جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران؛ چه کسی سرنوشت این نبرد را تعیین میکند؟

هفت ماه پس از آغاز جنگ علیه ایران، سوال اصلی این است که چه کسی میتواند دستاوردهای میدانی را به توافقی برای پایان جنگ تبدیل کند. تلاشها برای رسیدن به یک راه حل پایدار و پایان دادن به درگیریها ادامه دارد.
بینالملل به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، هفت ماه پس از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی، موضوع تنها به این نکته خلاصه نمیشود که کدام طرف در میدان نبرد موفقتر عمل کرده است؛ بلکه مسأله اصلی این است که کدام طرف میتواند دستاوردهای میدانی را به شرایطی برای پایان جنگ تبدیل کند. جنگی که در نهم اسفند ۱۴۰۴ بر ایران تحمیل شد و هدف آن تغییر معادلات بود، همچنان ادامه دارد و اکنون به مرحلهای رسیده که زمان و ترتیب اجرای اقدامات، خود به بخشی از قدرت تبدیل شده است. ایران طرحی هفتروزه ارائه داده که طبق آن، روز ششم تنگه هرمز باز میشود و روز هفتم مذاکرات آغاز میگردد. ترامپ این پیشنهاد را رد کرده است، اما تلاشهای میانجیگری همچنان ادامه دارد. آغاز، ادامه و پایان جنگ سه توان متفاوت هستند و تجربه این ماهها نشان داده که این سه توان لزوماً در یک دست جمع نمیشوند.
قدرت در پایان جنگ به این معنا نیست که ایران جنگ را آغاز کرده است؛ بلکه واشنگتن با برتری نظامی قابل توجهی حمله کرده و ایران از ساعات اولیه در موضع دفاع قرار گرفت. واشنگتن در ضربهزدن برتری داشت، اما ضربهزدن با تعیین شرایط پایان جنگ یکسان نیست. قدرت در پایان جنگ زمانی معنا پیدا میکند که یک طرف بتواند موقعیت میدانی را به توافق سیاسی تبدیل کند و بر پیششرطها، ترتیب اجرا و شکل توافق تأثیر بگذارد؛ بهگونهای که طرف مقابل نیز ناچار شود بخشی از آن را در توافق لحاظ کند. زمان، یک اهرم قدرت است و رفتار ترامپ در این زمینه قابل توجه است. او در مجمع عمومی سازمان ملل از امکان نابودی ایران سخن گفت، اما در همان زمان از احتمال توافق با تهران نیز صحبت کرد و پس از رد طرح هفتروزه، ادامه مذاکرات را محتمل دانست. در مقابل، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، بهصراحت اعلام کرده که محاسبات تهران به انتخابات آمریکا وابسته نیست و ایران هم برای جنگ آماده است و هم برای دیپلماسی.
در جنگهای طولانی، زمان تنها مدت جنگ نیست؛ بلکه خود به بخشی از قدرت تبدیل میشود. این فشار زمانی را میتوان در خلیج فارس نیز مشاهده کرد. سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، در گفتوگو با تسنیم اعلام کرده است که پیش از جنگ، ۳۰ تا ۴۰ شناور جنگی آمریکایی در خلیج فارس حضور داشتند و اکنون هیچ شناور جنگی آمریکایی در این منطقه باقی نمانده است. رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، نیز در پیام هفته دفاع مقدس، وضعیت دریای عرب را بخشی از همین محاسبه دانسته و گفتهاند: «دشمنان بهخاطر ضربات محافظان تنگه هرمز از دریای عرب جلوتر نمیآیند.» هرچه هزینه ادامه جنگ برای یک طرف بیشتر شود، فشار زمانی برای پایان دادن به آن نیز میتواند افزایش یابد؛ طرف مقابل هم میتواند از این فشار در مذاکرات بهرهبرداری کند. این فشار را میتوان در بازار انرژی نیز مشاهده کرد. واشنگتن به ذخایر راهبردی نفت خود متوسل شده است؛ انبارهایی که برای روزهای بحران نگهداری میشوند، نه برای بازار روزمره. رویترز گزارش داده که تا ۴۰ میلیون بشکه دیگر عرضه خواهد شد و این انبارها به کمترین سطح در بیش از چهار دهه رسیدهاند؛ بلومبرگ نیز نوشته که همه این اقدامات در آستانه انتخابات میاندورهای انجام میشود. به این ترتیب، هزینه فرسایش جنگ دیگر تنها در میدان نظامی پرداخت نمیشود، بلکه به محاسبات انرژی و اقتصاد آمریکا نیز رسیده است.
اختلاف بر سر روایت میدان در دریا نیز عمیقتر شده است. ترامپ بهطور رسمی ادعا کرده که آمریکا «کنترل تقریباً کاملی» بر تنگه هرمز دارد و ایران نمیتواند درباره آن شرط بگذارد. تهران نیز به تفاهمنامه اسلامآباد و آمار تردد دریایی استناد میکند. عراقچی توضیح داده که ایران و آمریکا در تاریخ ۲۷ خرداد، با میانجیگری پاکستان و قطر، این تفاهمنامه را امضا کردند و بر اساس بند پنجم آن، ایران متعهد شد ترتیبات تردد ایمن کشتیها را فراهم کند؛ مذاکرات فنی با عمان بلافاصله آغاز شد و ظرف دو هفته، تردد دریایی به حدود شصت درصد سطح پیش از جنگ رسید. اما اقدامات یکجانبه آمریکا اجرای آن را متوقف کرد؛ به تعبیر عراقچی، واشنگتن بهجای استفاده از سازوکار حلوفصل اختلاف در متن همان تفاهمنامه، به تجاوز نظامی متوسل شد. بازار نفت نیز هزینه این نگرانی را محاسبه کرده است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، اعلام کرده که معاملهگران به دلیل خطر نبرد در هرمز، نفت را حدود ۳۵ دلار گرانتر از سطح پیش از جنگ خرید و فروش میکنند و در بازار فیزیکی این فاصله به ۵۰ دلار میرسد.
واشنگتن روایت متفاوتی دارد؛ ترامپ مدعی شده که در چند روز اخیر بیش از هر زمان دیگری در تاریخ نفت از تنگه خارج شده است. اختلاف این روایتها نشان میدهد که مسأله هرمز دیگر تنها میزان عبور کشتیها نیست؛ بلکه شرایطی است که بر اساس آن این عبور ادامه پیدا میکند؛ شرطی که واشنگتن آن را نبود نقش ایران تعریف میکند و تهران آن را بر پایه همان نقشی برای ایران در اداره آبراه میداند. چنانکه گزارش والاستریتژورنال از تفاهم خرداد نشان میدهد که بازگشایی تنگه در برابر رفع بخشی از تحریمهای نفتی و آزادی داراییهای مسدود، و همراه با پذیرش نقشی برای ایران در ترتیبات هرمز پیشنهاد شده بود؛ موضوعی که با ادعای فعلی واشنگتن سازگار نیست. قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء نیز قاعده را در یک جمله بیان کرده است: جریان نفت و گاز منطقه یا برای همه آزاد است یا برای هیچکس. و پشتوانه این موضع تنها نظامی نیست؛ رهبر انقلاب نیز در همان پیام تأکید کردهاند: «اقشار جامعه بر حفظ تنگه پرخیر و برکت هرمز پای میفشارند.»
اما پرسش دیگر تنها میزان عبور نیست؛ هر توافق نهایی ناچار است مشخص کند چه کسی درباره عبور کشتیها و اجرای ترتیبات دریایی اختیار عملی خواهد داشت. دو طرف بر سر همین اعداد و چگونگی اجرای آنها اختلاف دارند؛ اینها بخشی از مسائلی هستند که در شرایط پایان جنگ باید تعیین تکلیف شوند. طرح هفتروزه تهران همین محورها را یکبهیک به موضوع مذاکره بدل کرده است: لغو محاصره دریایی را پیششرط گذاشته، باز شدن تنگه در روز ششم و آغاز گفتوگو در روز هفتم را ترتیب اجرا قرار داده، دامنه پایان جنگ را تا جبهههای دیگر از لبنان تا فلسطین کشانده و معافیت تحریمی نفت و دسترسی به داراییهای مسدود را نیز در بسته پیشنهادی گنجانده است. عراقچی گفته این برنامه از روزی آغاز میشود که آمریکا طرح را بپذیرد؛ و همین طرح، بخشی از منطق همان تفاهمنامه اسلامآباد را با تعهدات گستردهتری دنبال میکند؛ توافقی که واشنگتن امضایش کرده بود.
این پیوند میان بازگشایی هرمز و رفع فشار اقتصادی را میتوان در مواضع بازیگران بیرون از جنگ نیز شنید؛ چین پیشتر خواستار بازگشت دو کشور به تفاهمنامه اسلامآباد شده و وانگیی، وزیر خارجه این کشور، در تاریخ ۲۵ شهریور بر اجرای تعهدات دو طرف تأکید کرده است؛ ولادیمیر پوتین نیز در نشست اندیشکده والدای ابراز امیدواری کرده که تنگه باز شود و تحریمهای ایران لغو گردد؛ خواستهای که به تعبیر او، درست است. تهران این شروط را تنها در قالب یک پیشنهاد دیپلماتیک مطرح نکرده است؛ کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز ماده پایانی طرح اقدام راهبردی تنگه هرمز را تصویب کرده تا پس از لازمالاجرا شدن قانون، ترتیبات این آبراه تابع چارچوب قانونی مصوب باشد و سخنگوی کمیسیون بهطور شفاف اعلام کرده که از شروط کوتاه نخواهند آمد. به این ترتیب، شروط بازگشایی دیگر تنها یک موضع مقطعی در مذاکره نیستند و صورتبندی قانونی هم یافتهاند.
واشنگتن چارچوب متفاوتی را دنبال میکند: ایران تمرکز گفتوگوها را بر ترتیبات هرمز و رفع محاصره گذاشته، در حالی که دولت آمریکا مطالبات هستهای را پیش میکشد و میخواهد تحریمهایی که در طول جنگ اضافه شدهاند، برقرار بمانند؛ قالیباف نیز اعلام کرده که ایران در موضوع هستهای انعطافی نشان نداده است. حتی با وجود این اختلافها، تماسها متوقف نشده است. آنچه به روز بعد منتقل میشود، جنگ زمانی واقعاً وارد مرحله پایان میشود که مسأله تنها توقف آتش نباشد؛ طرفین باید درباره ترتیب پایان، دامنه تعهدات، نحوه اجرا و قواعد روز بعد به توافق برسند. تمام کردن جنگ با تعیین همه شرایط پایان یکی نیست؛ مسأله این است که چه کسی میتواند شرایطی بسازد که پایان دادن به جنگ بدون پذیرش بخشی از آن ممکن نباشد. جنگ هنوز به پایان نرسیده و داوری نهایی زود است؛ اما معیار سنجش قدرت از همین حالا تغییر کرده است. پایان جنگ، آخرین مرحله میدان نیست؛ خودِ آن یک میدان قدرت است.
برچسب ها :آمریکا و اسرائیل ، جنگ ایران ، مذاکرات صلح
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰