پایان ۲۳ سال اشغالگری در عراق؛ استقبال با گل و وداع با لبخند!

شعار آزادی و دموکراسی در عراق به سرعت به جنگ و خونریزی تبدیل شد. در این میان، غارت منابع نفتی و غیرنفتی نیز به اوج خود رسید. تنها یک لبخند، فاصلهای بود که این دو واقعیت را از هم جدا کرد.
به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، گروه فرهنگی؛ فاطمه مرادزاده: عراقیها این روزها از شادی و خوشحالی در پوست خود نمیگنجند. آنها در محلهها و خیابانها به جشن و پایکوبی پرداخته و پرچم عراق را با افتخار به اهتزاز درآوردهاند و این رویداد بزرگ را با توزیع شیرینی و شکلات به یکدیگر تبریک میگویند؛ «خروج آمریکا از عراق». اما برای بسیاری از مردم، خروج نظامیان آمریکایی از عراق معنای دیگری دارد؛ پایان یک اشغال خونین که آثار آن تا نسلها در یادها و خاطرات عراقیها باقی خواهد ماند. عکسها و تصاویر حقیقت را بیان میکنند، در حالی که گفتار و نوشتار ممکن است تحت تأثیر تحلیلها و قضاوتهای نویسنده و گوینده قرار گیرد. اکنون این عکسها و تصاویر به بهترین و راستگوترین راوی دوران پررنج اشغالگری در عراق تبدیل شدهاند و عراقیهایی که آثار خون و کشتار و تحقیر و آوارگی هنوز در ذهن و قلبشان باقی مانده، شادی خود را از پایان اشغالگری نظامیان بیگانه با انتشار عکسها و تصاویر روزهای اشغال به یاد جهانیان میآورند و شاید برای عبرت نسلهای جوانتر و فرزندان خود به نمایش میگذارند.
در یکی از این تصاویر، یک سرباز آمریکایی با افتخار بر روی صندلی بزرگ و تاجدار چوبی نشسته است. بر روی تاج صندلی و در بالاترین نقطه، نقشبرجستهای از قرآن کریم قرار دارد و در وسط تاج، تصویر مسجدالاقصی با آیه ۱۳ سوره صف «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ» و عبارات «القدس لنا» در دو طرف آن، محصور شده است. نشستن این سرباز آمریکایی بر روی این صندلی که به نظر میرسد متعلق به صدام، رئیسجمهور پیشین عراق، باشد، نه تنها به سخره گرفتن آن شخص و مقامش است، بلکه تحقیر و تمسخر کتاب مسلمانان و آرمانهای انقلابی اسلامی آنها که آزادی قدس از اشغال صهیونیستهاست را نیز به همراه دارد.
در تصویر دیگری، یک خودروی نظامی اشغالگر در نزدیکی حرم امیرالمؤمنین در حال پیشروی است، در حالی که ساختمانهای اطراف ویران شده و خیابانها پوشیده از خاک و آجر و سنگهای خرد شده ناشی از بمباران است. جنازههای غرق در خون و کشتهشدگان توسط نظامیان اشغالگر نیز بخشی از تصاویر منتشر شده توسط عراقیهاست. مردم عراق این تصاویر دردناک را در کنار تصاویر خروج اشغالگران قرار میدهند و از شیرینی این پایان خوش که حاصل دو دهه مقاومت و مبارزه و جهاد است، احساس شادی میکنند. مانند تصویر یک نظامی آمریکایی و یک هواپیمای نظامی که در توضیحات آن آمده: «آخرین نظامی و آخرین هواپیمای آمریکایی از اربیل عراق خارج شد.» خروج آخرین نظامی و هواپیمای آمریکایی در روزهای اخیر از عراق پس از ۲۳ سال تجاوز و اشغالگری، با استقبال و شادی مردم مواجه شده است.
به نظر میرسد تمام عراقیها باید تصویر خروج آخرین نظامی ارتش اشغالگر آمریکا را قاب کنند و بر دیوار خانههای خود نصب نمایند، به عنوان یک عبرت تاریخی بزرگ! زیرا آنها به همان اندازه که امروز از تماشای تصویر خروج آخرین نظامی آمریکایی از عراق خوشحال هستند، یک روز نیز برای ورود اولین نظامی آمریکایی به کشورشان دست تکان داده و لبخند زده بودند؛ ۲۳ سال پیش؛ ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ (۲۰ مارس ۲۰۰۳)! البته شاید در آن زمان به نوعی حق داشتند، زیرا سالها تحت سایه دیکتاتوری زندگی کرده بودند که گاه مرگ را به چنین زندگی نکبتبار ترجیح میدادند. فضای اختناق و سرکوب و کشتار و تضییع حقوق اجتماعی و سیاسی، به ویژه برای شیعیانی که بخش عمدهای از جمعیت عراق را تشکیل میدهند، به قدری حاکم بود که عراقیها به دنبال منجی برای رهایی از آن روزگار دردناک بودند.
این نارضایتی که به واسطه نابودی زیرساختهای اقتصادی و رفاهی در جنگ با ایران و کویت به اوج خود رسیده بود، در بهمن ۱۳۶۹ (۱۹۹۱م/ ۱۴۱۱ق) به انقلاب و قیامی علیه رژیم بعث و حکومت صدام به نام «خیزش شعبانیه» منجر شد که با وجود پیشروی و پیروزی در روزهای نخست انقلاب، متأسفانه در نهایت با شکست و سرکوب و کشتار دهها هزار نفر، اسارت هزاران نفر، آوارگی حدود دو میلیون عراقی و تخریب بسیاری از مساجد و حسینیهها و حتی حرم شریف امام علی(ع) و امام حسین(ع) پایان یافت.
ورود آمریکاییها با شعارهای جذاب و دلانگیز، عراقیها را به میزبانی از خود ترغیب کرد؛ با شعار دلانگیز آوردن دموکراسی و نجات مردم عراق از دیکتاتوری حکومت صدام حسین. این شعار برای مردم عراقی (مانند هر ملت دیگری) فریبنده و جذاب بود و باورپذیر به نظر میرسید، اما برای جلب همراهی جامعه بینالملل چیزی بیشتر از این نیاز بود؛ دلیلی قانعکننده مانند عزم آمریکا برای مقابله با سلاحهای کشتار جمعی! ادعایی واهی که حقیقت نداشت، اما میتوانست به عنوان دلیلی برای سازمان ملل و کشورهای تحت سلطه ابرقدرتها عمل کند تا چشم خود را بر روی لشکرکشی و جنگ آمریکا علیه مردم عراق ببندند و حتی مهر تأیید بر آن بزنند. مانند همین حالا که آمریکا دوباره همان سناریو و نقشه را برای ایران طراحی کرده است؛ ابتدا نجات ایران از حکومت دیکتاتوری! که البته با حضور ملت ایران در صحنه، این نقشه به شکست انجامید، سپس با تأکید بر جمعآوری سلاحهای کشتار جمعی و هستهای ایران و حتی در روزهای اخیر بهانه دستداشتن ایران در ماجرای «هواپیمای فلایدبی»!
به طور خلاصه، متجاوزان آمریکایی با همکاری استعمارگران بریتانیایی، ۲۳ سال پیش جواز حمله را بهصورت ضمنی از عراقیهای خسته از دیکتاتوری صدام و جامعه بینالملل مطیع خود دریافت کردند و به سمت عراق حملهور شدند. نام تجاوزشان را نیز «عملیات آزادی عراق» گذاشتند! عنوانی که جرج دابلیو. بوش، رئیسجمهور وقت آمریکا، هنگام آغاز عملیات علیه عراق اعلام کرد.
شادی عراقیها از حضور نظامیان آمریکایی در عراق در سال ۱۳۸۲ به سرعت به اشک و آه و گریه تبدیل شد؛ وقتی متوجه شدند که منجیان آمریکایی آمدهاند که بمانند!… آنها با غرور و تبختر ماندند و بر روی پیشانی و قلب هر کسی که اراده میکردند، گلولهای داغ و خونین میکاشتند و هرجا دختری نوجوان و زنی زیبا نظرشان را جلب میکرد، تجاوز را حق مشروع و نانوشته خود میدانستند؛ حقی که منجیِ مالکی به آنها داده بود تا جهان سومیهای چموش و پاپتی را سر جای خود بنشانند و سرزمینشان را به نام خود سند بزنند؛ همانطور که با سرخپوستان ساکن قاره آمریکا و سیاهپوستان آفریقا کردند؛ با کشتار انبوهی از آنها و نابودی فرهنگشان، سرزمینشان را تصاحب کردند تا امروز ادعای سروری در جهان را داشته باشند!
آمارهای قتل و غارت و کشتار آن روزها در عراق اشغالی، شوکهکننده است. نبرد ۲۰ روزه «عملیات آزادی عراق» که متجاوزان آمریکایی و انگلیسی آن را مرتکب شدند و از ۲۹ اسفند ۸۱ تا ۲۰ فروردین ۸۲ به طول انجامید، هزاران شهید و مجروح و آواره بر جای گذاشت. اما تجاوزگری متجاوزان پس از آن عملیات همچنان ادامه داشت و از ۲۰ فروردین (۹ آوریل ۲۰۰۳) یعنی روز سقوط بغداد، تا پایان دسامبر ۲۰۰۷ (دی ماه ۸۶)، به مدت حدود ۵ سال، ۵۶۹ عملیات نظامی توسط آمریکا در سراسر عراق، به ویژه بغداد، به ویژه در سال ۲۰۰۷ صورت گرفت. تعداد قربانیان این بازه زمانی، طبق مطالعه موسسه نظرسنجی بریتانیا، تقریباً به یک میلیون نفر (شهید و مجروح) از کل جمعیت ۲۶ میلیونی عراقی رسید که حدود ۳۵۰ هزار نفر از آنها مربوط به یک سال آخر این نبرد بود. چند میلیون آواره و خسارات مادی تریلیوندلاری (برای هر دو طرف درگیری) و لغزیدن عراق به خشونتهای فرقهای که در سالهای ۸۵-۸۶ (۲۰۰۶-۲۰۰۷) به اوج خود رسید، نیز به خسارت جانی عراقیها باید اضافه کرد.
آمریکاییها تنها به کشتن انسانها بسنده نکردند، بلکه زیرساختهای نظامی و کشاورزی و اقتصادی عراق را نیز نابود کردند تا موجی از فقر و بیکاری و آوارگی گریبانگیر عراقیها شود و دامنهاش حتی به همسایگان اطراف برسد.
غارت و دزدی میراث فرهنگی و تاریخی و علمی عراق نیز از تجاوزات اشغالگران بینصیب نماند و از روزی که بغداد سقوط کرد و به اشغال کامل متجاوزان درآمد، غارت و دزدی در این شهر باستانی رواج یافت و قاچاق آثار باستانی موزه ملی عراق، کتابخانه ملی عراق و … توسط ارتش آمریکا به خارج از عراق شدت گرفت. گفته شده تعداد آثار ارزشمند تاریخی بهسرقت رفته در سراسر عراق غیرقابل تخمین است. اما طبق نظر کارشناسان عراقی، دستکم ۱۵۰۰۰ اثر باستانی شناختهشده، در آن ایام گم شد که ۶۰۰۰ اثر هرگز بازیابی نشد. راسل که از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۴ به عنوان مشاور فرهنگی در حکومت موقت ائتلاف (CPA) در عراق خدمت میکرد، بعدها گفت که دهها هزار اثر باستانی عراقی بهطور علنی در بازار آمریکا فروخته شد، در حالی که حتی یکبار قانون جلوی این کار را نگرفت.
برچسب ها :اشغالگری عراق ، جشن و شادی ، خروج آمریکا
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰