آیا دو برابر شدن شاخص هموزن، نشانهای از آغاز صعود جدید بورس است؟

رشد چشمگیر شاخص هموزن نشاندهنده این است که افزایش اخیر در بازار سهام تنها به سهام بزرگ محدود نمیشود. این موضوع حاکی از افزایش مشارکت سرمایهگذاران در بازار است و نویدبخش تنوع بیشتری در انتخاب سهام است.
اقتصادی به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، دستیابی به بازدهی ۱۰۰ درصدی شاخص هموزن بورس تهران از ابتدای سال، که در معاملات دیروز به وقوع پیوست، نمایی از تغییرات بازار سهام را به نمایش میگذارد. در شرایطی که شاخص کل نیز به سطوح تاریخی جدیدی رسیده، رشد قابل توجه نمادهای کوچک و متوسط نشاندهنده این است که موج صعودی اخیر تنها به چند سهم بزرگ و شاخصساز محدود نمیشود و دامنه مشارکت در بازار افزایش یافته است.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر نمایان میشود که بدانیم شاخص هموزن، بر خلاف شاخص کل، تأثیر شرکتهای بزرگ را تا حد زیادی خنثی میکند و به همین دلیل عملکرد آن تصویری متفاوت از وضعیت عمومی بازار ارائه میدهد. رشد ۲.۵۹ درصدی این نماگر در معاملات روز گذشته (دوشنبه) و رسیدن بازدهی آن به ۱۰۰ درصد، نشاندهنده این است که بخش عمدهای از سهام بازار در ماههای اخیر با تقاضای قابل توجهی مواجه بودهاند. چنین سطحی از بازدهی در تاریخچه شاخص هموزن، امری کمسابقه است و تنها در دو سال گذشته، یعنی ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹، بازدهی سالانه بالاتر از ۱۰۰ درصد برای آن ثبت شده است.
اما سوال اصلی این است که آیا این رشد میتواند ادامه یابد یا بازار سرمایه در آستانه یک مرحله جدید قرار گرفته است؟ برای پاسخ به این سوال، باید به رفتار نقدینگی توجه کرد. نگاهی به معاملات دیروز نشان میدهد که بیش از ۷ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان سرمایه حقیقی به بازار سهام وارد شده و در پایان معاملات نیز حجم قابل توجهی از سفارشهای خرید بدون پاسخ فروشندگان باقی مانده است. از سوی دیگر، بخش بزرگی از نمادها در محدوده مثبت معامله شدهاند. این ترکیب نشان میدهد که آنچه در حال حاضر بازار سهام را به جلو میبرد، تنها رشد چند نماد بزرگ نیست؛ بلکه تقاضا در سطح بازار سرمایه نیز گسترش یافته است.
با این حال، همین نقطه میتواند منبع نگرانیها نیز باشد؛ زیرا بازار سرمایه زمانی که برای مدت طولانی با افزایش تقاضا مواجه است، ممکن است با کاهش عرضه و محدود شدن معاملات روبهرو شود. در چنین شرایطی، کاهش ارزش معاملات لزوماً به معنای کاهش جذابیت بازار سهام نیست؛ ممکن است فروشندگان به امید قیمتهای بالاتر از عرضه سهام خودداری کنند. بنابراین باید میان «کاهش معاملات» و «کاهش تقاضا» تفاوت قائل شد. این تفاوت در شرایط کنونی اهمیت زیادی دارد؛ چرا که اگر ارزش معاملات تالار شیشهای در حال کاهش باشد، اما ورود پول حقیقی ادامه یابد و صفهای خرید در بخش وسیعی از بازار سهام شکل بگیرد، نمیتوان صرفاً بر اساس کاهش گردش معاملات نتیجه گرفت که روند صعودی در حال تضعیف است.
در مقابل، اگر در روزهای آینده عرضه افزایش یابد و بازار سرمایه نتواند این عرضه را با نقدینگی جدید جذب کند، آن زمان کاهش ارزش معاملات میتواند معنای متفاوتی پیدا کند. از این منظر، رکورد ۱۰۰ درصدی هموزن را نباید تنها به عنوان سیگنال خرید یا نشانه پایان مسیر تفسیر کرد؛ زیرا این عدد در درجه اول نشاندهنده قدرت موج صعودی است. اما هرچه رشد بازار سهام بیشتر میشود، حساسیت آن نسبت به عرضههای جدید نیز افزایش مییابد؛ زیرا سرمایهگذاری که سهمی را با قیمتهای بسیار پایینتر خریداری کرده، در مقطعی به فکر شناسایی سود خواهد افتاد و این فرآیند، اگر گسترش یابد، میتواند سمت عرضه را تقویت کند.
در چنین مرحلهای، رفتار پول تازهوارد اهمیت ویژهای دارد؛ ورود سرمایه جدید میتواند به بازار سهام عمق ببخشد و اجازه دهد عرضههای شناسایی سود جذب شوند. اما اگر بخش قابل توجهی از نقدینگی جدید صرفاً با هدف کسب بازده سریع وارد شود، افزایش هیجان میتواند بازار سرمایه را در برابر اصلاحهای کوتاهمدت آسیبپذیر کند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که ورود دیرهنگام سرمایهگذاران، بهویژه پس از مشاهده رشدهای چشمگیر، همواره با ریسک بیشتری همراه است.
از سوی دیگر، نمیتوان رشد بازار سرمایه را کاملاً از متغیرهای اقتصادی جدا کرد؛ زیرا افزایش نرخ ارز و تغییر نرخهای فروش محصولات شرکتها، بهخصوص در صنایع صادراتمحور، میتواند انتظارات مربوط به سودآوری شرکتها را تغییر دهد. بنابراین بخشی از افزایش قیمت سهام را باید در چارچوب تغییر متغیرهای اسمی اقتصاد و رشد ارزش ریالی داراییها و درآمد شرکتها بررسی کرد. در عین حال، این استدلال برای تمام صنایع و شرکتها یکسان نیست و فاصله میان قیمت و ارزش بنیادی در برخی نمادها میتواند افزایش یافته باشد.
نکته دیگر در پیشبینی و بررسی شرایط بازار سرمایه، رفتار شاخص کل است؛ رشد ۲.۷۴ درصدی این نماگر در معاملات دیروز و قرار گرفتن آن در نزدیکی کانال ۷ میلیون واحد، بازار سهام را به یک نقطه روانی مهم رسانده است. عبور از این سطح، در صورت همراهی با ورود پول و افزایش مشارکت عمومی، میتواند انتظارات صعودی را تقویت کند؛ اما اگر همزمان با افزایش عرضه و کاهش قدرت خریداران رخ دهد، احتمال شکلگیری یک دوره استراحت بیشتر خواهد شد. در واقع، مسئله اصلی بورس در مقطع کنونی دیگر فقط «رشد شاخص» نیست؛ بلکه کیفیت این رشد است.
بازاری که در آن نقدینگی میان صنایع و شرکتهای مختلف گردش کند، در برابر عرضههای جدید مقاومت نشان دهد و رشد قیمتها با بهبود سودآوری شرکتها همراه شود، ظرفیت بیشتری برای تداوم روند خواهد داشت. در مقابل، بازاری که رشد آن به صفهای خرید، ورود هیجانی پول و افزایش فاصله قیمتها از متغیرهای بنیادی وابسته باشد، هرچند ممکن است در کوتاهمدت بازدهی بالایی ایجاد کند، اما شکنندهتر خواهد بود. از این منظر، کارشناسان معتقدند دو برابر شدن شاخص هموزن را باید هم فرصت دید و هم هشدار؛ فرصت از آن جهت که نشان میدهد جریان نقدینگی به لایههای بیشتری از بازار رسیده و صعود بورس فراگیرتر شده است؛ و هشدار از آن جهت که بازدهی ۱۰۰ درصدی در نیمه نخست سال، سطح انتظارات سرمایهگذاران را به شکل محسوسی بالا برده است.
بنابراین، روزهای آینده برای بورس بیش از آنکه به ثبت یک رکورد جدید وابسته باشد، به آزمون توان بازار سهام برای جذب عرضهها وابسته خواهد بود. از این رو، اگر نقدینگی تازه بتواند سودگیری معاملهگران قدیمی را پوشش دهد، رکورد هموزن میتواند مقدمهای برای یک مرحله جدید از رشد بازار باشد. اما اگر عرضه از تقاضا پیشی بگیرد، اصلاح قیمتها نیز لزوماً به معنای پایان روند صعودی نخواهد بود؛ بلکه میتواند فرصتی برای تخلیه هیجان، بازآرایی نقدینگی و تعیین تکلیف سهمهایی باشد که از موج اخیر بیشترین بهره را بردهاند. در نهایت، آنچه بورس را از یک موج صعودی کوتاهمدت به یک روند پایدار تبدیل میکند، نه ارتفاع شاخصها، بلکه تداوم ورود نقدینگی، بهبود سودآوری، گردش سرمایه و توان بازار سهام برای جذب عرضههای جدید است.
انتهای پیام/
برچسب ها :بازدهی بازار ، بورس تهران ، شاخص هموزن
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰