تاریخ انتشار : شنبه 31 مرداد 1405 - 21:10
کد خبر : 41146
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای ادبیات فارسی؛ریشه و هویت ایرانیان بسته هستند

ادبیات فارسی؛ریشه و هویت ایرانیان

ادبیات فارسی؛ریشه و هویت ایرانیان
شعرهای شاعران فارسی همه پراز پند و اندرز و موعظه است.

مهدی صدیقیان _پژوهشگر مطالعات فرهنگی

ادبیات کهن و گرانسنگ فارسی تنها در کلمات گمی گنجد بلکه در حافظه جمعی یک ملت خود را متجلی می سازد.زبان در پهنه این دیار با شکوه زبان زندگی و کلام صلح و دوستی و منشور دادگری بوده است.

پیر ادبیات و خالق شاهنامه؛حضرت فردوسی چه نیکو سروده است:

بنی آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

شعرهای شاعران فارسی همه پراز پند و اندرز و موعظه است.

فردوسی از نبرد با ظلم و ستم و دادگری می گوید.نظامی از تدبیر سخن بر زبان رانده و سعدی شیرازی از خرد و اندیشه ، حافظ از عشق و جوانی طبیعت ، خیام و رودکی و سنایی از زندگی و سفر و زیستن عاشقانه به روشنگری سروده اند.

مادران مهربان ایرانی نیز با خواندن لالایی ها در گوش فرزندان ؛رسم پاسداری از این میراث بزرگ را به ما گوشزد کرده اند.حتی ضرب المثل های ایرانی نیز افراد عامه را با ادبیات فارسی از سال های دور تا به امروز آشنایی داده است.شاهنامه فردوسی ما را به جهان حماسه دعوت می کند و با واژه های مقدس از هویت ایران می گوید.

آن هنگام که ادبیات ما با تهاجم فرهنگی دشمن روبرو شد فردوسی ما را زنده کرد:

بسی رنج بردم در این سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

پی افکندم از نظم کاخی بلند

پی افکندم از نظم کاخی بلند

امروز حتی شخصیت های شاهنامه با زندگی ایرانیان عجین شده است.رستم دستان و زال سپید موی و…همچنان پل ارتباط ما با گذشتگان است.

حافظ شیرین سخن در زمانه پرستم ما را به سرا پرده گل می برد:

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل

تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

شیخ اجل سعدی بزرگ نیز در گلستان و بوستان ما را به خردورزی دعوت می کند و مولانا ما را به عالم بالا می برد و دیگر شاعران نیز ما را به مکارم اخلاقی پیوند می دهند.

ادبیات کهن ایران کلید رفتار شناسی و آغاز روانشناختی ملتی متمدن و با فرهنگ است.

ادبیات ایران شفا بخش و هویت ساز است.ایرانی عامه حتی اگر کتابی نخوانده باشد باز در شعر جهان زیسته خود را پیدا می کند.ادبیات فارسی حصار رخوت و سستی را می شکند و عشقی جانبخش را به مردم هدیه می دهد.

ادبیات ایرانی جهانی از احساسات است که ما را از رنج زودگذر به معنایی دیرپایه می رساند.ما با شعر برخشم و اضطراب ها غلبه می کنیم و با تجربه ومرور باران و آسمان، به ژرفای زندگی پیوند می خوریم.ادبیات فارسی ما را به پهنه فراخ و گسترده لطافت و زیبایی دعوت می کند.اگر زندگی روزمره ما را به سطح می کشاند ام ادبیات فارسی را روح ما را به ژرفا میبرد و زیستن را شادمانه به ما می آموزد.ما با ادبیات به لایه های عمیق تری از زندگی آشنا می شویم و معماری بلند آفرینش را به تماشا می نشینیم.با ادبیات ما کاوشگر لحظه های تنهایی انسان می شویم با یک جهان بینی بدون مرز انسان را از زوایای مختلف تماشا می شویم.

ما با ادبیات فارسی عاشق می شویم و میراث دار همه خوبی ها در جهان هستی.

ادبیات فارسی ریشه و هویت ماست.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.