تاریخ انتشار : دوشنبه 16 شهریور 1405 - 14:10
کد خبر : 45936
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای مهندسِ شهر، معمارِ هویت‌شهر بسته هستند

مهندسِ شهر، معمارِ هویت‌شهر

مهندسِ شهر، معمارِ هویت‌شهر
یادداشتی بر نقشِ فراموش‌نشده‌یِ مهندسانِ عمران در بازسازیِ «خودِ ایرانی» از طریقِ شهرسازی و معماریِ هویت‌محور

مهندس میلاد محمودیان

مقدمه: شهر، آیینه‌یِ تمام‌نمایِ هویتِ یک ملت

شهر، فقط مجموعه‌ای از خیابان‌ها، ساختمان‌ها و پل‌ها نیست. شهر، روایتِ زنده‌یِ یک تمدن است؛ تاریخِ یک سرزمین، در کوچه‌پس‌کوچه‌هایش جاریست و آیین‌ها و باورهایِ یک ملت، در معماریِ آن، نقش بسته است. از تختِ جمشید تا میدانِ نقشِ جهان، از بادگیرهایِ یزد تا پل‌هایِ خواجو، تمامِ این بناها، نه فقط سازه، که آیینه‌هایِ تمام‌نمایِ هویتِ ایرانی هستند. اما امروز، شهرهایِ ما، درگیرِ بحرانی عمیق‌تر از ترافیک و آلودگی‌اند: بحرانِ بی‌هویتی. در این میان، مهندسِ عمران، دیگر فقط یک «سازنده» نیست؛ او «حافظِ حافظه‌یِ جمعیِ شهر» است؛ کسی که با انتخابِ مصالح، طراحیِ فضاها و احیایِ الگوهایِ بومی، می‌تواند «روحِ گمشده‌یِ شهر» را بازگرداند.

۱. بحرانِ هویتِ شهری؛ زنگِ خطر برایِ شهرهایِ امروز

شهرهایِ معاصرِ ایران، در سه دهه‌یِ اخیر، با پدیده‌ای خطرناک روبرو شده‌اند که می‌توان آن را «شبه‌شهرسازیِ بی‌هویت» نامید:

نشانه‌هایِ بحرانِ هویتِ شهری پیامدِ فرهنگی و روانی

تکثیرِ ساختمان‌هایِ بی‌روح و تقلیدی کپی‌برداری ناقص از معماریِ غربی، بدونِ درکِ اقلیم و فرهنگِ بومی، که به «شهرهایِ بی‌چهره» انجامیده است.

نابودیِ بافت‌هایِ تاریخی تخریبِ خانه‌هایِ قدیمی و جایگزینیِ آن‌ها با مجتمع‌هایِ بتنیِ سرد، که باعثِ «قطعِ پیوندِ نسلِ امروز با گذشته» شده است.

بی‌توجهی به هویتِ محله‌ای جایگزینیِ محله‌هایِ صمیمی و هم‌بافته با بلوک‌هایِ بی‌هویتِ آپارتمانی و ازدست‌رفتنِ «حسِ تعلقِ محله‌ای».

فراموشیِ مصالحِ بومی استفاده از مصالحِ وارداتیِ بیگانه با اقلیم و فرهنگ، به جایِ خشت، آجر، سنگ و گچ که با هویتِ ایرانی گره خورده‌اند.

نبودِ نشانه‌هایِ هویتیِ شهری فقدانِ المان‌ها و فضاهایِ عمومی که روایتگرِ تاریخ، اسطوره‌ها و آیین‌هایِ آن شهر باشند.

ساختِ «شهرِ خوابگاهی» به جایِ «شهرِ زنده» غلبه‌یِ کارکردِ صرفاً مسکونی بر سایرِ کارکردهایِ فرهنگی، اجتماعی و هویتیِ شهر.

یکسان‌سازیِ چهره‌یِ شهر ازدست‌رفتنِ تنوعِ اقلیمی و فرهنگیِ شهرهایِ ایران و تبدیلِ آن‌ها به نمونه‌هایِ تکراریِ بی‌هویت.

این بحران، یک هشدارِ جدی است: شهرِ بی‌هویت، شهروندِ بی‌هویت می‌پرورد؛ شهروندی که نه به محلِ زندگیِ خود، تعلقِ خاطر دارد و نه به ریشه‌هایِ فرهنگیِ خود، افتخار می‌کند. و اینجاست که نقشِ مهندسِ عمران، از یک وظیفه‌یِ فنی، به یک رسالتِ فرهنگی و انسانی ارتقا می‌یابد.

۲. مهندسِ عمران؛ «روایتگرِ هویت» در دلِ سازه‌ها

مهندسِ عمرانِ هویت‌ساز، در هر پروژه‌ای، خود را «راویِ داستانِ یک شهر» می‌داند. او با این نگاه، سه نقشِ کلیدی را در بازیابیِ هویتِ شهری ایفا می‌کند:

الف) نقشِ «مرمتگرِ حافظه» (حفاظت از میراثِ کهن)

او بافت‌هایِ تاریخی را نه به عنوانِ موانعی برایِ توسعه، بلکه به عنوانِ «سرمایه‌یِ هویتیِ شهر» می‌بیند و با مرمتِ آن‌ها (نه تخریب و بازسازیِ تقلبی)، جانِ تازه‌ای به آن‌ها می‌دهد. او می‌داند که یک محله‌یِ تاریخی، کتابی است که هر کوچه‌اش، یک فصل از هویتِ شهر را روایت می‌کند. به عنوانِ نمونه، مرمتِ خانه‌هایِ تاریخیِ کاشان و یزد، نمادی از این نگاهِ هویت‌سازانه است.

ب) نقشِ «احیاگرِ الگوهایِ بومی» (بازگشت به ریشه‌ها)

او با مطالعه‌یِ معماریِ اقلیمیِ مناطقِ مختلف ایران (از خانه‌هایِ بادگیردارِ یزد تا بناهایِ خشتیِ سیستان و گیلان)، الگوهایِ بومی و پایدار را احیا می‌کند. او می‌داند که «معماریِ ایرانی» یک سبکِ تاریخی نیست، یک «راهِ زیستن» در این اقلیم و با این فرهنگ است. استفاده از مصالحِ بومی (خشت، آجر، سنگ)، طراحیِ فضاهایِ باز و نیمه‌باز (حیاط، ایوان، بام)، و بهره‌گیری از عناصرِ اقلیمیِ کهن (بادگیر، آب‌انبار، قنات)، از جمله‌یِ این الگوهایِ احیاپذیرند.

ج) نقشِ «خالقِ نشانه‌هایِ هویتیِ نو» (پیوندِ گذشته و آینده)

او با طراحیِ فضاهایِ عمومیِ امروزی (موزه‌ها، فرهنگسراها، پارک‌هایِ شهری، میادین)، نمادهایِ ایرانی را با زبانِ مدرن، بازآفرینی می‌کند. او به جایِ تقلیدِ صرف از معماریِ غربی، «هویتِ ایرانیِ معاصر» را خلق می‌کند. ساختمانِ موزه‌یِ هنرهایِ معاصرِ تهران، یا بازآفرینیِ میدانِ نقشِ جهان در برخی از شهرهایِ جدید، نمونه‌هایی از این رویکرد هستند که در آن، «هویت» با «نوآوری»، پیوند می‌خورد.

۳. مؤلفه‌هایِ هویتِ شهری؛ نقشه‌یِ راهِ مهندسِ هویت‌ساز

برایِ بازیابیِ هویتِ شهری، مهندسِ عمران باید به مؤلفه‌هایِ زیر، به عنوانِ «نقشه‌یِ راهِ طراحی»، توجه کند:

مؤلفه‌یِ هویتی شرح و تجلیِ آن در شهر

تاریخ و خاطره احترام به بناها، محله‌ها و نشانه‌هایِ تاریخی؛ ایجادِ فضاهایِ یادمانی و روایتگر.

فرهنگ و آیین طراحیِ فضاهایِ مناسب برایِ برگزاریِ آیین‌هایِ ملی و مذهبی (نوروز، عاشورا، جشن‌هایِ محلی).

اقلیم و طبیعت استفاده از مصالح و الگوهایِ هماهنگ با اقلیم؛ احترام به آب، خاک، باد و نور در طراحی.

هنر و زیبایی‌شناسیِ ایرانی به‌کارگیریِ رنگ‌هایِ ایرانی (فیروزه‌ای، لاجوردی، زردِ خاکی)، نقوشِ اسلیمی و ختایی، خط و کاشی‌کاری.

هویتِ محله‌ای و حسِ تعلق طراحیِ فضاهایِ نیمه‌عمومی (کوچه‌ها، گذرها، میدان‌هایِ محلی) که باعثِ تعاملِ ساکنان و تقویتِ «ما»یِ محلی شود.

معنا و نماد ایجادِ نشانه‌ها و المان‌هایی که برایِ شهروندان، «معنا» داشته باشند و حسِ «تعلقِ مکانی» را تقویت کنند.

پایداری و زیست‌پذیری طراحیِ شهرِ پاسخگو به نیازهایِ انسانی و محیطی، به جایِ صرفاً اقتصادی و کارکردی.

۴. ابزارهایِ عملیِ مهندسِ عمران در بازیابیِ هویت

مهندسِ هویت‌ساز، با ترکیبی از «دانشِ فنی»، «شناختِ تاریخی»، «هنرِ طراحی» و «عشق به این سرزمین»، هویت را در پروژه‌هایش، جاری می‌سازد. ابزارهایِ عملیِ او عبارتند از:

ابزارِ طراحیِ هویتی اقدامِ عملیِ مهندسِ عمران پیامدِ هویتیِ مورد انتظار

مطالعه‌یِ تاریخِ معماریِ ایران آشنایی با فلسفه و ریشه‌هایِ شکل‌گیریِ بناهایِ کهن (از دوره‌یِ هخامنشی تا قاجار) و الهام‌گیریِ هوشمندانه از آن‌ها. خلقِ آثاری که «ادامه‌یِ یک سنتِ کهن» هستند، نه «جدایی از آن».

استفاده از مصالحِ بومی و اقلیمی انتخابِ خشت، آجر، سنگ، کاشی و گچ، متناسب با اقلیمِ منطقه. تقویتِ اقتصادِ محلی، کاهشِ مصرفِ انرژی و پیوندِ بصریِ بنا با زمینِ پیرامون.

طراحیِ فضاهایِ جمعیِ ایرانی خلقِ میدان‌ها، گذرها، آبنماها، باغ‌چه‌ها و سایه‌بان‌هایی که یادآورِ معماریِ سنتیِ ایرانی (نقشِ جهان، چهارباغ، باغِ ایرانی) هستند. احیایِ «حسِ تعلق» و «همبستگیِ اجتماعی» در ساکنانِ مدرن و خلقِ «همسایگی‌هایِ پرروح».

روایتِ بنا از طریقِ نشانه‌ها استفاده از کاشی‌کاری، گچ‌بری، آجرکاریِ تزئینی، نقوشِ اسلیمی و ختایی، و کتیبه‌هایی با خطِ نستعلیق. تبدیلِ هر بنا به یک «کتابِ مصوّرِ هویت» که با بیننده، سخن می‌گوید و «حسِ زیباییِ ایرانی» را تقویت می‌کند.

احیایِ بافت‌هایِ تاریخیِ فرسوده بازآفرینیِ محله‌هایِ کهن با حفظِ بافت، گذرها و حیاط‌هایِ تاریخی، و نوسازیِ درون‌زا (نه تخریب و ساختِ مجتمع‌هایِ بی‌روح). تداومِ «حافظه‌یِ جمعیِ» شهر و پیوندِ نسلِ امروز با گذشته و ایجادِ «شهرِ تاریخیِ زنده».

طراحیِ منظرِ شهری با هویتِ ایرانی توجه به المان‌ها، مبلمانِ شهری (نیمکت، آبخوری، سطلِ زباله)، نورپردازی و کاشتِ گیاهانِ بومی با رویکردی هویتی و زیبایی‌شناختیِ ایرانی. ایجادِ «تصویرِ ذهنیِ ماندگار» از شهر در ذهنِ شهروندان و بازدیدکنندگان.

۵. چالش‌هایِ پیشِ رویِ مهندسِ هویت‌ساز

مسیرِ بازیابیِ هویتِ شهری، با موانعِ جدی روبروست که نیازمندِ «عزمیِ ملی»، «حمایتِ نهادی» و «آگاهیِ عمومی» است:

چالشِ اصلی تبیینِ چالش

فشارِ پروژه‌هایِ سریع‌السیر و نگاهِ صرفاً اقتصادی ساختِ ساختمان‌هایِ بی‌هویت، مقرون‌به‌صرفه‌تر و سریع‌تر از طراحیِ هویتی و باکیفیت است.

ضعفِ آموزشِ معماریِ ایرانی در دانشگاه‌ها بسیاری از مهندسانِ عمران، با فلسفه، تاریخ و اسرارِ معماریِ ایران، به‌خوبی آشنا نیستند.

بی‌توجهیِ مدیرانِ شهری به هویت سیاست‌گذاریِ شهری، اغلب، اولویتِ خود را بر «توسعه‌یِ کمّی» می‌گذارد، نه «توسعه‌یِ کیفی و هویتی».

سلطه‌یِ الگوهایِ بی‌هویتِ بین‌المللی گرایش به «شهرهایِ گلاسه و مدرنِ اروپایی» به عنوانِ نمادِ پیشرفت، بدونِ در نظر گرفتنِ زمینه‌هایِ فرهنگیِ ایران.

نبودِ قوانینِ الزام‌آور و نظارتِ کافی ضعفِ مقرراتِ ملیِ ساختمان‌سازی در حوزه‌یِ «ضرورتِ توجه به هویتِ بومی و اقلیمی» و همچنین نظارتِ ناکافی بر اجرای آن.

ضعفِ فرهنگِ عمومیِ شهروندی در موردِ اهمیتِ هویت بسیاری از شهروندان، نسبت به بحرانِ بی‌هویتیِ شهر، آگاهیِ کافی ندارند و صرفاً به دنبالِ «سرعت و قیمتِ پایین» در ساخت‌وساز هستند.

۶. راهکارهایِ راهبردی برایِ بازآفرینیِ هویتِ شهری

برایِ آنکه مهندسِ عمران، به «حافظِ هویتِ شهری» تبدیل شود و شهرها، هویتِ گمشده‌یِ خود را بازیابند، راهکارهایِ زیر، ضروری‌اند:

الف) در سطحِ نظامِ آموزشی:

· بازطراحیِ سرفصل‌هایِ درسیِ مهندسیِ عمران و معماری با افزودنِ واحدهایِ درسیِ «تاریخِ معماریِ ایران»، «مبانیِ هویت در شهرسازی»، «مردم‌شناسیِ شهری» و «روش‌هایِ احیایِ بافت‌هایِ تاریخی».

· برگزاریِ اردوها و بازدیدهایِ علمی از بناها و بافت‌هایِ تاریخی، برایِ آشناییِ عمیقِ دانشجویان با میراثِ هویتیِ ایران.

ب) در سطحِ نظامِ مدیریتِ شهری:

· تدوین و الزامِ «منشورِ معماری و شهرسازیِ ایرانی» برایِ تمامِ پروژه‌هایِ عمرانیِ بزرگ، با تأکید بر نشانه‌ها، مصالح و الگوهایِ بومی.

· تشکیل «شورایِ سیاست‌گذاریِ هویتِ شهری» با حضورِ مهندسان، معماران، هنرمندان، تاریخ‌پژوهان و نمایندگانِ مردم، برایِ نظارت بر پروژه‌هایِ هویتی.

· اختصاصِ بودجه‌هایِ ویژه برایِ احیایِ بافت‌هایِ تاریخی و حمایت از پروژه‌هایِ هویت‌سازِ نوین.

· تعیینِ مشوق‌هایِ مالیاتی و اداری برایِ سازندگانی که به هویتِ ایرانی، احترام می‌گذارند.

ج) در سطحِ گفتمانِ فرهنگی و رسانه‌ای:

· رسانه‌ای‌کردنِ «موفقیت‌هایِ هویتی»؛ معرفیِ پروژه‌هایی که با رویکردِ هویت‌سازانه، ساخته شده‌اند تا به عنوانِ الگو، در سطحِ ملی، شناخته شوند.

· برگزاریِ جشنواره‌ها و همایش‌هایِ سالانه با محوریتِ «طراحیِ هویتیِ شهری» و تقدیر از پروژه‌هایِ برتر.

· تولیدِ محتوایِ رسانه‌ایِ جذاب (مستند، فیلم، انیمیشن، پادکست) در موردِ «اهمیتِ هویتِ شهری» برایِ افزایشِ آگاهیِ عمومی.

د) در سطحِ جامعه‌یِ مهندسی:

· تشکیلِ «انجمنِ مهندسانِ هویت‌ساز ایران» برایِ تبادلِ تجربیات، تولیدِ دانشِ بومی و حمایت از پروژه‌هایِ هویتی.

· برگزاریِ دوره‌هایِ آموزشیِ ضمن‌خدمت برایِ مهندسانِ شاغل، با محوریتِ «معماریِ ایرانی» و «روش‌هایِ مدرنِ احیایِ هویت».

· همکاریِ مهندسان با هنرمندانِ سنتی (کاشیکار، گچ‌بر، آجرتراش، منبت‌کار) برایِ احیایِ هنرهایِ فراموش‌شده و به‌کارگیریِ آن‌ها در پروژه‌هایِ نوین.

۷. چشماندازِ روشن؛ شهری که «ایرانی» نفس می‌کشد

تصور کنید شهری را که در آن، هر خیابان، روایتگرِ داستانی از تاریخِ کهنِ این سرزمین است. هر ساختمان، با نشانه‌هایِ ایرانی، به رهگذر، لبخند می‌زند و حسِ «تعلق» را در او برمی‌انگیزد. هر میدان، یادآورِ نقشِ جهان است و هر گذر، تداعی‌گرِ کوچه‌هایِ گلیِ یزد. در این شهر، مهندسِ عمران، دیگر یک «پیمانکارِ صرف» نیست؛ یک «شاعرِ فضا» است. شاعری که با خشت و آجر، با گنبد و مناره، با بادگیر و حیاط، با آب و سایه، سرودِ هویتِ ایرانی را می‌سراید. این، شهری است که در آن، کودکان، با هر قدم، با «خودِ ایرانیِ» خود، آشنا می‌شوند و بزرگ‌سالان، با هر نگاه، به ریشه‌هایِ خود، افتخار می‌کنند. این، شهری است که نه از «شهرهایِ جهانی» تقلید می‌کند، که «الگویِ جهانیِ شهرِ هویت‌مند» می‌شود.

«ای شهروندانِ این سرزمینِ کهن! بدانید که هر آجری که امروز در ساختمان‌هایِ شهر گذاشته می‌شود، یا «امتدادِ تختِ جمشید» و «گنبدِ فیروزه‌ایِ اصفهان» است، یا «تداومِ یک بی‌هویتیِ خزنده». انتخاب، با ما مهندسان است، اما نظارت، با شما شهروندانِ آگاه. از ما، شهری بخواهید که «ایرانی» باشد. از ما، بنایی بخواهید که با آسمانِ فیروزه‌ایِ مساجدِ اصفهان، هم‌آواز باشد. از ما، نه «بلندترین» و «ارزان‌ترین»، که «اصیل‌ترین» را بخواهید. که اصالت، خود، جاودانه‌ترین بلندیِ یک شهر است. ما، با همه‌یِ توانِ فنیِ خود، آماده‌ایم تا شهرهایی بسازیم که نه فقط «مقاوم»، که «خاطره‌انگیز» باشند. شهرهایی که نسلِ فردا، با نگاهِ به آن‌ها، به ریشه‌هایِ خود، ببالد و برایِ ساختنِ آینده‌ای روشن‌تر، از آن‌ها، الهام بگیرد.»

نقشِ مهندسِ عمران در بازیابیِ هویتِ شهری، از جنسِ «ساختنِ صرف» نیست؛ از جنسِ «بازآفرینیِ خاطره‌یِ جمعی» و «احیایِ پیوندِ نسل‌ها» است. او با هر طرح، می‌تواند «حلقه‌یِ گم‌شده» میانِ نسلِ امروز و تمدنِ دیروز را پیدا کند و به کودکانِ این سرزمین، یادآوری کند که آن‌ها، وارثانِ سرزمینی هستند که پل‌هایِ خواجو، گنبدهایِ فیروزه‌ای، بادگیرهایِ یزد و حیاط‌هایِ گلیِ کاشان، تنها گوشه‌ای از شکوهِ آن است. این، همان سفرِ عاشقانه‌ایست که در دلِ کویر و جنگل، در زیرِ گنبدِ مسجد و در کنارِ زاینده‌رود، آغاز کردیم؛ سفری که در آن، هر سازه‌ای، روایتگرِ «منِ ایرانیِ» ماست و هر مهندسی، راویِ این روایتِ بی‌پایان.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.