تاریخ انتشار : چهارشنبه 1 مهر 1405 - 13:58
کد خبر : 51451
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای نگاهی به سینمای دفاع مقدس: روایت‌هایی از ایستادگی و فداکاری بسته هستند

نگاهی به سینمای دفاع مقدس: روایت‌هایی از ایستادگی و فداکاری

نگاهی به سینمای دفاع مقدس: روایت‌هایی از ایستادگی و فداکاری

دهه ۷۰، دوران طلایی و چالش‌برانگیز سینمای دفاع مقدس بود. در این سال‌ها، روایت‌های متنوعی از جنگ ارائه شد که جذابیت خاصی داشت. اما با ورود سیاست‌های سینمایی دولت اصلاحات، این سینما دچار افول شد و بسیاری از آثار ارزشمند تحت تأثیر قرار گرفتند.

به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، محمدباقر صنیعی منش اظهار داشت: دهه ۷۰، دوره‌ای از اوج‌گیری و همچنین کاهش غم‌بار در سینمای دفاع مقدس به شمار می‌آید. این اوج‌گیری شامل تولید فیلم‌های جنگی در میدان نبرد است که هم به صورت روایی و با ساختار سنتی خود و هم با روایت‌ها و دیدگاه‌های نوین ارائه می‌شود. از سوی دیگر، برخی فیلم‌ها به پیامدهای جنگ و جنبه‌های اجتماعی آن می‌پردازند و حتی به صورت‌های اکشن و تجاری نیز شکل می‌گیرند. اما در نهایت، سیاست‌های سینمایی دولت اصلاحات باعث می‌شود که این سینما به گوشه‌نشینی و انزوا کشیده شود و به جایی برسد که سیمرغ سینمای دفاع مقدس که در اوج پرواز بود، به پروازی در ارتفاع پایین و بی‌خطر ادامه دهد.

مرور دهه به دهه سینمای دفاع مقدس|دهه ۶۰، در جبهه‌ غرب خبرهایی است! تکامل و بلوغ سینمای دفاع مقدس با روایت‌های تازه و خردمندی آن از اوایل دهه ۷۰ همچنان ادامه دارد و شاهد تولیدات سینمای دفاع مقدس بر مدار ژانر جنگ هستیم. دوربین‌ها در میان خاکریزها با قهرمانان دفاع مقدسی خود موقعیت‌های نابی را برای سینمای ایران خلق می‌کنند. این سینما که در دهه ۶۰ نوپا بود و در حال رشد بود، اکنون شاکله‌ای کامل پیدا کرده و می‌توان از یک شخصیت بالغ و کاملی به نام ژانر دفاع مقدس در سینمای ایران یاد کرد. چه فیلم‌های جنگی جبهه‌ای و چه فیلم‌هایی که به تدریج به سراغ پیامدهای جنگ می‌روند، با بهره‌مندی از یک دهه فیلمسازی و آرشیوی از مستندات جنگی که اکنون به پایان رسیده است، دو وظیفه پیش‌روی خود می‌بینند: حفظ دستاوردها و ارزش‌های دفاع مقدس و بازخوانی پیامدهای جنگ در جامعه و کشور.

در حقیقت، می‌توان اضافه شدن بخش دوم را نشانه‌ای از همین بلوغ و خردمندی سینمای دفاع مقدس دانست که آن را از یک سینما در حال فعالیت در یک ژانر مشخص و در یک اتمسفر واحد به سمت‌های دیگری هدایت کرده است که نشان از ظرافت و تعمق این سینما دارد. در ادامه فیلم‌های جنگی دهه ۶۰، اما در بخش اول و رویه‌ای که دنباله‌روی فیلم‌های دهه ۶۰ در جبهه بود، فیلم‌ها تلاش می‌کنند تا روایت‌ها و منظرهای جدیدی را به سینما اضافه کنند. «سفر به چزابه» و «لیلی با من است» دو نمونه بارز هستند که به صرف بحث دفاع از وطن و جبهه و جنگ در همان کانسپت مفهومی دهه قبل نمی‌پردازند، بلکه هم روایت تازه‌ای برای ارائه دارند و هم با ترکیب ژانر مواجهیم. حضور دشمن بعثی با نگاهی انسانی و اخلاقی که در «سفر به چزابه» به تصویر کشیده می‌شود، برخلاف تصویری است که از دشمن در فیلم‌های دهه ۶۰ ارائه شده بود.

اضافه شدن ژانر کمدی به سینمای دفاع مقدس با اثر طنز کمال تبریزی در «لیلی با من است» نیز کاملاً مبدعانه بود. فیلمی خوش‌ساخت که در آن معنویت و امداد الهی به خوبی تصویر شده است. البته همانطور که اشاره شد، شاهد فیلم‌های جنگی و جبهه‌ای به سیاق قبل درباره عملیات‌های نظامی و داستان‌های بچه‌های جنگ هستیم. در استمرار این جریان، جمال شورجه کارگردان نام‌آشنای سینمای ایران با فیلم‌های «عملیات کرکوک»، «حماسه مجنون» و «عبور از خط سرخ» جزو فیلم‌سازان شاخص است. همچنین فیلم‌های دیگری چون «هور در آتش» از عزیزالله حمیدنژاد، «بر بال فرشتگان» از جواد شمقدری، «آخرین شناسایی» از علی شاه‌حاتمی، «سجاده آتش» از احمد مرادپور و «دکل» از عبدالحسن برزیده نیز از جمله آثار مطرح این نوع از فیلم‌های سینمای دفاع مقدس به شمار می‌آیند.

اما در کنار جریان فیلم‌های بالا، آثار دیگری نیز ساخته شدند که توانستند توجه بیشتری را جلب کنند. این فیلم‌ها که جنبه اجتماعی به خود گرفتند، شاید بهتر است دیگر فیلم‌های ژانر جنگ ندانیم، بلکه درام‌های اجتماعی با موضوع جنگ به شمار آوریم. از آنجایی که سینمای ایران معمولاً در سنت و تاریخ خود بیشتر با فیلم‌های درام اجتماعی و شهری ارتباط داشته است، این فیلم‌ها نیز توانستند خانواده‌ها و مردم را به خود جلب کنند. این فیلم‌ها که اصولاً توجه خود را به پیامدها و ابعاد پسینی جنگ داشتند، می‌توان در سه گروه طبقه‌بندی کرد: فیلم‌هایی که این پیامدها و موضوعات را در زمان جنگ روایت می‌کنند مانند «کیمیا» و «سرزمین خورشید» از احمدرضا درویش، فیلم‌هایی که درباره پیامدها بعد از جنگ هستند و بیشتر نگاهشان به سمت خود رزمندگان است مانند «از کرخه تا راین» و «بوی پیراهن یوسف» از حاتمی‌کیا و «هیوا»ی ملاقلی‌پور و فیلم‌هایی که به پیامدهای جنگ با نگاه اجتماعی می‌نگرند، مانند «آژانس شیشه‌ای» از حاتمی‌کیا، «مردی از جنس بلور» سعید سهیلی، «دفتری از آسمان» پرویز شیخ‌طادی و «قارچ سمی» از رسول ملاقلی‌پور.

در این میان، «آژانس شیشه‌ای» که در جشنواره فیلم فجر توانست جوایز بهترین فیلم، کارگردانی و بازیگری را به دست آورد، به عنوان نه‌تنها یکی از فیلم‌های سینمای دفاع مقدس، بلکه یکی از بهترین‌های سینمای ایران شناخته می‌شود. جریان فیلم‌های جنگی-اجتماعی زمانی آغاز به کار کردند که با روی کار آمدن دولت اصلاحات، نگرش سینمایی خاصی بر سر کار آمد که تلاش می‌کرد به سمت فیلم‌های درام اجتماعی حرکت کند. به طوری که رفته رفته تعداد فیلم‌های دفاع مقدسی رو به کاهش گذاشت. سعید مستغاثی، منتقد و تاریخ‌پژوه سینمای ایران که مقالات و کتاب‌های متعددی در این زمینه دارد، در یادداشتی سال‌ها قبل می‌نویسد: متأسفانه از نیمه‌ی دهه‌ی هفتاد، سال‌به‌سال تعداد فیلم‌های تولیدی سینمای ایران در زمینه‌ی دفاع مقدس و جنگ، رو به تقلیل گذارد و این کاهش در سال‌های ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ به اوج خود رسید؛ به‌طوری‌که در سال ۸۱ در بخش مسابقه‌‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر، حتی یک فیلم در باب دفاع مقدس حضور نداشت و از همین رو در سال ۸۲ نیز هیچ فیلمی از این نوع به نمایش عمومی درنیامد!

این در حالی بود که طی سال‌های ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۶، هر سال بین هفت تا دوازده فیلم درباره‌ی ابعاد مختلف دفاع مقدس مردم ایران، در جشنواره‌ی فیلم فجر به نمایش درمی‌آمد، اما از سال ۱۳۷۷ و هفدهمین جشنواره‌ی فیلم فجر، شاهد سیر نزولی چشمگیری در تولید و نمایش این‌گونه آثار بودیم؛ چنان‌که رقم دوازده فیلم دفاع مقدس در جشنواره‌ی شانزدهم (۱۳۷۶) ناگهان در هفدهمین دوره (۱۳۷۷) به چهار فیلم کاهش یافت، در جشنواره‌ی هجدهم (۱۳۷۸) به سه فیلم رسید و در جشنواره‌های نوزدهم (۱۳۷۹) و بیستم (۱۳۸۰) به دو فیلم کاهش یافت و بالأخره در بیست‌ویکمین جشنواره‌ی فیلم فجر در بهمن ۱۳۸۱، یعنی فقط چهارده سال پس از پایان جنگ تحمیلی، فاتحه‌ی سینمای دفاع مقدس توسط مسئولان وقت جشنواره خوانده شد و هیچ فیلمی از این نوع در جشنواره‌ی مذکور به نمایش درنیامد. به این ترتیب، اکران سال ۸۲ سینمای ایران، که نتیجه‌ی تولیدات سال ۸۱ و محصول ویترین نمایشی جشنواره‌ی بیست‌ویکم بود، هیچ فیلم سینمای دفاع مقدس را بر پرده‌ی سالن‌های خود ندید!

او در این یادداشت اشاره می‌کند که در دهه هفتاد “بخش مهمی از امور تولید به دست واسطه‌های بخش خصوصی افتاد و بدست آوردن گیشه مناسب در دستور کار قرار گرفت” و همین یکی از علل دور شدن سینمای دفاع مقدس از سینمای ایران است. او با انتقاد از این وضعیت می‌نویسد که به نظر می‌رسد بخشی از سینماگران اعم از منتقد و فیلمساز و هم مسئولین اینگونه به نظر رسیده بود که دیگر موضوع و مسأله‌ای در دفاع مقدس برای ساخته شدن وجود ندارد! در قبال این جفای تاریخی، هیچ‌یک از مسئولین سینمایی وقت عکس‌العملی نشان ندادند! آیا آن‌ها هم بر این تصور بودند که دوران سینمای دفاع مقدس در ایران به پایان رسیده است؟ آیا همه‌ی ناگفته‌های جنگ تحمیلی به تصویر کشیده شده بود؟ آیا تصویر تمامی توطئه‌های سیاسی پشت پرده‌ی تجاوز صدام به میهن‌مان (که اینک بسیاری از آن‌ها حتی توسط خود روشن‌فکران آمریکایی هم بازگو می‌شود) بر پرده‌‌ی سینماهای ایران به نمایش درآمد؟ آیا تصاویر ولو مختصری از نقش آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در مسلح کردن عراق به انواع و اقسام سلاح‌های شیمیایی و کشتارجمعی و حمایت از جنایات بی‌سابقه‌ای همچون قتل عام حلبچه یا کشتار سردشت، جلوی دوربین‌های سینمای ایران رفته است؟ او با اشاره به موضوعات مختلف به خوبی بیان می‌کند که ده‌ها موضوع برای ساخته شدن هنوز وجود داشت اما هیچ‌کس خصوصاً مدیران وقت به این موضوع توجه نداشتند.

عبدالله باکیده، کارگردان سریال ماندگار «نبردی دیگر» و «پوتین» در این‌باره حرف‌های خواندنی می‌زند: با پذیرش قطعنامه، این نوع نگاه تغییر کرد؛ نگاهی که یک‌باره بر سینما حاکم شد؛ “اصلاً ساخت فیلم جنگی به چه‌درد می‌خورد؟” و “اصلاً جنگ تمام شده و چرا باید این رویه را ادامه دهیم؟”، این تا همین الآن هم ادامه دارد؛ “چرا باید فیلم جنگی بسازیم و چرا باید این کار را ادامه دهیم؟!”، ولی هیچ‌کس پاسخ نداد “ثبت تاریخ به صلح‌نامه یا قطعنامه ارتباط ندارد”، وقتی ما می‌گوییم این اتفاق برای شهید فهمیده افتاد؛ این ثبت تاریخی است، یعنی این آدم برای همه دوران‌های تاریخی است؛ سربازهایی از ایران خودشان را برای جلوگیری از ورود و پیشروی بیشتر دشمن قرار دادند. عبدالله باکیده پشت صحنه «پوتین» در هر حال، این رویه باعث شد تا در سال ۷۹ شاهد تنها یک فیلم با موضوع دفاع مقدس، آن هم «موج مرده» حاتمی‌کیا، باشیم. این رویه در حالی بود که درست تا انتهای میانه اول دهه ۷۰، فیلم‌های جنگی با رویکردی حتی ورزشی و قهرمانی نیز در حال ساخت بودند و فیلم‌هایی مانند «یاس‌های وحشی» از محسن محسنی‌نسب، «پرواز از اردوگاه» از حسن کاربخش، «پرواز روح» از حسین قاسمی‌جامی، «خلبان» از جمال شورجه و… در حال تولید بودند. این جریان در سال‌های ۷۷ و ۷۸ آخرین تلاش‌هایش را برای ماندن انجام می‌دهد، اما رو به خاموشی می‌رود تا اینکه سیاست‌های سینمایی وقت در نهایت باعث می‌شود که یکباره این چراغ که در حال سوسو زدن بود، خاموش شود.

شاید بی‌دلیل نباشد که حاتمی‌کیا و ملاقلی‌پور در سال ۸۰ با دو فیلم «ارتفاع پست» و «قارچ سمی» و محمدحسین حقیقی با «سفر به فردا» که به نوعی به پیامدهای جنگ در ایران می‌پردازند، بار دیگر به دفاع مقدس می‌پردازند تا نگذارند این چراغ برای همیشه خاموش شود. در هر حال، تردیدی نیست که اگر سیاست‌های سینمایی و آنچه در بدنه سینما با ژانر دفاع مقدس کرد نبود، می‌شد کماکان شاهد پرواز در اوج سینمای دفاع مقدس باشیم. سینمایی که حقیقتاً در دهه ۷۰ در حال اوج‌گیری قدم به قدم بود اما در میانه راه ارتفاع پرواز را کم کرد و در سطح پرواز کرد. پروازی آرام و بی‌خطر که مبادا تیر شکارچیان از غیب و یا آشکار آن را نابود نکند.

انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.