هویت ملی ایران را دریابیم

✍️ مریم درویشیان
شخصیت های بزرگ و ارزشمندی در تاریخ ایران وجود دارد که هریک از آنها توانسته اند نقش بی بدیل و گرانسنگی در جهان بشریت ایفا کنند.
شخصیت های فرهنگی؛اجتماعی،هنری؛ادبی و تاریخی بسیاری در داخل ایران نیز توانسته اند سرمشق و الگوی نوجوانان و جوانان این سرزمین باشند.
ابوالقاسم فردوسی با آن شعرهای افسانه ای و بی مثالش تاثیر شگرفی بر ادبیات جهان گذاشته است. چنانچه شاعران و نویسندگان برتر جهان از فردوسی به نیکی یاد کرده و او را برقله ادبیات جهان نشانده اند.
فردوسی شاعر وطن پرست و معنوی ایران بود که شعرهایش را با خون دل نوشت و برای اولین بار در جهان توانست آثاری حماسی را خلق کند.
برتلس، خاورشناس روس در مراسم هزاره فردوسی در سخنانی از بزرگی فردوسی و شاهنامه او چنین گفته است: «مادام که در جهان مفهوم ایرانی وجود خواهد داشت، نام پرافتخار شاعر بزرگ هم که تمام عشق سوزان قلب خود را به وطن خویش وقف کرده بود، جاوید خواهد ماند. فردوسی شاهنامه را با خون دل نوشت، و به این قیمت، خریدار محبت و احترام ملت ایران به خود شد.»
ارنست رنان، لغتشناس، فیلسوف و تاریخنگار فرانسوی در کتاب «مطالعات تاریخی و سفرها، نقل از کتاب ایران در ادبیات جهان» آورده است: «فردوسی مظهر اصالت نژاد ایرانی است، به افتخار و معنویت ایمان دارد. بشردوست است و انسانی فکر میکند. خوبی را صمیمانه دوست دارد، و پیشرفت مدنیت را مأموریت و هدف واقعی بشر میداند. این قهرمان برای ما بیگانه نیست، از خود ماست.
فردوسی، حافظ و خیام سه نماینده برجسته این اعجاز شگفتانگیزی هستند که ادبیات ایران نام دارد. وجود آن بالاترین سند بقا و ثبات نبوغ نژاد آریایی در غمانگیزترین و تلخترین ماجراهای تاریخ آسیاست.»
محمدجعفر یاحقی که معتقد است ظرفیتهای داستانی و دراماتیک شاهنامه توجه داستاننویسان، شاعران و ادیبان اروپایی را به خود جلب کرده است، درباره جایگاه شاهنامه در جهان میگوید: «شاهنامه تا قرن هفدهم و هجدهم خیلی مورد توجه بیگانگان نبود و بیشتر در ایران شناختهشده بود؛ هرچند به زبان عربی هم ترجمه شده بود اما خیلی شهرت زیادی نداشت. از این قرن و در همان موقع بود که انگلیسیها در شبه قاره هند، هندوستان را گرفته بودند و متوجه ارزش و اهمیت شاهنامه شدند و آن را چاپ کردند. آن را از فارسی به انگلیسی ترجمه کردند و این سبب شد تا در بین انگلیسیها شهرت پیدا کند. مترجمان و دانشمندان انگلیسی به مرور بخشهای مختلفی از شاهنامه را ترجمه کردند تا این که بالاخره برادران وارنر کل شاهنامه را ترجمه کردند و همزمان انگلیسیها فارسی شاهنامه را هم چاپ کردند و توجه جهان به شاهنامه جلب شد.
بعد از آن در فرانسه ژول مول شاهنامه را به فرانسوی ترجمه کرد. در آلمان نیز تئودور نلدکه تحقیقاتی روی شاهنامه انجام داد و این زمینه را فراهم کرد که در اروپا و در زبانهای انگلیسی، فرانسوی و آلمانی شهرت شاهنامه بر سر زبانها افتاد. این امر باعث شد تا عده زیادی هم که فارسی بلد نبودند توجهشان به شاهنامه جلب شود و حتی این شاهنامه بود که باعث شد عدهای فارسی یاد بگیرند تا شاهنامه را ترجمه کنند. عدهای دیگر نیز از طریق این ترجمهها با شاهنامه آشنا شدند و بعدا آثار دیگری را در زبان خودشان خلق کردند.
سوال اساسی اینجاست که تا کنون برای معرفی این شاعر بزرگ به نسل کودک و نوجوان چه کرده ایم؟ اینهمه کتاب درباره فروسی بزرگ به زبان کودکان چاپ شده است. چند نفر از فرزندان این سرزمین فردوسی را می شاسند و شعری از او در حافظه دارند.
چند فیلم و برنامه کودکان و انیمیشن تاثیرگذار از او ساخته شده است؟
درحالی که شخصیت های ادبی و فرهنگی هر روز به نام کشوری همسایه مصادره می شود ما در کجای تاریخ قرار گرفته ایم.؟
چند نفر از دانش آموزان امیرکبیر و دارالفنونش را می شناسند؟
دانشجویان رشته های مهندسی ما چقدر با شیخ بهایی و غیاث الدین کاشانی و خواجه نصیر و….خو گرفته و این بزرگان علمی جهان را می شناسند. قبول کنیم ما کمتر به فکر تقویت باور و هویت ملی بوده و بیشتر سوار بر اسب غرور غفلت کرده ایم.
خیلی دور نرویم .برای بزرگداشت و معرفی مریم میرزا خانی برنده جایزه فیلز ریاضیات در جهان چه کرده ایم؟چرا نباید دانش آموزان ایرانی با برشی از زندگی این بانوی افتخار آفرین ایرانی آشنا شوند در حالی که دنیا به افتخارش کلاه ازسر برمی دارد.؟
ترکیه را ببینید ؛در همین همسایگی خودمان.
چگونه این کشور؛ مولانا را بر اوج افتخار نشانده و هرساله با گرامی داشت این شاعر ایرانی صدها هزار توریست رابه قونیه می کشاند؟
بروید نظر شاعران و فلاسفه بزرگ جهان را درباره عطار و حافظ و سعدی بخوانید تا متوجه شوید ما فقط میان این نسل و بزرگان خود چه فاصله عجیب و غریبی ایجاد کرده ایم؟
اینهمه بودجه و سازمان و نهادهای موازی براستی برای ترویج فرهنگ بومی وملی ما چه کرده اند؟
چرا با لجبازی باجوانان میخواهیم بخشی از تاریخ خود را با نسبت های عجیب وغریب حذف کنیم؟
براستی برای حفظ معنوی لوح حقوق بشر کوروش چقدر زحمت کشیده ایم؟چرا با سخنان نسنجیده به دنبال حذف میراث گذشتگان هستیم؟
هیچ کشوری به اندازه ایران اسلامی ما صاحب اینهمه شخصیت های طراز اول در حوزه های مختلف نیست.جهان بدون تکیه به تاریخ ایران عزیز مثل طبل تو خالی می ماند.
وظیفه سیاستگذاران است که با اتحاد و همبستگی و برای آشتی ملی با تاریخ پرشکوه این کشور سر یک میز بنشینند و با بازیابی و بازخوانی تاریخ این ملت؛ به باروری فرهنگ وهویت بومی و ملی و اسلامی ایران پرداخته و از سنین کودکی به معرفی اندیشمندان ایرانی بپردازند.
برای حفی همه دستاوردها هنوز هم میتوان به شعرهای فردوسی و حافظ و سعدی بالید تا چونان همیشه جهان به فروغ این تاریخ لبخند مهر بزند.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰