تاریخ انتشار : یکشنبه 15 شهریور 1405 - 10:27
کد خبر : 45572
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای عنوان جدید: “نگاهی به آنچه که باید دید” بسته هستند

عنوان جدید: “نگاهی به آنچه که باید دید”

عنوان جدید: “نگاهی به آنچه که باید دید”

تصرف یا سقوط کامل علی‌الطاهر به معنای پایان درگیری‌های نظامی در جنوب لبنان نیست. این تحولات تنها بخشی از معادله پیچیده‌تری هستند که همچنان ادامه دارد و ممکن است به تغییرات بیشتری منجر شود. وضعیت در این منطقه همچنان ناپایدار و پرتنش باقی خواهد ماند.

گروه تفسیر جنگ به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، در ادامه تحلیل‌های خود درباره جنگ ایران و آمریکا، به بررسی تحولات پایگاه مهم حزب‌الله لبنان در تپه علی الطاهر پرداخته است. در حال حاضر، نشانه‌ای واضح از تسلط کامل اسرائیل بر علی‌الطاهر مشاهده نمی‌شود. کیان عبداللهی، سردبیر خبرگزاری تسنیم، اعلام کرد که تا بعدازظهر ۱۴ شهریور، نمی‌توان به قطعیت گفت که عملیات در منطقه علی‌الطاهر به پایان رسیده است. در شب گذشته نیز درگیری‌هایی گزارش شده و برخی از افراد حاضر در منطقه از هدف قرار گرفتن یک تانک اسرائیلی توسط حزب‌الله خبر داده‌اند.

از سوی دیگر، اطلاعات منتشر شده از ارتش اسرائیل تنها به ویدئویی محدود مربوط به «تونل فرعی دوم» محدود می‌شود و خود اسرائیلی‌ها نیز هنوز ادعای روشنی درباره پایان کامل عملیات یا تسلط نهایی بر منطقه مطرح نکرده‌اند. نکته دوم به ماهیت جنگ حزب‌الله مربوط می‌شود. شیوه اصلی نبرد حزب‌الله، جنگ کلاسیک و منظم نیست، بلکه بر اساس الگوی جنگ نامتقارن و پارتیزانی استوار است. در این الگو، فرض بر این است که ممکن است یک موضع، ارتفاع یا پایگاه در مقطعی از دست برود. به همین دلیل، نیرویی که با منطق جنگ پارتیزانی عمل می‌کند، از پیش برای چنین سناریویی تمهید می‌اندیشد؛ یعنی اگر در نقطه‌ای تجهیزات، تسلیحات یا امکانات خاصی وجود داشته باشد، باید از ابتدا برای انتقال، تخلیه، جابه‌جایی یا ادامه عملیات پس از سقوط احتمالی آن نقطه برنامه‌ریزی شده باشد.

بنابراین، اگر علی‌الطاهر نیز در نهایت سقوط کند، منطقی است که حزب‌الله برای چنین وضعیتی از قبل سناریو و سازوکار جایگزین طراحی کرده باشد. نکته سوم این است که تصرف یا سقوط کامل علی‌الطاهر به معنای پایان معادله نظامی در جنوب لبنان نیست. برخی تحلیل‌ها چنین القا می‌کنند که اگر این ارتفاع از دست برود، به لحاظ جغرافیایی راه برای اسرائیل کاملاً باز خواهد شد و دیگر مانع جدی در برابر پیشروی آن وجود نخواهد داشت. اما ارزیابی‌هایی که از داخل لبنان مطرح می‌شود، چنین برداشتی را تأیید نمی‌کند. حتی در صورت تصرف این منطقه، درگیری در نقاط و خطوط بعدی ادامه خواهد یافت و موانع جغرافیایی و عملیاتی دیگری در برابر اسرائیل وجود خواهد داشت.

این نکته درباره توان تسلیحاتی حزب‌الله نیز صادق است. این تصور که با تصرف یا انهدام علی‌الطاهر کل ذخایر تسلیحاتی حزب‌الله از بین می‌رود، اغراق‌آمیز است. حتی اگر بخشی از تسلیحات حزب‌الله در این منطقه مستقر بوده باشد، بسیار محتمل است که با توجه به طولانی شدن حملات، بخش مهمی از آن جابه‌جا شده باشد. افزون بر این، شبکه تولید، نگهداری و تأمین تسلیحاتی حزب‌الله محدود به یک نقطه یا یک مجموعه زیرزمینی نیست. تولید و نگهداری تسلیحات در نقاط مختلف لبنان ادامه دارد و مسیرهای تأمین تسلیحاتی حزب‌الله نیز به‌طور کامل متوقف نشده است. بنابراین، سقوط یک پایگاه مهم می‌تواند خسارت‌زا باشد، اما به معنای فروپاشی توان نظامی حزب‌الله نخواهد بود.

نکته چهارم که به نظر می‌رسد درباره آن میان طیف‌های مختلف تحلیلگران نوعی اجماع وجود دارد، ارزش تبلیغاتی و سیاسی ماجرای علی‌الطاهر برای نتانیاهو است. حتی کسانی که درباره میزان اهمیت نظامی این منطقه اختلاف‌نظر دارند، عموماً قبول دارند که نتانیاهو تلاش خواهد کرد هرگونه پیشروی یا موفقیت در علی‌الطاهر را به یک دستاورد سیاسی و انتخاباتی تبدیل کند. مهم نیست که ارزش واقعی علی‌الطاهر در معادلات نظامی بسیار بالا ارزیابی شود یا محدودتر؛ در هر صورت، با توجه به وضعیت شکننده نتانیاهو در سیاست داخلی اسرائیل، چنین رخدادی قابلیت بهره‌برداری تبلیغاتی بالایی دارد. انتشار سریع تصاویر عملیات نیز نشان می‌دهد که ارتش و دولت اسرائیل از ابتدا به بُعد رسانه‌ای این پرونده توجه داشته‌اند. نتانیاهو نیز به چنین دستاوردهایی نیاز دارد.

اما نکته مهم‌تر، تفکیک میان «توفیق نظامی» و «دستاورد راهبردی» است. این تفکیک گاهی ممکن است به‌عنوان نوعی توجیه و ماله‌کشی شکست‌های میدانی تلقی شود، اما در واقع یکی از مفاهیم پایه در تحلیل جنگ است. اگر اسرائیل علی‌الطاهر را تصرف کند، بدون تردید یک توفیق نظامی به دست آورده است. بحث بر سر انکار این موفقیت نیست؛ مسئله این است که آیا اسرائیل می‌تواند این موفقیت را به تحقق هدف راهبردی خود تبدیل کند یا خیر. دستاورد راهبردی زمانی شکل می‌گیرد که یک موفقیت میدانی بتواند مسئله اصلی جنگ را حل کند. مهم‌ترین مسئله اسرائیل در جبهه لبنان، از نگاه خود اسرائیلی‌ها، تأمین امنیت شمال سرزمین‌های اشغالی و از بین بردن تهدید حزب‌الله علیه این منطقه است. بنابراین سؤال اصلی این نیست که اسرائیل چند ارتفاع یا چند تونل را تصرف کرده، بلکه این است که آیا این تصرف‌ها در نهایت تهدید علیه شمال اسرائیل را از میان می‌برند یا خیر.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.