پروپاگاندای دلاری ایالات متحده

وزیر خزانهداری آمریکا در تلاش است تا ابعاد جدیدی از جنگ نظامی علیه مردم ایران را تکمیل کند. این اقدام نشاندهنده تشدید فشارها بر ایران و تلاش برای ایجاد تغییرات در سیاستهای این کشور است. نگرانیها درباره پیامدهای این رویکرد بر زندگی مردم ایران و ثبات منطقه افزایش یافته است.
اقتصادی به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، اظهارات اخیر اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، در خصوص کاهش ارزش ریال ایران و عبور نرخ دلار از مرز ۲ میلیون ریال، ادامه جنگ نظامی آمریکا علیه مردم ایران به شمار میآید. او به عنوان یک عضو از اتاق جنگ علیه ایران عمل کرده و به دنبال تکمیل پازلی است که با بمباران، تحریم و محاصره شکل گرفته است.
سخنان این مقام آمریکایی بیشتر از آنکه به عنوان یک ارزیابی اقتصادی معمولی تلقی شود، بخشی از کارزار فشار حداکثری واشنگتن بر اقتصاد ایران است؛ کارزاری که اکنون بازار ارز را به یکی از میدانهای اصلی جنگ روانی تبدیل کرده است. پرسش اصلی این است که آیا اظهارنظر یک مقام سیاسی آمریکایی درباره آینده نرخ ارز ایران را باید به عنوان یک «تحلیل اقتصادی» در نظر گرفت؟ پاسخ به این سوال واضح است: خیر. از دیدگاه سیاستگذاران اقتصادی، تفاوت معناداری میان تحلیل اقتصادی و عملیات روانی وجود دارد. تحلیل اقتصادی بر اساس دادهها، روندهای پایدار، متغیرهای بنیادین و سناریوهای قابل اندازهگیری استوار است؛ اما زمانی که یک مقام دولتی خارجی، همزمان با بمباران، محاصره و تحریم، درباره کاهش بیشتر پول ملی کشور هدف، عدد مشخصی ارائه میدهد، مرز میان تحلیل و عملیات روانی عملاً محو میشود.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم وزارت خزانهداری آمریکا در سال جاری، فشار بر منابع درآمدی و شبکه مالی ایران را به طور جدی پیگیری کرده و هر اقدام ممکن، حتی ممانعت از ورود دارو، را علیه مردم ایران انجام داده است. این وزارتخانه از تحریم شبکههای مرتبط با فروش نفت، حملونقل و حتی زیرساختهای مالی و داراییهای دیجیتال ایران سخن گفته و آن را بخشی از کارزار فشار اقتصادی خود علیه تهران معرفی کرده است. در حالی که تمامی این موارد پیش از این نیز به طور کامل از سوی آمریکا اعلام شده و اقدامی فراتر از آنچه در گذشته انجام شده، قابل اجرا نیست.
عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، در واکنش به تحولات اخیر بازار ارز، افزایش نرخ دلار را تا حدی ناشی از فضای روانی و تبلیغاتی دانسته و تأکید کرده است که اقتصاد ایران از شرایط سخت عبور خواهد کرد. به گفته رئیسکل بانک مرکزی، آنچه در بازار ارز مشاهده میشود صرفاً نتیجه تغییر متغیرهای بنیادین اقتصادی نیست، بلکه انتظارات و فضای سیاسی نیز تأثیر قابل توجهی بر شکلگیری قیمتها دارند. این دیدگاه به معنای نادیده گرفتن مشکلات واقعی اقتصاد ایران نیست. کاهش درآمدهای ارزی، محدودیتهای ناشی از تحریم، کاهش دسترسی به منابع خارجی، فشار بر درآمدهای دولت و افزایش نااطمینانی، همگی متغیرهای واقعی هستند که بر بازار ارز تأثیر میگذارند.
عبور دلار از یک مرز روانی، لزوماً به معنای حرکت قطعی آن به سمت مرز بعدی نیست؛ همانطور که رسیدن نرخ ارز به ۲ میلیون ریال، به خودی خود اثباتکننده پیشبینی ادعایی بسنت نیست. قیمت ارز در اقتصادی مانند ایران علاوه بر عرضه و تقاضای ارز، به انتظارات، اخبار سیاسی، میزان مداخله بازارساز، وضعیت صادرات، بازگشت ارز، رفتار معاملهگران و مجموعهای از متغیرهای داخلی و خارجی وابسته است. در نهایت، واشنگتن با ارسال چنین پیامهایی میخواهد چیزی را که در جنگ نظامی به دست نیاورده، در جنگ اقتصادی به دست آورد.
برچسب ها :پروپاگاندای دلاری ، جنگ اقتصادی ، نرخ ارز
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰