مهندسِ عمران؛ هویت سازخاک و تاریخ

مهندس محیا صدیقیان
مقدمه: عمران، چیزی فراتر از بتن و آهن
وقتی از هویتِ ایرانی سخن میگوییم، ناخودآگاه به یادِ تختِ جمشید، میدانِ نقشِ جهان، بادگیرهایِ یزد، پلهایِ خواجو و زایندهرود، و کوچههایِ گلیِ کاشان میافتیم. این بناها، فقط سازههایی از سنگ و خشت نیستند؛ آنها آیینههایِ تمامنمایِ هویتِ یک تمدن هستند. اما امروز، در عصرِ ساختمانهایِ سردِ بتنی و برجهایِ بیهویت، مهندسِ عمران، دیگر فقط یک «سازنده» نیست؛ او حافظِ حافظهیِ جمعیِ یک سرزمین است. او میتواند با انتخابِ مصالح، طراحیِ فضاها و احیایِ الگوهایِ بومی، «هویتِ گمشده» را به شهرها و روستاها بازگرداند.
۱. هویتِ ایرانی در معماری؛ گنجینهای در دلِ خاک
معماریِ سنتیِ ایران، سرشار از نمادها و نشانههایی است که هر یک، بخشی از هویتِ ملی را روایت میکنند:
عنصرِ معماری پیامِ هویتی
حیاطِ مرکزی نمادِ محرمیت، آرامش و درونگراییِ فرهنگِ ایرانی
بادگیر نمادِ هماهنگی با طبیعت و خردِ بومی در اقلیمهایِ گرم
گنبد و مناره نمادِ عروجِ روح و پیوندِ زمین با آسمان
کاشیکاریِ فیروزهای نمادِ آسمان و آرزویِ بینهایت در هنرِ ایرانی
پلهایِ تاریخی نمادِ ارتباط، گذر، و دوام در گذرِ زمان
آبانبار و قنات نمادِ احترام به آب و حیات و تدبیر در کویر
مهندسِ عمرانِ آگاه، با شناختِ عمیقِ این نمادها، میتواند آنها را در قالبِ پروژههایِ مدرن، بازآفرینی کند و به جایِ کپیبرداری از الگوهایِ غربی، «زبانِ معماریِ ایرانی» را دوباره به صحنه بیاورد.
۲. بحرانِ هویت در شهرهایِ امروز؛ زنگِ خطر برایِ مهندسان
متأسفانه، شهرهایِ امروز ایران، به ویژه در دو دههیِ اخیر، با معضلاتی روبرو شدهاند که هویتِ ایرانی را تهدید میکند:
· تکثیرِ ساختمانهایِ بیهویتِ تقلیدی: کپیبرداری ناقص از معماریِ غربی، بدونِ درکِ اقلیم و فرهنگِ بومی.
· نابودیِ بافتهایِ تاریخی: تخریبِ خانههایِ قدیمی و جایگزینیِ آنها با مجتمعهایِ بتنیِ سرد.
· بیتوجهی به هویتِ محلهای: جایگزینیِ محلههایِ صمیمی و همبافته با بلوکهایِ بیهویتِ آپارتمانی.
· فراموشیِ مصالحِ بومی: استفاده از مصالحِ وارداتی و بیگانه با اقلیم، به جایِ خشت، آجر، سنگ و گچ که با هویتِ ایرانی گره خوردهاند.
· ضعفِ نشانههایِ شهریِ هویتبخش: نبودِ المانها و فضاهایِ عمومی که روایتگرِ تاریخ و فرهنگِ آن شهر باشند.
این بحران، یک هشدارِ جدی است: مهندسِ عمران، اگر تنها به فکرِ استحکام و سرعت باشد، ناخواسته به «خانهخرابِ هویت» تبدیل میشود؛ اما اگر به «معنایِ فضا» بیندیشد، به «معمارِ هویت» بدل میشود.
۳. مهندسِ عمران؛ روایتگرِ هویت در دلِ سازهها
مهندسِ عمرانِ ترازِ هویتساز، در هر پروژهای، پرسشِ اساسیِ زیر را از خود میپرسد: «این بنا، چه روایتی از ایران، به نسلِ آینده، منتقل میکند؟» او با این نگاه، سه نقشِ کلیدی را ایفا میکند:
الف) نقشِ مرمتگرِ حافظه
او بافتهایِ تاریخی را نه به عنوانِ موانعی برایِ توسعه، بلکه به عنوانِ «سرمایهیِ هویتی» میبیند و با مرمتِ آنها (نه تخریب و بازسازیِ تقلبی)، جانِ تازهای به آنها میدهد. خانههایِ تاریخیِ کاشان و یزد، نمونههایِ درخشانِ این نگاه هستند.
ب) نقشِ خالقِ نشانههایِ هویتیِ نو
او با طراحیِ فضاهایِ عمومیِ امروزی (موزهها، فرهنگسراها، پارکهایِ شهری)، نمادهایِ ایرانی (ستونهایِ تختجمشید، طاقهایِ ساسانی، بادگیرها) را با زبانِ مدرن بازآفرینی میکند و «هویتِ ایرانیِ معاصر» را خلق میکند.
ج) نقشِ احیاگرِ الگوهایِ بومی
او با مطالعهیِ معماریِ اقلیمیِ مناطقِ مختلف ایران (از خانههایِ بادگیردارِ یزد تا بناهایِ خشتیِ سیستان)، الگوهایِ بومی و پایدار را احیا میکند و به جایِ تقلیدِ کورکورانه، «راهِ ایرانی» را در مواجهه با طبیعت، به جهان نشان میدهد.
۴. ابزارهایِ مهندسِ هویتساز؛ از دانش تا عشق
مهندسِ عمرانِ آگاه، با ترکیبی از دانشِ فنی، شناختِ تاریخی و عشق به این سرزمین، هویت را در پروژههایش، جاری میسازد:
ابزارِ هویتی اقدامِ عملیِ مهندسِ عمران پیامدِ هویتی
مطالعهیِ تاریخِ معماریِ ایران آشنایی با ریشهها و فلسفهیِ شکلگیریِ بناهایِ کهن و الهامگیری از آنها خلقِ آثاری که «ادامهیِ یک سنتِ کهن» هستند، نه «جدایی از آن»
استفاده از مصالحِ بومی انتخابِ خشت، آجر، سنگ، کاشی و گچ که با اقلیم و فرهنگِ ایرانی عجین شدهاند تقویتِ اقتصادِ محلی و پیوندِ بصریِ بنا با زمینِ پیرامون
طراحیِ فضاهایِ جمعیِ ایرانی خلقِ میدانها، گذرها، آبنماها و باغچههایی که یادآورِ معماریِ سنتیِ ایرانی (نقشِ جهان، چهارباغ) هستند احیایِ «حسِ تعلق» و «همبستگیِ اجتماعی» در ساکنانِ مدرن
روایتِ بنا از طریقِ نشانهها استفاده از کاشیکاری، گچبری، آجرکاریِ تزئینی با نقوشِ اسلیمی و ختایی تبدیلِ هر بنا به یک «کتابِ مصوّرِ هویت» که با بیننده، سخن میگوید
احیایِ بافتهایِ تاریخیِ فرسوده بازآفرینیِ محلههایِ کهن با حفظِ بافت و هویت، نه تخریب و ساختِ مجتمعهایِ بیروح تداومِ «حافظهیِ جمعیِ» شهر و پیوندِ نسلِ امروز با گذشته
۵. چالشهایِ پیشِ رویِ مهندسِ هویتساز
مسیرِ بازیابیِ هویتِ ایرانی در عمران، با موانعی روبروست که نیازمندِ عزمی ملی است:
· فشارِ اقتصادیِ پروژههایِ سریعالسیر: ساختِ ساختمانهایِ بیهویت، مقرونبهصرفهتر و سریعتر است.
· ضعفِ آموزشِ معماریِ ایرانی در دانشگاهها: بسیاری از مهندسانِ عمران، با فلسفه و تاریخِ معماریِ ایران، بهخوبی آشنا نیستند.
· بیتوجهیِ مدیرانِ شهری به هویت: سیاستگذاریِ شهری، اغلب، کمترین توجه را به «زیباییشناسیِ هویتی» دارد.
· سلطهیِ الگوهایِ بینالمللیِ بیهویت: گرایش به «شهرهایِ گلاسه و مدرنِ اروپایی» به عنوانِ نمادِ توسعه، بدونِ در نظر گرفتنِ زمینههایِ فرهنگیِ ایران.
· نبودِ قوانینِ الزامآورِ هویتی: ضعفِ مقرراتِ ملیِ ساختمانسازی در حوزهیِ «ضرورتِ توجه به هویتِ بومی و اقلیمی».
۶. راهکارهایِ راهبردی برایِ مهندسانِ هویتساز
برایِ آنکه مهندسِ عمران، به «حافظِ هویتِ ایرانی» تبدیل شود، به حمایتِ نظامِ آموزشی، رسانهها و مدیرانِ شهری نیاز است:
· بازطراحیِ سرفصلهایِ درسیِ مهندسیِ عمران با افزودنِ واحدهایِ درسیِ «تاریخِ معماریِ ایران»، «مبانیِ هویت در شهرسازی» و «روشهایِ احیایِ بافتهایِ تاریخی».
· تشکیلِ «انجمنِ مهندسانِ هویتساز» برایِ تبادلِ تجربیات و تولیدِ دانشِ بومی در حوزهیِ معماریِ ایرانی.
· برگزاریِ همایشها و جشنوارههایِ سالانه با محوریتِ «طراحیِ هویتی» و تقدیر از پروژههایِ برتری که به هویتِ ایرانی، احترام گذاشتهاند.
· تدوینِ «منشورِ معماریِ ایرانی» به عنوانِ یک سندِ الزامآور برایِ تمامِ پروژههایِ عمرانیِ بزرگ، با تأکید برِ نشانهها، مصالح و الگوهایِ بومی.
· همکاریِ مهندسان با هنرمندانِ سنتی (کاشیکار، گچبر، آجرتراش) برایِ احیایِ هنرهایِ فراموششده و بهکارگیریِ آنها در پروژههایِ نوین.
· رسانهایکردنِ موفقیتهایِ هویتی؛ معرفیِ پروژههایی که با رویکردِ هویتسازانه، ساخته شدهاند تا به عنوانِ الگو، در سطحِ ملی، شناخته شوند.
۷. چشم اندازِ روشن؛ شهری که «ایرانی» نفس میکشد
تصور کنید شهری را که در آن، هر خیابان، روایتگرِ داستانی از تاریخ است. هر ساختمان، با نشانههایِ ایرانی، به رهگذر، لبخند میزند. هر میدان، یادآورِ نقشِ جهان، و هر گذر، تداعیگرِ کوچههایِ گلیِ یزد است. در این شهر، مهندسِ عمران، دیگر یک «پیمانکار» نیست؛ یک «شاعرِ فضا» است. شاعری که با خشت و آجر، با گنبد و مناره، با بادگیر و حیاط، سرودِ هویتِ ایرانی را میسراید. این، شهری است که در آن، کودکان، با هر قدم، با «خودِ ایرانیِ» خود، آشنا میشوند و بزرگسالان، با هر نگاه، به ریشههایشان، افتخار میکنند.
«ای شهروندانِ این سرزمینِ کهن! بدانید که هر آجری که امروز در ساختمانهایِ شهر گذاشته میشود، یا «امتدادِ تختِ جمشید» است، یا «تداومِ یک بیهویتی». انتخاب، با ما مهندسان است، اما نظارت، با شما. از ما، شهری بخواهید که ایرانی باشد. از ما، بنایی بخواهید که با آسمانِ فیروزهایِ اصفهان، همآواز باشد. از ما، نه «بلندترین»، که «اصیلترین» را بخواهید. که اصالت، خود، جاودانهترین بلندی ست.»
نقشِ مهندسِ عمران در بازیابیِ هویتِ ایرانی، از جنسِ «ساختن» و «مرمت کردن» نیست؛ از جنسِ «بازآفرینیِ خاطرهیِ جمعی» است. او با هر طرح، میتواند «حلقهیِ گمشده» میانِ نسلِ امروز و تمدنِ دیروز را پیدا کند و به کودکانِ این سرزمین، یادآوری کند که آنها، وارثانِ سرزمینی هستند که پلهایِ خواجو، گنبدهایِ فیروزهای، بادگیرهایِ یزد و حیاطهایِ گلیِ کاشان، تنها گوشهای از شکوهِ آن است.

برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰