تاریخ انتشار : سه شنبه 28 مهر 1405 - 12:20
کد خبر : 59616

طغیانی علیه نظام سرمایه‌داری در قلب اروپا

طغیانی علیه نظام سرمایه‌داری در قلب اروپا

بحران کنونی در اروپا ناشی از نارضایتی از دولت‌ها نیست، بلکه نتیجه‌ای از ناکامی الگوی حکمرانی نئولیبرال است. این الگو نتوانسته نیازهای مردم را برآورده کند و به همین دلیل، نارضایتی‌ها و چالش‌های جدی در سطح قاره به وجود آمده است.

به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، آتش‌فشان خشم و درگیری‌های گسترده‌ای که اروپا را از ایتالیا و پرتغال تا بلژیک، فرانسه و آلمان در بر گرفته، پیامی فراتر از یک مخالفت مدنی ساده یا واکنش زودگذر به تورم مقطعی دارد. تقابل خشونت‌آمیز شهروندان با ماشین سرکوب پلیسی، نشانه‌ای روشن از آسیب‌دیدگی ارکان مدلی است که سال‌ها خود را به عنوان نماد آزادی، عدالت و توسعه پایدار معرفی کرده است. آنچه در خیابان‌های قاره پیر در حال وقوع است، شورشی ساختاری علیه ماهیت سیستمی است که پایه‌گذار خود را بر تولید فقر و بازتولید سیستماتیک نابرابری بنا نهاده است؛ واقعه‌ای که به درستی باید آن را آغاز انهدام منظومه لیبرال دموکراسی در اروپا نامید. بحران کنونی اروپا ناشی از نارضایتی از عملکرد مقطعی دولت‌ها نیست، بلکه نتیجه شکست کامل الگوی حکمرانی نئولیبرال است.

در طول دهه‌های متمادی، بلوک‌های سنتی قدرت از جمله سوسیال‌دموکرات‌ها و محافظه‌کاران، پشت نقاب دموکراسی پارلمانی، یک دکترین واحد را دنبال کرده‌اند: کالایی‌سازی بی‌رحمانه آموزش، مسکن و درمان، تحمیل ریاضت‌های طاقت‌فرسا به توده‌ها و سرازیر کردن ثروت‌های عمومی به حساب کارتل‌های بزرگ مالی. این هم‌دستی نانوشته میان دو جناح سنتی، اسطوره «دولت رفاه» را نابود کرده و اکثریت جامعه را در تنگنای هزینه‌های بقا گرفتار کرده است. پاسخ دستگاه حاکمه به اعتراضات برحق دانشجویان، معلمان و کارگران، تنها گاز اشک‌آور و ماشین آب‌پاش بوده است؛ پاسخی که مشروعیت اخلاقی و مدنی این نظام‌ها را در نظر افکار عمومی باطل کرده است.

در این شرایط تاریخی، شهروند تحقیرشده اروپایی راهی برای نجات در میان نخبگان فرسوده نمی‌بیند و برای رهایی از چنگال بوروکراسی ناتوان بروکسل، به پایگاه گفتمانی راست افراطی پناه می‌برد. صعود چشمگیر جریان‌های ملی‌گرای رادیکال در قدرت‌های اصلی قاره، به‌ویژه در پایگاه‌های رأی فرانسه و ایالت‌های شرقی آلمان، نماد خروج قطعی توده‌ها از مدار هژمونی احزاب تأسیس‌کننده نظام لیبرال دموکراسی است. توده‌ها با انتخاب شعارهای بازگشت به مرزهای ملی، حق حاکمیت سرزمینی و تقدم منافع داخلی، به‌طور مستقیم اساسی‌ترین اصل پروژه همگرایی اروپایی را هدف قرار داده‌اند.

تثبیت این معادله گریزناپذیر، حوزه یورو و یکپارچگی اتحادیه اروپا را در آستانه فروپاشی قرار داده است. سازه‌ای که بر پایه حذف هویت‌های ملی و ادغام سرمایه‌محور بنا شده بود، توان جذب و مهار امواج بیگانه‌ستیزی، ملی‌گرایی واکنشی و مطالبات معیشتی را ندارد. اروپا اکنون در نقطه‌ای بی‌بازگشت از تقابل تاریخی میان شهروند و ساختار ایستاده است؛ مسیری که در آن نه ابزارهای سرکوب خیابانی کارساز خواهد بود و نه لفاظی‌های تکراری رسانه‌ها. منظومه لیبرال دموکراسی در بطن زادگاه خویش در حال بلعیده شدن توسط تناقضات درونی خود است و افق قاره را به سوی دگرگونی بنیادین و بی‌ثباتی پایدار سوق می‌دهد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.