پشتپرده جنجالی حذف کتاب «چگونه یک نسلکشی را بفروشیم»؛ بایکوت خاموش در دنیای نشر

حذف کتابی درباره غزه از کتابخانه عمومی سیدنی، نشاندهنده ادامه بایکوت صداهایی است که به چالش کشیدن اسرائیل میپردازند. این اقدام، نگرانیها درباره سانسور و محدودیتهای آزادی بیان را افزایش میدهد و سوالاتی را درباره نقش کتابخانهها در ترویج تنوع دیدگاهها مطرح میکند.
حذف کتابی درباره فلسطین از قفسههای کتابخانه عمومی «وِوِرلِی» سیدنی، بار دیگر شکاف عمیق جامعه غرب در قبال مسئله غزه و همچنین بایکوت نهادهای دولتی غرب در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک غزه را به نمایش گذاشت. کتاب «چگونه یک نسلکشی را بفروشیم: همدستی رسانهها در ویرانی غزه»، نوشته آدام جانسون، منتقد رسانهای آمریکایی، از جمله آثاری است که پس از تجاوز رژیم صهیونیستی به غزه و به منظور روشنتر کردن ابعاد پنهان جنایتهای این رژیم علیه مردم این منطقه نوشته شده است.
اهمیت این اثر در این است که رسانههای آمریکایی همزمان با بارش بمبها بر سر غزه در اکتبر ۲۰۲۳، انتشار تصاویر مرگ و ویرانی گسترده در این منطقه و بهت مردم جهان از این سطح از وحشیگری ارتش رژیم، به سرعت دست به کار شدند تا کشتار مردم بیدفاع غزه را کماهمیت جلوه دهند و آن را در چهارچوبی پر زرقوبرق تحت عنوان «جنگ علیه ترور» بازتعریف کنند. از این منظر، کتاب «چگونه یک نسلکشی را بفروشیم»، تحلیلی علیه نقش رسانههای آمریکا در تسهیل و گاه تحریک مستقیم یکی از ویرانگرترین جنگها در دوران معاصر است.
جانسون بررسی میکند که چگونه رسانههای خبری بزرگ نظیر «نیویورکتایمز»، «سیانان» و «اماسانبیسی»، به شکلی نظاممند جنایات جنگی اسرائیل را تطهیر کردند، نقش محوری ایالات متحده را پنهان داشتند و به انسانیتزدایی از مردم فلسطین پرداختند. او با بهرهگیری از تحلیلهای عمیق و دادهمحور، سازوکارهای تبلیغاتی (پروپاگاندا) را در این رسانهها کالبدشکافی میکند؛ از همدلی گزینشی و حذفیات راهبردی گرفته تا نژادپرستی آشکار، تکرار دروغهای مورد تأیید دولت، اهریمنانگاری امدادگران بشردوست و پوشش نادرست اعتراضات دانشجویی. نویسنده استدلال میکند که این نسلکشی نمیتوانست بدون همدستی فعال و مستمر رسانههای آمریکایی تداوم یابد.
جانسون هزاران گزارش، مقاله، برنامه خبری، برنامههای تلویزیونی و پستهای شبکههای اجتماعی را زیر و رو کرد تا آنها را در یک «چارچوب تحلیلی» بگنجاند. او در این اثر به تاکتیکهای متعدد و موارد قصور حرفهای روزنامهنگاری اشاره میکند تا نشان دهد که این عملکرد رسانهها چگونه یک نسلکشی را فروخت و آن را تسهیل کرد. او در پی پاسخ به این پرسشهاست که چگونه رسانهها دروغهای اسرائیل را تطهیر و صدای فلسطینیها را حذف کردند و راهی ساختگی یافتند تا راهحل سیاسی را ناممکن و جنایات جنگی را نه تنها قابلقبول، بلکه اجتنابناپذیر جلوه دهند.
جانسون میگوید کتابش بر انسانزدایی از فلسطینیها توسط رسانههای محافظهکار یا حامیان ترامپ تمرکز نکرده است؛ این مسئله تا حدی به این دلیل است که رسانههای راستگرا مانند فاکسنیوز، موضع ضد فلسطینی خود را پنهان نمیکنند، اما دلیل اصلی این است که همزمانی جنگ غزه باعث شد گزارشها و تحلیلهای افراد بهظاهر مترقی اهمیت فوقالعادهای پیدا کند. او یادآوری میکند، هنگامی که نسلکشی بهطور جدی آغاز شد، یک رئیسجمهور دموکرات بر قدرت بود و حمایت دموکراتها در کنگره، اندیشکدهها و دنیای رسانه در تداوم این نسلکشی نقش تعیینکننده داشت.
از نکات خواندنی و قابل تأمل کتاب جانسون، مقایسه رفتار رسانهها در قبال دو جنگ غزه و اوکراین است. جانسون اشاره میکند که شبکه CNN در ۱۰۰ روز اول جنگ اوکراین، بسیار بیشتر از کشته شدن کودکان غزه در بازه زمانی مشابه، به مرگ کودکان اوکراینی اشاره کرده است (چهار هزار و ۲۲۳ بار در برابر سه هزار و ۶۳۲ بار). همچنین، در شبکه MSNBC نیز قربانیان کودک جنگ اوکراین هزار و ۷۷۵ بار پوشش داده شدند؛ در حالی که این رقم برای غزه هزار و ۵۲۲ بار بود؛ این در حالی است که در ۱۰۰ روز نخست جنگ اوکراین طبق گزارش رسانههای غربی، ۲۶۲ کودک کشته شدند؛ اما در غزه، آمار کودکان شهید از ۱۰ هزار نفر فراتر رفت.
نابودی سیستماتیک زیرساختهای غیرنظامی در غزه به این معنا بود که حتی در دوره ابتدایی مورد بررسی جانسون، ۸۰ درصد جمعیت آواره شدند. در اوکراین رقم مشابه تنها ۳۳ درصد بود. با این حال جانسون متوجه شد که شبکههای تلویزیونی آمریکا برای اوکراینیها هشت برابر بیشتر از فلسطینیها از اصطلاحات «پناهنده»، «آواره» و عبارات مشابه استفاده کردهاند (هزار و ۶۶۳ بار در برابر ۲۱۱ بار).
نکته دیگری که جانسون به آن اشاره میکند، تغییر ادبیات رسانههای آمریکایی است. به عنوان نمونه، «انجمن بینالمللی پژوهشگران نسلکشی» اعلام کرده که جنگ اسرائیل علیه غزه مصداق تعریف قانونی نسلکشی است. این موضع پس از رأیگیری اتخاذ شد و بازتابدهنده دیدگاه ۸۶ درصد از اعضای این انجمن است. تقریباً همه سازمانهای بزرگ حقوق بشری و سازمانهای مردمنهاد، از جمله عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر، بتسلیم، مؤسسه لمکین برای پیشگیری از نسلکشی، ژنوساید واچ، مرکز اروپایی حقوق اساسی و حقوق بشر، انجمن مطالعات خاورمیانه، آکسفام و پزشکان برای حقوق بشر، با این موضوع در قبال رفتار وحشیانه رژیم صهیونیستی در غزه موافقاند. با این حال، بیشتر رسانههای لیبرال همچنان از بهکار بردن واژه «نسلکشی» درباره غزه خودداری میکنند.
جانسون نشان میدهد که چنین وسواسهای واژگانی در جای دیگر اعمال نمیشود: «با وجود اینکه بر اساس تمام معیارهای عینی، ویرانی غزه چندین برابر وحشیانهتر و مرگبارتر از تهاجم روسیه به اوکراین بوده است، برچسبهای اخلاقی همهجانبه نظیر “جنایت جنگی” و “نسلکشی” در شبکههای CNN و MSNBC در ارتباط با حمله روسیه به اوکراین ۱۷.۲ برابر بیشتر از اقدامات اسرائیل در غزه به کار رفته است.» بررسی او از ۳۰ روز نخست دو درگیری نشان داد که در این دو شبکه، اوکراینیها هزار و ۷۹۰ بار بهعنوان قربانی نسلکشی یا جنایات جنگی توصیف شدند (هزار و ۵۱۵ بار جنایت جنگی و ۲۷۵ بار نسلکشی). اما وقتی قربانیان فلسطینی بودند، این عبارات تنها ۱۰۴ بار به کار رفت (۹۲ بار برای جنایات جنگی و ۱۲ بار برای نسلکشی).
جانسون مینویسد: خبرنگاران و بهاصطلاح تحلیلگران بیطرف در هر دو شبکه MSNBC و CNN، اغلب بهعنوان یک حقیقت مسلم ادعا میکردند که روسیه در حال ارتکاب جنایات جنگی علیه اوکراینیها است، بدون اینکه این موضع ناقض بیطرفی آنها تلقی شود. جانسون رویه تغییر ادبیات و فروکاستن جنایت از این طریق را در نمونهای تکاندهنده نشان میدهد: جنایت اسرائیل در بیمارستان المعمدانی. پس از حمله اسرائیل به بیمارستان المعمدانی در غزه که منجر به شهادت حدود ۲۰۰ فلسطینی در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۳ شد، سخنگویان ارتش رژیم صهیونیستی گزارشهای اولیه رسانهها مبنی بر حمله هوایی را محکوم و صوتی جعلی از گفتوگوی شبهنظامیان فلسطینی منتشر کردند. شبکه ۴ بریتانیا بهسرعت اثبات کرد که این فایل صوتی یک جعل ناشیانه بوده و گروه تحقیقاتی «فورنزیک آرکیتکچر» نیز نشان داد که بیشتر ادعاهای اسرائیل درباره حمله به بیمارستان کذب محض بوده است.
در ماههای بعد، ارتش اسرائیل دست به اقدامی زد که کارشناسان سازمان ملل آن را «پزشککشی» نامیدند: تخریب هدفمند سیستم بهداشت و درمان غزه و کشتار بیش از هزار و ۵۰۰ نفر از کادر درمان. در یک حادثه هولناک، ارتش رژیم صهیونیستی به پنج دستگاه آمبولانس دارای علامت مشخص و یک خودروی آتشنشانی شلیک کرد. تحقیقات بعدی نشان داد که سربازان بیش از ۹۰۰ گلوله به این کاروان شلیک کرده و سپس بازماندگان را از فاصله نزدیک به قتل رساندند و با بولدوزر اجساد را در گورهای بینام دفن کردند. این اقدامات دقیقاً یک سال و پنج ماه پس از آن صورت گرفت که اسحاق هرتزوگ مسئولیت اسرائیل در حمله به بیمارستان الاهلی را «تهمت خون» خوانده و رد کرده بود.
فشارهای اسرائیل باعث شد رسانههای آمریکایی دستورالعملهای جدیدی وضع کنند. CNN و نیویورکتایمز به کارکنان خود دستور دادند که حملات تنها پس از تأیید ارتش اسرائیل و مکانیابی مختصات GPS میتواند به اسرائیل نسبت داده شود. جانسون از یک منبع در CNN نقل میکند: «چه در تحریریه و چه در میدان، ما نمیتوانستیم هیچ چیزی را به اسرائیل نسبت دهیم مگر اینکه این مانع غیرممکن را رد میکردیم؛ یعنی تا زمانی که مختصات را ثبت نمیکردیم، آن را برای اسرائیلیها نمیفرستادیم و نظر آنها را نمیپرسیدیم، تنها مجاز بودیم آن را یک “انفجار” بنامیم.» وقتی از او پرسیده شد که آیا این سیاست در درگیریهای دیگر مانند جنگ اوکراین نیز اعمال شد، منبع پاسخ داد: «هرگز، هرگز، هرگز.»
از سوی دیگر، جانسون به این نکته میپردازد که سازمان جهانی بهداشت، دیدهبان حقوق بشر و وزارت امور خارجه آمریکا پیش از جنایت اسرائیل در بیمارستان المعدانی، همگی از دادههای وزارت بهداشت غزه به دلیل قابلیت اعتماد اثباتشده آن استفاده میکردند، اما پس از حمله به بیمارستان، رسانههای آمریکایی با یک تغییر رویه مشخص، واژه «تحت کنترل حماس» یا «وابسته به حماس» را به توصیف وزارت بهداشت اضافه کردند. جانسون میگوید: «در دوره بررسی ۱۰۰ روزه ما، CNN برچسب وابسته به حماس” و اصطلاحات مشابه را ۲۷۷ بار و MSNBC آن را ۱۴۶ بار به کار بردند؛ در حالی که هیچیک از آنها بین ۷ تا ۱۷ اکتبر ۲۰۲۳ حتی یکبار هم از این برچسب استفاده نکرده بودند.
حذف این کتاب از قفسه کتابخانه عمومی سیدنی بار دیگر موضوع بایکوت آثار حامی فلسطین در غرب را مطرح کرده است. جانسون در واکنش به این اقدام، گفت: اینکه بعضیها از استفاده واژه “نسلکشی” در کتاب ناراحت میشوند، تأسفبرانگیز است، اما واقعیتها اغلب ناراحتکنندهاند. “نسلکشی” واژه من نیست و نتیجهگیری من هم نیست. واقعیت نسلکشی در غزه، اجماع قاطع جامعه حقوق بشر است و در میان کسانی که مأمور مطالعه و تعیین چنین موضوعاتی هستند، این وحدت نظر وجود دارد. او همچنین پرسید: آیا مقامهای سیدنی قصد دارند کتابهای حامی اسرائیل را هم از کتابخانههایشان حذف کنند چون ممکن است این دسته از آثار نیز بخشی از اعضای جامعه را ناراحت کند؟
ناصر مشنی، رئیس «شبکه حمایت از فلسطین در استرالیا»، این تصمیم را محکوم کرد و نسبت به محدود کردن دسترسی به کتابهایی که به جنگ غزه میپردازند، هشدار داد. به گفته او؛ این وظیفه کتابخانه است که برای جامعه، دسترسی به طیف گستردهای از آثار منتشر شده را فراهم کند؛ هرچند این آثار چالشبرانگیز یا ناراحتکننده باشد. این اولینبار نیست که آثار حامی فلسطین با محدودیت عرضه و معرفی در فضاهای فرهنگی کشورهای غربی مواجه میشوند. سال گذشته، روزنامه گاردین در گزارشی مفصل نشان داد که چطور در آمریکا، یک حرکت سیستماتیک برای محدود کردن نویسندگان و آثار حامی فلسطین به راه افتاده که تلاش دارد سهم این دسته از آثار را از فضای فرهنگی غرب محدود و محدودتر کند؛ از انتشار کتاب گرفته تا لغو برنامههای رونمایی و معرفی آثار.
این سلسله اقدامات در حالی است که جهان از آغاز تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک غزه شاهد یک همصدایی بیسابقه در قبال مسئله فلسطین در میان نویسندگان، هنرمندان و افکار عمومی غرب است. اگرچه شاید در نگاه نخست حذف یک کتاب از قفسههای کتابخانهای عمومی خبر چندان مهمی نباشد، اما نشانهای است از تداوم فشارها برای خاموش کردن هر صدایی که روایت رسمی اسرائیل را به چالش میکشد.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰