قلهای که با ایستادگی فتح میشود

مقاومت هوشمندانه و با عزت، بهترین راه برای دستیابی به پیروزی است. این رویکرد واقعبینانه میتواند به تحقق اهداف کمک کند و مسیر را برای موفقیت هموار سازد.
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- ایران در یک برهه تاریخی قرار دارد. پس از دو جنگ تحمیلی، اکنون در میانه یک جنگ فرسایشی هستیم؛ جنگی که چهره واقعیاش در جنایت اخیر علیه مراسم عروسی در بندر کوهستکِ سیریک، واقع در استان هرمزگان، به وضوح نمایان شد. حمله به یک جشن خانوادگی، به دختر و پسری که برای آغاز زندگی مشترک گرد هم آمده بودند، نه یک «خطای عملیاتی» بلکه نمایانگر منطق طرف مقابل است: فشار حداکثری، از هر مسیر ممکن، حتی به قیمت جان غیرنظامیان. در برابر این وضعیت، دو گزینه بیشتر وجود ندارد: تسلیم در برابر محاصره و تهدید، یا مقاومتی حسابشده، هوشمند و باعزت که مسیر را به سوی قلهها باز میکند. تجربه ماههای اخیر، از جنگ دوازدهروزه تا جنگ چهلروزه رمضان، نشان داده است که راه دوم نهتنها ممکن است، بلکه در حال پیروزی است. میزان این پیروزی به وضوح مشخص شد؛ توازن واقعی قوا در جنگ چهلروزه، تصویر ارائهشده از قدرت نظامی غرب را به چالش کشید.
به گزارش باور خبر به نقل از واشنگتنپست، حملات موشکی و پهپادی ایران به بیش از ۲۲۸ سازه و تجهیزات نظامی آمریکا در سراسر غرب آسیا آسیب رسانده یا آنها را از رده خارج کرد؛ از آشیانههای هوایی و سردخانههای سوخت گرفته تا سامانههای حیاتی رادار، ارتباطات و پدافند هوایی. بر اساس این گزارش، برخی پایگاههای آمریکا در منطقه عملاً برای نیروهای این کشور ناامن شده و فرماندهان بخش عمده پرسنل خود را از این مواضع خارج کردند. در همین راستا، نشریه آتلانتیک نیز فاش کرد که یک کارزار بمباران گسترده کارایی خود را از دست داده و ذخایر مهمات ارتش آمریکا رو به کاهش گذاشته است، در حالیکه دیپلماسی نیز به نتیجهای نرسیده است. نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز در تحلیل این جنگ تأکید کردهاند که هیچیک از اهداف اعلامشده آمریکا – از تسلیم و تجزیه ایران گرفته تا بازگشت نفوذ منطقهای پیش از انقلاب – محقق نشده است؛ نتیجهای که «افسانه شکستناپذیری» تسلیحات پیشرفته غربی را در میدان واقعی جنگ به چالش کشید.
در سوی دیگر، توان موشکی و پهپادی ایران نهتنها تحلیل نرفته، بلکه در طول جنگ رشد و تکامل یافته است؛ نسل جدیدی از موشکهای دقیق، از جمله سامانههای نصر۲ و صاعقه، نشان داد ایران در ادامه جنگ صرفاً به افزایش حجم آتش بسنده نکرد، بلکه شیوه استفاده از قدرت خود را نیز متحول ساخت. آنچه تاکنون مشاهده شده، سقف توان بازدارندگی ایران نیست؛ بلکه بخشی از آن است. چرا که این برگ برنده، جایگزینی ندارد. طرحهای جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز، در نگاه نخست جذاب و در عمل ناکارآمدند: ۱- زمان: ساخت خطوط انتقال زمینی جدید یا توسعه ظرفیت خطوط موجود، فرآیندی چندساله است که نیازمند سرمایهگذاری کلان، تثبیت مسیر و امنیت پایدار منطقهای است. این راهحلی برای افق ده تا پانزده سال آینده است، نه پاسخی برای بحران امروز. ۲- امنیت: حتی اگر این خطوط ساخته شوند، در برد کامل موشکهای دقیق و پهپادهای رزمی ایران قرار دارند. زیرساختی که در چند دقیقه قابل شناسایی و خنثیسازی باشد، هرگز نمیتواند جایگزین قابلاتکایی برای یک آبراه استراتژیک باشد. ۳- ظرفیت: حتی در خوشبینانهترین سناریو، حجم انتقال از طریق خط لوله یا مسیر زمینی، تنها بخش کوچکی از صادرات نفت و گاز منطقه را پوشش میدهد. اقتصاد جهانی انرژی، بدون عبور ایمن و پیوسته از هرمز، عملاً قابل تأمین نیست.
فشاری که به داخل آمریکا برگشته به گزارش باور خبر به نقل از نشریه آتلانتیک، مشاوران نزدیک به کاخ سفید تصدیق کردهاند که دولت ترامپ اکنون بهدنبال راهی است تا صرفاً با اعلام «پیروزی» از موضوع جنگ عبور کند و آن را از کانون توجه افکار عمومی خارج سازد؛ رویکردی که به گفته همین گزارش، تا این لحظه نیز محقق نشده است. تحلیلگران گروه مشاورهای اوراسیا نیز در یادداشتی به مشتریان خود هشدار دادهاند که تنش پیرامون وضعیت تنگه هرمز، ریسک بروز بحرانی تازه را تا پایان سال جاری میلادی در سطحی بالا نگاه خواهد داشت؛ ریسکی که مستقیماً بر بازارهای جهانی انرژی و اعتبار سیاسی دولت آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای سایه افکنده است. این فشار در میان برخی متحدان منطقهای و بینالمللی آمریکا، که هزینههای جانبی این جنگ فرسایشی را تحمل میکنند نیز بازتاب یافته و نارضایتی از تداوم بینتیجه این تقابل را به معضلی مشترک برای طرف مقابل بدل کرده است.
همبستگیای که فشار نتوانست بشکند بیش از شش ماه است ملت ایران، در داخل و در کنار هم، در برابر فشاری بیسابقه ایستاده است؛ همبستگیای که نه از سر شعار، بلکه از دل تجربه مشترک یک بحران طولانی شکل گرفته است. در همین بازه، رفتار افراطی طرف مقابل – از تصمیمات دولت آمریکا و اسرائیل گرفته تا مواضع جریانهای حاشیهای مانند سلطنتطلبان – نتیجهای معکوس با آنچه در نظر داشتند به بار آورده است: بخش قابل توجهی از منتقدان و مخالفان پیشین، در بازبینی مواضع خود، مسیر همراهی با منافع ملی را برگزیدهاند.
جمعبندی بر این اساس، سه اصل، چارچوب عبور از این مرحله را ترسیم میکند: مقاومت هوشمندانه و باعزت، تنها مسیر واقعبینانه به سوی پیروزی است — نه شعارزده، بلکه مبتنی بر محاسبه دقیق توان و فرصت. اصلاح ساختارهای داخلی و تکیه حداکثری بر دانش، ظرفیت و نیروی انسانی بومی، ضرورتی است که این مرحله از کشور طلب میکند. اتحاد ملت با همه سلایق، و پشتیبانی از رهبری آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای در این برهه حساس، پشتوانهای است که هیچ تحریم، تهدید یا تبلیغاتی توان فروپاشاندن آن را ندارد.
مصطفی فرح بخش
برچسب ها :جنگ فرسایشی ، فشار حداکثری ، مقاومت
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰