چراغ سبز به بنزمایباخ در میانه جنگ ارزی؛ مردم قربانی ریختوپاشهای ارزی میشوند

پس از ورود لکسوس و لندکروز به بازار، حالا نوبت به بنز مایباخ رسیده است. این اقدام جدید، به نوعی فشار ارزی را به زندگی روزمره مردم منتقل میکند. با افزایش قیمت خودروهای لوکس، نگرانیها درباره تأثیر آن بر اقتصاد و معیشت مردم بیشتر میشود.
اقتصادی به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، پس از انتقادات گسترده نسبت به مجوز واردات لکسوس و لندکروز، خبر رسمی از اضافه شدن مرسدس بنز G.MAYBACH به فهرست خودروهای مجاز منتشر شده است؛ تصمیمی که میتواند تقاضای ارز و شائبه رانت را افزایش دهد. لکسوسسواری با ارز مردم؛ دولت باید جلوی این رانت را بگیرد. بحران ارزی یا جشن واردات؟/ واردات لکسوس مهمتر از سفره مردم شده است.
این موضوع از چند روز پیش جدیتر شد؛ زمانی که خبر صدور مجوز واردات برخی مدلهای فوقلوکس مانند لکسوس و لندکروزر در قالب سازوکار «واردات توسط ایرانیان خارج از کشور» منتشر گردید و واکنشهای زیادی را به دنبال داشت. در شرایطی که کشور تحت فشار جنگ اقتصادی و محدودیتهای ارزی قرار دارد، باز کردن مسیر رسمی برای ورود خودروهای چندصد هزار دلاری، حتی اگر در متن بخشنامهها «بدون انتقال ارز» ذکر شود، عملاً به معنای ایجاد یک تقاضای جدید در بازار ارز و ایجاد یک مسیر رانتی برای گروهی خاص است.
ماجرای ورود لوکسترین بنز تاریخ به گمرک امروز، سهشنبه، یک مرحله بالاتر رفت؛ طبق ابلاغیهای که به گمرکات اجرایی کشور ارسال شده، نام یک برند لوکس دیگر به فهرست خودروهای سواری مجاز دارای خدمات پس از فروش اضافه شده است؛ مرسدس بنز با برند G.MAYBACH. در متن ابلاغیه تأکید شده که پس از بررسی امکان ارائه خدمات پس از فروش در داخل کشور، واردات و ترخیص این خودرو برای ایرانیان خارج از کشور تأیید شده و این موضوع بر اساس مکاتبات وزارت صمت و پاسخ دفتر ذیربط این وزارتخانه اعلام شده است.
برای مخاطبی که در جریان جزئیات نیست، باید بهروشنی بیان کرد که داستان دقیقاً چیست؛ دولت در ماههای اخیر مسیری را تعریف کرده که بر اساس آن «ایرانیان مقیم خارج از کشور» میتوانند خودرو وارد کنند؛ ادبیات رایج این مسیر معمولاً با عباراتی مانند «بدون انتقال ارز»، «از محل ارز خود» یا حتی «ارز دیگران» همراه است. منظور از «بدون انتقال ارز» این نیست که خودرو بدون دلار خریداری میشود؛ بلکه به این معناست که بانک مرکزی قرار نیست از ذخایر یا کانالهای رسمی خود دلار تأمین کند، اما خودرو در بازار جهانی با ارز خارجی معامله میشود و بنابراین سؤال کلیدی باقی میماند؛ این ارز از کجا تأمین میشود و چه تأثیری بر اقتصاد داخلی خواهد گذاشت؟
اینجا نقطهای است که بخشنامههای شیک و مرتب روی کاغذ، با واقعیت بازار بهشدت اصطکاک پیدا میکند. اگر واقعاً یک ایرانی مقیم خارج، از منابع ارزی پیشتر موجود خود در خارج از کشور خرید کند، پولی از داخل نگیرد و هیچ ریالی در داخل به ارز تبدیل نشود، میتوان گفت فشار مستقیم به بازار ارز داخل وارد نشده است. اما مسئله این است که سازوکار اجرایی و تجربه سالهای گذشته نشان میدهد در غیاب شفافیت و نظارت سختگیرانه، این مسیر بهراحتی میتواند به یک «پل انتقال تقاضای داخلی به بازار ارز» تبدیل شود؛ یعنی سرمایهدار داخلی ریال میدهد، صراف یا شبکه حواله از کف بازار ارز جمع میکند، معادل آن را بیرون مرزها مینشاند و خودرو به نام فرد دارای اقامت وارد میشود. روی کاغذ واردکننده «ایرانی خارج از کشور» است، اما در عمل موتور محرک تقاضا میتواند ریال داخل و عطش تبدیل آن به دلار باشد.
مشکل دوم به ذات «اقتصاد مجوز» برمیگردد. وقتی واردات یک کالای گرانقیمت از مسیر عمومی ممنوع یا محدود است و از یک مسیر خاص ناگهان مجاز میشود، خود مجوز ارزش پیدا میکند. بهبیان ساده، ارزش افزودهای که در این فرآیند شکل میگیرد الزاماً از رقابت، بهرهوری یا خدمات بهتر نمیآید؛ بلکه از کمیابی مصنوعی و امتیاز اداری ناشی میشود. در چنین مدلی، حتی اگر تعداد خودروها زیاد نباشد، حاشیه سود میتواند آنقدر وسوسهانگیز باشد که یک حلقه واسطهای شکل بگیرد؛ حلقهای که سود را خصوصی میکند و هزینه را عمومی.
در اقتصادی مانند ایران که نرخ ارز یک متغیر صرفاً مالی نیست و نقش لنگر انتظارات تورمی را ایفا میکند، حتی خبر بازشدن مسیر واردات لوکسها هم میتواند به بازار پیام بدهد. بازار ارز تنها با حجم معاملات امروز بالا و پایین نمیشود؛ بلکه با انتظارات و سیگنالها هم حرکت میکند. وقتی مردم میبینند تولیدکننده برای چند هزار دلار مواد اولیه گرفتار صف و بخشنامه است، اما برای ورود خودروهای فوقلوکس راه باز میشود، نتیجه طبیعی آن افزایش حس نااطمینانی، تشدید بیاعتمادی و تقویت میل به تبدیل ریال به داراییهای امنتر است. بهزبان دقیقتر، این سیاست میتواند بهجای آرامسازی، «انتظارات تورمی» را تحریک کند.
از منظر فنی، حتی اگر دولت بگوید «ارزی از منابع رسمی ندادهایم»، باز هم مسئله حل نمیشود؛ زیرا بازار آزاد هم بخشی از اقتصاد است. اگر تقاضای ارز از همان بازار آزاد تأمین شود، اثرش مستقیم روی نرخ ارز مینشیند و با فاصلهای کوتاه در قیمت کالاهای وارداتی، مواد اولیه تولید، دارو، تجهیزات و در نهایت در تورم عمومی خود را نشان میدهد؛ یعنی ممکن است یک تصمیم محدود در ظاهر، اثر گسترده در عمل داشته باشد؛ زیرا کانال انتقال آن، نرخ ارز و انتظارات است.
اما سؤال بزرگتر این است؛ اولویت کشور در این مقطع چیست؟ وقتی دولت از مردم میخواهد فشار جنگ اقتصادی را تحمل کنند، از صنایع میخواهد با کمبود ارز بسازند و از جامعه میخواهد صرفهجویی کند، باز کردن مسیر ورود مایباخ چه پیامی دارد جز اینکه محدودیتها برای همه یکسان نیست؟ هیچکس منکر ضرورت ساماندهی واردات یا تعیین چارچوبهای خدمات پس از فروش نیست؛ مسئله این است که در تنگنای ارزی، تصمیمگیری باید بر اساس اولویتهای معیشتی و تولیدی تنظیم شود، نه بر اساس باز کردن یک ویترین لوکس که مصرفکنندهاش اقلیت بسیار کوچکی است.
اگر دولت واقعاً معتقد است این واردات هیچ فشاری به ارز کشور نمیآورد و صرفاً «سرمایه خارجی» را به داخل میکشد، باید شفافیت را از شعار به عمل تبدیل کند. منشأ ارز هر پرونده باید قابل راستیآزمایی باشد؛ مشخص شود ارز پیش از صدور مجوز در خارج وجود داشته، مسیر انتقالش چیست و آیا در داخل کشور معادل ریالی پرداخت شده یا نه. باید روشن شود واردکننده واقعی کیست و ذینفع نهایی چه کسی است. تا زمانی که اطلاعات در تاریکی بماند، طبیعی است که افکار عمومی این سیاست را نه «واردات شخصی»، بلکه «کانال رسمی رانت» تعبیر کند.
در نهایت، دولت باید بین دو گزاره یکی را انتخاب کند؛ یا کشور در شرایط جنگ اقتصادی و مضیقه ارزی است، که در این صورت واردات خودروهای فوقلوکس باید آخرین اولویت باشد و مسیرهای ویژه باید بسته شود؛ یا کشور مضیقه ندارد، که در آن صورت باید توضیح دهد چرا دارو، مواد اولیه و تولید همچنان در صف تأمین ارز ماندهاند. ادامه این دوگانگی، هم به اقتصاد آسیب میزند و هم به سرمایه اجتماعی. دولت و وزارت صمت باید جلوی این ریختوپاش را بگیرند، فهرست مجوزها و پروندههای واردات لوکس را شفاف منتشر کنند، سازوکار «ارز دیگران» را که عملاً امکان تبدیل ریال داخلی به تقاضای ارزی را قانونینما میکند ببندند و اگر قرار است واردات شخصی تعریف شود، آن را با ممنوعیت واگذاری امتیاز، محدودیت انتقال مالکیت برای مدت معنادار و نظارت سخت بر منشأ ارز همراه کنند؛ در غیر این صورت، نتیجه چیزی جز خصوصیسازی سود و عمومیسازی هزینه نخواهد بود؛ هزینهای که در نهایت بر دوش مردم خواهد بود.
برچسب ها :بحران ارزی ، رانت اقتصادی ، واردات خودرو
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰