مدیریت بحران آب؛ چالشها و راهکارهای مهندسی در ایران

مهندس محیا صدیقیان
مقدمه
«آب، اگر مهار شود، دوستِ زندگی است؛ و اگر رها شود، دشمنِ جان.» این جمله، گویاترین توصیفِ چالشِ همیشگیِ ایران است؛ سرزمینی که در کمربندِ خشکِ جهان قرار دارد و در طولِ تاریخ، با کمآبی و خشکسالی دستوپنجه نرم کرده است. ایران با میانگین بارش سالانه حدود ۲۵۰ میلیمتر (یکسوم میانگین جهانی)، همواره بهعنوان یکی از کشورهای کمآب جهان شناخته شده است.
امروز اما، با تغییراتِ اقلیمی، خشکسالیهایِ پیدرپی، افزایشِ جمعیت و برداشتِ بیرویه از منابعِ زیرزمینی، بحرانِ آب، به یکی از بزرگترینِ چالشهایِ کشور تبدیل شده است. بررسیها نشان میدهد که بیش از ۹۰ درصد از آب مصرفی کشور در بخش کشاورزی استفاده میشود که این خود بیانگر ضرورت اصلاح الگوی کشت و افزایش بهرهوری آب در این بخش است.
این مقاله، به بررسیِ چالشهایِ بحرانِ آب در ایران و راهکارهایِ مهندسی و مدیریتیِ مقابله با آن، میپردازد.
این مقاله، به بررسیِ چالشهایِ بحرانِ آب در ایران و راهکارهایِ مهندسی و مدیریتیِ مقابله با آن، میپردازد.
بحرانِ آب در ایران، ریشه در عواملِ متعددی دارد که برخی از آنها، طبیعی و برخی، انسانی هستند:
۱-۱. تغییراتِ اقلیمی و کاهشِ بارش
طی ۵ سالِ اخیر، بارشِ کشور، حدود ۲۰ درصد کاهش یافته و شرایطِ سختی را رقم زده است. سالِ آبیِ ۱۴۰۰-۱۴۰۱، با ۴۰ درصد کاهشِ بارش، یکی از خشکترینِ سالهایِ اخیر بوده است. کشور، واردِ ششمین سالِ خشکسالی شده و ۱۲ استان، با جمعیتی بالغ بر ۴۰ میلیون نفر، با تنشِ آبی مواجه هستند. دمای هوا نیز در پنجاه سال گذشته بیش از یک درجه سانتیگراد افزایش یافته که این امر بر تشدید تبخیر و تعرق و کاهش منابع آب سطحی تأثیر گذاشته است.
۱-۲. برداشتِ بیرویه از منابعِ زیرزمینی
یکی از مهمترینِ چالشها، برداشتِ بیرویه از سفرههایِ آبِ زیرزمینی است. وزیر نیرو، اخیراً اعلام کرده است که بیش از ۱۵۰ میلیارد مترمکعب به سفرههایِ زیرزمینی بدهکاریم و اگر مدیریتِ این منابع، با دقت انجام نشود، با فرونشستِ زمین و از دسترفتنِ غیرقابلِ جبرانِ مخازنِ زیرزمینی مواجه خواهیم شد. برداشت سالانه از منابع آب زیرزمینی در برخی دشتها به بیش از ۱۲۰ درصد تغذیه طبیعی رسیده است. بهعنوان مثال، در آبخوانِ دشتِ ایذه، ورودیِ سالانه حدود ۱۸.۹ میلیون مترمکعب و خروجی حدود ۲۰.۲ میلیون مترمکعب است که منجر به کسریِ سالانهی ۱.۳ میلیون مترمکعب و افتِ سطحِ آب میشود.
· چاههایِ غیرمجاز: حفر و بهرهبرداری از چاههایِ غیرمجاز، تضییعِ حقوقِ سایرِ بهرهبرداران و تهدیدی جدی برایِ منابعِ آبِ زیرزمینی محسوب میشود. تعداد چاههای غیرمجاز در کشور به بیش از ۳۰۰ هزار حلقه میرسد که سالانه حدود ۱۰ میلیارد مترمکعب آب برداشت میکنند.
۱-۳. مدیریتِ نامطلوب و مصرفِ بالا
بحرانِ آب، نتیجهیِ ترکیبِ عواملِ طبیعی و عواملِ انسانی است. در کنارِ خشکسالی، مدیرانِ ارشدِ وزارت نیرو، بر ضرورتِ اصلاحِ ساختارِ مدیریتِ آب، کاهشِ هزینهها، بازنگری در طرحهایِ در دستِ اجرا، و استقرارِ مدیریتِ مشارکتی، تأکید دارند. مصرف سرانه آب در ایران حدود دو برابر میانگین جهانی است که نشان از الگوی مصرف نادرست دارد. راندمان آبیاری در بخش کشاورزی نیز کمتر از ۴۵ درصد است که این میزان در کشورهای پیشرفته به بیش از ۷۰ درصد میرسد.
۱-۴. فرونشستِ زمین
برداشتِ بیرویه از آبهایِ زیرزمینی، منجر به فرونشستِ زمین در بسیاری از دشتهایِ کشور شده است. این پدیده، خساراتِ جبرانناپذیری به زیرساختها (خطوطِ انتقالِ آب، گاز، راهها، و ساختمانها) وارد میکند. دشتهای تهران، کرمان، اصفهان، و خراسان، از جمله مناطقِ درگیر با این پدیده هستند که سالانه تا ۲۰ سانتیمتر فرونشست را تجربه میکنند.
“آب، اگر در کویر، نباشد، کویر، در شهر خواهد بود.”
۲. راهکارهایِ مدیریتِ بحرانِ آب
برایِ مقابله با بحرانِ آب، مجموعهای از راهکارهایِ مهندسی و مدیریتی، ضروری است که در ادامه، به برخی از آنها، اشاره میکنیم:
۲-۱. اصلاحِ الگویِ مصرف و افزایشِ بهرهوری
· کشاورزیِ هوشمند: تغییرِ الگویِ کشت از محصولاتِ پرآببر (مانندِ برنج و چغندرِ قند) به محصولاتِ کمآببر و سازگار با اقلیم (مانندِ گلمحمدی، زعفران، و گیاهانِ دارویی)، و استفاده از روشهایِ نوینِ آبیاری (قطرهای و بارانی)، میتواند مصرفِ آب در بخشِ کشاورزی را تا ۵۰ درصد کاهش دهد.
· بازچرخانیِ آب: تصفیهی فاضلابهایِ شهری و صنعتی و استفاده از آبِ بازیافتی برایِ مصارفِ غیرِ شرب (آبیاریِ فضایِ سبز، کشاورزی، و مصارفِ صنعتی) میتواند فشار بر منابعِ آبِ شیرین را بهطورِ قابلتوجهی کاهش دهد.
· تغییرِ پارادایمِ مدیریتِ آب: گذار از «مدیریتِ عرضه» به «مدیریتِ تقاضا»، و از نگاهِ «صرفاً کمّی» به نگاهِ «کیفی-کمّی».
· افزایشِ بهرهوریِ آب: با استفاده از تکنولوژیهایِ نوین، اصلاحِ الگویِ کشت، و آموزشِ مصرفکنندگان.
· مدیریتِ یکپارچه و مشارکتی: با هماهنگیِ بینِ دستگاههایِ اجرایی، و مشارکتِ مردم و تشکلهایِ بهرهبردار.
· سرمایهگذاریِ در زیرساختها: با هدفِ کاهشِ هدررفتِ آب در شبکههایِ انتقال و توزیع، و توسعهی تصفیهخانهها.
· توسعهی فناوریهایِ نوین: با هدفِ شیرینسازیِ آبِ دریا، تصفیهی فاضلاب، و استفاده از انرژیهایِ تجدیدپذیر.
· ساماندهی چاههای غیرمجاز: با اجرای طرحهای تعادلبخشی و نصب کنتورهای هوشمند بر روی چاههای آب.
نتیجهگیری
بحرانِ آب، بزرگترینِ چالشِ زیستمحیطیِ ایران در قرنِ حاضر است. مدیریتِ این بحران، نیازمندِ عزمی ملی، رویکردی علمی، و مشارکتی گسترده است. مهندسانِ عمران و آب، بهعنوانِ خطِ مقدمِ این مدیریت، نقشی کلیدی در طراحیِ زیرساختها، ارائهی راهکارهایِ نوین، و فرهنگسازی در میانِ مردم، دارند. با تغییرِ رویکرد از «مدیریتِ عرضه» به «مدیریتِ تقاضا»، و با بهرهگیری از فناوریهایِ نوین و دانشِ بومی، میتوان بر این بحران، غلبه کرد و آیندهای پایدار را برایِ منابعِ آبیِ کشور، رقم زد.
«آب، مایهی زندگی ست؛ و مدیریتِ آن، عقلانیتِ یک ملت.»

برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰