نتانیاهو در کانون بحران: جنگ، افزایش قیمت مسکن و رشد هزینههای نظامی

جنگ، افزایش قیمت مسکن و رشد هزینههای نظامی فشار زیادی به اقتصاد اسرائیل وارد کرده است. این عوامل باعث شدهاند تا مردم با چالشهای مالی جدی مواجه شوند و زندگی روزمره آنها تحت تأثیر قرار گیرد.
اقتصادی به گزارش باور خبر به نقل از خبرگزاری تسنیم، بنیامین نتانیاهو که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۱ نخستوزیر اسرائیل بود و از اواخر سال ۲۰۲۲ بار دیگر به این سمت بازگشت، مدت زمان طولانی را در مدیریت تحولات اقتصادی این رژیم سپری کرده است. این دوره با گسترش صنایع فناوری پیشرفته، رشد صادرات خدمات و افزایش درآمد سرانه همراه بود، اما در عین حال مشکلاتی نظیر گرانی مسکن، هزینه بالای زندگی و شکافهای ساختاری بازار کار نیز ادامه داشت. با آغاز جنگ در اکتبر ۲۰۲۳، ارزیابی کارنامه اقتصادی دولت نتانیاهو به مرحله جدیدی وارد شد. افزایش هزینههای نظامی، کند شدن رشد اقتصادی، کاهش سرمایهگذاری در برخی بخشها و افزایش بدهی عمومی، فشار بیشتری بر منابع مالی دولت وارد کرد. بر اساس گزارش بانک مرکزی اسرائیل، هزینه مالی جنگ آغاز شده در اکتبر ۲۰۲۳ برای سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶ حدود ۳۵۰ میلیارد شِکِل برآورد شده است؛ رقمی که هزینههای ناشی از عملیات نظامی علیه ایران از اواخر فوریه ۲۰۲۶ را شامل نمیشود. بنابراین، ارزیابی عملکرد اقتصادی نتانیاهو تنها با استناد به رشد تولید ناخالص داخلی یا قدرت شرکتهای فناوری کافی نیست. باید بررسی کرد که این رشد تا چه اندازه به بهبود زندگی خانوارها منجر شده و هزینه جنگ، فشار مالیاتی و افزایش بدهی چه محدودیتهایی برای اقتصاد اسرائیل ایجاد کرده است.
۱. رشد اقتصادی؛ بازگشت پس از رکود جنگی، اما پایینتر از ظرفیت بلندمدت اقتصاد اسرائیل در سالهای پیش از جنگ از رشد نسبتاً بالایی برخوردار بود. توسعه صادرات فناوری، جذب سرمایهگذاری در شرکتهای نوآور و رشد بخش خدمات، از عوامل مهم این عملکرد به شمار میرفتند. با این حال، روند رشد در سالهای اخیر بهشدت تحت تأثیر همهگیری کرونا و سپس جنگ قرار گرفته است. بر اساس دادههای بانک جهانی و بانک مرکزی اسرائیل، رشد واقعی تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۲ حدود ۶٫۳ درصد بود؛ اما این رقم در سال ۲۰۲۳ به حدود ۱٫۸ درصد و در سال ۲۰۲۴ به ۱ درصد کاهش یافت. رشد در سال ۲۰۲۵ به ۲٫۹ درصد بازگشت، هرچند بانک مرکزی اسرائیل تأکید کرده است که سطح تولید و سرعت رشد همچنان پایینتر از روند بلندمدت اقتصاد قرار دارد. در سال ۲۰۲۵، تولید ناخالص داخلی اسمی اسرائیل به حدود ۶۱۰٫۸ میلیارد دلار رسید و تولید ناخالص داخلی سرانه نیز حدود ۶۰ هزار دلار بود. با این حال، بزرگبودن GDP سرانه بهتنهایی نشاندهنده توزیع متوازن درآمد یا قدرت خرید مناسب همه خانوارها نیست. نمودار شماره ۱ ـ رشد اقتصادی اسرائیل در دوره نتانیاهو این نمودار باید دو نکته را روشن کند: نخست، اقتصاد اسرائیل پیش از جنگ از ظرفیت رشد قابلتوجهی برخوردار بود؛ دوم، جنگ رشد اقتصادی را بهشدت کند کرد و بازگشت رشد در سال ۲۰۲۵ هنوز به معنای جبران کامل خسارتهای اقتصادی نیست.
۲. قبض سنگین جنگ؛ ۳۵۰ میلیارد شِکِل هزینه مالی مهمترین نقطه منفی کارنامه اقتصادی دولت نتانیاهو در سالهای اخیر، افزایش هزینههای ناشی از جنگ است. برآورد بانک مرکزی اسرائیل نشان میدهد هزینه مالی جنگ آغازشده در اکتبر ۲۰۲۳ در فاصله سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶ به حدود ۳۵۰ میلیارد شِکِل (حدود ۱۱۰ میلیارد دلار) میرسد. از این میزان، حدود ۱۱۶ میلیارد شِکِل در سال ۲۰۲۵ هزینه شده است. این برآورد، عملیات نظامی علیه ایران را که از اواخر فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، در بر نمیگیرد. هزینه مالی جنگ فقط شامل خرید تسلیحات نیست؛ پرداخت به نیروهای ذخیره، مخارج دفاعی و هزینههای غیرنظامی مرتبط با جنگ نیز در آن نقش دارند. از سوی دیگر، کاهش فعالیت اقتصادی، تأخیر در اجرای پروژهها و از دست رفتن تولید بالقوه، هزینههایی هستند که لزوماً بهطور کامل در رقم مخارج بودجهای منعکس نمیشوند. بانک مرکزی اسرائیل برآورد کرده است که زیان انباشته تولید اقتصادی از آغاز جنگ تا پایان سال ۲۰۲۵، در مقایسه با مسیری که اقتصاد بدون جنگ میتوانست طی کند، به حدود ۱۷۷ میلیارد شِکِل رسیده است؛ رقمی معادل ۸٫۶ درصد تولید ناخالص داخلی یک سال. این عدد به معنای کاهش ۸٫۶ درصدی GDP در یک سال نیست، بلکه بیانگر فاصله انباشته تولید از مسیر فرضی بدون جنگ است.
۳. جهش مخارج نظامی؛ نزدیک به ۸ درصد اقتصاد بر اساس گزارش مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم (SIPRI)، هزینه نظامی اسرائیل در سال ۲۰۲۵ به حدود ۴۸٫۳ میلیارد دلار رسید. این رقم نسبت به سال ۲۰۲۴ حدود ۴٫۹ درصد کاهش داشت، اما همچنان ۹۷ درصد بیشتر از سال ۲۰۲۲، یعنی سال پیش از آغاز جنگ غزه، بود. سهم هزینههای نظامی از تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۵ به حدود ۷٫۸ درصد رسید. در سال ۲۰۲۴ نیز هزینه نظامی اسرائیل به حدود ۴۶٫۵ میلیارد دلار رسیده بود که معادل ۸٫۸ درصد GDP برآورد شد. تفاوت میان کاهش محدود هزینه نظامی در سال ۲۰۲۵ و افزایش شدید آن نسبت به دوره پیش از جنگ نشان میدهد که سطح مخارج دفاعی همچنان بسیار بالا مانده است. این روند برای اقتصاد پیامدهای بودجهای مهمی دارد: هرچه سهم بیشتری از منابع عمومی به دفاع اختصاص یابد، دولت برای تأمین همزمان نیازهای عمرانی، آموزشی، زیرساختی و اجتماعی با محدودیت بیشتری روبهرو میشود؛ بهخصوص اگر افزایش هزینهها از طریق استقراض تأمین شود. نمودار شماره ۳ ـ هزینه نظامی اسرائیل پیش و پس از جنگ
۴. بدهی عمومی و کسری بودجه؛ میراث مالی جنگ هزینههای جنگ، فشار قابلتوجهی بر وضعیت مالی دولت اسرائیل وارد کرده است. نسبت بدهی عمومی به تولید ناخالص داخلی که در ابتدای سال ۲۰۲۳ حدود ۶۰٫۵ درصد بود، در پایان سال ۲۰۲۵ به ۶۸٫۵ درصد رسید. این افزایش، بخشی از فضای مالی دولت برای مواجهه با بحرانهای بعدی را محدود میکند. دولت مرکزی نیز در سال ۲۰۲۴ به ۶٫۸ درصد GDP رسید. این نسبت در سال ۲۰۲۵ به ۴٫۷ درصد کاهش یافت، اما همچنان نشاندهنده فاصله درآمدها و هزینههای دولت است. کاهش کسری در سال ۲۰۲۵ به افزایش درآمدهای مالیاتی و اقدامهای محدودکننده هزینهها وابسته بود؛ در همان سال، دولت حدود ۱٫۵ درصد GDP از طریق مجموعهای از اقدامات مالیاتی درآمد اضافی به دست آورد. از نگاه اقتصادی، مسئله فقط کسری بودجه یک سال نیست؛ بلکه تداوم هزینههای بالای دفاعی و وجود کسری ساختاری است. بانک مرکزی اسرائیل هشدار داده است که مسیر مالی دولت برای کاهش پایدار نسبت بدهی به GDP کافی نیست و افزایش مخارج دفاعی در سال ۲۰۲۶ نیز میتواند بدهی را بیشتر کند.
۵. فشار مالیاتی؛ افزایش درآمد دولت برای پوشش هزینهها نسبت درآمدهای مالیاتی به GDP اسرائیل در طول سالهای نخست وزیری نتانیاهو، تقریباً تغییر محسوسی نکرده است. این امر نشان میدهد افزایش هزینههای دولت اسرائیل به واسطه ایجاد جنگهای پی در پی از این محل جبران نشده است. البته این روند به این معنا نیست که دولت نتانیاهو رو به افزایش مالیات نیاورده، بلکه افزایش هزینههای جنگ، دولت نتانیاهو را به سمت افزایش درآمد مالیاتی سوق داده است. طبق دادههای OECD، نسبت درآمد مالیاتی اسرائیل به GDP از ۲۹٫۸ درصد در سال ۲۰۲۳ به ۳۰٫۹ درصد در سال ۲۰۲۴ افزایش یافت. با این حال، این نسبت همچنان پایینتر از میانگین ۳۴٫۱ درصدی OECD در سال ۲۰۲۴ بود.
۶. بحران مسکن و هزینه بالای زندگی؛ نقطه ضعف قدیمی کارنامه نتانیاهو یکی از مهمترین انتقادهای اقتصادی به دولتهای نتانیاهو، ناتوانی در مهار هزینه مسکن و بهبود دسترسی خانوارها به خانه است. گزارش OECD در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد قیمت واقعی مسکن اسرائیل از سال ۲۰۱۵ تا زمان بررسی حدود ۳۹ درصد افزایش یافته؛ افزایشی بیشتر از میانگین ۳۲ درصدی OECD در همین دوره. بر اساس همان گزارش، خانوارهای اسرائیلی بهطور متوسط حدود یکچهارم درآمد قابلتصرف خود را صرف مسکن میکنند. همچنین ۵۴ درصد جمعیت در گروهی قرار میگیرند که بیش از ۴۰ درصد درآمدشان صرف هزینه مسکن میشود؛ سهمی که از بالاترین مقادیر در کشورهای عضو OECD است. این مسئله نشان میدهد که توسعه بخش فناوری و افزایش تولید ناخالص داخلی لزوماً به معنای بهبود متناسب رفاه همه شهروندان نیست. محدودیت عرضه مسکن، موانع برنامهریزی و ساختوساز، هزینه بالای زندگی و ضعف رقابت در برخی بازارهای داخلی از عواملی هستند که OECD برای توضیح گرانی اسرائیل بر آنها تأکید کرده است.
۷. موتور صادراتی اقتصاد؛ فناوری پیشرفته و کمک خارجی با وجود مشکلات یادشده، صادرات فناوری پیشرفته همچنان یکی از مهمترین نقاط قوت اقتصاد اسرائیل است. طبق گزارش سازمان نوآوری اسرائیل، صادرات این بخش در سال ۲۰۲۴ به حدود ۷۸ میلیارد دلار رسید و حدود ۷۲ درصد آن از محل خدمات فناوری پیشرفته، بهویژه شرکتهای نرمافزاری، تأمین شد. در چهار ماه نخست سال ۲۰۲۵ نیز سهم فناوری پیشرفته از کل صادرات اسرائیل به ۵۷٫۲ درصد رسید. این ظرفیت صادراتی به اقتصاد اسرائیل کمک میکند منابع ارزی کسب کند و بخشی از فشارهای ناشی از جنگ را جذب کند. با این حال، صادرات فناوری عمدتاً درآمد شرکتها و فعالان اقتصادی است و نمیتوان کل آن را درآمد مستقیم دولت دانست. در حوزه کمک خارجی نیز آمریکا مهمترین حامی مالی نظامی اسرائیل است. چارچوب کمکهای نظامی و دفاع موشکی آمریکا در سالهای مالی ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۸، سالانه حدود ۳٫۸ میلیارد دلار را پیشبینی میکند. در سال مالی ۲۰۲۴، مجموع کمک نظامی و دفاع موشکی آمریکا به حدود ۱۲٫۵ میلیارد دلار رسید؛ افزایش فوقالعادهای که با جنگ مرتبط بود. با این همه، کمک نظامی آمریکا را نباید با درآمد نقدی آزاد دولت اسرائیل برابر دانست؛ بخش مهمی از آن برای خرید تجهیزات و تسلیحات و تأمین مالی برنامههای دفاعی اختصاص مییابد.
رشد فناوری نتوانست هزینههای جنگ و مشکلات معیشتی را حذف کند کارنامه اقتصادی نتانیاهو را نمیتوان صرفاً موفق یا ناموفق ارزیابی کرد؛ دادهها تصویری دوگانه از اقتصاد اسرائیل ارائه میکنند. از یک سو، این کشور طی سالهای گذشته به صادرکننده مهم فناوری پیشرفته تبدیل شده و شرکتهای نرمافزاری و خدمات تخصصی آن توانستهاند درآمد ارزی قابلتوجهی ایجاد کنند. از سوی دیگر، بحران مسکن و هزینه بالای زندگی، شکافهای ساختاری بازار کار و نابرابری در دسترسی به فرصتهای اقتصادی از مشکلاتی بودهاند که با رشد فناوری بهطور کامل برطرف نشدهاند. پس از آغاز جنگ در اکتبر ۲۰۲۳، هزینههای اقتصادی و مالی این مشکلات سنگینتر شد. رشد اقتصادی در سال ۲۰۲۴ به یک درصد کاهش یافت، هزینه نظامی به سطحی نزدیک به ۸ درصد GDP رسید و نسبت بدهی عمومی تا پایان ۲۰۲۵ به ۶۸٫۵ درصد افزایش یافت. هزینه مالی جنگ نیز برای دوره ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶ حدود ۳۵۰ میلیارد شِکِل برآورد شده است؛ بدون احتساب عملیات نظامی علیه ایران که از اواخر فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد. از این منظر، یکی از مهمترین پرسشها درباره کارنامه اقتصادی نتانیاهو این است که آیا دستاوردهای صادراتی و فناوری اقتصاد اسرائیل میتوانند هزینههای طولانیمدت جنگ را جبران کنند، بدون آنکه فشار مالیاتی، بدهی دولت و هزینه زندگی خانوارها افزایش بیشتری پیدا کند؟ نتیجه اصلی گزارش این است: قدرت فناوری و صادرات اسرائیل همچنان یک مزیت اقتصادی مهم است، اما تداوم جنگ هزینههای مالی و تولیدی سنگینی ایجاد کرده و مشکلات دیرپای مسکن و هزینه زندگی را به چالشهای جدیتری برای دولت تبدیل کرده است. عملکرد آینده اقتصاد اسرائیل تا حد زیادی به مسیر هزینههای نظامی، بازگشت سرمایهگذاری و توان دولت در مهار کسری بودجه و مشکلات ساختاری وابسته خواهد بود.
برچسب ها :بحران اقتصادی ، نتانیاهو ، هزینههای نظامی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰