چهار اشتباه کلیدی در اظهارات آقای کرباسچی

آقای کرباسچی در سخنان خود به چهار انگاره اصلی خطا اشاره کرد که محوریت بیشتری داشتند. این انگارهها نشاندهنده چالشها و مشکلات موجود در زمینههای مختلف هستند و نیاز به توجه ویژه دارند. تحلیل دقیق این موارد میتواند به بهبود وضعیت کمک کند.
به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، محمدرضا جلائیپور، فعال سیاسی، در یادداشتی به تحلیل اظهارات اخیر “غلامحسین کرباسچی” در رسانه ملی پرداخته است: جناب آقای کرباسچی گرامی! سخنان شما در برنامهٔ «بهوقتایران» فرصتی مناسب برای بحث عمومی دربارهٔ مفاهیمی است که اگرچه مورد قبول شما و برخی از نیروهای سیاسی و بخشی از شهروندان است، اما میتواند به ارزیابیها و تجویزهایی منجر شود که در این ماههای حساس برای امنیت و آینده ایران به نفع منافع ملی نیست. اتکا به این مفاهیم نادرست میتواند این تصور را ایجاد کند که بخشی از اصلاحطلبان در مسائل مهم امنیت ملی با مبانی نظری ضعیف یا منسوخ و دادههای نادرست و بیتوجهی به تغییرات منطقهای و جهانی و نیاز به تقویت مولفههای قدرت ملی در برابر متجاوزانی که به وضوح تهدیدی برای وجود و تمدن ما هستند، قضاوت میکنند. شهروندان و اصلاحگرانی که این مفاهیم را نادرست میدانند، میتوانند با ارائه دلایل خود در گفتوگوی عمومی در این موضوع مهم مشارکت کنند. از میان این مفاهیم نادرست، چهار مفهوم در سخنان شما بیشتر مورد توجه قرار گرفت:
مفهوم نادرست «نیاز ترامپ به بهانه برای خروج از تفاهمنامه»: بخش عمدهای از صحبتهای شما به این موضوع اشاره داشت که ایران به اندازه کافی برای جلوگیری از ارائه «بهانه» به آمریکا تلاش نکرده است. فرض کنیم که تمام تلاشهای ایران در این سه دهه و همین دو سال اخیر را نادیده بگیریم و ارزیابی شما را بپذیریم. آیا اساساً ترامپ نیازی به «بهانه» برای خروج از تفاهم داشته است؟ آیا برای خروج از برجام و ۱۳ توافق و تفاهم مهم بینالمللی و نقض پیمان با کانادا و فرانسه و ۱۵ کشور دیگر بهانهای داشت؟ آیا واضح نیست که مبنای ترامپ تنها «منافع»ش بوده و هر جا، از جمله در امضای همین تفاهمنامهٔ اسلامآباد، ناکام شده به خاطر این نبود که «بیشتر نمیخواست» یا «بهانه نداشت»، بلکه «بیشتر نمیتوانست». ترامپ نشان داده است که حتی «بیبهانه» و به عریانترین و بیشرمانهترین شکل اهل جنایت و قلدری و استعمارگری و نقض عهد است، مگر اینکه «نخواهد یا نتواند». تأکید شما بر اینکه «به هر قیمت» باید مانع جنگ شد، تفسیر سنجشگرانهای نیست، چراکه اگر «واگذاری اهرمهای قدرت ملی» (مانند قدرت موشکی ایران یا تنگهٔ هرمز) از جملهٔ این قیمتها برای «بهانه ندادن» باشد، ناخواسته میتواند زمینهساز پیشروی متجاوزان با هدف گرفتن سایر اهرمها و لیبیسازی ایران شود که نمیتواند مورد تأیید شما باشد.
مفهوم نادرست «شروع نقض تفاهمنامهٔ اسلامآباد توسط ایران»: نه تنها گزارش رسمی نمایندهٔ ایران در سازمان ملل که بیش از ۱۰۰ مصداق نقض آشکار تفاهمنامه توسط آمریکا (ذیل ۴۲ عنوان) از روز اول امضا را مستند کرده است، بلکه بسیاری از کارشناسان برجستهٔ آمریکایی، از جمله استفن والت و جان مرشایمر و جفری سکس و ولی نصر و تریتا پارسی و رابرت مالی، تصریح کردهاند که آمریکا اولین نقضکنندهٔ تفاهم بود و ترامپ گرچه با ملاحظاتی مجبور به امضای تفاهمنامه شد، تحت فشار شدید لابی اسرائیل و تحقیر دموکراتها به تدریج از پایبندی به تفاهمنامه فاصله گرفت. ما حتی تعدادی شهید عزیز ایرانی در همین دورهٔ اجرای تفاهمنامه داریم. ترامپ اگر میخواست در تفاهم بماند، حتی بعد از آن شلیکها (یک مورد نقض توسط ایران بعد از دهها نقض توسط آمریکا) هم فرصت اجابت پیشنهاد ایران برای بازگشت به تفاهم اسلامآباد یا تفاهم ۷ مادهای را داشت و نه گفت. همین شواهد عریان نشان میدهد که حتی بدون آن شلیکها هم ترامپ در مسیر نقض تفاهم و گرفتن اهرمهای ایران ادامه میداد. این نقد شما نقد واردی است که رئیس جمهور/رئیس شعام باید در جریان تصمیم به شلیک به سه کشتی توسط نیروهای مسلح ایران در پاسخ به نقضهای قبلی آمریکا قرار میگرفت یا حتی شاید کارشناسانی واکنشهای مؤثر دیگری در آن زمان را مرجح بدانند، اما از منظر منافع ملی ایران نباید نقضهای مکرر قبلی تفاهمنامه توسط آمریکا را انکار یا سفیدشویی و عملاً قربانینکوهی کرد.
مفهوم نادرست «اگر مردم راضی باشند، کسی نگاه چپ به ایران نمیکند»: شما به زبانها و با مثالهای مختلف گفتید که اگر شهروندان ایران راضی و حامی نظام باشند، هیچ کس جرات ندارد به ایران نگاه چپ کند. قطعاً انسجام و همبستگی اجتماعی و رضایت شهروندان یکی از ارکان مهم قدرت ملی است، اما تنها پایه و کافی نیست. جمهوری اسلامی ایران در سال ۵۹، تعدادی از کشورهای مورد تجاوز قرار گرفته در جنگهای جهانی و دولت اوکراین در سال ۲۰۱۴ مورد حمایت اکثریت شهروندانشان بودند، اما مورد تجاوز قرار گرفتند. حتماً باید تلاش و تشویق و تمهید کرد که رضایت عمومی شهروندان افزایش یابد و جمعیتی که برای حفاظت از ایران در خیابانها و سایر عرصهها کنشگری میکنند فراگیرتر شوند، اما ساختن این مفهوم که افزایش محبوبیت نظام سیاسی برای دفاع از کشور در برابر متجاوز کافی است، اشتباه است. این مفهوم ریشه در نظریهٔ «امنیت مبتنی بر صلح دموکراتیک» دارد که سالهاست منسوخ و باطل شده است. انسجام اجتماعی ضروری است، اما بدون سهپایهٔ دیگر قدرت ملی – توان نظامی و اقتصادی و دیپلماتیک – لزوماً نمیتواند مانع جنگ و تجاوز و استعمارگری شود، بهویژه در جغرافیای ایران و غرب آسیا پس از نسلکشی. برای تقویت همبستگی و انسجام اجتماعی هم آزادی زندانیان سیاسی مطلوب است اما کافی نیست. حتی مهمتر، کاهش انواع نابرابری و تمرکز دولت بر مراقبت از محرومترین شهروندان (مانند افزایش مبلغ کالابرگ و ضمانت تأمین دارو و امنیت غذایی برای همه) است که در کلام شما مورد تأکید نبود. برای پایان پایدار جنگ و محاصره، تقویت بازدارندگی ترکیبی و ناامیدسازی متجاوز از نتیجهبخشی محاصره (کاهش اثر محاصره با ستاد توانای جنگ اقتصادی) و ناامیدسازی از نتیجهبخشی حملهٔ نظامی، ضروری است. طراحی و زمینهسازی و بازیسازی فعالتر ایران برای باز کردن گرههای ورود قفلشکن چین به صحنه و کاشتن بذرهای امنیت جمعی منطقهای بدون حضور آمریکا (بدیلی برای پیمان ابراهیم) هم اگر ممکن شود میتواند کارساز باشد. اما در همین زمینهٔ انسجام اجتماعی، علاوه بر دعوت حکمرانان به فعال کردن گسلهای اجتماعی و ارسال پالسهای افقساز به شهروندان که به درستی مورد تأکید شما بود، آیا خود نیروهای سیاسی هم نباید نقش مسئولانهای ایفا کنند؟ آیا صحبتهایی از جنس دیشب که عملاً و بدون شواهد کافی ایران را مقصر مینامد، این انسجام اجتماعی را بیشتر میکند یا کمتر؟ آیا پالس «انسجام نیروهای سیاسی در دفاع میهنی در برابر متجاوز و محاصرهگر» میدهد یا پالس شکاف؟
مفهوم نادرست «۶۷ ای بودن صحنه»: چند بار به جام زهر و ترکمنچای اشاره کردید، اما صحنه اصلاً ۶۷ ای نیست. در سال ۶۷ پیشنهادی برای صلح روی میز ایران بود که ایران را به رسمیت میشناخت و پذیرشش اهرمهای ایران برای پیشگیری از جنگهای بعدی یا دفاع از منافع حیاتیاش را نمیگرفت. امروز پیمان صلح عزتمندانهای روی میز ایران نیست. ترامپ امروز به وضوح میگوید یا همه چیزت را بده یا نابودت میکنم. اگر به برکت مقاومت نظامی و دیپلماتیک و اقتصادی و اجتماعی ایران، از نتیجهبخشی محاصره یا تجاوز یا «دیپلماسی اجبار» ناامید شود، شاید دوباره مانند امضای تفاهمنامهٔ اسلامآباد پای میز بیاید. تا آن لحظه، همهٔ مولفههای قدرت ملی ایران را باید تقویت کرد و این مفهوم نادرست را برجسته نکرد که گویی پیشنهاد صلح عزتمندانهای روی میز ایران است و ما هستیم که نمیپذیریم یا ما هستیم که مقصر و بهانهتراش برای تجاوز و محاصرهایم. هر زمان به آن نقطه رسیدیم – که دیر مباد – دیگر امضایش نه نوشیدن جام زهر، بلکه نوشیدن شهد شیرین به رسمیتشناسی استقلال راهبردی ایران و لوازم بقا و امنیت ایران است؛ شهدی که نوشیدنش اقتضای توسعه و عدالت و آزادی و مردمسالاری در ایران است.
انتهای پیام/
برچسب ها :اصلاحطلبان ، امنیت ملی ، کرباسچی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰