رویای ملی، محصول تلاش و همدلی است نه دستور و بخشنامه

رئیس مرکز پژوهشهای مجلس اعلام کرد که هدف اصلی جنگهای شناختی و ترکیبی دشمن، تضعیف اراده ملی و ایجاد ناامیدی در مردم است. این جنگها به دنبال از بین بردن روحیه ملی و وحدت اجتماعی هستند.
به گزارش باور خبر به نقل از گروه پارلمانی خبرگزاری تسنیم، بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، در خصوص اهمیت مبحث «رویای ملی» در ادبیات پژوهشی و سیاستگذاری کشور در شرایط کنونی و در میان چالشهای اقتصادی، اظهار داشت: باید بپذیریم که رویای ملی یک مفهوم غیرواقعی نیست؛ بلکه اساس هر نظام حکمرانی پایدار و هدایتکننده قدرت ملی به شمار میآید. این موضوع به ویژه با توجه به تحولات جدید در نظام بینالملل و پس از دو جنگی که تجربه کردهایم، بیشتر خود را نمایان کرده است.
وی با اشاره به اینکه ایدههای جهانیشدن در سطح جهانی رو به افول است و اعتبار خود را از دست دادهاند، افزود: در غیاب یک رویای معتبر، نه میتوانیم گذشته را به درستی روایت کنیم، نه حال را تحلیل نماییم و نه ارادهای برای تغییر آینده خواهیم داشت. هدف اصلی در جنگهای شناختی و ترکیبی امروز، «رویازدایی» و تضعیف اراده ملی ماست.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس در ادامه بیان کرد: جامعهای که فاقد رویا باشد، ارتباط خود را با زمان از دست میدهد و سیاستهای آن به تصمیمات پراکنده و بدون افق تبدیل میشود. بنابراین، ارائه تصویری روشن از آینده، پیشنیاز ضروری برای ایجاد امید، بسیج منابع داخلی و تولید رضایت است؛ زیرا امید، عنصر اصلی رویاست.
وی همچنین به تنوع و گاه تضاد در دیدگاههای جامعه امروز ایران نسبت به آینده اشاره کرد و بر لزوم دستیابی به یک رویای مشترک در میان این چندگانگیهای فرهنگی تأکید کرد و گفت: متأسفانه چتر کلان فرهنگی کشور کارآمدی گذشته را از دست داده و آرمانشهر مشترک، کمتر در ادبیات روزمره ما مشاهده میشود. در چنین شرایطی، بخشی از جامعه به یکی از سه گزینه «بیتفاوتی»، «اعتراض» یا «خروج» روی آوردهاند که هر سه به ضرر پیشرفت کشور است.
نگاهداری، نخستین گام برای عبور از این وضعیت را ایجاد مفاهمه و به رسمیت شناختن یکدیگر از نظر فرهنگی دانست و تصریح کرد: رویای ملی با دستور و بخشنامه شکل نمیگیرد؛ بلکه باید زنده، تجربهپذیر و از دل جامعه بجوشد. ما باید از طریق گفتگوی مبتنی بر عقلانیت و معطوف به خیر عمومی، به یک وفاق برسیم. هنر در اینجا زبان رویاست و مردم باید در مرکز سیاستگذاریها قرار گیرند.
وی در ادامه درباره امکانپذیری این رویای ایرانی در شرایط کنونی و با توجه به تنشهای بینالمللی گفت: در سطح راهبردی، باید از تقلیلگرایی در انتخاب میان «امنیت» و «پیشرفت» پرهیز کنیم. ما نیازمند ترکیب هوشمندانه این دو هستیم. دیگر این دوگانهسازیهای بیمعنا، در واقعیت معنایی ندارد. در افق کوتاهمدت باید معماری تابآوری اقتصادی را بازطراحی کنیم.
نگاهداری ادامه داد: در افق کوتاهمدت باید معماری تابآوری اقتصادی را بازطراحی کنیم و در افق بلندمدت، با تمرکز بر هوش مصنوعی، حکمرانی دادهمحور و بازتعریف جایگاه ژئواکونومیک ایران، راهبرد جهش قدرت را دنبال کنیم؛ به گونهای که واگرایی از ایران برای سایر بازیگران بینالمللی هزینههای سنگین و معناداری به همراه داشته باشد.
وی افزود: البته در بعد داخلی نیز باید به طور اساسی از برخی وابستگیها که توسعه ایران را به عقب رانده است، فاصله بگیریم. یکی از موانع اصلی کشور، دولت نفتی و اقتصاد مبتنی بر هیدروکربنیسم است که ذاتاً رویاگریز، غیرخلاق و مشارکتناپذیر است. این مشکل نه تنها در ایران، بلکه تقریباً در تمام کشورهایی که به اصطلاح اقتصاد نفتی دارند، وجود دارد.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس در پایان با تأکید بر ضرورت حرکت از اقتصاد نفتی به سمت یک اقتصاد مردمی، تولیدگرا و ژئوپلیتیکی، تصریح کرد: کارویژه اصلی سیاستگذاری امروز، تأمین رضایت مردم است. این مسیر میتواند رویای ملی ایرانیان را به شکلی برجسته بازآفرینی کند.
انتهای پیام/
برچسب ها :جنگهای شناختی ، حکمرانی پایدار ، رویای ملی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰