تاریخ انتشار : شنبه 25 مهر 1405 - 8:00
کد خبر : 58560
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای پرستار فراجا: ناگفته‌های جنگ رمضان و تهدیدات بیمارستان‌ها بسته هستند

پرستار فراجا: ناگفته‌های جنگ رمضان و تهدیدات بیمارستان‌ها

پرستار فراجا: ناگفته‌های جنگ رمضان و تهدیدات بیمارستان‌ها

پرستار فراجا از روزهای جنگ رمضان یاد می‌کند. در آن زمان، بیمارستان‌ها نیز تحت تأثیر حملات جنگنده‌های دشمن قرار داشتند. او با شجاعت و فداکاری به بیماران خدمت می‌کرد و در شرایط دشوار، تلاش کرد تا جان انسان‌ها را نجات دهد. این یادآوری از ایثار و فداکاری در روزهای سخت جنگ است.

“`html

اجتماعی به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، پرستاری در شرایط عادی، حرفه‌ای است که نیازمند دانش، دقت و مسئولیت‌پذیری است؛ اما زمانی که صدای انفجار به گوش می‌رسد و ساختمان بیمارستان به لرزه درمی‌آید، مسئولیت پرستاران ابعاد جدیدی پیدا می‌کند. در این شرایط، کادر درمان باید علاوه بر مدیریت ترس و اضطراب، به مراقبت از بیماران ادامه دهد و برای پذیرش مصدومان احتمالی آماده باشد. زهرا ملک‌پور، پرستار بیمارستان فراجا با ۲۵ سال سابقه خدمت و تجربه در بخش‌های اورژانس و مراقبت‌های ویژه، از جمله افرادی است که در جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان در حوزه درمان و مدیریت بحران حضور داشته است. او در این مصاحبه از انتخاب آگاهانه خود برای فعالیت در بیمارستان فراجا، روزهای پرالتهاب جنگ، حمله به بیمارستان، انتقال بیماران بدحال با امکانات محدود و خاطره تلخ زنی جوان که با وجود نداشتن جراحت ظاهری جان باخت، صحبت می‌کند. ملک‌پور تأکید می‌کند که در روزهای جنگ، اولویت کادر درمان نه نگرانی‌های شخصی و نه مسائل مالی، بلکه آمادگی برای پذیرش مصدومان و انجام وظیفه حرفه‌ای بود؛ اولویتی که گاهی به ساعت‌ها حضور در بیمارستان و دوری از خانواده منجر می‌شد.

تسنیم: ابتدا خودتان را معرفی کنید و از سابقه فعالیت حرفه‌ای‌تان بگویید. چه شد که پرستاری را انتخاب کردید و در چه بخش‌هایی سابقه خدمت دارید؟ من زهرا ملک‌پور هستم و ۲۵ سال سابقه خدمت دارم. در بخش اورژانس و مراقبت‌های ویژه کار کرده‌ام و چند سالی هم هست که در حوزه مدیریت بحران فعالیت می‌کنم. در کنار مسئولیت‌های مدیریتی، همچنان فعالیت بالینی دارم و در شرایط مختلف، از جمله جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان، در بیمارستان خدمت کرده‌ام. طبیعت کار پرستاری به‌گونه‌ای است که شما همیشه باید آمادگی مواجهه با شرایط پیش‌بینی‌نشده را داشته باشید. ممکن است در یک شیفت، شرایط کاملاً عادی باشد، اما در فاصله کوتاهی با تعداد زیادی بیمار یا مصدوم مواجه شوید و لازم باشد در همان لحظات نخست، وضعیت را مدیریت کنید. تجربه کار در اورژانس و بخش مراقبت‌های ویژه، به‌خصوص در شرایط بحران، اهمیت آمادگی، تصمیم‌گیری سریع و هماهنگی میان اعضای تیم درمان را بیشتر برای من روشن کرده است.

تسنیم: شما در بیمارستان فراجا مشغول به کار هستید. انتخاب این محیط درمانی چه تفاوتی با فعالیت در یک بیمارستان عادی برایتان داشت؟ انتخاب من و خانواده‌ام این بود که در محیطی فعالیت کنم که ضوابط و قوانین مشخصی بر آن حاکم باشد. با توجه به اینکه شغل ما به‌گونه‌ای است که ممکن است شبانه‌روز در بیمارستان حضور داشته باشیم، برای من مهم بود که حدود و چارچوب‌های حرفه‌ای و روابط کاری در محیط کار مشخص باشد. در مجموعه فراجا، ضوابط و مقررات خاصی وجود دارد و موضوعاتی مانند رعایت حدود روابط کاری و ملاحظات فرهنگی و مذهبی مورد توجه است. برای من مهم بود که این چارچوب‌ها در محیطی که قرار است بخش زیادی از زمانم را در آن بگذرانم، رعایت شود. بنابراین، انتخابم صرفاً به نوع بخش درمانی یا شرایط کاری مربوط نبود؛ محیط و ضوابط حاکم بر آن هم برایم اهمیت داشت.

تسنیم: کار در بیمارستان فراجا از نظر نوع بیماران و مسئولیت‌های پرستاری چه تفاوتی با سایر مراکز درمانی دارد؟ بیمارستان ما یک مرکز درمانی وابسته به مجموعه انتظامی است، اما مأموریت اصلی آن، مانند سایر مراکز درمانی، ارائه خدمات باکیفیت و ایمن به بیماران است. مراجعان ما فقط نیروهای پلیس یا نیروهای مسلح نیستند؛ مردم عادی هم برای دریافت خدمات درمانی به این بیمارستان مراجعه می‌کنند. حتی ممکن است افرادی که در جریان درگیری، نزاع یا سرقت آسیب دیده‌اند و متهم هستند نیز به مرکز درمانی منتقل شوند. این موضوع مسئولیت ما را از جهاتی پیچیده‌تر می‌کند؛ زیرا در کنار مراقبت درمانی، باید ملاحظات حفاظتی را هم در نظر داشته باشیم. ممکن است بیماری که پذیرش می‌کنیم، فردی باشد که به دلایل حفاظتی محدودیت‌هایی درباره او وجود دارد یا بیمار دیگری از مسئولان و فرماندهان باشد که مراقبت‌های حفاظتی خاص خود را می‌طلبد. در چنین شرایطی، پرستار باید هم مراقبت بالینی را به‌درستی انجام دهد و هم ضوابط مربوط به حفاظت از اطلاعات و شرایط بیمار را رعایت کند. این مسئولیت به جایگاه شغلی پرستار بستگی ندارد. چه زمانی که در بخش درمان فعالیت می‌کنم و چه زمانی که مسئولیت‌های نظارتی و مدیریتی دارم، باید این ملاحظات را در نظر بگیرم. ممکن است درباره حضور یک بیمار یا انتقال یک مصدوم، تماس‌هایی برقرار شود و لازم باشد اطلاعات مربوط به او در چارچوب ضوابط حفظ شود. با این حال، اصل اساسی همیشه مراقبت از بیمار با هدف بهبود وضعیت اوست. بیمار پیش از هر چیز، یک انسان نیازمند درمان است و جایگاه، سمت یا شرایط پرونده او نباید اصل وظیفه درمانی ما را تحت‌تأثیر قرار دهد. ما باید هم‌زمان با رعایت ملاحظات حفاظتی، مراقبت مناسب را ارائه کنیم.

تسنیم: در جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان، برخی مراکز درمانی با محدودیت فعالیت مواجه شدند. وضعیت بیمارستان شما چگونه بود؟ آیا پذیرش بیماران ادامه داشت؟ در هر دو مقطع، بیمارستان ما پذیرش بیماران را ادامه داد و فعالیت درمانی متوقف نشد. در شرایطی که بعضی مراکز با محدودیت‌هایی مواجه بودند و برخی همکاران در مراکز دیگر محل کار خود را ترک کرده بودند یا فعالیت بخش‌هایی محدود شده بود، در بیمارستان ما تلاش شد خدمات درمانی ادامه پیدا کند. ما در هر دو دوره، پذیرش بیمار داشتیم و بخش‌های مختلف، از جمله اورژانس و اتاق عمل، فعالیت می‌کردند. حتی جراحی‌های سنگین، از جمله جراحی قلب باز، نیز در برنامه درمانی ما قرار داشت. البته شرایط جنگی، فشار زیادی به بیمارستان و کادر درمان وارد می‌کرد، اما تلاش ما این بود که تا حد امکان، خدمت‌رسانی ادامه داشته باشد. در جریان جنگ، خود بیمارستان نیز آسیب دید. پس از حمله، شیشه‌های شکسته جمع‌آوری شد و کارکنان تلاش کردند شرایط را برای ادامه فعالیت فراهم کنند. به محض اینکه امکان انجام اقدامات اولیه فراهم می‌شد، باید دوباره به فکر پذیرش بیماران و مدیریت شرایط می‌بودیم.

تسنیم: در روزهای جنگ، بیمارستان فراجا علاوه بر بیماران عادی، مصدومان نیروهای انتظامی و نظامی را هم پذیرش می‌کرد؟ بله. در جریان درگیری‌ها و حملات، مصدومان متعددی به بیمارستان منتقل می‌شدند. برخی با آمبولانس می‌آمدند و برخی نیز با وسایل شخصی خود را به بیمارستان می‌رساندند. باید هم‌زمان چند موضوع را مدیریت می‌کردیم؛ هم بیمارانی که در بیمارستان حضور داشتند، هم مصدومان جدیدی که به ما مراجعه می‌کردند و هم نیروهایی که لازم بود از مراکز دیگر به بیمارستان منتقل شوند. در چنین شرایطی، تقسیم مناسب نیروها و حفظ آمادگی برای اتفاقات احتمالی اهمیت زیادی داشت.

تسنیم: شما در روزهای جنگ ۱۲روزه شیفت بودید یا پس از آغاز جنگ به بیمارستان رفتید؟ در روز آغاز جنگ ۱۲روزه، شیفت نبودم و قرار بود صبح روز بعد به بیمارستان بروم. حدود ساعت سه بامداد، صدای انفجارها را شنیدیم و متوجه شدیم شرایط تغییر کرده است. همکاران ما که در حلقه نخست خدمت‌رسانی قرار داشتند، تماس گرفتند و اطلاع دادند که شرایط اضطراری پیش آمده و لازم است آمادگی بیمارستان افزایش پیدا کند. رئیس بیمارستان هم از همان ساعات اولیه در محل حاضر شده بود. ما حدود ساعت شش صبح به بیمارستان رسیدیم. از همان زمان، آمادگی اورژانس برای پذیرش مصدومان آغاز شد و کمیته‌های بحران و اقدامات مربوط به مدیریت شرایط در دستور کار قرار گرفت. از صبح آن روز، عملاً حضورهای طولانی و شیفت‌های فشرده آغاز شد. گاهی ۲۴ ساعت در بیمارستان می‌ماندیم، به خانه می‌رفتیم و پس از مدت کوتاهی دوباره برمی‌گشتیم. این روند در روزهای بعد نیز ادامه داشت، زیرا شرایط به‌گونه‌ای بود که نمی‌شد بیمارستان را بدون آمادگی برای پذیرش مصدومان رها کرد.

تسنیم: در آن روزها چگونه نیروهای بیمارستان را برای مواجهه با حملات احتمالی مدیریت می‌کردید؟ یکی از موضوعات مهم، این بود که نیروها را به‌گونه‌ای سازمان‌دهی کنیم که اگر اتفاقی برای خود بیمارستان افتاد، همه نیروهای ما هم‌زمان در یک محل نباشند و امکان ادامه خدمت‌رسانی وجود داشته باشد. باید مشخص می‌کردیم چه کسانی در کدام بخش حضور داشته باشند، چه افرادی برای کمک به سایر بخش‌ها آماده باشند و در صورت نیاز، کدام گروه‌ها بتوانند برای انتقال مصدومان یا پشتیبانی از مراکز دیگر اقدام کنند. این موضوع فقط به نیروهای پرستاری محدود نمی‌شد. باید ظرفیت بخش‌های مختلف و امکان جابه‌جایی نیروها را در نظر می‌گرفتیم. در شرایط بحران، اگر همه نیروها در یک نقطه متمرکز باشند و آن محل آسیب ببیند، ممکن است توان ادامه خدمت‌رسانی کاهش پیدا کند. به همین دلیل، تلاش می‌کردیم ضمن حفظ آمادگی، توزیع نیروها نیز به‌درستی انجام شود. در عین حال، باید مراقب می‌بودیم اضطراب و نگرانی ناشی از شرایط، تمرکز همکاران را مختل نکند. طبیعتاً همکاران ما هم انسان هستند و خانواده دارند؛ شنیدن صدای انفجار و احتمال آسیب‌دیدن بیمارستان برای همه نگران‌کننده بود. با این وجود، باید شرایط را مدیریت می‌کردیم تا تعداد نیروهای حاضر برای رسیدگی به بیماران کافی باشد.

تسنیم: از روز حمله به بیمارستان در جنگ رمضان برایمان بگویید. آن روز چه اتفاقی افتاد و شما کجا بودید؟ یکی از روزهایی که به‌خوبی در خاطرم مانده، روزی در ابتدای جنگ رمضان است که خود بیمارستان مورد حمله قرار گرفت. حدود ساعت ۱۰:۳۰ صبح بود و ما در جلسه‌ای درباره آمادگی و برنامه‌ریزی برای شرایط بحران حضور داشتیم. در حال بررسی این موضوع بودیم که چه اقداماتی باید انجام شود و نیروها چگونه باید سازمان‌دهی شوند که ناگهان صدای انفجار بسیار شدیدی شنیده شد. بلافاصله شیشه‌های ساختمان شکست. نمای شیشه‌ای بیمارستان در چند طبقه آسیب جدی دیده بود و شیشه‌ها در بخش‌های مختلف، از جمله محوطه و راهروها، ریخته بودند. در آن زمان، حدود ۲۰۰ بیمار در بیمارستان داشتیم. بیمارستان نیز در دو بخش یا دو مجموعه ساختمانی فعالیت می‌کرد و بخش‌های مختلف، از جمله اتاق‌های عمل، فعال بودند. ما در طبقه اول و در محدوده اداره پرستاری بودیم و در حال برنامه‌ریزی برای شیفت‌بندی نیروها و مدیریت شرایط بودیم. با شنیدن صدای انفجار، همه‌چیز در چند لحظه تغییر کرد. سقف‌های کاذب فروریخت، شیشه‌ها شکستند و دود و گردوغبار در بعضی راهروها پیچید. شدت صدا و لرزش ساختمان به‌گونه‌ای بود که در لحظات نخست، تشخیص دقیق وضعیت برایمان دشوار بود. پرستاران و خادمان امنیت؛ دو جلوه از صبوری و خدمت به مردم بیماران و همراهانشان به‌شدت ترسیده بودند. بسیاری از کسانی که توانایی حرکت داشتند، به سمت خروجی‌ها می‌رفتند تا از ساختمان خارج شوند. برخی از همکاران هم تلاش می‌کردند از محل دور شوند. این واکنش در شرایطی که انفجار ناگهانی رخ می‌دهد، طبیعی است؛ زیرا افراد در لحظات نخست بیشتر به دنبال نجات خود هستند و ممکن است نتوانند شرایط را به‌درستی ارزیابی کنند. ما در اداره پرستاری بودیم و چند نفر از همکاران کنار هم حضور داشتند. تلاش کردیم به یکدیگر یادآوری کنیم که در محل امن‌تری، در کنار ستون‌های اصلی ساختمان، پناه بگیریم و از حرکت شتاب‌زده به سمت خروجی‌ها خودداری کنیم. در آن لحظات، باید علاوه بر حفظ جان خودمان، به وضعیت بیماران و افرادی که توانایی حرکت نداشتند هم فکر می‌کردیم.

تسنیم: پس از انفجار، نخستین اقدام شما و همکارانتان چه بود؟ وقتی شدت اولیه انفجارها کمتر شد، همراه با حدود هفت یا هشت نفر از همکارانمان تصمیم گرفتیم وضعیت طبقات را بررسی کنیم. ما از ساختمان خارج نشدیم؛ به طبقات رفتیم تا ببینیم چه بیمارانی هنوز در بخش‌ها حضور دارند و چه کسانی به کمک نیاز دارند. درمانگاه‌ها و بخش‌هایی که مراجعه‌کنندگان سرپایی داشتند، تا حد زیادی خالی شده بودند؛ زیرا افرادی که امکان حرکت داشتند، از ساختمان خارج شده بودند.

“`

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.