شکست حصر یمن؛ تحولی اساسی در معادلات غرب آسیا

شکستن عملیاتی محاصره دهساله یمن با اقدام مقتدرانه ایران، نقطه عطف تازهای در معادلات غرب آسیا است.
بینالملل به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، پس از بسته شدن تنگه هرمز به عنوان واکنشی به تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ و افزایش قیمت انرژی، سوالی اساسی در بازارهای جهانی مطرح شد: «در صورت مسدود شدن تنگه بابالمندب، چه تأثیری بر قیمت نفت خواهد داشت؟» بابالمندب به عنوان یک شاهراه حیاتی، اقیانوس هند را به کانال سوئز متصل کرده و یکی از گلوگاههای اصلی تجارت جهانی به شمار میآید. موقعیت جغرافیایی یمن، این کشور را به یک قدرت ژئوپلیتیک تبدیل کرده و نقش مهمی در امنیت انرژی ایفا میکند.
در سال ۲۰۱۴، پس از سرنگونی دولت عبدالربه منصور هادی که روابط نزدیکی با ریاض داشت، دولت مردمی یمن به قدرت رسید. در پی این انقلاب مردمی، عربستان سعودی که امنیت و مسیر ترانزیت نفت خود را در خطر میدید، از مارس ۲۰۱۵ جنگی فرسایشی و محاصرهای همهجانبه را علیه یمن آغاز کرد؛ محاصرهای که حتی پس از آتشبس ۲۰۲۲ نیز ادامه یافت. این محاصره ظالمانه منجر به سوءتغذیه شدید و جان باختن بسیاری از مردم، به ویژه کودکان یمنی شد؛ چرا که پس از آغاز محاصره، ۴۰ درصد واردات مواد غذایی و ۵۰ درصد واردات دارو کاهش یافته بود.
در چنین شرایطی، دو پرواز رفت و برگشت هواپیمای ماهانایر میان تهران و صنعا در تیر ۱۴۰۵ انجام شد؛ اقدامی که با وجود مقیاس محدودش، از نظر نمادین و عملیاتی بسیار ارزشمند بود و به عنوان اولین پرواز پس از حصر هوایی ده ساله یمن به شمار میرفت. این دو پرواز، هرچند محاصره را بهطور کامل از بین نبرد، اما نشان داد که کنترل عربستان بر آسمان و آبهای یمن دیگر بلامنازع نیست. شکست کامل حصر یمن به لحاظ سیاسی منافع زیادی برای جمهوری اسلامی ایران به همراه دارد که برخی از آنها به شرح زیر است:
۱. تثبیت قدرت سیاسی صنعا و ایجاد یک کمربند جدید بازدارندگی. عبور موفق این پروازها، حتی در ابعاد محدود، ابزار فشار دهساله آمریکا و ریاض را به چالش کشید. پیش از این، محور غربی-عربی تصور میکرد که با استفاده از محاصره میتواند انصارالله را در موضع انفعال نگه دارد؛ اما این رخنه نمادین، حاکمیت و اراده عملی دولت صنعا را به عنوان یک بازیگر مستقل به نمایش گذاشت. علاوه بر این، این اقدام مفهوم «وحدت جبهههای مقاومت» را به واقعیتی عینی نزدیکتر کرد. در شرایط جنگی که با آن مواجه هستیم، اگر شکست حصر ادامه یابد، کمربند بازدارندگی جدیدی با کمک یمن در منطقه شکل خواهد گرفت. این کمربند، عمق استراتژیک و مرزهای امنیت منطقهای را از خلیج فارس و تنگه هرمز تا عمق دریای سرخ و بابالمندب گسترش خواهد داد.
۲. پدافند اقتصادی و تحمیل «محاصره در برابر محاصره». ابعاد اقتصادی این رخداد از اهمیت بالایی برخوردار است. با انسداد تنگه هرمز، عربستان تلاش کرد تا بخش عمدهای از صادرات خود را از طریق «خط لوله شرق به غرب» و بندر «ینبع» جبران کند؛ خط لولهای که به گفته برخی گزارشها، ظرفیت نزدیک به ۷ میلیون بشکه در روز دارد. از سوی دیگر، آمریکا نیز امیدوار بود که جریان روزانه نفت از بابالمندب – که پیش از بحران رقمی نزدیک به همین میزان گزارش میشد – مانع از ایجاد شوک شدید قیمتی شود. اما با به چالش کشیده شدن کنترل هوایی و دریایی سعودی، دست صنعا برای اجرای راهبرد «محاصره در برابر محاصره» بازتر شد. یمن اعلام کرد که اجازه عبور به نفتکشهای منسوب به عربستان را نخواهد داد؛ اقدامی که هزینه صادرات ریاض را افزایش میدهد، چرا که کشتیها ناچار به طی مسیرهای طولانیتر و پرریسکتر میشوند. این ناامنی هدفمند در دهانه دریای سرخ، علاوه بر تأثیر بر نرخ نفت برنت، پروژههای رقیب مانند کریدور آیمک (IMEC) را نیز با چالش جدی مواجه میسازد.
دو پروازی که در تیر ۱۴۰۵ انجام شد، یک موفقیت بزرگ محسوب میشود که نیاز به تکرار دارد. چرا که دولت و مردم مقاوم یمن، به عنوان عضو اصلی جبهه مقاومت، به همراهی و پشتیبانی جمهوری اسلامی ایران نیاز دارند. بنابراین، مطابق تأکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای که همراهی اجزا جبهه مقاومت با یکدیگر را سبب کوتاهتر شدن فتنه صهیونی دانستند، ضروری است که دفع حصر یمن را اقدامی در راستای پیروزی بر ائتلاف صهیونی-آمریکایی بدانیم و آن را به طور دائم عملی کنیم.
نویسنده: علیرضا دمیرچی، کارشناس مسائل بینالملل
برچسب ها :امنیت انرژی ، تنگه بابالمندب ، یمن
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰