تاریخ انتشار : چهارشنبه 22 مهر 1405 - 10:31
کد خبر : 58055
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای سقوط بی‌سابقه شمارگان کتاب‌های کودک و نوجوان؛ یک نسخه به ازای هر ۲.۵ نفر! بسته هستند

سقوط بی‌سابقه شمارگان کتاب‌های کودک و نوجوان؛ یک نسخه به ازای هر ۲.۵ نفر!

سقوط بی‌سابقه شمارگان کتاب‌های کودک و نوجوان؛ یک نسخه به ازای هر ۲.۵ نفر!

آمارهای نشر در شش ماهه نخست سال نشان‌دهنده یک بحران خاموش در بازار کتاب کودک و نوجوان است. این وضعیت نگران‌کننده، نیاز به توجه و اقدام فوری برای بهبود شرایط این حوزه را نمایان می‌کند.

به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، بر اساس آمارهای رسمی منتشر شده از وضعیت نشر در شش ماهه نخست سال، حوزه کتاب‌های کودک و نوجوان همچنان به عنوان یکی از بخش‌های مهم و پرعناوین تولید محتوا در کشور محسوب می‌شود. آمارها نشان می‌دهد که در این حوزه، ۷ هزار و ۲۶۶ عنوان کتاب از ابتدای فروردین تا پایان شهریور ۱۴۰۵ منتشر شده است. از مجموع این ۷ هزار و ۲۶۶ عنوان، ۴ هزار و ۳۷۰ عنوان تألیفی و ۲ هزار و ۸۹۶ عنوان ترجمه بوده است. سهم ترجمه در این بخش به مرز ۴۰ درصد نزدیک شده که آماری تأمل‌برانگیز است و نشان می‌دهد نزدیک به نیمی از ویترین کتاب‌فروشی‌ها با محصولات وارداتی پر می‌شود.

در این حوزه، شمار کتاب‌های چاپ اول ۳ هزار و ۹۴۹ عنوان و شمار تجدیدچاپی‌ها ۳ هزار و ۳۱۷ عنوان ثبت شده است. نزدیکی معنادار آمار چاپ اول و تجدید چاپ اگرچه در نگاه نخست از پویایی این بخش حکایت دارد، اما در لایه‌های زیرین، واقعیتی دیگر را نمایان می‌سازد. بخش عمده‌ای از این تجدیدچاپ‌ها به بازنشر چندباره رمان‌های چندجلدی، مجموعه‌های عامه‌پسند و فانتزی‌های امتحان‌پس‌داده غربی اختصاص دارد؛ آثاری که به دلیل نبود قانون کپی‌رایت، دست ناشر را برای ترجمه‌های موازی و بدون پرداخت حق امتیاز باز گذاشته و هزینه‌های تولید را به‌شدت کاهش می‌دهد. این چرخه عملاً عرصه رقابت را برای نویسندگان و تصویرگران متعهد داخلی ناهموار کرده است؛ هنرمندانی که در رقابت نابرابر با غول‌های داستان‌پردازی و استودیوهای تصویرگری تجاری، دست‌تنها مانده‌اند.

نگاهی به روند تطبیقی آمار نشر کودک و نوجوان در یک دهه اخیر، حقیقت نگران‌کننده‌تری را آشکار می‌کند. در اوایل دهه ۹۰، میانگین شمارگان کتاب‌های این رده سنی عمدتاً بین ۳ تا ۵ هزار نسخه در نوسان بود و کتاب‌های شاخص به‌راحتی به شمارگان ۱۰ هزار تایی دست می‌یافتند. اما با گذشت یک دهه، آمارها نشان می‌دهد که با وجود رشد ظاهری تعداد عناوین ثبت‌شده، میانگین شمارگان بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد افت کرده و امروز به هزار و ۱۱۷ نسخه رسیده است؛ رقمی که با در نظر گرفتن خوداظهاری‌های کاذب ناشران برای بسیاری از کتاب‌های چاپ اول حتی به زیر ۵۰۰ نسخه می‌رسد.

پدیده محسوس سال‌های اخیر بازار کتاب نوجوان، هجوم بی‌سابقه مانگا یا همان کمیک‌های ژاپنی، کمیک‌استریپ‌های غربی و رمان‌های فانتزی تاریک و گوتیک است. نگاهی به بخش نوجوان در نمایشگاه‌های کتاب و قفسه کتاب‌فروشی‌ها نشان می‌دهد که این دسته‌بندی‌ها به پرفروش‌ترین و پرمخاطب‌ترین آثار بازار بدل شده‌اند. دلیل استقبال نوجوانان روشن است؛ ریتم سریع، هم‌پیوندی با انیمیشن‌ها و بازی‌های رایانه‌ای، کشش تعلیق‌آمیز و محوریت تصویر در انتقال پیام. اما روی دیگر این سکه، انتقال خام و بی‌واسطه جهان‌بینی، نمادهای زیستی و فرهنگ وارداتی است. بخش قابل‌توجهی از این آثار، ترویج‌کننده پوچ‌گرایی، اصالت لذت، فردگرایی افراطی، روابط افسارگسیخته و فضاهای تیره‌وتار ذهنی هستند.

کودک یا نوجوانی که در دوره طلایی شکل‌گیری هویت، پیوسته با این الگوهای بصری و روایی مأنوس می‌شود، ناخودآگاه از زیست‌بوم فرهنگی، باورها، تجربه‌های زیسته، تاریخ و اسطوره‌های کهن و مفاهیم اخلاقی جامعه خود بیگانه خواهد شد؛ تا جایی که دیگر قهرمانان ملی یا اساطیر شاهنامه برای او هیچ جذابیتی در مقایسه با فانتزی‌های غربی یا کاراکترهای شرقی نخواهند داشت. مسئله اینجاست که صورت‌مسئله را نباید با طرد یا نادیده گرفتن فرم‌های نوین پاک کرد. مانگا و کمیک صرفاً یک رسانه و قالب روایی‌اند، نه ذاتاً حامل محتوای ضدفرهنگی. غفلت اصلی، از جانب مدیریت فرهنگی ما بوده که این قالب‌های به‌شدت جذاب و اثرگذار را در انحصار ترجمه رها کرده است.

فرهنگ ایرانی از پشتوانه‌ای غنی از میراث ادبی شامل قصص پرکشش قرآن و متون عرفانی تا گنجینه‌های حماسی شاهنامه، منطق‌الطیر، هزار و یک‌شب و همچنین حماسه‌های معاصر دفاع مقدس برخوردار است؛ ظرفیتی بی‌نهایت غنی برای تبدیل شدن به پی‌رنگ‌های فانتزی و ماجراجویانه. به باور کارشناسان، اگر اقتصاد نشر کودک و نهادهای حاکمیتی به این سمت حرکت کنند، پتانسیل جهش فوق‌العاده‌ای در این حوزه وجود دارد. بازآفرینی اسطوره‌های ایرانی و الگوهای مقاومت و قهرمانی در قالب گرافیک‌نوول‌ها و فانتزی‌های تصویری استاندارد، نه‌تنها نوجوان ایرانی را از مصرف‌کننده صرف الگوهای هالیوودی و شرقی خارج می‌کند، بلکه می‌تواند بازارهای منطقه‌ای و حوزه تمدنی زبان فارسی را نیز فتح کند.

میانگین شمارگان حوزه کودک و نوجوان هزار و ۱۱۷ نسخه و مجموع نسخه‌های چاپ‌شده ۸ میلیون و ۵۵۲ هزار و ۱۰۹ جلد بوده است. این یعنی برای جامعه حدود ۲۱ میلیون نفری کودکان و نوجوانان کشور (زیر ۱۵ سال)، در طول یک نیم‌سال به‌ازای هر ۲.۵ نفر تنها یک نسخه کتاب به چاپ رسیده است. میانگین شمارگان هزار و ۱۱۷ نسخه‌ای و نسبت تجدید چاپ به چاپ اول، به‌روشنی حکایت از آن دارد که این رده سنی همچنان فعال‌ترین و اقتصادی‌ترین محور بازار نشر است؛ چرا که خانواده‌ها با وجود تمام تنگناهای معیشتی، هزینه برای کتاب و آینده فکری فرزندان را جزو معدود اولویت‌های تغییرناپذیر سبد مصرفی قرار می‌دهند.

با وجود این، انتشار تنها ۸ میلیون و ۵۵۲ هزار نسخه کتاب برای ۲۱ میلیون کودک و نوجوان، یک زنگ خطر جدی محسوب می‌شود؛ آن هم در عصر حاکمیت بازی‌های ویدیویی، شبکه‌های اجتماعی و جذابیت‌های بصری دنیای دیجیتال که کتاب‌خوانی اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. این سرانه محدود، توزیع جغرافیایی عادلانه‌ای هم ندارد. بخش اعظم این شمارگان در ویترین‌های پایتخت و کلان‌شهرها به نمایش درمی‌آید و مدارس، کانون‌ها و کتابخانه‌های مناطق محروم و روستاها عملاً از تازه‌های نشر محروم می‌مانند.

از سوی دیگر، ریشه بخشی از افت سرانه مطالعه و توزیع نامتوازن آن را باید در جهش هزینه‌های تولید جست‌وجو کرد. کتاب کودک به دلیل نیاز مبرم به کاغذ مرغوب، چاپ تمام‌رنگی، تصویرگری‌های پرهزینه و صحافی، در زمره آسیب‌پذیرترین بخش‌های نشر در برابر نوسانات بازار کاغذ و ملزومات چاپ قرار دارد. هر بار افزایش قیمت مواد اولیه، به‌طور مستقیم بر قیمت پشت جلد اثر می‌گذارد و خانواده‌های طبقه متوسط و فرودست را ناگزیر به حذف یا تقلیل سهم کتاب می‌کند.

به نظر می‌رسد که ادبیات کودک و نوجوان در نقطه عطف حساسی به سر می‌برد؛ استمرار روند فعلی یعنی تسلیم قفسه‌ها به فانتزی‌های ترجمه‌ای، کاهش روزافزون شمارگان و جدایی مخاطب نوجوان از ریشه‌های ملی و آیینی، زنگ خطری برای مدیران فرهنگی است. عبور از این بحران، نیازمند بازنگری در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی و اقداماتی است که بتواند این بازار پررونق را از مصرف‌زدگی نجات داده و آن را به موتور محرک هویت‌سازی برای نسل فردا تبدیل کند.

تجربه انتشار چند کار تازه در قالب فانتزی و کمیک‌استریپ مانند آثار حمیدرضا شاه‌آبادی یا کمیک‌های ایلیا در سال‌های اخیر در ایران نشان داد که مسئله مخاطب نوجوان، عدم تمایل به محتوای بومی نیست، بلکه بیزاری از لحن‌های شعارزده، نصیحت‌گرایانه و قالب‌های کهنه است. متون شاهنامه، منطق‌الطیر، هزار و یک‌شب و حماسه‌های واقعی دفاع مقدس و دانشمندان کشور، ظرفیت‌های بی‌نظیری از ماجراجویی، شجاعت، فداکاری و ابعاد فراواقعی (فانتزی) دارند. آنچه نیاز است، شکستن قالب‌های خشک و بازنویسی این روایت‌ها با ابزار روز، یعنی خلق رمان‌های گرافیکی حماسی و مانگاهایی با قهرمانان بومی است؛ قالبی که نشان دهد شجاعت رستم، آرش یا دلاوران مقاومت، می‌تواند برای نوجوان دهه ۸۰ و ۹۰ بسیار پرکشش‌تر از کاراکترهای پوشالی مارول یا انیمه‌های ژاپنی باشد.

انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.