تاریخ انتشار : دوشنبه 20 مهر 1405 - 10:38
کد خبر : 57331
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای ۲۰ مهر؛ روز بزرگداشت حافظ، شاعر عشق، رندی و رازهای ناگفته بسته هستند

۲۰ مهر؛ روز بزرگداشت حافظ، شاعر عشق، رندی و رازهای ناگفته

۲۰ مهر؛ روز بزرگداشت حافظ، شاعر عشق، رندی و رازهای ناگفته
۲۰ مهر، روز بزرگداشت حافظ، تنها یادبود شاعری متعلق به گذشته نیست؛ فرصتی است برای بازگشت به شعری که پس از قرن‌ها همچنان خوانده می‌شود،تفسیر می‌شود و با زندگی نسل‌های تازه معنا می‌گیرد.

مهدی صدیقیان – پژوهشگر مطالعات فرهنگی

بیستم مهرماه در تقویم فرهنگی ایران، روز بزرگداشت خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی است؛ شاعری که پس از گذشت قرن‌ها، هنوز شعرش نه‌تنها در حافظه ادبی ایرانیان، بلکه در لحظه‌های خصوصی زندگی آنان حضور دارد. کمتر شاعری را می‌توان یافت که دیوانش هم در کتابخانه‌ها و محافل ادبی جای داشته باشد و هم در شب یلدا، نوروز، لحظه‌های دلتنگی، عاشقی و دوراهی‌های زندگی گشوده شود؛ گویی حافظ برای ایرانیان تنها یک شاعر نیست، بلکه هم‌صحبتی دیرینه است که هر نسل، معنای تازه‌ای در کلام او پیدا می‌کند.

 

از شیراز تا جاودانگی در ادبیات فارسی

حافظ در سده هشتم هجری در شیراز زیست؛ روزگاری پرآشوب که فارس و دیگر بخش‌های ایران بارها شاهد کشمکش‌های سیاسی و تغییر حکومت‌ها بود. اطلاعات قطعی درباره جزئیات زندگی شخصی او اندک است و بسیاری از روایت‌هایی که طی قرن‌ها درباره زندگی‌اش شکل گرفته‌اند، با افسانه و حکایت درآمیخته‌اند. آنچه روشن است، پیوند عمیق او با شیراز، فرهنگ و دانش زمانه و به‌ویژه قرآن و ادبیات فارسی و عربی است.

تخلص «حافظ» نیز با همین سنت قرآنی پیوند دارد و در شعر او اشارات فراوانی به قرآن، مفاهیم عرفانی، داستان‌های دینی و میراث ادبی پیش از خود دیده می‌شود. اما هنر حافظ در آن است که این جهان گسترده از دانش و معنا را در غزل‌هایی فشرده، موسیقایی و چندلایه جای می‌دهد؛ غزل‌هایی که می‌توان آنها را عاشقانه خواند و در همان حال، معنایی عرفانی، فلسفی، اجتماعی یا حتی انتقادی از آنها دریافت کرد.

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

 

شاعری که نمی‌توان او را در یک معنا محصور کرد

شاید یکی از مهم‌ترین دلایل ماندگاری حافظ، همین گریز شعر او از یک تفسیر قطعی باشد. «عشق»، «می»، «ساقی»، «رند»، «زاهد»، «پیر مغان»، «خرابات» و «یار» در جهان شعری او واژه‌هایی ساده و تک‌معنا نیستند. هرکدام می‌توانند در لایه‌های مختلف شعر، معنایی زمینی، عرفانی، فلسفی یا اجتماعی پیدا کنند.

حافظ از عشق می‌گوید، اما در کنار آن ریاکاری و زهدفروشی را نیز به نقد می‌کشد. او بارها میان حقیقت درونی انسان و ظاهرسازی‌های اجتماعی فاصله می‌اندازد و «رند» را در برابر کسی قرار می‌دهد که پاکی و تقوا را به نمایش می‌گذارد اما در باطن از آن بی‌بهره است.

همین نگاه، شعر حافظ را فراتر از زمانه خودش برده است. انسان امروز نیز می‌تواند در غزل‌های او با پرسش‌هایی روبه‌رو شود که همچنان آشنا هستند: حقیقت چیست؟ عشق چه نسبتی با عقل دارد؟ چرا انسان آن چیزی نیست که در ظاهر نشان می‌دهد؟ تقدیر تا کجا بر زندگی ما فرمان می‌راند و اختیار انسان از کجا آغاز می‌شود؟

 

حافظ و زبان شگفت‌انگیز غزل

حافظ غزل فارسی را به یکی از درخشان‌ترین قله‌های خود رساند. پیش از او شاعرانی چون سعدی، مولوی و خواجوی کرمانی هر یک امکانات تازه‌ای به غزل بخشیده بودند، اما حافظ با بهره‌گیری از این میراث، زبانی ساخت که هم بسیار موسیقایی است و هم به‌شدت فشرده و چندپهلو.

در بسیاری از غزل‌های او هر بیت تا اندازه‌ای استقلال معنایی دارد و در عین حال با فضای کلی غزل پیوند می‌خورد. همین ویژگی باعث شده است که یک بیت حافظ بتواند جدا از غزل نیز در ذهن مردم زندگی کند و به ضرب‌المثل، پاسخ یک موقعیت یا بیان حال درونی انسان تبدیل شود.

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

در همین دو مصراع، یکی از اندیشه‌های بزرگ عرفانی با زبانی ساده و ماندگار بیان می‌شود: جست‌وجوی حقیقتی در بیرون که شاید از ابتدا در درون خود انسان حضور داشته است.

 

چرا ایرانیان با دیوان حافظ فال می‌گیرند؟

یکی از شگفت‌انگیزترین جنبه‌های حضور حافظ در فرهنگ عمومی ایران، فال حافظ است. قرن‌هاست که ایرانیان در مناسبت‌هایی مانند شب یلدا و نوروز یا هنگام تصمیم‌گیری و سرگشتگی، دیوان او را می‌گشایند و غزل پیش رو را به نیت خود پیوند می‌زنند.

این سنت را نمی‌توان صرفاً با پیشگویی توضیح داد. چندمعنایی بودن شعر حافظ، زبان نمادین او و سخن گفتنش از امید، هجران، وصال، انتظار، سفر، عشق، شکست و گشایش باعث می‌شود خواننده بتواند میان وضعیت شخصی خود و شعر رابطه‌ای برقرار کند. به همین دلیل است که گاه غزلی چندصدساله چنان با حال خواننده هماهنگ می‌شود که احساس می‌کند شاعر مستقیماً با او سخن گفته است.

همین جایگاه خاص سبب شده حافظ در فرهنگ مردم لقب «لسان‌الغیب»، یعنی زبان غیب، پیدا کند.

 

حافظ فراتر از مرزهای ایران

نفوذ حافظ به زبان و فرهنگ فارسی محدود نماند. ترجمه اشعار او از سده‌های گذشته راه خود را به اروپا باز کرد و بر شماری از نویسندگان و متفکران غربی اثر گذاشت. از مشهورترین آنها یوهان ولفگانگ فون گوته، شاعر بزرگ آلمانی، است که آشنایی با شعر حافظ در شکل‌گیری اثر معروفش دیوان غربی–شرقی نقشی مهم داشت.

از این منظر، حافظ نه‌تنها یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های ادبیات فارسی، بلکه یکی از شاعرانی است که توانسته میان سنت‌های ادبی شرق و غرب پلی فرهنگی ایجاد کند.

 

حافظیه؛ جایی که هنوز شعر خوانده می‌شود

آرامگاه حافظ در شیراز، مشهور به حافظیه، امروز یکی از مهم‌ترین مکان‌های فرهنگی ایران است. اما شاید تفاوت حافظیه با بسیاری از آرامگاه‌های تاریخی در این باشد که مردم تنها برای دیدن یک بنای تاریخی به آنجا نمی‌روند؛ کنار مزار حافظ می‌نشینند، شعر می‌خوانند، دیوانش را می‌گشایند و فال می‌گیرند.

این حضور زنده شاید بهترین نشانه جایگاه حافظ باشد. شاعری که قرن‌ها پیش از دنیا رفته است، هنوز بخشی از زندگی روزمره مردم است و کلماتش همچنان برای عشق‌ها، جدایی‌ها، امیدها و پرسش‌های آنان زبان می‌سازد.

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

۲۰ مهر، روز بزرگداشت حافظ، تنها یادبود شاعری متعلق به گذشته نیست؛ فرصتی است برای بازگشت به شعری که پس از قرن‌ها همچنان خوانده می‌شود، تفسیر می‌شود و با زندگی نسل‌های تازه معنا می‌گیرد. شاید راز ماندگاری حافظ نیز همین باشد: هر بار که دیوانش را می‌گشاییم، همان شعر قدیمی است، اما خواننده دیگر همان آدم پیشین نیست.

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.