تاریخ انتشار : یکشنبه 19 مهر 1405 - 22:59
کد خبر : 57254
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای شکنجه‌گاه‌های وحشتناک اسرائیل؛ افشاگری جدید هاآرتص بسته هستند

شکنجه‌گاه‌های وحشتناک اسرائیل؛ افشاگری جدید هاآرتص

شکنجه‌گاه‌های وحشتناک اسرائیل؛ افشاگری جدید هاآرتص

روزنامه هاآرتص گزارشی جامع و ویژه درباره رفتار زندانبانان صهیونیست با اسرای فلسطینی منتشر کرده است. این گزارش به بررسی شرایط سخت و نابرابر زندانیان پرداخته و جزئیات نگران‌کننده‌ای از رفتارهای غیرانسانی و نقض حقوق بشر را فاش می‌کند. این موضوع توجه بسیاری را به خود جلب کرده و به بحث‌های گسترده‌ای در مورد حقوق بشر و وضعیت زندانیان فلسطینی دامن زده است.

بین الملل به گزارش باور خبر به نقل از گروه عبری خبرگزاری تسنیم، این رسانه در ابتدای گزارش خود اذعان کرد که اسرائیل هزاران نفر را بدون محاکمه و ملاقات‌های صلیب سرخ در مراکزی حبس می‌کند که در آنجا گرسنگی، شکنجه و قساوت، بخشی از زندگی روزمره است. پزشکان صهیونیست نیز به اتهام جنایات جنگی تحت پیگرد قرار گرفته‌اند. این رسانه به صحبت با تعدادی از اسرایی پرداخته که شانس آزادی از این جهنم را داشته‌اند و بخش‌هایی از جنایات این رژیم علیه بازداشت‌شدگان فلسطینی را بیان کردند. در این گزارش آمده است: اکنون سه سال است که زندان‌های امنیتی در اسرائیل به عنوان اردوگاه‌های شکنجه عمل می‌کنند. گرسنگی، خشونت شدید، بیماری گال و شرایط سخت زندگی، بخشی از برنامه روزانه هزاران زندانی است. این مسائل در خفا رخ نمی‌دهد، بلکه سیاستی اعلام‌شده است که در مرکز کمپین انتخاباتی ایتمار بن‌گویر قرار دارد و به‌طور علنی اعلام می‌شود. حقایق تا به امروز در تحقیقات رسانه‌های معتبر جهانی، گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری و دادخواست‌های ارائه‌شده به دادگاه عالی افشا شده است، اما افکار عمومی اسرائیل یا غافل مانده یا همراه با این جنایات است. حتی قضات دادگاه عالی اسرائیل نیز در احساس تأثر دچار مشکل شده و با این جنایات همراهی می‌کنند. پس از تعویق‌های متعدد و با کُندی فراوان، قضات دادگاه عالی دو بار علیه این سیاست حکم صادر کردند. در سپتامبر ۲۰۲۵، قضات دستور دادند که تغذیه مناسبی برای زندانیان فراهم شود و در ژوئن امسال نیز به سازمان زندان‌ها دستور دادند که بازدیدهای صلیب سرخ از زندان‌ها را از سر بگیرد. به اعتراف هاآرتص، در هر دو مورد، به نظر نمی‌رسد این احکام تغییری در رفتار مأموران ایجاد کرده باشد. به جز تغییرات جزئی در منوی غذا، سیاست گرسنگی‌دادن عمدی ادامه دارد و نمایندگان صلیب سرخ هنوز دسترسی به زندان‌ها پیدا نکرده‌اند. در هر دو مورد، دادخواست‌هایی مبنی بر اهانت به دادگاه ارائه شد. دادخواست ارائه‌شده درباره درمان بیماری گال رد شد. خشونت و بدرفتاری در تمامی ابعاد زندگی زندانیان بدون وقفه ادامه دارد.

در سپتامبر گذشته، ۹,۳۲۹ زندانی امنیتی در اسرائیل (فلسطین اشغالی) نگهداری می‌شدند، اما تنها ۱۶ درصد از آنها در دادگاه متهم و محکوم شده بودند. مابقی بازداشت‌شدگان به عنوان جنگجویان غیرقانونی دسته‌بندی شده و از این طریق تمامی حقوق آنها سلب و هر نوع شکنجه و اقدامی علیه آنها اعمال می‌شود. این روند علیه ساکنان غزه، سوری‌ها و لبنانی‌ها نیز اعمال شده و با آنها بدون اعطای حقوق اسیران جنگی یا بازداشت‌شدگان کیفری رفتار می‌شود. در بخش دیگری از گزارش هاآرتص تأکید شده است که پنج زندانی که در طول یک سال و نیم گذشته آزاد شده‌اند، تصمیم گرفتند برای ضمیمه روزنامه هاآرتص از آنچه پشت میله‌های زندان در اردوگاه‌های شکنجه وابسته به سازمان زندان‌های اسرائیل می‌گذرد، صحبت کنند. سایر زندانیان آزادشده، به‌ویژه کسانی که در بازداشت اداری بودند، از ترس آسیب دیدن از گفتگو برای این گزارش خودداری کردند. هر پنج نفر بین ۱۵ تا ۵۰ درصد از وزن بدن خود را به دلیل گرسنگی از دست داده‌اند. همه آنها تا حد شکستگی استخوان مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند و همگی روایت کرده‌اند که چگونه بیماری گال زندانیان را نابود می‌کند و همگی تنبیه دسته‌جمعی وحشیانه، تحقیرهای روزمره و وحشت را توصیف کرده‌اند.

یگان «کتار» وابسته به سازمان زندان‌های اسرائیل که به عنوان نیروی واکنش سریع این سازمان عمل می‌کند، به عنوان نهادی برجسته می‌شود که شدیدترین اشکال خشونت را هدایت کرده است. مصاحبه‌شوندگان بین آوریل ۲۰۲۵ تا جولای ۲۰۲۶ از زندان‌های مجیدو، نفحه، کتسیئوت، عوفر و دیمون (محل نگهداری زندانیان زن فلسطینی) آزاد شده‌اند. همگی آنها در کرانه باختری سکونت دارند. با این حال، اتفاق نظر بر این است که وضعیت بازداشت‌شدگان غزه به مراتب بدتر است. علی سمودی، روزنامه‌نگار ۵۹ ساله می‌گوید: «مأموران وارد بند شدند و در رختکن حمام‌ها به سمت زندانیان برهنه گلوله‌های لاستیکی شلیک کردند». درک شکاف میان چهره علی سمودی پیش و پس از بازداشت دشوار است. سمودی که به مدت یک سال در بازداشت اداری نگهداری می‌شد، می‌گوید: «با وزن ۱۲۰ کیلوگرم و در حالی که از دو بیماری ـ دیابت و فشار خون ـ رنج می‌بردم وارد زندان شدم. پس از از دست دادن ۶۰ کیلوگرم از وزنم و در حالی که به ۱۰ بیماری مبتلا شده بودم از زندان خارج شدم. سردردهای شدیدی دارم که منجر به از دست دادن هوشیاری می‌شود، گوش‌درد شدید، مشکلات چشمی، درد معده و روده بزرگ، ضربان قلب بالا، عفونت حاد مجاری ادراری، و دردهای ناشی از پارگی در دست و پشت و التهاب تاندون‌ها پیدا کرده‌ام»، او اینها را چند روز پس از آزادی از بازداشت روایت می‌کند. سمودی روزنامه‌نگار سرشناسی از جنین است که سال‌ها در رسانه‌های بین‌المللی مانند سی‌ان‌ان و رویترز کار کرده است. او در اواخر آوریل ۲۰۲۵ بازداشت و در زندان‌های کتسیئوت و مجیدو نگهداری شد. در روزهای نخست بازداشت، ارتش اسرائیل ادعا کرد که او مشکوک به انتقال پول به جنبش جهاد اسلامی است، اما او این ادعا را به شدت تکذیب کرد. او پس از یک سال بدون اتهام آزاد شد.

استفاده از بازداشت اداری میان روزنامه‌نگارانی که در طول جنگ بازداشت می‌شوند، رایج است. طبق داده‌های کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران، از زمان آغاز جنگ ۱۱۰ روزنامه‌نگار فلسطینی بازداشت شده‌اند که ۷۳ نفر از آنها از کرانه باختری بوده‌اند. از میان بازداشت‌شدگان کرانه باختری، ۴۶ نفر در بازداشت اداری نگهداری شده‌اند. در ماه‌های نخست، سمودی در کتسیئوت نگهداری می‌شد و در مورد آن دوره می‌گوید: «در آنجا دست‌ها و پاهای ما را از پشت می‌بستند، ما را روی زمین می‌انداختند، روی ما پا می‌گذاشتند و ما را می‌زدند. دست‌ها و پاهایم از ضربات زندانبانان دچار جراحت‌های شدید شد. ضرب و شتم‌ها طبق مزاج آنها بود؛ گاهی هر روز و گاهی هفته‌ای یک‌بار انجام می‌گرفت. در ماه دسامبر، هیئتی از سوی رئیس دادگاه عالی به کتسیئوت آمد. ما وضعیت را برای آنها شرح دادیم و گفتند شرایط را بهبود خواهند بخشید. یک هفته بعد، ما را از کتسیئوت به مجیدو منتقل کردند. اما وضعیت بهتر نشد، بلکه برعکس، بدتر شد. در مجیدو سر و سبیل ما را تراشیدند. در هر اتاق ۱۰ نفر حضور داشتند: ۶ نفر روی تخت‌ها می‌خوابیدند و ۴ نفر دیگر روی زمین. به ما تنها یک جفت لباس زیر داده بودند، بنابراین آن را می‌شستیم و بدون لباس زیر می‌ماندیم. وقتی می‌خواستند زندانی را تنبیه کنند، او را مجبور می‌کردند کاملاً برهنه شود ـ چه جوان باشد و چه مسن ـ و با لوله ضخیمی به تمام بدنش می‌زدند. این اتفاق اگر زندانی در حمام تأخیر می‌کرد یا هنگام پیاده‌روی در حیاط با زندانیِ اتاق دیگر صحبت می‌کرد، رخ می‌داد. در روز سوم ماه رمضان، مأموران در حالی که سلاح به دست داشتند به بند ما یورش بردند و در حالی که زندانیان در حمام‌ها برهنه بودند به سمت آنها گلوله‌های لاستیکی شلیک کردند. این کار بدون هیچ دلیلی و صرفاً برای ایجاد رعب و وحشت صورت گرفت تا این پیام را منتقل کنند که اگر دسته‌جمعی یا با صدای بلند نماز بخوانیم تنبیه خواهیم شد.

در وعده افطار، یک‌چهارم قاشق چای‌خوری مربا و یک قاشق لبنه (ماست چکیده) دریافت می‌کردیم؛ گاهی کمتر، اما هرگز بیشتر نمی‌شد. روزانه ۱۰ برش کوچک نان برای هر زندانی اختصاص دارد. در وعده ناهار، ۴ قاشق برنج، دو برش نازک خیار، دو برش نازک گوجه‌فرنگی و یک قاشق لوبیا به ما می‌دادند. در وعده شام، یک قاشق ارده، دو قاشق نخود و یک تخم‌مرغ آب‌پز بود. روزهای شنبه برنجی در کار نبود، اما یک تکه کوچک شنیسل وجود داشت. روزهای سه‌شنبه یک تکه کوچک بوقلمون و روزهای چهارشنبه دو سوسیس کوچک اضافه می‌کردند. نه نمکی بود، نه شکری و نه قهوه‌ای. برای هر نفر کمتر از یک‌چهارم لیوان چای وجود داشت. گاهی نخود تاریخ‌مصرف‌گذشته می‌آوردند که آن را دور می‌ریختیم. واضح است که این غذا حتی برای یک گربه یا کودک خردسال هم کافی نیست؛ تنها برای این است که بتوانیم هنگام آمارگیری بایستیم و بنشینیم. این وضع منجر به بیماری‌هایی شد مانند آنچه بر سر من آمد: هوشیاری‌ام را از دست می‌دادم و وقتی بیدار می‌شدم می‌دیدم روی زمین افتاده‌ام. عید پسح بدترین دوره از نظر غذا بود. ما روزانه ۴ سهم «ماتسا» (نان فطیر) دریافت می‌کردیم؛ صبح‌ها سیب‌زمینی آب‌پز و تخم‌مرغ آب‌پز، و ظهر و شب هم به همین ترتیب. وقتی این دوره تمام شد، ما را وزن کردند و هر کدام از ما بین ۲ تا ۸ کیلوگرم وزن کم کرده بودیم. آنها هر دو ماه یک‌بار ما را وزن می‌کردند و زندانیانی که تا ۳۰ یا ۴۰ کیلوگرم وزن کم کرده بودند به اتاق ویژه‌ای برده می‌شدند و چیز کوچکی به غذایشان اضافه می‌شد، اما نه چیزی که واقعاً کمبود و ضعف را جبران کند. افرادی را دیدم که ۳۵، ۴۰ و ۴۵ کیلوگرم وزن داشتند. زندان‌ها به قبرستان زنده‌ها تبدیل شده‌اند. زندانی‌ای که نیاز به رفتن به درمانگاه دارد مجبور است بارها و بارها درخواست کند و حتی زمانی که معاینه می‌شود، درمان کاملی دریافت نمی‌کند. زندانیان از رفتن به درمانگاه، بیمارستان، دادگاه یا دیدار با وکلا متنفرند، زیرا در طول راه مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند. به همین دلیل بسیاری از زندانیان از رفتن به درمانگاه خودداری می‌کنند. اگر درخواست رفتن به درمانگاه کنی، به تو فحاشی می‌کنند. به ما می‌گفتند: ‘نزد خدا یا به غزه بروید تا درمانتان کنند’. یک‌بار هوشیاری‌ام را از دست دادم و با سر به زمین خوردم؛ مرا به درمانگاه بردند. در آنجا به من پاراستامول (قرصی شبیه به استامینوفن) دادند و بتادین زدند. افسر امنیتی به من گفت: ‘بلند شو و به بند برگرد، ما امکانات ساختن یک سر جدید برای تو را نداریم’. یک شب صدای فریاد شنیدیم. وقتی پرسیدیم چه شده، گفتند زندانی بیماری وجود دارد و برای او درخواست پزشک می‌کنند. اما وقتی درخواست پزشک می‌کنند، کسی نمی‌آید. در آمارگیری صبحگاهی، دوباره از افسر خواستند پزشک بیاورد زیرا حال او بدتر شده بود. تأخیرها تا ساعت ۷:۳۰ ادامه یافت و سپس به دو زندانی اجازه دادند او را روی یک تشک به حیاط منتقل کنند. رسیدن پرستار نیم ساعت یا یک ساعت دیگر طول کشید و در این مدت حالش وخیم‌تر شد. نامش لوئیس تورکمان بود و جلوی چشمان آنها جان داد. پس از آن، او را به بیمارستان منتقل کردند.

من یک روزنامه‌نگار آزاد و مستقل هستم که ده‌ها سال در این حوزه کار کرده‌ام. هرگز خطری برای امنیت اسرائیل نبوده و نخواهم بود. تا پیش از این بازداشت، در طول ۴۰ سال هرگز برای بازجویی احضار نشده بودم، بازداشت نشده بودم و هشداری دریافت نکرده بودم. من هشت بار بر اثر شلیک ارتش مجروح شده‌ام؛ آخرین بار زمانی بود که همکارم شیرین ابوعاقله را کشتند. هیچ توجیهی برای بازداشت من جز کار روزنامه‌نگاری‌ام وجود ندارد. شاید عصبانی شدند چون به ژنو سفر کردم و درباره قتل شیرین شهادت دادم، یا چون شکایتی علیه آنها در این باره به دیوان کیفری بین‌المللی ارائه کردم. بازداشت من بخشی از تعرضی آگاهانه به روزنامه‌نگاری فلسطینی است. اسرائیل شاهدی برای اقدامات خود نمی‌خواهد و نمی‌خواهد کسی این تصاویر را به جهان نشان دهد.

هبه علاوی، بانوی ۳۸ ساله فلسطینی نیز در مورد شرایط خود در زندان‌های رژیم صهیونیستی گفت: «روی شکم دراز کشیده بودیم، دست‌بند زده و با چشم‌بند. ما را زدند و دندان‌هایم شکست». هبه علاوی، مادر پنج فرزند است و به مدت پنج ماه و نیم در زندان دیمون در بازداشت قرار داشت. در توافق اقرار به جرم که بر اساس آن محکوم شد و شامل هیچ اتهام امنیتی نبود، ذکر شده است که علاوی تنها نان‌آور خانواده‌اش است و سوء پیشینه ندارد. او در برابر قاضی اشاره کرد که از بیماری قلبی رنج می‌برد و داروهای مورد نیازش را در زندان دریافت نمی‌کند. در ابتدا به چهار ماه حبس و پرداخت جریمه محکوم شد و به دلیل عدم توانایی در پرداخت جریمه، یک ماه و نیم دیگر در حبس ماند. وقتی در جولای گذشته آزاد شد، وزن او ۳۶ کیلوگرم کاهش یافته بود.

برچسب ها : ، ،

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.