تاریخ انتشار : یکشنبه 13 سپتامبر 2026 - 20:07
کد خبر : 48238
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای خفتی که نمی‌توان اندازه‌گیری کرد! بسته هستند

خفتی که نمی‌توان اندازه‌گیری کرد!

خفتی که نمی‌توان اندازه‌گیری کرد!

کاخ سفید با تزیین این خنجر در لفافه تعارفات دیپلماتیک، قاره سبز را در خواب و رخوتی عمیق فرو برده است. وعده‌های توخالی و بی‌عملی، تنها به تشدید این وضعیت کمک کرده‌اند.

به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، زلزله سیاسی در ایالت زاکسن-آنهالت و موفقیت چشمگیر راست‌گرایان رادیکال با کسب نزدیک به نیمی از آرا، جریان‌های سنتی قدرت در برلین و بروکسل (اتحادیه اروپا) را در شوک فرو برده است. صدراعظم آلمان این رویداد را یک فاجعه تمام‌عیار برای ساختار مستقر ارزیابی کرده و نگرانی از گسست در ارکان اتحادیه اروپا را به وجود آورده است. پیام تبریک دونالد ترامپ و استقبال علنی او از گسترش این موج تجزیه‌طلبانه در سراسر قاره، واقعیت تلخی را در عرصه ژئوپلیتیک نمایان می‌سازد: واشنگتن به دنبال تخریب اروپای یکپارچه است.

شگفتی این ماجرا نه تنها در خصومت آشکار کاخ سفید، بلکه در رفتار مالیخولیایی پایتخت‌های اروپایی نهفته است؛ بازیگرانی که هرچه دستان واشنگتن برای خفه‌کردن آن‌ها فشرده‌تر می‌شود، تملق و پیوند خود را با این قدرت فرامنطقه‌ای تنگ‌تر می‌کنند. در منطق واقع‌گرایی روابط بین‌الملل، دوام یک بازیگر به حفظ پایه‌های اقتدار درون‌زا و ساماندهی موازنه قوا بستگی دارد. با این حال، سران اروپا سال‌هاست که هویت و هستی خود را به متغیری وابسته به اراده کاخ سفید تنزل داده‌اند. آن‌ها مرز ظریف میان یک هم‌پیمانی تاکتیکی و خودباختگی بنیادین را در هم آمیخته و امنیت خود را بر پایه عهدی استوار کرده‌اند که طرف مقابل، بقای خود را در گرو بلعیدن آن می‌بیند.

از دیدگاه واشنگتن، بلوک حاکم بر بروکسل نه شریکی هم‌سنگ، بلکه هزینه‌ای گزاف، کارت بازی برای باج‌گیری یا سپری دفاعی برای قربانی شدن در بحران‌هاست. کاخ سفید با تزیین این خنجر در لفافه تعارفات دیپلماتیک و وعده‌های سراب‌گونه، قاره سبز را در رخوتی کشنده و امیدی یخ‌زده منجمد کرده است. ممنوعیت پرسش از وفاداری به ترامپ برای استخدام دولتی در آمریکا، پارادوکس مرگبار اروپا را شکل می‌دهد و ریشه در نوعی کوری شناختی و چنگ زدن به تصورات باطل دارد.

پذیرش این گزاره هولناک که حامی سنتی و کهنه‌کار در حال بمب‌گذاری زیر ستون‌های اتحادیه است، مستلزم واژگونی تمامی الگوهای ادراکی و پرداخت هزینه‌های گزاف استقلال راهبردی است. از این رو، نخبگان اروپایی ترجیح می‌دهند با انکار شواهد عینی، خصومت‌های عریان ترامپ را خطایی مقطعی قلمداد کرده و برای اثبات سرسپردگی بیشتر، مسابقه بگذارند. آنان تمامی پل‌های ارتباطی جایگزین را ویران کرده و اکنون تصور می‌کنند خروج از مدار مدارای با آمریکا، تیر خلاصی بر حیاتشان خواهد بود؛ دامی خودساخته که ثمره‌اش تسلیم امتیازات راهبردی بیشتر به قدرت حامی است.

اگر فرمانروایان بروکسل از این خواب مغناطیسی بیدار نشوند، روزی به خود خواهند آمد که هویت قاره یکپارچه و حوزه یورو، زیر چرخ‌دنده‌های هم‌پیمانی افراط‌گرایان داخلی و کارزار فرسایشی کاخ سفید برای همیشه ذوب شده است. بدون شک آنچه در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت در آلمان و پس از آن رخ داد، نقطه عطفی در خفت و خواری ژرمن‌ها و اروپاییان بابت بازی در زمین آمریکاست. خفتی که شهروندان اروپایی بابت آن، صاحبان قدرت را در کشورهایشان مجازات خواهند کرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.