تاریخ انتشار : سه شنبه 21 مهر 1405 - 11:34
کد خبر : 57742
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای شلیک از قلب رسانه؛ نقش رسانه‌ها در تسهیل نسل‌کشی اسرائیل چگونه است؟ بسته هستند

شلیک از قلب رسانه؛ نقش رسانه‌ها در تسهیل نسل‌کشی اسرائیل چگونه است؟

شلیک از قلب رسانه؛ نقش رسانه‌ها در تسهیل نسل‌کشی اسرائیل چگونه است؟

کتاب «لنز همدست: پوشش رسانه‌ای آمریکا از نسل‌کشی اسرائیل در غزه» به بررسی نحوه تحریف واقعیت جنگ توسط رسانه‌ها می‌پردازد. این اثر نشان می‌دهد که چگونه اخبار و اطلاعات به نفع یک طرف خاص شکل می‌گیرند و واقعیت‌های تلخ را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند. نویسنده با تحلیل دقیق، نقش رسانه‌ها در بازتاب جنگ و تأثیر آن بر افکار عمومی را به چالش می‌کشد.

به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، تاریخ جنگ‌ها همواره با تاریخ تحریف درهم‌تنیده بوده است؛ اما آنچه پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در جریان پوشش رسانه‌ای فجایع نوار غزه رخ داد، صرفاً سوگیری مطبوعاتی یا خطای انسانی در مخابره اخبار نبود. این برهه، نقطه‌ای بود که در آن امپریالیسم رسانه‌ای غرب فروپاشید و در عریان‌ترین شکل ممکن، دست‌های پنهان دیپلماسی سران امپریالیسم و هم‌دستی آن‌ها با اسرائیل را پیش چشم جهانیان به نمایش گذاشت. اگر در میدان نبرد، بمب‌های ۲۰۰۰ پوندی ساختمان‌های غزه را با خاک یکسان می‌کردند، در اتاق‌های خبر نیویورک، لندن و واشنگتن نیز کلمات و تصاویر به کار گرفته می‌شدند تا حساسیت وجدان جهانی نسبت به یک نسل‌کشی علنی فلج شود. کتاب «لنزِ همدست: پوشش رسانه‌ای ایالات متحده از نسل‌کشی اسرائیل در غزه» نوشته رابین اندرسن، از جمله پژوهش‌هایی است که می‌گویند رسانه‌ها در این میدان چه کردند. اندرسن، استاد بازنشسته مطالعات رسانه در دانشگاه فوردهام و عضو هیئت‌مدیره سازمان «انصاف و دقت در گزارش‌دهی» (FAIR) است که آثارش بر بررسی پوشش فیلم، تلویزیون و رسانه از جنگ، محیط‌زیست، سیاست و انتخابات تمرکز دارند. کتاب پیش‌رو به مخاطب نشان می‌دهد چگونه رسانه‌های جریان اصلی ایالات متحده با همسوسازی پوشش خبری خود با روایت‌های نظامی اسرائیل، عملاً به تسهیل و توجیه نسل‌کشی جاری در غزه کمک کردند، کشتار گسترده فلسطینیان را کم‌اهمیت جلوه داده و حتی آن را تأیید کردند. در واقع اندرسن در این کتاب نشان می‌دهد که چگونه رسانه‌های جریان اصلی آمریکا به عنوان بازوی تبلیغاتی اصلی اسرائیل در ایالات متحده عمل کرده‌اند.

اندرسن پژوهش خود را با آغاز عملیات طوفان الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ شروع می‌کند. او با زیر ذره‌بین بردن روزنامه‌نگاری جریان اصلی و مقایسه آن با گزارش‌های شبکه‌های اجتماعی و پوشش خبری بین‌المللی، آشکار می‌سازد که چگونه رسانه‌های سنتی غرب خشونت اسرائیل را اقدامی تدافعی و موجه جلوه دادند، در گزارش بمباران‌های ارتش اسرائیل تردید ایجاد کردند، با استفاده از ادبیات مجهول و زبان منفعل از پذیرش مسئولیت جنایات طفره رفتند و روایت‌های رسمی اسرائیل را اغلب کلمه به کلمه تکرار کردند. در این چارچوب، کشتار کسانی که در جست‌وجوی غذا بودند به «مرگ‌های مرتبط با کمک‌رسانی» تقلیل یافت و حملات موشکی به چادرهای پناهجویان «اشتباهاتی تراژیک» نامیده شد. نویسنده همچنین هدف قرار گرفتن روزنامه‌نگاران و امدادگران فلسطینی را در جریان این درگیری ـ که مرگبارترین مناقشه ثبت‌شده است ـ مستند می‌کند. او سانسور تحریریه‌ای را که استفاده از واژگانی همچون «نسل‌کشی» و «کشتار» را در گزارش مرگ فلسطینیان ممنوع می‌کرد، برجسته می‌سازد و هم‌زمان با اوج‌گیری اعتراضات جهانی علیه نسل‌کشی غزه، به بررسی تصویرسازی خصمانه رسانه‌ها از این خیزش‌ها، به‌ویژه اعتراضاتی که توسط جوانان و سازمان‌های یهودی هدایت می‌شد، می‌پردازد.

به گفته اندرسن، حمله اسرائیل به بیمارستان‌های غزه به‌ویژه بیمارستان الشفا، نه‌تنها یک عملیات نظامی، بلکه یک رویداد رسانه‌ای بود. تصاویر تکان‌دهنده، ادعاهای اطلاعاتیِ منابع ناشناس و نشست‌های خبریِ به‌دقت صحنه‌سازی‌شده، نحوه گزارش‌دهی رسانه‌های جریان اصلی درباره تخریب زیرساخت‌های درمانی غزه و چگونگی نمایش آن به مخاطبان جهانی را شکل دادند. در این فرآیند، حملات به غیرنظامیان و مراکز درمانی به‌جای آنکه به‌عنوان نقض فوری قوانین بین‌المللی مطرح شوند، در قالب روایت‌های محل مناقشه بازنمایی شدند؛ امری که نشان‌دهنده همدستی رسانه‌های جریان اصلی غرب در حمله نسل‌کشی‌گونه اسرائیل به نوار غزه بود.

وی در بخشی از این کتاب با اشاره به پخش برنامه‌ای از شبکه سی‌ان‌ان در ۱۳ نوامبر با تیتر «حماس یک مرکز فرماندهی در بیمارستان الشفا داشت»، آن را نمونه دیگری از پوشش جریان اصلی غرب به نفع اسرائیل می‌داند. اندرسن می‌نویسد: «دو مجری وضعیت وخیم در بیمارستان را توصیف می‌کنند و می‌گویند: “ما همین الان فهمیدیم که ۳ نوزاد در بخش نوزادان فوت کرده‌اند.” سپس آن‌ها یک عبارت کلیدی را برای ایجاد تردید درباره این حادثه اضافه کرده و منبع را «وزارت بهداشت تحت مدیریت حماس» توصیف می‌کنند. خبرنگاری در محل می‌گوید که بیمارستان توسط تانک‌های اسرائیلی محاصره شده است و ادعا می‌کند که می‌تواند صدای گلوله‌باران در نزدیکی را بشنود؛ بیمارستان سوختش تمام شده است و دستگاه‌های اکسیژن دیگر کار نمی‌کنند.» اندرسن در نقد این برنامه خبری می‌نویسد: «توصیف لحظه‌به‌لحظه وحشی‌گری، بدون هیچ‌گونه محکومیتی انجام می‌شود. هیچ طرحی برای توقف حمله ارائه نشد و هیچ اعتراضی به خشونت صورت نگرفت؛ زیرا مجریان از توضیح نقض آشکار قوانین بین‌المللی مبنی بر ممنوعیت حمله به غیرنظامیان، مراکز درمانی و کادر پزشکی خودداری کردند. این بخش در کنار متنی قرار گرفت که به نقل از یک مقام آمریکاییِ مطلع از اطلاعات امنیتی، ادعا می‌کرد حماس یک مرکز فرماندهی زیر بیمارستان الشفا دارد، از سوختِ در نظر گرفته‌شده برای بیمارستان استفاده می‌کند و نیروهایش مرتباً در بزرگ‌ترین بیمارستان غزه و اطراف آن تجمع می‌کنند.»

شبکه‌های ان‌بی‌سی (NBC)، سی‌ان‌ان (CNN) و ای‌بی‌سی (ABC) نیز به‌طور مشابه به نقل از مقامات کاخ سفید ادعا کردند که حماس به بیمارستان‌ها از جمله الشفا نفوذ کرده است. سایر رسانه‌ها این حمله را به عنوان یک جنایت جنگی بالقوه گزارش کردند، اما بلافاصله افزودند که بیمارستان‌ها هنگام استفاده برای اهداف نظامی، مصونیت خود را از دست می‌دهند. بلومبرگ با پرداختن به موضوع جنایات جنگی نتیجه گرفت که اقدامات اسرائیل «احتمالاً قانونی» بوده است و ان‌بی‌سی نیوز ادعاهای اسرائیل مبنی بر «عملیات هدفمند» بودن این یورش را تکرار کرد. بنیامین نتانیاهو نیز در رسانه‌ها حضور یافت و اعلام کرد که نیروهای حماس همه‌جا هستند. این گزارش‌ها، مخاطبان را در بحبوحه تلاش‌های آشکار رسانه‌های جریان اصلی غرب برای توجیه روایت‌های بی‌سابقه از وحشی‌گری به عنوان اقدامی تلافی‌جویانه، ضروری و اجتناب‌ناپذیر، دچار بی‌حسی کرد. همچنین در روزهای منتهی به حمله، اسرائیل یک کارزار تبلیغاتی گسترده و پیشگیرانه طراحی کرد که به شکلی وسیع در رسانه‌های غربی بازتاب یافت. در این کارزار، انیمیشنی سه‌بعدی پخش شد که ظاهراً فضاهای زیرزمینی مجتمع بیمارستان را به تصویر می‌کشید و به زیرساخت‌های خیالی حماس در بیمارستان، تجسمی گرافیکی می‌بخشید؛ ستادی چندطبقه که در اعماق مجتمع امتداد داشت. این ترفند بصری، جذابیت زیادی برای رسانه‌های شرکتی و به‌ویژه شبکه‌های خبریِ علاقه‌مند به ویدئوهای جنجالی ایجاد کرد و به این ترتیب، خط رسانه‌ای اسرائیل برای حمله تکمیل شد. تحقیقات راستی‌آزمایی نشان داد رسانه‌های غربی هرگز ادعاهای دروغینی را که درباره بیمارستان تکرار کرده بودند، اصلاح نکردند. در نهایت، اسرائیل سیستم مراقبت‌های بهداشتی غزه را به‌طور کامل از بین برد و حملات ارتش این رژیم بیش از ۱۷۰۰ نفر از کارکنان کادر درمان را به شهادت رساند که معادل از دست دادن ۷۰ متخصص پزشکی در هر ماه است. در سپتامبر ۲۰۲۵ نیز یک کمیسیون مستقل تحقیق سازمان ملل متحد به این نتیجه رسید که تخریب زیرساخت‌های پزشکی غزه توسط اسرائیل، جنایت علیه بشریت و در نهایت، نسل‌کشی محسوب می‌شود.

اندرسن با مطالعات موردی در این اثر به‌خوبی نشان داده است که چگونه رسانه‌های آمریکا کشتار جمعی اسرائیل را تسهیل کردند و به بلندگوهای مجازی دولت و ارتش اسرائیل و همچنین وزارت امور خارجه ایالات متحده تبدیل شدند. در این ساختار، منابع نظامی و دولتی اسرائیل همواره به‌عنوان منابعی معتبر و حتی غیرقابل‌خدشه نقل‌قول می‌شوند. ادعاهای اغلب بی‌سند آن‌ها درباره تخلفات فلسطینیان به‌ندرت مورد موشکافی قرار می‌گیرد، چه رسد به اینکه رد شود. در موارد نادر نیز که اتهامات آشکارا مضحک بعداً افشا می‌شوند، آسیبِ مدنظر قبلاً وارد شده است؛ در همین حال، منابع فلسطینی یا نادیده گرفته می‌شوند و یا غیرقابل‌اعتماد تلقی می‌گردند. نیویورک‌تایمز، واشنگتن‌پست، سی‌ان‌ان، ام‌اس‌ان‌بی‌سی، شبکه‌های پخش اصلی و نشریاتی مانند «آتلانتیک» و دیگر رسانه‌های حامی اسرائیل، اخبار نسل‌کشی غزه را بر اساس همین فیلترها پالایش کرده‌اند و اندرسن جزئیات تکان‌دهنده‌ای از این فرآیند ارائه داده است.

اندرسن می‌گوید با وجود اینکه روزنامه‌نگاران فلسطینی بیش از هر منبع اطلاعاتی دیگری ما را به تجربه واقعی جنگ غزه نزدیک‌تر کردند، اسرائیل اقدامات شدیدی را برای ساکت کردن این صداها انجام داد. کشتار بیش از ۲۰۰ خبرنگار از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، مصداق بارز این اقدامات است. اسرائیل تلاش می‌کند کسانی را که می‌کشد ـ یا هنوز نکشته است ـ با برچسب عضویت در حماس بی‌اعتبار کند؛ یا مانند پرونده «شیرین ابوعاقله»، خبرنگار فلسطینی‌ـ‌آمریکایی الجزیره، مدعی شود که او «به‌طور تصادفی» کشته شده، چون «سر راه» ارتش اسرائیل قرار گرفته بود. وقتی نظامیان اسرائیلی در سال ۲۰۲۲ ابوعاقله را در حین تهیه گزارش از یورش به اردوگاه پناهندگان جنین به شهادت رساندند، تل‌آویو ابتدا ادعا کرد که او بر اثر تیراندازی سرگردان فلسطینی‌ها کشته شده است؛ در حالی که او کلاهی با علامت واضح «PRESS» (خبرنگار) بر سر داشت. زمانی که این ادعای مضحک رد شد، اسرائیل اذعان کرد که ممکن است سرباز ارتش در حین تبادل آتش با افراد مسلح فلسطینی، به‌طور تصادفی به او شلیک کرده باشد. در نهایت و طبق معمول، ارتش اسرائیل پرونده را بدون هیچ‌گونه تحقیقی درباره قتل ابوعاقله یا محاکمه سرباز مربوطه بست. علاوه بر کشتار روزنامه‌نگاران فلسطینی، اسرائیل با ممنوع کردن دسترسی خبرنگاران خارجی به غزه در حین بمباران‌ها، پوشش رسانه‌ای را کنترل کرد. اندرسن یادآوری می‌کند که بیشتر رسانه‌های شرکتی هرگز به مخاطبان خود نگفتند که از گزارش‌دهی میدانی در غزه منع شده‌اند؛ نوعی سانسور پنهان که عموم مردم حق داشتند درباره آن بدانند.

نویسنده فصلی از کتاب پیش رو را به مقاله صفحه اول نیویورک‌تایمز با عنوان «فریادهای بدون کلمات: چگونه حماس از خشونت جنسی به عنوان سلاح در ۷ اکتبر استفاده کرد» اختصاص داده است. این مقاله (مورخ ۲۸ دسامبر ۲۰۲۳) به قلم «جفری گتلمن» و ۲ روزنامه‌نگار آزاد (فریلنسر) اسرائیلی، مدعی بود که حماس به‌طور وحشیانه‌ای به زنان اسرائیلی تجاوز کرده و آن‌ها را کشته است. با این حال، ادعاهای پرطمطراق مقاله که هیچ مدرکی برایشان ارائه نشده بود، به‌زودی واکنش‌های منفی گسترده‌ای به همراه داشت و هنگامی که منتقدان رسانه‌ای، روزنامه‌نگاران تحقیقی و سازمان‌های حقوق بشری مقاله را کالبدشکافی کردند، اعتبار نیویورک‌تایمز به شدت لطمه دید. اندرسن می‌گوید ۲ همکار اسرائیلی گتلمن، تجربه روزنامه‌نگاری بسیار اندکی داشتند یا از اساس فاقد تجربه بودند. یکی از آن‌ها، «آنات شوارتز» ـ مقام سابق اطلاعات نیروی هوایی اسرائیل ـ داستان‌های زننده‌ای از تجاوز گروهی و مثله کردن گزارش کرده بود که هیچ‌یک تأیید نشدند و حاوی تناقضات عمده‌ای بودند. به گفته اندرسن، نیویورک‌تایمز در این گزارش به «جاعلان شناخته‌شده» تکیه کرد. گتلمن و همکارانش ادعا کردند با ۱۵۰ اسرائیلی مصاحبه کرده‌اند، اما تکیه‌گاه اصلی آن‌ها سازمان داوطلبانه «زاکا» (ZAKA) بود که در گسترش پروپاگاندای جنایت پس از ۷ اکتبر نقش محوری داشت. بنیان‌گذار زاکا که از طریق دفتر مطبوعاتی دولت اسرائیل فعالیت می‌کند، خود به ده‌ها مورد تجاوز و آزار جنسی متهم شده بود. بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی و حتی اسرائیلی (از جمله هاآرتص)، داستان‌های جعل شده در این زمینه را مورد انتقاد قرار دادند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.