جایگاه برجسته وحدت در استراتژیهای نظام

در اندیشه انقلاب اسلامی، وحدت و انسجام ملی یک اصل راهبردی و خط قرمز به شمار میآید. این موضوع تنها یک انتخاب تاکتیکی نیست، بلکه به عنوان بنیادیترین ارزش در مسیر پیشرفت کشور مطرح است. حفظ این وحدت، برای تحقق اهداف انقلاب و مقابله با چالشها ضروری است.
سیاسی به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، در اندیشه انقلاب اسلامی، وحدت و انسجام ملی نه تنها یک گزینه تاکتیکی، بلکه یک اصل راهبردی و خط قرمز همیشگی محسوب میشود. رهبران انقلاب، از بنیانگذار کبیر تا مقام معظم رهبری، همواره بر این نکته تأکید کردهاند که رمز بقا و پیروزی در برابر دشمنان متعدد و حیلهگر، در یکپارچگی، همدلی و همراهی ملت با یکدیگر و با نظام نهفته است. در شرایط کنونی که کشور در یک برهه تاریخی حساس قرار دارد و دشمنان از هر سو با استفاده از جنگ ترکیبی، تحریمهای همهجانبه و عملیات روانی گسترده، درصدد تضعیف بنیانهای اعتقادی، اقتصادی و سیاسی نظام هستند، این اصل از هر زمان دیگری ضروریتر و کارآمدتر به نظر میرسد.
تحلیل عمیق بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی در دهه اخیر نشان میدهد که ایشان وحدت را نه صرفاً یک شعار تبلیغاتی، بلکه بهمثابه ستون اصلی خیمه انقلاب، ضامن بقای آن در برابر تهاجمات همهجانبه دشمن و بزرگترین پشتوانه برای عبور از گردنههای دشوار تاریخی میدانند. با این حال، در فضای پیچیده سیاسی و رسانهای کشور، گاه شاهد رفتارها و مواضعی هستیم که در تضاد با این تأکیدات عمیق و مکرر قرار میگیرند. برخی چهرهها و جریانات سیاسی به بهانههای مختلفی از جمله نقد عملکرد اجرایی، ابراز نگرانی نسبت به مسائل معیشتی یا ادعای دفاع از آرمانهای انقلاب، اقدام به دامن زدن به اختلافات قبیلهای، ایجاد بدبینی نسبت به مسئولان منتخب و حتی تخریب چهرههای کلیدی و کارآمد نظام میکنند.
آنچه این پدیده را بهمراتب خطرناکتر و نگرانکنندهتر میسازد، فاصله عمیق و آشکار آن با منویات صریح رهبری و مصالح عالی و درازمدت کشور است. این گروه، علیرغم ادعای دلسوزی و تأکیدات مکرر بر ضرورت پرهیز از تفرقه، با رفتار عملی خود، هرچند گاه ناآگاهانه، دقیقاً مسیر معکوس را طی کرده و به اهداف پلید معاندان در ایجاد شکاف در جامعه اسلامی، القای ناامیدی و تضعیف اعتماد ملی کمک میکنند. درک عمیق این تناقض رفتاری و شناخت ریشهها و انگیزههای آن، نیازمند واکاوی دقیق و همهجانبه مصادیق و لایههای پنهان آن است.
مشاهدات عینی در عرصه سیاسی، فرهنگی و حتی فضای مجازی کشور، گویای نمونههای روشن و متعددی از رفتارهای تفرقهآفرین است. یکی از بارزترین این مصادیق، برچسبزدنهای ناروا، غیراخلاقی و غیرقانونی به مسئولان ارشد نظام، بهویژه تیم مذاکرهکننده و دیپلماتهای کاربلد کشور است. متهم کردن این افراد به خیانت به میهن، وطنفروشی، بیتوجهی به منافع ملی و عدم تعهد به آرمانهای بلند انقلاب، نهتنها از منظر اخلاقی، شرعی و قانونی بهشدت محکوم است، بلکه با صراحت و قاطعیت توسط نزدیکترین مشاوران و افراد مطلع از دیدگاههای رهبری نیز رد و تکذیب شده است.
تأکید بر اینکه اینگونه اتهامات و برچسبها هرگز منطبق با نظر و سلیقه رهبری نبوده و ایشان خود بارها بر حمایت از تلاشگران عرصه دیپلماسی تأکید کردهاند، نشاندهنده عمق فاصله این مواضع افراطی با خطمشی کلی و عقلانی نظام است. سخنرانیهای تند، شعاری و گاهی غیرمنطقی برخی تئوریسینها و فعالان سیاسی که خطاب به سران قوای مجریه و مقننه، با ادبیاتی تهدیدآمیز، تخریبی و غیراخلاقی همراه است، نمونه بارز دیگر این رویه آسیبزننده است که بهصراحت و بدون پردهپوشی خواستار کنارگذاری، حذف یا حتی محاکمه آنها از عرصه سیاسی و مدیریتی کشور میشوند.
علاوه بر تخریب چهرههای شاخص و کارآمد، ایجاد دوگانههای توهمآمیز، ساختگی و دوقطبیسازی افراطی در جامعه از دیگر تاکتیکهای حساب شده و درعینحال خطرناک تفرقهانگیز است. طرح این موضوع که بین مردم مؤمن و انقلابی میدان و مسئولان تصمیمگیرنده و اجرایی تقابل و تعارضی ذاتی وجود دارد یا اینکه برخی جریانات سیاسی خاص، بهراحتی متهم به کوتاهآمدن، سازشکاری و عقبنشینی در برابر دشمنان خارجی میشوند، نهتنها کوچکترین واقعیت عینی ندارد، بلکه بهشدت به سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و انسجام ملی نظام آسیبهای جبرانناپذیری وارد میآورد.
این نوع نگاه افراطی و سیاهنمایی که متأسفانه بعضاً از تریبونهای رسمی عمومی و حتی برخی مراسمهای مذهبی و هیئتها شنیده میشود، کاملاً مغایر با توصیههای مکرر و حکیمانه رهبری مبنی بر پرهیز اکید از ایجاد گسلهای اجتماعی، دوری از اختلافات سیاسی بیمنطق و خودداری از هرگونه اتهام و افترایی است که به تضعیف روحیه جهادی و اعتمادبهنفس ملی منتهی میشود. این اقدامات و مواضع نسنجیده، دقیقاً همان چیزی است که دشمنان قسمخورده نظام برای ازبینبردن سرمایه اجتماعی، القای یأس و ناامیدی و در نهایت تجزیه اراده ملی دنبال میکنند.
تحلیل پیامدهای شوم و مصداق دقیق آب در آسیاب دشمن ریختن رفتارهای تفرقهانگیز و اختلافافکن، پیش از هر چیز و به طور مستقیم، به منافع حیاتی ملی، امنیت روانی جامعه و آرامش عمومی لطمههای شدید و گاه غیرقابلجبرانی وارد میسازد. در شرایط خطیر و حساس کنونی که کشور با انبوهی از بحرانهای اقتصادی، تحریمهای ظالمانه و پیچیده بینالمللی و تهدیدهای امنیتی دستوپنجه نرم میکند، ایجاد و دامن زدن به فضای یأس، بدبینی و ناامیدی، بزرگترین و کشندهترین مانع بر سر راه پیشرفت، حل مشکلات مزمن و عبور از گردنههای سخت تاریخی است.
تکرار مکرر این سخنان تخریبی که خزانه کشور کاملاً خالی است، نظام توانایی حداقلی برای اداره امور کشور را ندارد یا راهکارهای مدیریتی موجود کاملاً ناکارآمد است، نهتنها با واقعیتهای اقتصادی، آماری و دستاوردهای چشمگیر موجود در بسیاری از حوزهها در تضاد آشکار است، بلکه انگیزههای ملی، اعتمادبهنفس عمومی و روحیه مشارکت اجتماعی را بهشدت تضعیف و تحلیل میبرد. تضعیف روزافزون اعتماد عمومی نسبت به دیپلماسی فعال و هوشمند کشور نیز پیامد سنگین و فوری دیگر این اقدامات نسنجیده است.
وقتی تیم مذاکرهکننده مجرب و کاربلد کشور که با دلسوزی، تخصص و تعهدی مثالزدنی در حال پیگیری منافع ملی و حراست از حقوق ملت است، بهدروغ و بر اساس هواهای نفسانی متهم به خیانت و وطنفروشی میشود، عملاً پشت این تلاشهای خستگیناپذیر خالی شده و به دشمنان این پیام روشن و خطرناک داده میشود که در داخل کشور، وحدت نظر حداقلی بر سر اصول کلان و خطوط قرمز دیپلماسی وجود ندارد.
از منظری کلانتر و راهبردیتر، این رفتارهای نسنجیده و غیرمسئولانه، عینیتبخشیدن عملی به خواست دیرینه و نقشههای پلید دشمن در ایجاد نفاق، اختلاف و شکاف در صفوف به هم فشرده ملت و نظام است. دشمنان خارجی و معاندان داخلی بهخوبی میدانند و بارها بر آن تأکید کردهاند که تنها سلاح بازدارنده و مؤثر ایران اسلامی در برابر تهدیدهای همهجانبه نظامی، اقتصادی و سیاسی آنها، انسجام شگفتانگیز داخلی و حمایت همهجانبه و پایدار مردمی از اصل نظام و کارگزاران آن است.
به همین دلیل، آنها با صرف هزینههای هنگفت مالی، تبلیغاتی و رسانهای، به دنبال بزرگنمایی کاذب هرگونه اختلافنظر طبیعی، سلیقهای و مدیریتی و تبدیل آن به گسلی عمیق، التیامناپذیر و خطرناک در جامعه و بین نخبگان هستند. کسانی که با مواضع غیرمسئولانه، احساسی و بعضاً آگاهانه خود، زمینهای مناسب برای این هدف شوم فراهم میکنند، چه با انگیزههای شخصی و چه بدون انگیزههای روشن، عملاً در زمین و جبهه دشمن بازی کرده و اجرای نقشههای شوم و از پیش طراحی شده آن را تسهیل و سرعت میبخشند.
این دقیقاً همان مفهوم عینی و مصداق بارز آب در آسیاب دشمن ریختن است که رهبری حکیم و دیگر مسئولان ارشد و دلسوز نظام بارها و بارها بر آن تأکید و هشدار دادهاند. در چنین شرایط خطیر و حساسی، هرگونه اظهارنظر، مصاحبه، سخنرانی یا عملی که به هر بهانه و توجیهی وحدت و انسجام ملی را خدشهدار سازد، فارغ از درستی یا نادرستی ادعایی محتوای آن، بهمثابه حرکتی کاملاً در جهت منافع پلید دشمن و علیه امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور تلقی میشود و باید مورد نقد قاطعانه و هوشمندانه همه دلسوزان نظام قرار گیرد.
وظیفه تاریخی خواص و مسئولیت خطیر همگان در دفاع از انسجام در شرایط فوقالعاده حساس و سرنوشتساز کنونی که کشور در وضعیت نه جنگ تمامعیار و نه صلح پایدار به سر میبرد و دشمن با استفاده از زرادخانه کاملی از ابزارهای نرم، سخت و نیمهسخت در پی نفوذ، اغواگری و ناامنسازی همهجانبه است، نقش و مسئولیت تاریخی خواص، نخبگان سیاسی، فرهنگی و رسانهای، بیش از هر زمان دیگری حیاتی، تعیینکننده و پرهیزکارانه است.
این قشر ممتاز و اثرگذار که همواره از سوی رهبری بهعنوان پیشروان بصیرت، عقلانیت و آگاهیبخشی معرفی شدهاند، وظیفه ذاتی و اخلاقی دارند مراقب باشند تا نقدهای سازنده و خیرخواهانه خود، هرچند با اخلاص و دغدغههای شخصی، هرگز به ظلم بر بیگناهی، تخریب چهرههای کارآمد یا شکستن حرمت وحدت ملی منجر نشود. حفظ وحدت و انسجام بههیچعنوان به معنای سکوت مطلق در برابر ناکارآمدیها، بیتوجهی به کاستیها یا ترک نقد منصفانه نیست، بلکه به معنای ارائه نقدهای متعهدانه، مستدل، منصفانه، اخلاقمحور و در چهارچوب دقیق اصول عقلانی، قانونی و مصالح عالی نظام است تا این نقدها به رونق، شکوفایی و تعالی امور منجر شود، نه اینکه دستاویزی برای تشنج، اختلاف و دامنزدن به شکافهای اجتماعی باشد.
از سوی دیگر، همه آحاد جامعه، از صاحبان تریبونهای رسمی و مذهبی گرفته تا کنشگران فضای مجازی و رسانههای جمعی، موظف به رعایت دقیق اخلاق، قانون، انصاف و مصلحتسنجی در بیان مواضع و نظرات خود هستند. استفاده از ادبیات تند، تخریبی، تهدیدآمیز و اتهامزنی علیه هرکدام از ارکان و مسئولان نظام، اقدامی بهشدت ناپسند، غیراخلاقی و مغایر با بدیهیترین مصالح و منافع ملی کشور محسوب میشود.
مردم فهیم، هوشیار و انقلابی ایران نیز با درایت و بصیرت بالای خود، کسانی را بیشازپیش دوست دارند و پشتیبانی میکنند که در شرایط حساس و خطیر، مواضعی عاقلانه، متین، وحدتبخش و امیدآفرین اتخاذ میکنند و از هرگونه سخن و اقدامی که بتواند وحدت، انسجام و همبستگی جامعه را خدشهدار کند، بهشدت پرهیز مینمایند. بنابراین، دفاع مقدس از انسجام ملی، یک وظیفه همگانی، یک تکلیف شرعی، انقلابی و اخلاقی است که در شرایط ویژه کنونی، بیش از هر زمان دیگری بر عهده تکتک آحاد ملت، نخبگان و مسئولان قرار دارد تا با هوشیاری و بصیرتی مثالزدنی، اجازه ندهند دشمن حیلهگر از کوچکترین اختلافات سلیقهای و مدیریتی برای نیل به اهداف شوم و راهبردی خود بهرهبرداری کند و در این مسیر، هرگونه حرکت تفرقهآمیز را با تذکر، روشنگری و قاطعیت اخلاقی پاسخ دهند.
در ادامه، راهکارهای عملی و تخصصی برای برونرفت از این وضعیت و حرکت به سمت گفتمان وحدتآفرین ارائه میشود: ۱- بازتعریف گفتمان نقد از تخریب به اصلاح. اولین و بنیادیترین گام برای درمان این نقیصه، تفکیک قاطع میان «نقد سازنده» و «تخریب افراطی» است. بسیاری از کنشگران سیاسی، بهویژه خواص، نقد را با تندترین ادبیات ممکن معادل دانستهاند و گمان میکنند هرچه لحن تندتر و اتهامآمیزتر باشد، نشان از صراحت لهجه و انقلابیگری دارد. این یک خطای راهبردی فاحش است. راهحل این است که یک منشور اخلاقی برای نقد تدوین شود و مورد پذیرش همگان قرار گیرد. در این منشور، نقد باید مبتنی بر مستندات، منطق، انصاف و دوری از شخصیسازی باشد. بهجای متهمکردن یک تیم مذاکرهکننده به خیانت، باید نقاط قابلبهبود در عملکرد آنان با ذکر دلیل و ارائه راهکار جایگزین مطرح شود. رسانههای ملی و جریانهای سیاسی موظفند این فرهنگ را ترویج کنند که نقد، ابزاری برای اصلاح است، نه وسیلهای برای حذف و انهدام.
۲- فعالسازی نهادهای نظارتی و اخلاقی برای برخورد با…
برچسب ها :استراتژی نظام ، انقلاب اسلامی ، وحدت ملی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰