مأموریت ناکام: گلوله ضدهوایی ۲۰ سانتیمتری تنها ۲۰ سانتیمتر با هدف فاصله داشت!

دوستش با تعجب گفت: «چه شانسی آوردی!» پرسیدم: «چرا؟» او پاسخ داد: «گلوله به صندلیات اصابت کرده و همه کابلها و سیمها را قطع کرده است!»
به گزارش باور خبر به نقل از خبرگزاری تسنیم، صادق وفایی: حمله به «کمپ بیورینگ» آمریکا در کویت توسط خلبانان افپنج ایرانی در خلال جنگ ۴۰ روزه، بار دیگر تواناییهای خلبانان ایرانی را به جهانیان نشان داد. این خلبانان بدون وابستگی به امکانات و هواپیماهای پیشرفتهای که در اختیار دشمنان ایران قرار دارد، با استفاده از هواپیمایی که تکنولوژی آن به نظر بسیاری قدیمی است، ماموریتهای خود را به انجام میرسانند. این خلبانان، ادامهدهندگان راه قهرمانانی هستند که در هشت سال دفاع مقدس ایران، پرواز و حماسهآفرینی کردند. گروهی از این قهرمانان، خلبانان شکاری افپنج تایگر هستند که مانند برادر بزرگتر خود، جنگنده بمبافکن فانتوم F4، از سامانههای الکترونیکی هشدار نزدیکشدن موشکهای پدافند دشمن بیبهره بوده و تمامی مراحل تشخیص و فرار از موشکها به عهده خود خلبان بوده است.
عطا محبی، یکی از خلبانان و معلمخلبانهای افپنج در طول دفاع مقدس هشتساله، به بهانه مرور کارنامه جنگیاش و بررسی چگونگی ماموریت کوبیدن کمپ بیورینگ به دیدارش رفتیم. تا به حال، دو قسمت از گفتگوی مشروح با این خلبان منتشر شده که در پیوندهای زیر قابل دسترسی و مطالعه هستند: * «روایت کوبیدن موصل با افپنجهای ایرانی/خلبانها پسانداز مردماند» * «چهطور خلبان شدم؛ روزی که فکر کنی بلدی باختی!/مقایسهای بین F5 و F7». در ادامه و همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس، سومین و آخرین قسمت از این گفتگو را میخوانیم:
* برسیم به آن ماموریت جنگی که در والفجر ۸ بود … والفجر ۸ نبود؛ سقوط فاو بود.
* … همان که گلوله به صندلیتان خورد. با خدابیامرز حسین چگینی بودم. با آن پرواز خوب و دانشی که داشت، تصادف کرد و از دنیا رفت. از خوبهای افپنج بود.
* ماموریتتان بمباران بود؟ بله، قرار بود به عراقیها حمله کنیم. اوج حملات شیمیاییشان روی نیروهای ما بود.
* بمباران برای پشتیبانی از عقبنشینی نیروهای خودمان بود؟ بله.
* با موفقیت زدید؟ بله. زدیمشان. گلوله که آمد نفهمیدم. فرانسه تازه موشکهای کروتال را به عراق داده بود. این موشک، پدافند زمین به هوای ارتفاع پایین است و با استفاده از آن، ما را بد میزدند. میدانید که اففور تاکتیک لافبامبینگ دارد که ما بدون آن امکانات و سیستمهای اففور، با افپنج پیادهاش میکردیم؛ اینگونه که یک IP Point انتخاب میکردیم و وقتی به آن میرسیدیم، با سرعت ۵۵۰ نات، دماغ را ۴۰ تا ۴۵ درجه بالا میآوردیم و بمبها را رها میکردیم و سپس دور میزدیم و برمیگشتیم. علت انجام این کار این بود که به کروتال فرصت ندهیم ما را بگیرد. آن روز هم بمبها را زدم و در حال گردش بودم که احساس کردم چیزی مانند آرد و پودر نرم روی گردنم ریخت. دیدم همه نشاندهندهها سالماند و هواپیما پرواز میکند. فرود آمدیم و نشستیم. کروچیف آمد و از پلهها بالا آمد. گفت «باید یک گوسفند بکشی!» گفتم چرا؟ گفت «مگر ندیدی؟ پشت کابینات یک سوراخ بزرگ درست شده.» نگاه که کردم، سوراخی که میگفت ۲۰ سانتیمتر با سرم فاصله داشت.
* یعنی اگر ۲۰ سانت اینطرفتر خورده بود، سرتان را منفجر کرده بود! بله. فرم هواپیما را نوشتم و رفتیم گردان. رئیس ایمنی آمد و گفت «فلانی چه شانسی آوردی!» گفتم چرا؟ گفت «گلوله به صندلیات خورده و همه کابلها و سیمها را قطع کرده. اگر میخواستی ایجکت کنی، صندلیات عمل نمیکرد و زمین میخوردی.»
* این ترکش موشک کروتال بود؟ فکر نکنم! اگر موشک بود داغونمان میکرد.
* پس گلوله ضدهوایی بود؟ بله به
برچسب ها :جنگنده افپنج ، خلبانان ایرانی ، دفاع مقدس
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰