بنابراین، با استناد به شواهد مطرح شده و ناتوانی ارتش تروریستی آمریکا، هر اصابت موشکی ایران به شناورهای متخلف، یک موج شوک را در بازارهای جهانی نفت ایجاد می‌کند، زیرا بازار نفت، پیش از هر چیز بازاری است که با «انتظارات» و «ترس» کار می‌کند. به این ترتیب، وقتی خبر اصابت موشک منتشر می‌شود، معامله‌گران بلافاصله واکنش نشان می‌دهند. آن‌ها نه به دنبال محاسبه دقیق عرضه و تقاضا می‌روند، بلکه به «ریسک» موجود یا حتی احتمالی واکنش نشان می‌دهند. بر اساس گزارش رویترز، قیمت نفت خام برنت پس از تشدید حملات اخیر، از مرز ۱۰۸ دلار در هر بشکه عبور کرد و به بالاترین سطح خود از ژوئیه ۲۰۲۶ رسید و حتی طبق گفته یک عضو هیئت رئیسه مجلس، نرخ نفت در بسیاری از معاملات تجاری جهان به بیش از ۱۲۵ دلار نیز رسیده است. این در حالی است که بانک آمریکا در گزارشی هشدار داده که در صورت ادامه تنش‌ها، قیمت نفت می‌تواند حتی از ۱۵۰ دلار در هر بشکه نیز فراتر رود و در عین حال تحلیلگران مؤسسه گلدمن ساکس نیز اعلام کردند که در سناریوی بسیار نامطلوب، قیمت نفت برنت به ۱۲۰ دلار خواهد رسید. از این رو، این جهش قیمت نه یک پدیده گذرا بلکه نشانه‌ای از یک تغییر ساختاری است، به‌طوری‌که به اعتقاد برخی فعالان این عرصه، بازار نفت در حال «قیمت‌گذاری» برای یک واقعیت جدید است: واقعیتی که در آن ایران توانایی مدیریت در جریان انرژی جهان را دارد.

بازار شناورهای دست دوم؛ آینه بحران

اما نباید فراموش کرد که جهش قیمت نفت تنها پیامد اقتصادی تاکتیک ایران نیست؛ بلکه در کنار نوسان‌های قیمت نفت خام، یکی از جالب‌ترین و در عین حال نگران‌کننده‌ترین پیامدهای آن، در بازار «شناورهای دست دوم» دیده می‌شود. به‌طوری‌که براساس گزارش روزنامه فایننشال تایمز، قیمت شناورهای دست دوم طی این دوره به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است و شواهد نشان می‌دهد بخشی از شناورهای ۱۰ ساله به قیمتی بیش از ۱۵۰ میلیون دلار معامله شده‌اند، در حالی که قیمت میانگین یک شناور جدید حدود ۱۳۵ میلیون دلار است. این پدیده که «وارونگی قیمت» نامیده می‌شود، نشانه‌ای از یک تقاضای غیرمنتظره و شدید است. در حالی که دلیل این افزایش تقاضا روشن است؛ وقتی خطر آسیب دیدن یک شناور در تنگه هرمز وجود دارد، شرکت‌های کشتیرانی ترجیح می‌دهند از شناورهای «دست دوم» استفاده کنند، زیرا اگر یک شناور گران‌قیمت و نوساز مورد اصابت قرار گیرد، خسارت مالی آن بسیار سنگین‌تر خواهد بود. این در حالی است که براساس آمارهای رسمی، شرکت‌های ملی نفت کشورهای منطقه نیز به‌طور فعال در حال خرید شناورهای دست دوم هستند و بر اساس گزارش مؤسسه مشاوره دریایی «دروری»، شرکت ملی نفت ابوظبی (ادناک) در دو ماه گذشته حداقل ۶ فروند شناور بزرگ دست دوم خریده و این رفتار دقیقاً نشانه‌ای از «عدم اطمینان» عمیق به ثبات منطقه است.

بنابراین کاملاً روشن و واضح است که وقتی شرکت‌های نفتی بزرگ منطقه ناگهان شروع به خرید شناورهای دست دوم می‌کنند، این یک پیام روشن به بازارهای جهانی است: آن‌ها انتظار دارند وضعیت بحرانی ادامه یابد.

نتیجه‌ای که جهان باید بپذیرد

از این رو، آنچه در تنگه هرمز در حال وقوع است، یک درگیری نظامی ساده نیست؛ بلکه یک تغییر بنیادین در موازنه قدرت منطقه‌ای است و ایران با تکیه بر استراتژی نامتقارن، توانایی‌های بومی و شناخت عمیق از جغرافیای خود، توانسته است دست برتر را در این آبراه حیاتی به دست آورد. در حالی که آمریکا با وجود برتری تکنولوژیک در این میدان باریک و پیچیده در وضعیت دفاعی و دست‌وپا زدن قرار گرفته و هر اصابت موشک، هر انفجار در یک شناور، و هر جهش در قیمت نفت، گواهی بر این تغییر است. به‌هرحال، ایران نشان داده که می‌تواند هزینه‌های یک رویارویی را برای طرف مقابل به‌طور غیرقابل‌تحملی بالا ببرد و این مهم‌ترین درس این نبرد است: قدرت، نه فقط با تعداد ناوها و هواپیماها، بلکه با هوشمندی، انعطاف‌پذیری و اراده تعیین می‌شود و شاهد مثال آن هم بازار نفت است که با جهش قیمت‌ها، این واقعیت را تأیید می‌کند و تنگه هرمز با هر انفجاری، این واقعیت را به جهانیان یادآوری می‌کند که دوران ادعای تسلط مطلق دیگران بر این آبراه استراتژیک، به پایان رسیده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.