عراقیهای لشکر بدر؛ نخستین مبارزان در نبرد مرصاد با منافقین

درگیریها از صبح آغاز شد و حوالی ظهر، بالگردهای هوانیروز به کمک مجاهدان عراقی شتافتند. این اقدام به تقویت نیروهای عراقی در میدان نبرد کمک کرد.
به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، گروه فرهنگی _ صادق وفایی: شهید جمال جعفر محمد علی آل ابراهیم، معروف به ابومهدی المهندس، فرماندهای بود که تحصیلات خود را در رشته مهندسی عمران در دانشگاه تکنولوژی بغداد گذرانده بود. نزدیکانش میگویند او در سالهای دانشجویی و همچنین در زمان جنگ با نیروهای اشغالگر آمریکا در عراق، گاهی ناپدید میشد و گاهی در میان جمعیتی دیده میشد که دور او را گرفته بودند. یکی از آثار منتشر شده درباره ابومهدی، کتاب «جمال» نوشته شهلا پناهی است که در سال ۱۴۰۳ توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده و با استفاده از روایت دوستان و نزدیکان ابومهدی، زندگی این فرمانده ارشد جبهه مقاومت اسلامی و نائب رئیس نیروهای حشدالشعبی عراق را بررسی میکند. در این پرونده کوچک، به زندگی ابومهدی به عنوان یار نزدیک شهید حاج قاسم سلیمانی که هر دو از شهدای راه آزادی قدس شریف هستند، خواهیم پرداخت. قسمت اول این پرونده در پیوند زیر قابل دسترسی و مطالعه است: * «حاجقاسم گفت آزادی آمرلی تاکید رهبری است/ویژگیهای نیروی مطلوب ابومهدی» در ادامه مشروح قسمت دوم این پرونده را میخوانیم:
تجربه مواجهه با انتفاضه ۱۹۷۷ عراق یکی از رویدادهایی که همزمان با سال آخر تحصیل ابومهدی در تاریخ عراق به وقوع پیوست، انتفاضه صفر سال ۱۹۷۷ بود. در ایام اربعین آن سال، شیعیان عراق بهطور پنهانی و شبانه به سمت کربلا حرکت کردند که صدام دستور اعدام همه آنها را صادر کرد. به این ترتیب، اگر سربازان حزب بعث خانوادههای شیعه را در مسیر کربلا مییافتند، اجازه کشتن آنها را داشتند. ابومهدی میگوید حزب بعث به همین امر اکتفا نکرد و نخلستانهای مسیر کربلا را با بالگرد تخریب کرد. به گفته این فرمانده شهید، شیعیان مسیر زیارت اربعین را با خون خود حفظ کردند.
نجاتیافتن از کشتار ۱۹۷۸ صدام ابومهدی در عاشورای ۱۹۷۸، که همزمان با سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود، از کشتار دشمن جان به در برد. بهدلیل این مناسبت، مردم شهر نجف بهنشانه تبریک و همراهی با ایرانیها، راهپیمایی آرامی را در خیابان شارعالرسول که به حرم امام علی (ع) منتهی میشود، آغاز کردند. این راهپیمایی با حمله سربازان حزب بعث مواجه شد و بسیاری از شرکتکنندگان به مساجد و صحن حرم امام علی (ع) پناه بردند. با این حال، تعدادی مجروح و شهید از این حمله به جا ماند. بسیاری از دوستان ابومهدی که در آن روز حضور داشتند، یا بازداشت شدند یا شهید شدند. اما او و چند نفر دیگر موفق شدند از دل جمعیتی که در حال کشته و زخمی شدن بود، فرار کنند.
ابومهدی در طول سالهای حیاتش و درگیریهای نجف، تنها شاهد حملات نیروهای صدام به شیعیان و خیابانهای اطراف حرم امام علی (ع) نبود. آمریکاییها نیز به این مکان مقدس حمله کردند که یکی از نمونههای آن، محاصره حرم حضرت علی (ع) توسط آمریکاییها بود که نیروهای عراقی حدود ۲۰ روز با آنها درگیر بودند و موفق شدند میدان انقلاب شهر و خیابانهای اطراف حرم را حفظ کنند. این درگیری با مذاکراتی که ابومهدی با دشمن داشت، به پایان رسید.
اولین نیرویی که با منافقین درگیر شد، عراقیهای لشکر بدر بودند. شهید ابومهدی المهندس در بیان خاطراتش گفته است که مجاهدان عراقی لشکر بدر، در طول سالهای دفاع مقدس ۸ ساله ایران، شهدای زیادی تقدیم انقلاب کردند که یا مزارشان در گلزارهای شهدای استانهای مختلف ایران است یا پیکرشان هنوز در خاکریز مناطق عملیاتی جنگ، کنار رزمندههای ایرانی جا مانده است. خود ابومهدی نیز جانباز است و بهخاطر بمباران شیمیایی حلبچه توسط نیروهای بعثی صدام حسین، دچار آسیب شیمیایی شده است.
یکی از خاطرات این فرمانده از سالهای دفاع مقدس ۸ ساله، مربوط به عملیات مرصاد است که دربارهاش میگوید: «اولین نیرویی که در این عملیات با منافقین درگیر و مانع پیشرفتشان شد، نیروهای گردان شهید صدر از تیپ امام علیِ لشکر بدر بودند.» درگیری این نیروها از صبح آغاز شد و حدود ظهر بود که بالگردهای هوانیروز نیروی زمینی ارتش به یاری مجاهدان عراقی آمدند. فردای آن روز، شهید علی صیاد شیرازی به منطقه درگیری آمد و موافقت کرد که پس از شناسایی و جانمایی، دو گردان از نیروهای مجاهد عراقی (حدود ۵۰۰ نفر) پشت سر نیروهای منافقین هلیبرن شوند. لشکر بدر در عملیات مرصاد ۱۰۹ شهید داد. هسته اصلی و موسسان نیروهای حشدالشعبی نیز از همان نیروهای لشکر بدر هستند که روزی با صدام و منافقین جنگیدند و چند سال بعد همراه با ایرانیها با نیروهای نیابتی آمریکا و اسرائیل در عراق و سوریه جنگیدند. اما همچنان دوشادوش ایرانیها با نیروهای نیابتی آمریکا در خاورمیانه و البته آمریکاییها و اسرائیلیها میجنگند.
فرماندهی عملیات کربلای ۲ یکی دیگر از موارد کارنامه رزم ابومهدی در میدان جنگ انقلاب اسلامی، مربوط به عملیات کربلای ۲ در منطقه حاجعمران است. در این عملیات، گردان احرار برای اولین بار وارد منطقه درگیری شد و ابومهدی بهعنوان فرمانده عملیات در این رویداد حضور داشت.
نگاه آیتالله خامنهای به بدر و پیشبینی آیتالله حکیم یکی از خاطرات شهید ابومهدی المهندس درباره نیروهای بدر، مربوط به سخنانی است که شهیدان آیتالله خامنهای رهبر ایران و آیتالله حکیم رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق درباره این نیروی نظامی بیان کردهاند. در یکی از روزهای دفاع مقدس که ابومهدی و فرماندهان ارشد بدر به دیدار آیتالله خامنهای شهید رفته بودند، ایشان خطاب به بدریها گفت: «بدر نقشی سرنوشتساز در آینده عراق خواهد داشت.» در جلسهای دیگر که نیروهای بدر با آیتالله سیدمحمدباقر حکیم داشتند، این شهید خطاب به آنها گفت: «شما سقوط نظام صدام را خواهید دید.»
شروع آشنایی ابومهدی و حاجقاسم پس از جنگ تحمیلی و درگذشت امام خمینی (ره)، وقتی آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی ایران شد، طی حکمی سپاه بدر را به یکی از زیرمجموعههای سپاه قدس تبدیل کرد که یکی از برکات و نتایج آن، آشنایی حاج ابومهدی المهندس و حاج قاسم سلیمانی بود. ابومهدی مدتی به عضویت مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق درآمد. او به دوستان نزدیکش گفته بود بهدلیل ورود سپاه بدر و مجلس اعلا به کارهای سیاسی و فعالیت حزبی، از هر دو گروه فاصله گرفت و زمانی که خطر صدام از بین رفت و توانست وارد عراق شود، وارد فاز جدیدی از مبارزه با استکبار بینالمللی شد.
ماجرای خروج این فرمانده شهید مقاومت از عراق و سپس بازگشتش، مربوط به سالهای دانشجویی و فعالیتهای انقلابی علیه صدام است. شهید ابومهدی المهندس گفته است پس از شهادت شهید محمدباقر صدر و خواهرش بنتالهدی در زندان صدام، یکی از دوستان دایی ابومهدی در اداره امنیت عراق، اسم او را در فهرست افرادی دیده بود که حکم بازداشت و اعدام برایشان صادر شده بود. وقتی دایی ابومهدی این خبر را شنید، بهسرعت به خواهرزاده خود خبر داد و او نیز تصمیم گرفت از عراق خارج شود که به تبع این تصمیم، همراه برادرش به کویت رفت.
در کار تفحص شهدای عراقی حاج ابومهدی پس از بازگشت به عراق، با یک گروه ایرانی و لبنانی که تجربه زیادی در امر تفحص و تشخیص هویت و شناسایی DNA داشتند، بارها جلسه گذاشت و به شناسایی شهدای عراق مشغول شد که در زمان صدام شهید و در گورهای ناشناس دفن شده بودند.
رفاقت نزدیک با مامجلال جلال طالبانی که بین دوستان و نیروهایش به مامجلال معروف بود، بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ رئیسجمهور عراق بود. مامجلال و ابومهدی مدت زیادی دوست صمیمی بودند و پیش از سقوط صدام، همراه با یکدیگر علیه حزب بعث و صدام مبارزه میکردند. حتی در زمان جنگ صدام با ایران، در عملیات فتح کنار هم بودند و در عملیات نامنظم فتح ۱ یا وحدت که ۱۹ مهر ۱۳۶۵ توسط سپاه و نیروهای پیشمرگه اتحادیه میهنی کردستان بهطور مشترک در محور کرکوک اجرا شد، حضور داشتند. از حدود سال ۲۰۰۳ که صدام سقوط کرد، حاج ابومهدی المهندس و مامجلال، تیپ المصطفی را با حدود ۱۵۰۰ نفر نیرو در سلیمانیه تشکیل دادند و زمانی که مامجلال بهخاطر بیماری به بیمارستانی در برلین منتقل شد، نیروهایش همگی در خدمت حاج ابومهدی و حاج قاسم قرار گرفتند.
فرمانده وحدتگرا؛ تنها کسانی که هیچوقت آنها را نپذیرفت پس از صدور فتوای جهاد مراجع علیه داعش، ابومهدی خانه خود را مقر فرماندهی کرد و به نیروهای مردمی سر و سامان داد؛ نیروهایی که حشدالشعبی نام گرفتند. یکی از کارهای ویژه او در این فرماندهی، دیدار با افسران حزب بعث برای جذبشان در قالب حشدالشعبی بود. علت این کار هم این بود که باور داشت جذب انسانها خیلی مهمتر از دفع و مبارزه با آنهاست. تنها موجوداتی که حاج ابومهدی هیچوقت حتی در سختترین شرایط میدان جنگ حاضر به پذیرفتنشان نشد، آمریکاییها بودند.
یکی از اتفاقات خوب جریان مبارزات عراقیها با آمریکا، مربوط به زمانی است که آمریکا روی علمای شیعه و سنی عراق فشار آورد تا موجب تفرقه و جداییشان شود. اما نتیجه همه این فشارها، عکس شد و رهبران مبارز گروههای جهادی و نیروهای عملیاتی شیعه و سنی، بسیاری از اختلافات خود را کنار گذاشتند. این وحدت در جنگ با داعش بیشتر به چشم آمد. اما برخی از سیاسیون عراق که از دخالت بیگانگان در کشورشان سود میبردند، بهطور دائم در حال تطهیر آمریکا و سیاستهایش بودند و البته بهقول دوستان ابومهدی، هنوز هم هستند.
پرچم امام حسین را روی بام خانهام زدم دوستان و همرزمان ابومهدی میگویند پس از حمله داعش (بهعنوان نیروی نیابتی آمریکا و اسرائیل) به عراق، علاوه بر شیوخی که عقاید افراطی داشتند، چند گروه کرد هم که سالها بود حافظ منافع آمریکا در عراق بودند، با داعش همراهی کردند تا مناطق شیعهنشین عراق را از بین ببرند. روایت شخص ابومهدی از شروع حشدالشعبی اینگونه است: «خانه خودم قرارگاه مرکزی شد. خیلی از فرماندههای قدیمی بدر و فرماندههای گروههای مقاومت را دعوت کردم. نقشهای هم آماده کردیم. عتبه حسینی پرچم گنبد امام حسین (ع) را به ما هدیه داده بود. من گفتم این پرچم را روی بام خانه زدم.» ابومهدی میگفت درست است هسته اولیه نیروهای حشدالشعبی، شیعه هستند اما نیروهای سنی نیز به حشد ملحق شدند و طبق قانونی که تصویب شد، درصدی از نیروهای حشدالشعبی باید اهل سنت باشند. با این نگاه ابومهدی المهندس بود که حشدالشعبی از شیعه، سنی، ترکمان، ایزدی، کردی، مسیحی و همه اقوام و ادیان عراق تشکیل شد. تعبیر ابومهدی از این تنوع اقوام در حشدالشعبی اینگونه بود: «این قافله جوانهاست!»
آن مادر شهید سنی یکی از دوستان و همراهان همیشگی ابومهدی که در دفتر او کار میکرد، خاطرهای از روزهای پس از تشکیل حشدالشعبی و مبارزه با داعش دارد که مربوط به مفهوم محوری اتحاد شیعه و سنی میشود: «یک بار برای مصاحبه با یک مادر شهید اهل تسنن به کرکوک رفته بودیم. وضعیت خانه مادر شهید خیلی بد بود. خانه که نمیشد گفت، در حقیقت یک دونه اتاق بود که دیوارهایش نم داشتند و با تکههای پلاستیک روی نم دیوار را پوشانده بودند. چند جای سقف هم ریخته بود. پسرش از بچههای سپاه بدر بود که در یکی از عملیات جنگ عراق با ایران شهید شده بود. دو تا پسر دیگرش هم کشاورز بودند و قدرت مالی نداشتند که خانه مادرشان را درست کنند. از همه بدتر اینکه مادر شهید فلج شده بود و توانایی راه رفتن هم نداشت. وقتی به بغداد برگشتیم، در یکی از همین دیدارها، آقای السالم وضعیت این مادر را به حاج ابومهدی گزارش داد. وقتی عکس و فیلمهای خانه مادر شهید را به حاج ابومهدی نشان میدادیم، خیلی ناراحت شد و اشک در چشمانش نشست. بعد هم گفت تمام هزینههای بازسازی این خانه از صفر تا صد را میدهم. به او گفتیم حاجیجان، اینقدر خانه مخروبه است که نمیشود بازسازی کرد. حاج ابومهدی گفت باشد، هزینههای ساخت خانه و درمان مادر شهید را میدهم.
برچسب ها :ابومهدی المهندس ، جبهه مقاومت ، حشدالشعبی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰