مدرسه رایگان است؛ اما هزینههای آن را چه کسی تأمین میکند؟

هر سال در تابستان، خبری تکراری درباره مدارس دولتی منتشر میشود که حق دریافت وجه ندارند. این موضوع سوالاتی را در ذهن والدین ایجاد میکند که آیا واقعا این قانون به درستی اجرا میشود یا خیر. نگرانیها درباره هزینههای پنهان و فشار مالی بر خانوادهها همچنان ادامه دارد و نیاز به شفافسازی بیشتری در این زمینه احساس میشود.
به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، رضا فرجتبار، کارشناس آموزش و پرورش و فعال رسانه، در یادداشتی نوشت: وزیر آموزش و پرورش در شهریورماه ۱۴۰۵، در بازدید از طرحهای شمال کشور، مجدداً بر یک اصل قانونی و روشن تأکید کرد: مدارس دولتی حق دریافت هیچگونه وجه یا شهریه در زمان ثبتنام را ندارند و مدارس غیردولتی نیز تنها مجاز به دریافت شهریه مصوب هستند. همچنین، فعالیتهای فوقبرنامه، از کلاسهای تقویتی گرفته تا اردوها و سایر برنامههای جانبی، باید کاملاً اختیاری بوده و نباید به خانوادهها تحمیل شود. سخنان وزیر واضح است و انتظارات جامعه نیز روشنتر؛ اما سؤال اینجاست: چگونه میتوان فاصله میان این سخن رسمی و آنچه در بسیاری از مدارس رخ میدهد را حل کرد؟ من این یادداشت را نه از دیدگاه یک کارشناس، بلکه به عنوان یک بازنشسته و پدر مینویسم؛ کسی که مانند بسیاری از بازنشستگان، درآمدش با دریافتی کارکنان برخی سازمانها، بانکها، شرکتهای بیمه و مجموعههای خاص قابل مقایسه نیست.
هر سال در ایام ثبتنام و نزدیک به آغاز سال تحصیلی، وزیر، مدیران و سخنگویان آموزش و پرورش اعلام میکنند که مدارس دولتی حق دریافت پول از خانوادهها را ندارند. اما واقعیت در مدارس چیز دیگری است. مدیر مدرسه میگوید بودجهای که در اختیار دارد، پاسخگوی هزینههای مدرسه نیست. هزینههایی مانند آب، برق، گاز، تعمیرات، نگهداری، نوسازی، اینترنت، تجهیزات آموزشی، برخی برنامههای مهارتی و فعالیتهای مدرسه وجود دارد و اعتبارات دولتی برای همه این موارد کافی نیست. در نتیجه، در برخی مدارس، مشارکت مالی والدین از یک درخواست داوطلبانه به یک مطالبه نانوشته تبدیل میشود. گاهی خانوادهها برای ثبتنام یا قطعی شدن آن با عباراتی مانند «کمک به مدرسه»، «مشارکت»، «هزینه برنامهها» و عناوین مشابه مواجه میشوند و در مواردی نیز عملاً بدون پرداخت، کار خانواده پیش نمیرود.
در اینجا یک تناقض جدی شکل میگیرد: از یک سو گفته میشود دریافت وجه ممنوع است؛ از سوی دیگر، مدرسه میگوید بدون این پول نمیتوانم مدرسه را اداره کنم. پس بالاخره پاسخ این پرسش چیست؟ اگر دریافت پول ممنوع است، هزینه واقعی اداره مدرسه را چه کسی باید تأمین کند؟ اگر دولت منابع کافی برای اداره مدارس دولتی در اختیار مدیران قرار نمیدهد، نمیتوان انتظار داشت مدیر مدرسه هزینههای ضروری مدرسه را از جیب خود تأمین کند. از طرف دیگر، خانوادهها نیز در شرایط اقتصادی کنونی توان پرداخت هزینههای مستمر و بعضاً پنهان مدرسه را ندارند. بنابراین، مشکل را نباید فقط در «مدیر مدرسه» جستوجو کرد. مدیری که مدرسهای با صدها دانشآموز را اداره میکند و برای کوچکترین تعمیر، تجهیز یا هزینه جاری با کمبود اعتبار مواجه است، طبیعتاً تحت فشار قرار میگیرد. اما این فشار نباید به خانواده منتقل شود.
در چنین شرایطی، بازرسیهای مقطعی و برخورد با چند مدیر نیز راهحل پایدار نیست. اگر واقعاً ارادهای برای حل مسئله وجود دارد، کافی است یک بررسی میدانی ساده از هزینههای واقعی مدارس دولتی و منابعی که در اختیار آنها قرار میگیرد انجام شود تا مشخص شود مشکل کجاست. موضوع دیگری که نباید از آن غافل شد، هزینه سرویس مدارس و سایر هزینههای جانبی است؛ هزینههایی که برای خانوادهها، بهویژه خانوادههای دارای درآمد ثابت، به بار مالی قابل توجهی تبدیل شده است. من بهعنوان یک بازنشسته از خودم میپرسم: وقتی هزینههای مرتبط با تحصیل یک دانشآموز میتواند بخش قابل توجهی از حقوق ماهانه یک بازنشسته را به خود اختصاص دهد، این خانواده چگونه باید هزینه مسکن، خوراک، درمان، انرژی، رفتوآمد و دهها هزینه ضروری دیگر زندگی را تأمین کند؟ در قانون و در سخنان مسئولان، تحصیل در مدارس دولتی رایگان است؛ اما در زندگی واقعی خانوادهها، مدرسه فقط «ثبتنام» نیست.
هزینههای متعددی در طول سال به خانواده تحمیل میشود که مجموع آنها میتواند فشار سنگینی ایجاد کند. البته موضوع مدارس غیردولتی داستان دیگری است. خانوادهای که این مدارس را انتخاب میکند، با شهریه مصوب و هزینههای جانبی متعددی مواجه است و آن بحث را باید جداگانه بررسی کرد. اما درباره مدارس دولتی، پرسش اساسی همچنان باقی است: آیا میتوان مدرسه را رایگان اعلام کرد، اما هزینه اداره آن را به شکل مستقیم یا غیرمستقیم بر دوش خانواده گذاشت؟ اگر پاسخ «خیر» است، دولت باید منابع لازم را تأمین کند. اگر پاسخ «بله» است، باید صادقانه به خانوادهها گفته شود که آموزش رایگان دقیقاً شامل چه مواردی است و چه هزینههایی بر عهده آنان خواهد بود. آنچه نمیتوان ادامه داد، همین وضعیت دوگانه است؛ اینکه هر سال بشنویم «دریافت هرگونه وجه هنگام ثبتنام در مدارس دولتی ممنوع است و با متخلفان برخورد میشود»، اما خانوادهها در عمل با هزینههایی مواجه شوند که امکان پرداخت آن را ندارند. مشکل فقط دریافت پول از والدین نیست؛ مشکل، شکاف میان بودجه مدرسه، خانواده و وعده آموزش رایگان است. من بازنشستهام و درآمدم ثابت است. بسیاری از ما سالها کار کردهایم و امروز انتظار زیادی نداریم؛ فقط میخواهیم بتوانیم با درآمدی که داریم، فرزندمان را آبرومندانه به مدرسه بفرستیم و در کنار هزینههای آموزش، از عهده هزینههای ضروری زندگی نیز برآییم. پس شاید وقت آن رسیده است که به جای تکرار سالانه یک جمله، یکبار برای همیشه به این پرسش پاسخ داده شود: «مدرسه دولتی واقعاً رایگان است؟ یا فقط ثبتنامش رایگان است؟
برچسب ها :حق تحصیل ، مدارس دولتی ، هزینههای آموزش
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰