تاریخ انتشار : سه شنبه 28 مهر 1405 - 15:08
کد خبر : 59670

«ادهم معروف»؛ شهید شیوه‌ای نوین از مرگ در غزه: انتخابی سخت برای نجات خانواده!

«ادهم معروف»؛ شهید شیوه‌ای نوین از مرگ در غزه: انتخابی سخت برای نجات خانواده!

ادهم در غزه با تهدیدی وحشتناک روبه‌رو شد. به او گفتند: «انتخاب کن! یا خودت بمیر یا خانواده‌ات را با بمباران می‌کشیم.» او با شجاعت سینه‌اش را سپر کرد و در برابر این ظلم ایستاد. این لحظه، نمادی از مقاومت و فداکاری در برابر بحران‌هاست.

به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم؛ گروه فرهنگی؛ فاطمه مرادزاده؛ نام او «ادهم خلیل معروف» بود. وی از سوی یک افسر «اسرائیلی» جنایتکار تهدید شد که یا باید به پشت‌بام خانه برود تا با پهپاد او را بکشد، یا اینکه خانه‌اش بمباران می‌شود و تمامی اعضای خانواده‌اش به قتل می‌رسند. ادهم برای نجات خانواده‌اش به پشت‌بام رفت و در آنجا توسط اشغالگر جنایتکار با پهپاد کشته شد و به شهادت رسید… نسل‌کشی همچنان ادامه دارد.

این چند خط که روایتگر آخرین لحظات زندگی قهرمانانه و اسطوره‌ای یک جوان عربی است، نه تنها یک صحنه از یک فیلم هالیوودی درام و تراژیک نیست، بلکه عین حقیقتی است که در همین غرب‌آسیا جریان دارد! «ادهم خلیل معروف» جوانی ۳۳ ساله بود که چند روز پیش در اردوگاه پناهندگان جبالیا در شمال باریکه غزه، داستان آخرین ساعات زندگی‌اش را به اجبار اشغالگران نوشت و برای حفظ خانواده‌اش و جلوگیری از ویرانی خانه‌اش، خود را به جوخه آتش سپرد و به قربانگاه رفت! اشغالگران صهیونیستی به قدری وقاحت و جنایت را از حد گذرانده‌اند که کشتار و نسل‌کشی‌شان به تفریح تبدیل شده و به ساکنان غزه می‌گویند که بیایید جلوی تیر و توپ و پهپاد ما بایستید تا ما شما را بکشیم و لذت ببریم!!… آنها شرط می‌گذارند که یا خودت یا خانه و خانواده‌ات!… و چه کسی نمی‌داند که آن خانه و خانواده نیز قربانیان بعدی مغول‌های صهیونی خواهند بود!

اما تلخ‌تر از شیوه هالیوودی شهادت ادهم، عدم بازتاب آن در رسانه‌های جهانی و حتی رسانه‌های کشورهای اسلامی است!… این خبر به جز در چند صفحه مجازی و واکنش‌های اندک کاربران آن صفحات، بازتاب دیگری نداشت! در حالی که باید مانند بمب صدا می‌کرد و رگ غیرت مسلمانان را متورم می‌ساخت؛ رگ غیرت جوانان عرب و سران کشورهای اسلامی‌عربی را… این خبر که «بیا اینجا بایست تا با پهپاد تو را بکشیم»، به تنهایی می‌توانست به دنیا نشان دهد که وقتی ۴۵ سال پیش امام خمینی (ره) فرمود «اسرائیل» یک غده سرطانی در یک گوشه از ممالک اسلامی است، یعنی چه؛ غده‌ای که آنقدر نادیده گرفته و بزرگ شده که امروز جهان شاهد است که اختاپوس‌وار در همه‌جا (از اقتصاد و سیاست دنیا گرفته تا رسانه) ریشه دوانده و به راحتی سرزمینی را ویران و مردمش را قتل‌عام می‌کند و برای سرگرمی، با پهپاد آدم می‌کشد!

جنایات غده سرطانی صهیونی تازه نیست و از زمان شکل‌گیری کشور جعلی اسرائیل (۱۹۴۸) با وقوع روز «نکبت» و کشتار و آوارگی صدها هزار فلسطینی آغاز شد و هر روز؛ دقیقا هر روز در تمام ۸۰ سال گذشته ادامه یافته است. تفاوت جنایات دیروز و امروز صهیونیست‌ها تنها در وقاحت و پرده‌دری است، به این معنا که تا چند دهه پیش خبری از فضاهای مجازی نبود و رژیم به راحتی بر جنایاتش سرپوش می‌گذاشت، در حالی که امروز و به یُمن گوشی‌های همراه و تکنولوژی، تصاویر بلاهایی که بر سر فلسطین و فلسطینیان می‌آید، با سرعت در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود و با این وجود، رژیم جعلی بی‌پرواتر از هر زمان دیگری به ادامه جنایاتش اصرار دارد و از دیده شدن و منفور و مجازات شدن در افکار عمومی جهانیان هیچ واهمه‌ای ندارد!

جالب‌تر اینکه میدان تبلیغات انتخاباتی‌اش به معرکه‌ای تبدیل شده برای افتخار به کشتار بیشتر فلسطینیان، و احزاب چپ و راست برای جلب رأی بیشتر از طرفداران خود، وعده کشتار و تخریب بیشتر فلسطین و فلسطینیان را می‌دهند؛ آن هم در برابر دوربین‌های رسانه‌ها و دیدگان اذهان مسخ‌شده مردم جهان! چرا غده سرطانی به جای نابودی ریشه دوانده است؟ این رژیم جعلی و غده سرطانی باید تا به حال ریشه‌کن می‌شد، اما به هزار و یک دلیل نشد.

تسلط بر رسانه‌های جهان و مسخ اذهان جهانیان با اخبار دروغ و غیرواقع و طراحی الگوریتم رسانه‌های اجتماعی بر پایه سانسور اخبار غیرخودی، تنها یکی از دلایل تداوم بقای این موجودیت شیطانی است. ریشه دواندن در اقتصاد دنیا و بانک‌ها و مراکز مهم مالی جهان و برخورداری از حمایت استعمارگرانی که نان‌شان در بقای رژیم اسرائیل در قلب سرزمین‌های ثروتمند و سرشار از منابع اسلامی است، در کنار روی کار آوردن رهبران حقیر و ذلیل و دنیاطلب و وابسته در اغلب کشورهای اسلامی، مانند کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، از دیگر دلایلی است که دست و پای مردم آزاده غرب‌آسیا و جهان را برای نابود و ریشه‌کن کردن غده سرطانی بسته است؛ غده‌ای که یک گام با پیمان‌های دروغینی چون پیمان ابراهیم و ده گام با زور و ارعاب نظامی در حال گسترش دامنه اشغالگری خود در سراسر فلسطین و لبنان و سوریه است و سودای متوهمانه‌اش بیش از اینهاست و این را بارها با گفتار و کردار و طرح و نقشه به دنیای گیج و گنگ و مست و مسخ و خواب‌آلود حالی کرده است.

قتل جانکاه فقط یک «ادهم معروف» کافی بود تا غیرت جهان اسلام و عرب به جوش بیاید و سیلی بشود که بنیان آدم‌خوارهای صهیونی را از جا کنده و غده سرطانی را ریشه‌کن کند، حال آنکه پیش از کشتن ادهم، غزه در طول سه سال نبرد، شاهد مرگ حدود ۸۰ هزار نفر از فرزندانش بود و فلسطین شاهد آوارگی ۶ میلیون نفر از خانواده‌اش و همچنان شاهد کشتار و تخریب خانه‌ها و سوزاندن درختان و سرقت مال و اموال و هتک حرمت روزانه مسجدالاقصی!

فردای بدون غده سرطانی؛ آرزویی که برآورده خواهد شد شاید دیر شده باشد، شاید نه!… شاید غده سرطانی در تمام پیکر بیمار جهان ریشه دوانده باشد، شاید هنوز نه!… اما حتی اگر ریشه‌های سرطانی این غده زهرآلود شیطانی سراسر پیکر جهان را در برگرفته باشد! تا زمانی که یک نفس از جهان باقی است، چاره‌ای جز جراحی و بیرون کشیدن این غده چرکین از پیکر غرب‌آسیا و سایر مناطق دنیا نیست، امید و آرزوی غیرمحالی که فردای زمین به آن گره خورده؛ همان فردایی که خداوند متعال در پنجمین آیه از سوره قصص، وعده‌اش را به مظلومان و مستضعفان عالم داده است: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ». و کار ناتمام، تمام خواهد شد!

وعده‌ای که به نظر می‌رسد زمین برای تحققش در حال جوش‌و‌خروش و بسترسازی و لحظه‌شماری است؛ نشان به نشان پرچم‌های فلسطینی که هر روز در سرتاسر جهان روی دست پیر و جوان اروپایی و آمریکایی بلند می‌شود… نشان به نشان جوانان دانش‌آموز و دانشجوی سرزمین‌های دور و نزدیک که پرچم به‌دست و چفیه بر گردن، شعار آزادی فلسطین «Free Palestine» سرمی‌دهند و پیه همه‌نو عقوبتی از جمله اخراج از مدرسه و دانشگاه را به جان خود مالیده‌اند… نشان به نشان پزشکان ایرلندی و کانادایی و انگلیسی و ترکی و آمریکایی و … که برای آزادی دکتر حسام ابوصفیه از زندان‌های رژیم جنایتکار صهیونی، هر هفته پلاکارد به دست به خیابان‌ها سرازیر می‌شوند… نشان به نشان تنفری که از رژیم جعلی مثل موج در جهان پخش می‌شود و هر روز اراذل و اوباش اسرائیلی را منزوی‌تر می‌کند… و نشان به نشان اذهانی که هر روز بیش از گذشته از زیر یوغ استعمار امپریالیسم رسانه‌ای صهیونی آزاد می‌شوند و از حقیقت پنهان‌شده در هزارتوی دروغ‌پردازی صهیونیست‌ها پرده بر می‌دارند، مانند پادکستر و مفسر سیاسی آمریکایی که یک روز پیش بی‌واهمه در صفحه مجازی‌اش نوشت: «اسرائیل» به پناهگاهی برای پدوفیل‌ها تبدیل شده و یک سازوکار سازمان‌یافته وجود دارد که بر اساس آن افراد پدوفیل به جایگاه‌های قدرت در سراسر واشینگتن دی‌سی راه پیدا می‌کنند… یا مانند دکتر «دیفلِیشن»؛ استاد فیزیک دانشگاه میامی که همین شب گذشته توییت کرد: هرگز در ایکس (توییتر) حقیقت را نگویید! زیرا الگوریتم‌های ایکس میزان دیده‌شدن شما را کاهش می‌دهند و اگر خلاف میل‌شان حرفی بزنید، حساب شما را فورا مسدود می‌کنند. اما جمله به شدت قابل تامل و تفکر دکتر دیفلیشن این بود که: «ما پشت سیم‌های خاردار زندانی هستیم؛ فقط به شکلی متفاوت»؛ حقیقتی بزرگ که پروفسور آمریکایی به آن رسیده و از گفتنش ترس و ابایی ندارد؛ فهمی که در حال گسترش است؛ اینکه رسانه‌های مجازی و غیرمجازی جهان چون شبکه‌ای تودرتو و نامرئی به مغزی متصل است که اطلاعات را پردازش کرده و سره و ناسره را به دلخواه جدا کرده و در رگ‌ها و مویرگ‌های رسانه‌ای پخش می‌کند و به خورد افکار عمومی جهان می‌دهد. این مغز رسانه‌ای امپریالیستی‌صهیونیستی و فیلترهای نامرئی‌اش همان سیم خاردار بزرگی است که فکر و ذهن مردم جهان را به اسارت خود درآورده!

و همه اینها؛ همه این آیه‌ها و نشان‌ها و هشدارها و بیداری‌ها؛ یعنی: «کار ناتمام، تمام خواهد شد»!

انتهای پیام/

برچسب ها : ، ،

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.