«داستان ناصر فیض از «اتاق سیگار» و حواشی ملاقات شاعران با رهبر شهید»

ناصر فیض در گفتگویی جذاب، به بیان تجربیات خود از شوراهای شعر پرداخت. او به موضوعاتی چون ممیزی، شعر اعتراضی و همچنین جلسات شعر با رهبر شهید اشاره کرد. این روایتها نشاندهنده چالشها و زیباییهای شعر در دورانهای مختلف است.
به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم؛ یاسر یگانه: ناصر فیض، یکی از شاعران و طنزپردازان شناختهشده است که آثارش همواره مورد توجه قرار میگیرد. صحبتهای او تازه و جذاب است. ما او را به استودیو دعوت کردیم و ساعتی را به گفتوگو با وی اختصاص دادیم. در این نشست خودمانی، از او درباره وضعیت شعر و ترانه در موسیقی پرسیدیم. او همچنین از تجربیاتش در شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شورای شعر سازمان صداوسیما صحبت کرد و به ماجراهایی از جلسه سالانه رهبری با شاعران اشاره کرد. فیض نکتهای جالب درباره دلایل رد شعرها در شوراهای شعر بیان کرد: «برخلاف تصور رایج، بخش قابلتوجهی از آثاری که در شوراهای شعر رد میشوند، نه به دلیل مسائل ممیزی، بلکه به دلیل ضعفهای فنی، ضعف تألیف و نداشتن انسجام شعری است.» او همچنین درباره شعر اعتراضی و تجربیات شاعران مختلف در جلسات شعر با رهبری نکات جالبی را مطرح کرد. در ادامه، بخش نخست گفتوگوی ما با ناصر فیض را میخوانید:
جناب فیض، شما سالها در شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شورای شعر سازمان صداوسیما فعالیت داشتهاید. تصویری که از این شوراها وجود دارد این است که هر شعری که به این شوراها ارائه میشود، با انواع ایرادها و ممیزیها مواجه میشود. واقعاً فضای این شوراها چگونه است؟ من بارها در آنجا گفتهام که چرا کار درست خودتان را غلط به دیگران نشان میدهید؟ فرض کنید شاعری شعری را ارسال میکند و تنها چیزی که به او گفته میشود این است که «شعرتان رد شده است». رد شدن شعر یعنی چه؟ مگر ما میتوانیم فکر کسی را رد کنیم؟ ذهن کسی را رد کنیم؟ شاعر یا شاعر است یا نیست؛ این شعر هم یا شعر است یا نیست. وقتی از این زاویه نگاه میکنیم، باید بگوییم این شعر در درجه اول، بر اساس معیارها و موازین شعری، ضعیف است. این موضوع اصلاً ربطی به ممیزی ندارد. چرا خودتان را متهم میکنید که کار شورا فقط ممیزی شعر است؟ البته ممکن است در مواردی به دلایل مختلف ممیزی هم وجود داشته باشد، اما مسئله اصلی شورا این نیست. بسیاری از شعرهایی که به شورا میآیند، به دلیل ضعف تألیف، نداشتن انسجام و مشکلات ساختاری و فنی رد میشوند. حتی گفتهام میتوان سایتی راهاندازی کرد و از شاعران اجازه گرفت که اگر شعرشان تأیید یا رد شد، متن آن با اجازه خودشان منتشر شود. آن وقت اگر شعری به دلیل ضعف فنی رد شده باشد، اهل فن و فرهیختگان میتوانند آن را ببینند و قضاوت کنند که شعر واقعاً ضعیف بوده است. در این صورت، شاعر هم بعدها ممکن است به این نتیجه برسد که خوب شد آن شعر با آن همه ایراد منتشر نشد.
به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم؛ یاسر یگانه: آیا معتقدید بخش قابلتوجهی از شعرهایی که رد میشوند، به دلایل ادبی و فنی رد میشوند، نه به دلیل ممیزی؟ بله. اگر تقریبی بگویم …، چون درصدسنج که نداریم! قریب به اتفاق شعرهایی که آنجا رد میشوند، به دلیل ضعف شعر رد میشوند. نباید یک یا دو نمونه را تبدیل به «پیراهن عثمان» کرد و بر اساس آن درباره کل شورا قضاوت کرد. البته ممکن است شعری به دلایلی از جمله مسائل اخلاقی یا شرایط اجتماعی و سیاسی مورد ایراد قرار بگیرد. مثلاً ممکن است بیش از اندازه اروتیک باشد یا موازین اخلاقی را رعایت نکرده باشد. بالاخره کشور ما جمهوری اسلامی است و این عنوان اقتضائاتی دارد. نمیشود یک ترانه از یک ارگان رسمی کشور تأیید بگیرد و با سر و صدا منتشر شود و در عین حال همه موازین اخلاقی را زیر سؤال ببرد. اما امروز در فضای مجازی شعرها و ترانههایی منتشر میشوند که حتی خط قرمزهای اخلاقی و عرفی را هم میشکنند. در چنین شرایطی، چرا با آثار مشابه در یک نهاد رسمی برخورد میشود؟ این دو مسئله از هم جدا هستند. ممکن است در جامعه سرقت اتفاق بیفتد یا خطاهایی رخ دهد. آیا قرار است یک نهاد رسمی کشور آن سرقت یا خطا را تأیید کند؟ نمیتوان گفت چون در جامعه چنین اتفاقی میافتد، پس یک نهاد رسمی هم باید آن را تأیید کند. ممکن است در فضای مجازی شعری با چنین ویژگیهایی منتشر شود. این هم میتواند جزو مشکلات جامعه باشد و اینکه با آن برخورد بشود یا نشود، بحث دیگری است. اما شورا میگوید این شعر از لحاظ ادبی اعتبار ندارد یا با توجه به شرایط اخلاقی جامعه، نمیتواند آن را تأیید کند.
پیش آمده که یک کلمه یا عبارت مشخص باعث رد شدن یک شعر یا ترانه شود؟ یک بار از مرحوم بهمنی هم درباره همین موضوع پرسیده بودند و ایشان توضیحاتی داده بود. مثلاً درباره کلماتی مانند «بوسه» و «آغوش» در یک ترانه عاشقانه صحبت شده بود؛ اینکه آیا صرفاً وجود این کلمات میتواند باعث رد شدن یک اثر شود؟ یک بار به شوخی گفتم اگر کسی نوشته باشد «به آغوش اسلام بازگشت»، با این عبارت چه میکنند؟ آغوش مادر، آغوش وطن یا آغوش شما هم میتواند وجود داشته باشد. بنابراین صرف وجود یک کلمه به معنای عبور از خط قرمز نیست. ممکن است در یک مورد، یک فرد تندرو در شورا سختگیری کرده باشد، اما این قاعده کلی شورا نیست. شورا یعنی چند نفر که هر کدام ممکن است دیدگاه متفاوتی داشته باشند. اتفاقاً اگر همه اعضای شورا دقیقاً یک جور فکر کنند، دیگر شورا معنایی ندارد. در شورا آدمهای مختلفی حضور دارند؛ یکی ممکن است سختگیرتر باشد، دیگری معتقد باشد مردم خودشان باید تشخیص دهند و اگر اثری خوب نباشد، از آن استقبال نمیکنند. برخی هم معتقدند وقتی میدانیم شعری مشکل دارد، چرا باید اجازه دهیم با تیراژ وسیع منتشر شود. بنابراین بخشی از تصورهایی که درباره شورا وجود دارد ممکن است درست باشد، اما بخش قابلملاحظهای از آن چیزی نیست که تصور میشود.
به بحث شعر اعتراضی برسیم. به نظر شما در ایران شعر اعتراض داریم و میتواند به شکل رسمی منتشر شود؟ بله، داریم. حتی به شکلی که بتواند منتشر شود هم داریم. برای نمونه، خوانندهای مثل آقای چاوشی را داریم که در آثارش موضعگیریهایی دیده میشود. در برخی بزنگاههای سیاسی و اجتماعی، رگههایی از اعتراض در آثار او وجود داشته است. اما این اعتراض، اعتراض کسی است که دلش برای شرایط مملکت میسوزد؛ کسی که شرایط را درک میکند و نمیخواهد روی زخم نمک بپاشد، بلکه میخواهد مرهمی بگذارد و بگوید شرایط این است. اعتراضهای محسن نامجو در آثارش، اعتراض کسی است که دلش برای مملکت میسوزد؛ کسی که شرایط را درک میکند و نمیخواهد روی زخم نمک بپاشد، بلکه میخواهد مرهمی بگذارد و بگوید شرایط این است و باید به فکر اصلاح بود. مثلاً وقتی مسئله کشور و امنیت و شرایط خاصی پیش میآید، ممکن است همین خواننده با شعری مانند «علاج» از زبان مردم صحبت کند؛ اینکه مردم میفهمند و نمیتوان سرشان کلاه گذاشت. این شعر برای وطن خوانده میشود و میبینیم که حتی کسانی که قبلاً به او انتقاد داشتهاند نیز از آن استقبال میکنند. امروز دنیا تا حد زیادی دنیای تبلیغات است و تبلیغ موفق، تبلیغی است که بتواند یک چیز غلط را طوری نشان دهد که مخاطب آن را درست بپذیرد.
خودتان هم در حوزه طنز، شعر اعتراضی داشتهاید؟ بله. حتی شعری که میتوانست به مسائل مختلف اعتراض داشته باشد، در همان دیدار شاعران با رهبری خواندم؛ دیداری که هر سال در نیمه ماه رمضان و همزمان با میلاد امام حسن مجتبی(ع) برگزار میشود. در آن دوره، مسائل سیاسی کشور و جناحبندیهای چپ و راست بسیار پررنگ بود. شعر من این بود: «سیاست را نمیخواهم نه از نزدیک، نه دورش ندارد چون پدر مادر، نه آنجورش نه اینجورش» در ادامه هم میگوید: «اگر ربطی ندارد با سیاست، فیالمثل دریا چه شد که در ارومیه درآمد، ناگهان شورش؟» و در جای دیگری آمده است: «سیاست گاه مانند زنی زیباست اما من گذشتم از سر خیر سفید و سبزه و بورش» این شعر، نقد سیاسی است و حتی میتوان گفت انتقاد تندی هم در آن وجود دارد. در شعری دیگر نیز تعمداً قافیه را تکرار کردم و گفتم: «در مذهب ما باده حلال است ولی حیف / در مذهب اسلام همین باد حرام است» تکرار قافیه از نظر فنی غلط است، اما من عمداً این کار را کردم و از آن به عنوان یک شوخی استفاده کردم.
با توجه به این تجربهها، واقعاً در جلسات شعر با رهبری، برخوردی با شاعران معترض نمیشد؟ اخیراً آقای جنتی ادعا کرده که به خاطر خواندن شعری اعتراضی در جلسه سالانه با رهبری، برخوردهای تندی با او شده و از این بابت خسارت زیادی دیده است. تا جایی که من اطلاع دارم، آنطور که گاهی مطرح میشود، برخوردی با شاعران به دلیل شعرهای اعتراضی صورت نمیگیرد. ممکن است من درباره یک مورد خاص اطلاع نداشته باشم و بعدها تذکری داده شده باشد، اما تا آنجا که خبر بیرونی داشتهایم، چنین برخوردی به آن شکل که گفته میشود، وجود نداشته است. حتی شعرهایی تندتر از آنچه آقای جنتی خوانده، در همان جلسات خوانده شده و برخوردی با شاعر نشده است. به نظرم کار جالبی نکردهاند اگر با کسی به خاطر شعرش برخورد کرده باشند؛ چون در همان جلسات نمونههای تندتری هم خوانده میشد.
من حتی مواردی را به یاد دارم که شاعری شعرهایی با انتقاد از سوءمدیریت و مسائل مختلف کشور خوانده اما واکنش منفی و جدی نسبت به آن نشان داده نشده است. انتخاب شاعرانی که در این جلسات سالانه حضور پیدا میکنند، چگونه انجام میشود؟ شورایی برای انتخاب آنها وجود دارد؟ شاعرانی که در سطح بالایی کار کردهاند، معمولاً شناخته شدهاند. ارشاد، حوزه هنری، فرهنگسراها، جشنوارهها و کنگرهها فهرستی از شاعران دارند. بسیاری از این افراد در کنگرهها جایزه گرفتهاند و آثارشان شناخته شده است. البته تعداد شاعرانی که در کشور شعر میگویند، بسیار زیاد است. یک بار آماری حدود ۳۰۰ هزار شاعر شنیدم؛ منظور کسانی است که دستکم یک بیت از آنها جایی ثبت شده یا در جایی شعر خواندهاند، نه اینکه همه آنها مجموعه شعر داشته باشند. برای انتخاب شاعران، اسامی مختلف جمعآوری و پالایش میشد. گاهی از حوزه هنری، اداره ارشاد، آموزش و پرورش و دیگر مجموعهها میخواستند شاعران را معرفی کنند. حتی گاهی از سایتها و صفحات شخصی افرادی که خود را شاعر معرفی کرده بودند، اسامی استخراج میشد. بعد این اسامی پالایش میشد تا به تعداد مشخصی برسد و حدود ۱۲ نفر صاحبنظر درباره آنها اظهارنظر میکردند. معیار اصلی، سطح فنی شعر بود. موضوع تنوع هم اهمیت داشت؛ قرار نبود همه شاعران شعر سپید یا غزل بخوانند. تلاش میشد گونههای مختلف شعر، از جمله شعر طنز و شعر کودک و آثار شاعران زن و مرد در برنامه حضور داشته باشد. تعداد شاعران دعوتشده هر جلسه چقدر بود؟ جلسه معمولاً چه مدت طول میکشید؟ تعداد دعوتشدگان متفاوت بود؛ معمولاً حدود ۱۲۰ تا ۱۳۰ نفر بودند، اما گاهی تعداد به نزدیک ۲۰۰ نفر هم میرسید. شورا معمولاً تعداد بیشتری را پیشنهاد میداد تا اگر تعدادی از آنها حذف شدند، تعداد نهایی همچنان مناسب باشد. جلسات هم گاهی بسیار طولانی میشد. جلساتی داشتیم که حدود سه تا پنج ساعت طول کشیده بود. برنامه از نماز شروع میشد، بعد از نماز هم شام برگزار میشد و سپس در سالن، شاعران شعرهایشان را میخواندند. شاعرانی که منتقد یا حتی دارای زاویه با نظام بودند هم به این جلسات دعوت میشدند؟ بله. شاعرانی داشتیم که میدانستند در شعرهایشان اعتراض وجود دارد یا با شرایط جامعه چندان همراه نیستند، اما دعوت شدهاند. برخی آمدهاند و برخی…
برچسب ها :شعر و ترانه ، شورای شعر ، ناصر فیض
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰