تاریخ انتشار : شنبه 14 شهریور 1405 - 13:04
کد خبر : 45278
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای «شفرونی»؛ آشپزی بهانه‌ای برای ادامه این برنامه جنجالی! بسته هستند

«شفرونی»؛ آشپزی بهانه‌ای برای ادامه این برنامه جنجالی!

«شفرونی»؛ آشپزی بهانه‌ای برای ادامه این برنامه جنجالی!

شفرونی در فصل دوم با شوخی‌های بی‌مزه و رقص‌های عجیب، سعی دارد توجه‌ها را جلب کند. او به دنبال وایرال‌شدن است و به همین خاطر ترمز را کشیده و از حاشیه‌ها دور نمی‌شود.

به گزارش باور خبر به نقل از خبرگزاری تسنیم، مرز بین شوخی و ابتذال کجاست؟ شاید پاسخ به این سوال در هیچ رسانه‌ای به اندازه نمایش‌خانگی اهمیت نداشته باشد؛ رسانه‌ای که در سال‌های اخیر با آزادی عمل بیشتر، امکان تجربه فرم‌های نوین و پرداختن به موضوعاتی را یافته که تلویزیون کمتر به سراغ آن‌ها رفته است. اما آزادی، به معنای بی‌مرزی نیست و تفاوت «طنز جسورانه» با «لودگی» دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود.

«شفرونی» اکنون وارد فصل دوم شده است؛ برنامه‌ای که در فصل نخست نیز نشان داده بود بیشتر از آنکه به آشپزی، رقابت یا حتی خلق یک موقعیت سرگرم‌کننده متکی باشد، بر روی چهره‌ها، شوخی‌های کلامی، حاشیه و لحظه‌هایی حساب باز کرده که قابلیت بریده‌شدن و انتشار در شبکه‌های اجتماعی را دارند. فصل اول، البته مصداق‌هایی از این رویکرد را داشت؛ از حضور برخی مهمانان و شوخی‌های جنجالی تا موقعیت‌هایی که بیشتر از آنکه به خود برنامه کمک کنند، خوراک فضای مجازی شدند. اما اگر بخواهیم فصل دوم را با فصل قبل مقایسه کنیم، به نظر می‌رسد «شفرونی» یک قدم جلوتر رفته است؛ البته نه لزوماً در کیفیت. این بار به نظر می‌رسد خودِ وایرال‌شدن تبدیل به یکی از عناصر اصلی طراحی برنامه شده است.

وقتی هر شوخی باید یک «بریده وایرال» داشته باشد، مشکل اصلی «شفرونی» تنها این نیست که فلان جمله یا شوخی از نظر بخشی از مخاطبان سخیف بوده است. مسئله مهم‌تر، الگویی است که پشت این اتفاقات وجود دارد: اینکه برنامه به جای خلق موقعیت کمدی، گویی مدام در جست‌وجوی جمله، رفتار یا اتفاقی است که بتواند فردای پخش، در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شود. نمونه تازه آن را می‌توان در شب اصفهان دید؛ جایی که صحبت‌های قدرت‌الله ایزدی، همان «رشید» شناخته‌شده، و برخی عبارت‌های عجیب و غریب، به جای آنکه بخشی از یک موقعیت کمدی منسجم باشند، تبدیل به نقطه ثقل حاشیه و توجه می‌شوند.

در اینجا باید میان «شوخی بزرگسالانه» و «شوخی سخیف» تفاوت قائل شد. طنز می‌تواند جسور باشد، می‌تواند حتی تابوها را لمس کند و مخاطب را غافلگیر کند؛ اما هر چیزی که قابلیت گفتن دارد، الزاماً قابلیت پخش ندارد و هر چیزی که مخاطب را به خنده وادار کند، الزاماً «طنز» نیست. اگر تنها مزیت یک دیالوگ این باشد که مخاطب بعد از شنیدنش بگوید «دیدی چی گفت؟»، آن دیالوگ هنوز کمدی نشده است.

حضور قدرت‌الله ایزدی در چنین برنامه‌ای فی‌نفسه اتفاق جذابی است. او از آن دسته کمدین‌هایی است که سابقه و شخصیت نمایشی‌اش برای مخاطب ایرانی شناخته شده است. اما همین سابقه باعث می‌شود انتظار از او بیشتر باشد. وقتی یک چهره باسابقه، به جای آنکه از تجربه و شخصیت کمدی خود برای ساختن یک موقعیت استفاده کند، وارد چرخه شوخی‌های دم‌دستی می‌شود، مسئله تنها یک دیالوگ یا یک قسمت نیست؛ مسئله اتلاف ظرفیت یک چهره است.

در «شفرونی» گاهی به نظر می‌رسد مهمان، مجری و حتی شخصیت‌های شناخته‌شده، به جای آنکه در خدمت یک طراحی کمدی باشند، خودشان تبدیل به ابزار تولید لحظه شده‌اند؛ لحظه‌ای که باید خنده بگیرد، باید کلیپ شود و باید در فضای مجازی بچرخد. این همان نقطه‌ای است که برنامه از «سرگرمی» فاصله می‌گیرد و به اقتصاد توجه نزدیک می‌شود.

در فصل گذشته، نمونه‌هایی مانند بازی «تیر تو دهن نیما» محل بحث بود؛ بخشی که در آن مهمانان باید با تفنگ به سمت تصویر نیما شعبان‌نژاد شلیک می‌کردند و توپ را داخل دهان تصویر او می‌انداختند. فارغ از نیت سازندگان، مسئله این بود که چرا برای خلق یک بازی سرگرم‌کننده، باید به چنین عنوان و طراحی‌ رسید؟ همین‌جا یک پرسش جدی شکل می‌گیرد: آیا واقعاً هیچ شکل دیگری برای شوخی وجود نداشت؟ وقتی یک برنامه مرتب از چنین مرزهایی عبور می‌کند، دیگر نمی‌توان همه چیز را به «شوخی بود» تقلیل داد. چون شوخی، زمانی موفق است که علاوه بر خنده، طراحی داشته باشد؛ موقعیت داشته باشد؛ ظرافت داشته باشد و چیزی به تجربه مخاطب اضافه کند.

در فصل دوم اما این روند نه‌تنها متوقف نشده، بلکه در مواردی گل‌درشت‌تر شده است. از «بردی از یادم» تا تغییر قواعد بازی ماجرا فقط شوخی‌های کلامی نیست. اجرای موسیقی و حضور نوازندگان زن، همراه با نوع اجرا و فضای برنامه، نیز بخشی از تصویری است که «شفرونی» از جهان خود ارائه می‌دهد؛ تصویری که برای بخشی از مخاطبان، یادآور عبور تدریجی از خطوط قرمز و تغییر قاعده‌هایی است که سال‌ها در تولیدات رسمی داخل کشور وجود داشته است.

برای نمونه، وقتی گروهی در برنامه «بردی از یادم» را اجرا می‌کنند و زنان نوازنده نیز در قاب حضور دارند، پرسش اصلی دیگر صرفاً موسیقایی نیست. بحث بر سر مجموعه‌ای از نشانه‌هاست؛ اینکه مرزهای سابق کجا قرار داشتند و حالا چرا و چگونه جابه‌جا شده‌اند؟ مسئله این نیست که هر تغییر الزاماً بد است. اتفاقاً رسانه اگر قرار باشد مخاطب امروز را جذب کند، باید با زمانه حرکت کند. اما تغییر قواعد باید حاصل یک نگاه فرهنگی و هنری باشد، نه نتیجه آزمون و خطا برای اینکه ببینیم «این یکی را هم مخاطب می‌پذیرد یا نه».

استودیویی که انگار متعلق به جغرافیای دیگری است حتی طراحی بصری «شفرونی» در فصل دوم به این حس دامن می‌زند. استودیو، نور، میزانسن، نحوه حضور زنان و مردان، نوع اجرا و فضای کلی برنامه، گاهی چنان از الگوهای آشنای تولیدات رسمی فاصله گرفته که مخاطب ممکن است احساس کند با برنامه‌ای روبه‌روست که در جغرافیایی دیگر تولید شده است. این حس البته به خودی خود ایراد نیست. شبکه نمایش خانگی اساساً قرار است تجربه متفاوتی از تلویزیون ارائه دهد. مسئله از جایی آغاز می‌شود که تفاوت در فرم، جای خالی هویت محتوایی را پر کند.

اگر قرار است «شفرونی» متفاوت باشد، پرسش این است که این تفاوت دقیقاً در چیست؟ در آشپزی؟ چندان پررنگ نیست. در مسابقه؟ ساختار آن چندان تازه نیست. در کمدی؟ بسیاری از شوخی‌ها یادآور نمونه‌های قبلی‌اند. پس بخش مهمی از تفاوت برنامه در میزان جسارت، شوخی و عبور از مرزهایی تعریف می‌شود که پیش‌تر کمتر امکان عبور از آنها وجود داشت. و اینجاست که خطر آغاز می‌شود: وقتی «بیشتر دیده شدن» با «بیشتر شکستن مرزها» یکی گرفته شود.

فصل اول «شفرونی» هم از این آسیب‌ها مصون نبود. حضور چهره‌هایی مانند نعیمه نظام‌دوست و برخی موقعیت‌های طراحی‌شده برای ایجاد حاشیه نشان می‌داد که برنامه علاقه زیادی به ساختن «لحظه» دارد. اما در فصل دوم، هنوز چند قسمت بیشتر نگذشته، نشانه‌ها پررنگ‌تر شده‌اند. رقص و شوخی‌های سخیف بیشتر شده، شوخی‌های کلامی جسورانه‌تر شده‌اند، عبور از برخی خطوط قرمز آشکارتر به نظر می‌رسد و برنامه بیش از گذشته به این سمت رفته که خودِ حاشیه بخشی از محصول باشد.

این رویکرد شاید در کوتاه‌مدت جواب بدهد. کلیپ‌ها منتشر می‌شوند، کاربران درباره یک جمله بحث می‌کنند، رسانه‌ها درباره یک اتفاق می‌نویسند و برنامه برای چند ساعت یا چند روز در فضای مجازی موضوع گفت‌وگو می‌شود. اما سؤال مهم این است: آیا وایرال‌شدن معادل موفقیت است؟ پاسخ الزاماً مثبت نیست. یک محتوای ضعیف هم می‌تواند وایرال شود. حتی یک جمله بسیار سخیف می‌تواند بیش از یک شوخی هوشمندانه دیده شود. اما تعداد بازدید، کیفیت اثر را تعیین نمی‌کند.

شاید بزرگ‌ترین مشکل «شفرونی» این باشد که به فرمولی دست پیدا کرده که در کوتاه‌مدت جواب می‌دهد و حالا بیش از حد به آن اعتماد کرده است: چهره معروف + شوخی جسورانه + موقعیت عجیب + تبلیغات + یک جمله قابل انتشار = وایرال‌شدن. اما این فرمول اگر تکرار شود، خیلی زود لو می‌رود. مخاطب امروز اتفاقاً باهوش‌تر از آن است که تصور می‌شود. او می‌فهمد چه زمانی یک اتفاق طبیعی است و چه زمانی برای تولید یک کلیپ طراحی شده. می‌فهمد چه زمانی یک مهمان واقعاً شوخی کرده و چه زمانی یک دیالوگ صرفاً برای گرفتن واکنش و بازنشر نوشته یا هدایت شده است. در این وضعیت، برنامه‌ای که قرار بود سرگرم‌کننده باشد، کم‌کم خودش تبدیل به ماشین تولید حاشیه می‌شود.

نقد «شفرونی» نباید به دفاع از تلویزیون سنتی یا بازگرداندن همه تولیدات به قالب‌های بسته گذشته تعبیر شود. اتفاقاً مسئله دقیقاً برعکس است. نمایش‌خانگی باید بتواند از مرزهای تلویزیون عبور کند، تجربه تازه داشته باشد، زنان را در موقعیت‌های متنوع‌تری نشان دهد، موسیقی را متفاوت عرضه کند و حتی درباره موضوعات حساس شوخی کند. اما هرچه آزادی بیشتر می‌شود، مسئولیت هم باید بیشتر شود. اگر هر خط قرمزی صرفاً برای شکستن طراحی شود، دیگر چیزی به نام انتخاب هنری باقی نمی‌ماند. شکستن تابو زمانی ارزشمند است که پشت آن ایده‌ای وجود داشته باشد. وگرنه صرفاً تبدیل می‌شود به نمایش قدرت برای عبور از یک ممنوعیت.

«شفرونی» بیش از هر چیز نیازمند بازنگری در تعریف «سرگرمی» است. سرگرمی لزوماً به معنای خنده مداوم نیست. طنز لزوماً به معنای بلندتر خندیدن نیست. جسارت لزوماً به معنای گفتن هر حرفی نیست و وایرال‌شدن هم لزوماً به معنای موفقیت نیست. یک برنامه می‌تواند پرانرژی، شاد، بی‌پروا و حتی ساختارشکن باشد، اما همچنان شخصیت، هویت و شعور روایی داشته باشد. مشکل آنجاست که وقتی ابتذال یک‌بار جواب می‌دهد، وسوسه تکرارش بسیار زیاد است. فصل اول اگر با چند موقعیت جنجالی توانست توجه بگیرد، فصل دوم می‌تواند وسوسه شود که همان نسخه را پررنگ‌تر کند. اما این مسیر در نهایت به جایی می‌رسد که دیگر برای غافلگیر کردن مخاطب، باید هر بار یک قدم بیشتر عقب رفت. و این مسابقه، پایان خوبی ندارد.

«شفرونی» در فصل دوم هنوز فرصت دارد خودش را اصلاح کند. هنوز می‌تواند از مسابقه‌ای که برای تولید کلیپ طراحی شده فاصله بگیرد و دوباره به یک برنامه سرگرم‌کننده برگردد؛ برنامه‌ای که از چهره‌هایش استفاده می‌کند، نه اینکه آنها را قربانی شوخی‌های یک‌بارمصرف کند. چون اگر قرار باشد هر قسمت فقط یک «جمله جنجالی»، یک «حرکت عجیب»، یک «شوخی سخیف» یا یک «لحظه قابل وایرال» داشته باشد، شاید «شفرونی» در شبکه‌های اجتماعی زیاد دیده شود؛ اما در ذهن مخاطب، لزوماً ماندگار نخواهد شد. و این شاید مهم‌ترین تفاوت میان یک برنامه پربازدید و یک برنامه موفق باشد.

انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.