گفتگوی ویژه

زهرا حماده، همسر شهید محمد سعید ایزدی، در گفتوگو با تسنیم به بررسی زوایای زندگی شخصی این فرمانده مقاومت میپردازد. او از ویژگیها و خاطرات مشترکشان صحبت میکند و به نقش شهید ایزدی در مبارزات و فداکاریهایش اشاره میکند. این گفتگو نمایی صمیمی از زندگی یک قهرمان را به تصویر میکشد.
بین الملل به گزارش باور خبر به نقل از گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، شهید محمد سعید ایزدی، معروف به حاج رمضان، یکی از شخصیتهای برجسته و بینظیر بود که در طول سالها نقش اساسی و کلیدی در شکلگیری سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی ایران و جبهههای مختلف محور مقاومت ایفا کرد. او فردی بود که رهبر شهید انقلاب اسلامی، امام سید علی خامنهای، به او ارادت داشت و برایش جایگاه ویژهای قائل بود. رهبر شهید انقلاب اسلامی بارها از او و فعالیتهایش در زمینه فلسطین تقدیر کرد و تا زمان شهادتش او را در این مسئولیت حفظ نمود. او همان کسی بود که شهید بزرگوار حاج قاسم سلیمانی و شهید سید حسن نصرالله به او اعتماد کردند و او را به عنوان یار و امین اسرار خود در پروندههای مقاومت در فلسطین، لبنان، عراق و یمن انتخاب کردند. شهید ایزدی همان کسی بود که دشمنان آمریکایی و صهیونیستی را در تمامی جبهههای نبرد تعقیب کرد و دشمن کینهتوز صهیونیستی نیز سالها در پی این فرمانده مقاومت بود؛ تا اینکه در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۴ و در خلال جنگ ۱۲ روزه تحمیلی و به دنبال تجاوز وحشیانه اسرائیل به ایران، در میانه جنگی که از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شده بود، به مقام شهادت نائل آمد. او با جسم خود این دنیا را ترک کرد، اما با اعمال و جهادش در محور مقاومت برای قدس و فلسطین جاودانه ماند.
در ایام دومین سالگرد شهادت سید مقاومت، شهید سید حسن نصرالله، خبرگزاری تسنیم در گفتگویی اختصاصی به بازخوانی ابعاد ناگفته زندگی شخصی شهید حاج رمضان از زبان خانم زهرا حماده، همسر این شهید پرداخته است. همسر شهید ایزدی در این گفتگو به تشریح نحوه آشنایی و ازدواج با این شهید بزرگوار، ابعادی از زندگی شخصی و خانوادگی ایشان و همچنین سالهای طولانی مجاهدت حاج رمضان در لبنان، سوریه، پرونده فلسطین و ایران میپردازند. نسخه کامل ویدئویی و مکتوب این گفتگو در ادامه تقدیم حضور مخاطبان خبرگزاری تسنیم میشود.
تسنیم: با سلام و درود خدمت شما بینندگان عزیز، مردانی وجود دارند که زندگینامهشان در بیانیهها نگاشته میشود و رشادتهایشان در میادین نبرد روایت میگردد؛ اما چهره دیگری هم دارند که مردم آن را نمیشناسند؛ چهره مردی که در خانه را میبندد و دور از انظار، به عنوان یک پدر و یک همسر به خانه بازمیگردد. محمد سعید ایزدی، معروف به «حاج رمضان» کسی بود که فلسطین او را از طریق آثار و ردپایش شناخت و رزمندگان او را فرماندهای آرام، بسیار باهوش و مؤمن میشناختند؛ و نگاهش همیشه به فلسطین دوخته شده بود. او برای دههها، فلسطین را در قلب خود جا نهاد و به دور هیاهو و جنجال زندگی کرد، تا اینکه سرانجام در شهر مقدس قم به مقام شهادت نائل شد. اما حاج رمضان وقتی به خانه بازمیگشت، در مقام یک همسر و پدر، چگونه بود؟ در این گفتوگو، از میادین نبرد چشم میپوشیم و وارد فضا و محیطی میشویم که رسانهها آن را نمیشناسند؛ خانه؛ تا حاج رمضان، انسانی را که سرشار از محبت، ایمان و تواضع بود، به یاد آوریم؛ جزئیاتی که تنها کسانی از آن آگاهند که با ایشان زندگی کردهاند. حاج رمضان پشت درهای بسته خانه چگونه بود؟ به سرکار خانم زهرا حماده، همسر شهید حاج رمضان، خیر مقدم میگوییم؛ خوش آمدید…
زهرا حماده: ممنونم، سلام و درود بر شما.
تسنیم: اجازه بدهید داستان را با شما از اینجا شروع کنیم؛ اگر از شما بخواهیم همسر شهیدتان، محمد سعید ایزدی را به دور از همه القاب معرفی کنید؛ فارغ از لقب «حاج رمضان»، فارغ از لقب «حاج فلسطین»، فارغ از اینکه ایشان یک فرمانده بود؛ نه در قامت یک مسئول یا شهید؛ در نظر شما، ایشان چگونه انسانی بود و کدام ویژگی بیش از هر چیز در شخصیت ایشان بارز بود؟
زهرا حماده: حاج رمضان، یک پدر، دوست، یار، همراه و طبیب بود. حاج رمضان وقتی وارد خانه میشد، حالوهوای کل خانه عوض میشد. ایشان با اینکه بیرون از خانه بسیار قدرتمند و یک فرمانده بزرگ بود، اما در خانه بسیار مهربان بود و همواره سعی میکرد در مدتی که در خانه است، وقتش را به بچهها اختصاص دهد؛ مینشست با آنها صحبت میکرد، بازی میکرد. مثلاً دخترم فاطمه خیلی قرمهسبزی دوست دارد. میگفت: «من میخواهم با دست خودم برایش قرمه سبزی درست کنم.» صبحها دوست داشت برای بچهها صبحانه درست کند، به بچهها رسیدگی میکرد. واقعاً انسان بسیار مهربانی بود. با یک نگاه، حال من را میفهمید؛ از چشمها حال و احوال مرا میفهمید. دوستداشتنی و محترم بود. اگر مشکلی برایم پیش میآمد یا احساس میکرد دردی دارم، واقعاً طبیب من بود؛ با دعا و ابراز عشق و محبت، با مهربانیاش و با حرفهای خوبش.
تسنیم: پس ایشان پناه و تکیهگاه خانواده بود؟
زهرا حماده: خیلی زیاد.
تسنیم: اجازه بدهید درباره زندگی شما هم صحبت کنیم؛ درباره آشناییتان. زمان آشناییتان کجا زندگی میکردید؟ بعضیها میپرسند: حاج رمضان ایرانی و خانم زهرا حماده اهل سوریه؛ این آشنایی و این دیدار چگونه شکل گرفت؟ چطور اتفاق افتاد؟ چه چیزی سوریه و ایران را به هم پیوند داد؟
زهرا حماده: حاج رمضان بهخاطر کارش بین لبنان و سوریه رفتوآمد داشت و من آن زمان در سوریه زندگی میکردم. از حاج رمضان خواسته بودند ازدواج کند تا نسلش ادامه پیدا کند، فرزندانی داشته باشد که این مسیر را ادامه دهند. به این ترتیب، بعضی از دوستان، من را برای این ازدواج انتخاب کردند.
تسنیم: افرادی همچون حاج قاسم سلیمانی؟
زهرا حماده: بله، دقیقاً. و یکی از دوستان حاج رمضان هم که «ابومحمد» نام داشت واسطه این آشنایی بودند. اولین بار از من خواسته شد و به من پیشنهاد دادند؛ من آن زمان اصلاً حاج رمضان را نمیشناختم. گفتند یک فرد ایرانی میخواهد ازدواج کند؛ به همین گفته اکتفا کردند. بعد از چند بار پیشنهاد سرانجام پذیرفتم. بعد از ازدواج بود که فهمیدم این مرد چه کسی است. راز اینکه چرا مخفیانه زندگی میکند را فهمیدم. کمکم متوجه شدم که ماشینهای حاج رمضان همیشه عوض میشوند؛ افراد مشخصی او را میبردند و افراد مشخصی برمیگرداندند. همیشه از ما میخواستند خانهمان را عوض کنیم.
تسنیم: دوباره به این موضوع امنیتی برمیگردیم؛ اما چه چیزی باعث شد با ازدواجتان با حاج رمضان موافقت کنید؟ با مردی که او را نمیشناختید، چیزی دربارهاش نشنیده بودید؛ حتی شاید اگر نامش را هم شنیده بودید، شخصیت و جایگاه ایشان را نمیشناختید. نمیدانستید چه کسی است… چه جایگاهی دارد… مسئولیتش در زندگی چیست و در چه شرایط امنیتی زندگی میکند…
زهرا حماده: اولین جملهای که حاج رمضان به من گفت این بود: «من یک سرباز کوچک رهبر انقلاب و سید حسن (نصرالله) هستم.» ما شیعیان سوریه، عاشق سید حسن و رهبر انقلاب هستیم و این موضوع باعث شد که مشتاقانه جلو بروم. من پیش از آن همسر یک شهید بودم و همیشه به این فکر میکردم که چگونه انتقام خون پدر فرزندانم را بگیرم…احساس کردم حاج رمضان همان دری است که از طریق آن میتوانم این مسیر را ادامه بدهم؛ دلیل من همین بود. بعد از آن، همسر اول شهیدم را در خواب دیدم. آن موقع اصرارم بیشتر شد؛ یعنی دیگر مطمئن شدم این همان راهی است که خداوند برای من ترسیم کرده؛ از طریق خواب، از طریق دعا.گفتم: «خدایا، مرا به راهی هدایت کن که در آن بتوانم فرزندانم را درست تربیت کنم و انتقام خون پدرشان را بگیرم.»
تسنیم: تا این حد که ما شاهدیم سید حسن نصرالله در زندگی ما حضور داشت. و شاید فقط شنیدن نام سید حسن کافی بود تا ما تصمیماتی بگیریم.
زهرا حماده: بله، درست است. من جنگ ۲۰۰۶ را هیچوقت… این گفته (سید حسن) را فراموش نمیکنم: «به ناوچه (اسرائیلی) نگاه کنید که چگونه دارد در آتش میسوزد.» این عبارات و شیوه سخن گفتنش فراموشنشدنی است. حاج رمضان حتی برای بچههایم هم همیشه از سید حسن صحبت میکرد. در دلمان زندگی میکرد؛ از دوران نوجوانی، سید حسن محبوب قلبم بود. این احساس را همه ما در قلبمان داریم.
تسنیم: درباره دوران بعد از ازدواج صحبت کنیم… بعد از اینکه با ایشان ازدواج کردید، آیا از ماهیت مسیر حاج رمضان خبردار شدید؟ چه زمانی متوجه شدید که مسیر او، مسیر مقاومت و فلسطین است؟
زهرا حماده: حاج رمضان کمحرف بود، زیاد صحبت نمیکرد. بهخصوص اوایل آشناییمان گفت: «خط قرمز من کار من است.»… میگفت: «تکلیف شرعیای دارم که نمیتوانم همیشه دربارهاش صحبت کنم.» من هم به این حریم خصوصی احترام گذاشتم؛ ولی با گذشت زمان، بیشتر متوجه شدم. همانطور که گفتم، از ما میخواستند خانهمان را عوض کنیم، ماشینها را تغییر بدهیم. احساس کردم این شخص مسئولیت بسیار بزرگی را بر دوش دارد. با گذشت زمان فهمیدم که او با پرونده فلسطین ارتباط دارد. بعد از مدتی، کمکم این ارتباط را فهمیدم. چیزی که خیلی توجهم را جلب کرد این بود که وقتی اخبار را تماشا میکرد، گریه میکرد؛ آنقدر گریه میکرد که صدایش هم بلند میشد. میگفت برای شهدا و بچههای (فلسطینی) ناراحت است. حتی برای فرزندان خودش هم از این موضوع صحبت میکرد. میگفت: «ما الآن در دوران اندوه و سوگواری برای کودکان غزه هستیم. اگر جشن یا مراسمی داریم، انشاءالله آن را به بعد از پیروزی موکول میکنیم.» واقعاً بچهها را دوست داشت، حتی در چنین شرایطی هم آنها را با این مسئولیت بزرگ میکرد.
تسنیم: شما میدانستید او «حاج رمضان» است؟ چگونه از این نام و هویت ایشان خبردار شدید؟
زهرا حماده: بعد از چند سال فهمیدم؛ بعد از حدود سه یا چهار سال، کاملاً اتفاقی نام «حاج رمضان» به گوشم خورد.
تسنیم: بچهها چطور؟
زهرا حماده: بچهها نمیدانستند. من هم کاملاً اتفاقی فهمیدم. در عراق بودیم، در مسیر پیادهروی اربعین، وقتی وارد یکی از موکبها شدیم، شخصی بود که حاجی را با نام «حاج رمضان» میشناخت. وقتی او را دید، سلام کرد و گفت: «سلام علیکم حاج رمضان.» این اسم توجهم را جلب کرد. وقتی از آنجا بیرون آمدیم و در مسیر پیادهروی بودیم، از او پرسیدم: «حاج رمضان کیست؟ ماجرا چیست؟» خندید و گفت: «در کار، همه ما دو اسم داریم؛ لقب من حاج رمضان است.» از او پرسیدم: «چرا رمضان؟» گفت: «نمیدانم؛ یکدفعه از من خواستند یک اسم انتخاب کنم و اسم حاج رمضان برایم درآمد.» با اینکه بیشتر او را با نام «حاج فلسطین» میشناختند تا «حاج رمضان».
تسنیم: بچهها از هویت واقعی پدرشان خبر داشتند؟
زهرا حماده: هویت اصلی پدرشان؟
تسنیم: خیر؛ هویت شخص شهید حاج رمضان؛ شما از شهید دو فرزند دارید.
زهرا حماده: درست است، نه، چون وقتی در سوریه زندگی میکردیم، آنها خیلی کوچک بودند، چیزی نمیدانستند. فکر میکردند تابعیت حاج رمضان سوری است و زندگی کاملاً عادی داشتند؛ فکر میکردند پدرشان بهخاطر کارش مجبور است سفر کند. بعد از مدتی، بچهها فهمیدند که پدرشان سوری نیست. کمکم بزرگتر شدند و متوجه بعضی مسائل شدند. کمکم متوجه شدند که مسائل امنیتی کمی سخت و پیچیده است. جاهایی بود که ما نمیتوانستیم دربارهشان صحبت کنیم. جاهایی بود که اصلاً تلفن همراه نداشتیم و ارتباطمان از طریق نامههای مکتوب انجام میشد.
تسنیم: ما در واقع حاج رمضان یا همان حاج فلسطین را بعد از شهادت ایشان شناختیم؛ اما آنچه اکنون داریم میشنویم، قصه کسی است که او را از نزدیک نمیشناختیم. خیلیها از هوش سرشارش، از آرامش و صبر و ایمانش، و از تواضع بسیار زیاد ایشان میگویند و شما هم کمی قبل درباره ویژگی تواضع در شخصیت شهید صحبت کردید. این ویژگیها در زندگی شخصی او، داخل خانه، در میان خانواده و اطرافیان، چگونه خودش را نشان میداد؟
زهرا حماده: همانطور که گفتم، ما در خانه کسی را داشتیم که به من در کارهای خانه کمک میکرد. حاج رمضان همیشه تذکر میداد و میگفت: «این خانم که در خانه ما به من کمک میکرد اسمش مریم است. مریم یکی از اعضای خانواده است. باید کنار ما سر سفره غذا مینشست.» مثلاً اگر به سفر میرفتیم، اولین هدیه برای مریم بود. ماه رمضان هم اگر از حاج رمضان میپرسیدم: «امروز برای افطار چه چیزی تدارک ببینیم؟» میگفت: «از مریم بپرسید.» مریم تصمیم میگرفت که آن روز چه غذایی بخوریم. حتی وقتی…
برچسب ها :سیاست منطقهای ، شهید ایزدی ، محور مقاومت
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰