تاریخ انتشار : سه شنبه 31 شهریور 1405 - 14:36
کد خبر : 51082
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای سینمای دفاع مقدس؛ نگاهی به تحولات دهه‌ای آن بسته هستند

سینمای دفاع مقدس؛ نگاهی به تحولات دهه‌ای آن

سینمای دفاع مقدس؛ نگاهی به تحولات دهه‌ای آن

در دهه ۶۰، دوربین‌ها به جبهه‌های جنگ ایران رفتند تا لحظات انسانی و پدیده‌های جدیدی مانند شهادت و دفاع مقدس را ثبت کنند. این تصاویر، روایت‌گر داستان‌های قهرمانی و ایثارگری در تاریخ معاصر ایران شدند.

گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمدباقر صنیعی منش: سینمای دفاع مقدس به عنوان یک ژانر منحصر به فرد در سینمای ایران، با شروع جنگ تحمیلی آغاز به کار کرد. این شروع همزمان با سنت واکنش سریع سینمای ایران به وقایع و حوادث تاریخی است. سینمای دفاع مقدس نیز مانند سایر گونه‌های سینمایی ایران، از جمله اجتماعی و کمدی، دستخوش تغییرات و تحولات زیادی بوده و هست. از سینمایی که قهرمانان را به تصویر می‌کشید تا زمانی که فیلم‌های به اصطلاح ضدجنگ تولید شدند. به همین دلیل می‌توان به مفهوم وضع‌شناسی سینمای دفاع مقدس اشاره کرد. وضعیت‌هایی که تقریباً هر کدام در یک دهه ادامه داشتند و تحت تأثیر سیاست‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مسائل روز جامعه قرار داشتند. در گزارش‌هایی که به مناسبت هفته دفاع مقدس منتشر می‌شود، به بررسی دهه به دهه خواهیم پرداخت. این گزارش‌ها نه تنها امکان بررسی جامع و کامل را ندارند بلکه نمی‌توانند تنها یک جنبه را در نظر بگیرند. شاید مرور این گزارش‌ها بتواند به درک بهتر این پدیده مهم سینمای ایران کمک کند و به ما این امکان را بدهد که آینده‌نگری دقیقی از آن داشته باشیم.

دهه ۱۳۶۰؛ طلوع قهرمانان، تبلیغ جنگ و آنچه سینما به آن نیاز داشت. از هر سو صدای مارش نظامی و مداحی حاج صادق آهنگران به گوش می‌رسد. جوانان و مردان با لباس‌های خاکی و سربند سوار اتوبوس‌هایی می‌شوند که به جبهه‌ها می‌روند. دود اسفند همه جا را با صدای صلوات پر کرده است. دل‌ها لرزان است و اشک‌ها بر چهره‌ها جاری است. از اینجا تا جبهه‌هایی که انفجار و تیر و گلوله در آن حاکم است، صحنه‌هایی از زندگی و زمانه برای تولید فیلم‌هایی که بازنمایی خاص‌ترین پدیده تاریخ ایران برای سینما باشد، به تصویر کشیده می‌شود. جبهه‌ها اما داستان دیگری دارند؛ مکان‌هایی ناشناخته که برای اولین بار دنیایی برای فیلمسازان جوانی بودند که تازه به میدان آمده‌اند. خاکریزهایی که در آن‌ها انفجار، جنگیدن و شهادت معنای خاصی داشت. رزمندگان ما با معنویت به جنگیدن در همان خاکریزها معنای دیگری بخشیده بودند. قرار بود تصویری اینچنین، آن هم برای اولین بار در تاریخ سینمای ایران، به نمایش گذاشته شود. شهیدان دیگر پدیده‌هایی هستند که تا به حال سینمای ایران از آن‌ها نه تنها تصویری ندارد بلکه فهمی نیز از آن‌ها ندارد. برای تصویر شهادت و شهیدان چه باید کرد؟ برای کنش‌های انسانی و فعل و انفعالات دیگری که حول محور این جنگ رخ می‌دهد، چه تصوری را با ابزارهای سینمایی می‌توان خلق کرد؟ انقلاب شده است و نسلی از فیلمسازان جوان که از دل جریانی به نام حوزه هنری انقلاب اسلامی به میدان آمده‌اند، قصد دارند تا فیلم‌های جنگی و جبهه‌ای بسازند. بدین ترتیب دوربین‌ها بر دوش مستندسازان و فیلمسازان قرار می‌گیرد و از خیابان تا میدان جنگ در قاب تصویر خلق می‌شود. اما جبهه‌ها در اولویت بودند زیرا میدان جنگ و خط مقدم دفاع از وطن و کشور است. به همین دلیل جریان فیلمسازی دفاع مقدس جان می‌گیرد و شاهد تولید حدود ۶۰ فیلم سینمایی درباره دفاع مقدس در این دهه می‌شویم. فیلم‌هایی که در سخت‌ترین شرایط با کمترین امکانات ممکن ساخته می‌شوند. می‌توان جوهره فیلم‌های دهه اول سینمای دفاع مقدس را روایتگری ایثار و شهادت دانست. فیلم‌ها عمدتاً در جبهه‌ها و دور از پیامدهای اجتماعی جنگ روایت می‌شوند. به همین دلیل فیلم‌ها جنبه‌های اجتماعی خاصی ندارند و در گونه جنگی و اکشن ساخته شده‌اند.

نگاتیوها توسط بنیاد سینمایی فارابی ارائه می‌شود و تجهیزات لازم نیز توسط نهادهایی مانند همین بنیاد، حوزه هنری، بخش سینمایی بنیاد مستضعفان و… تأمین می‌شود. رنج و شوق فیلمسازی این ژانر باعث می‌شود تا سینمایی ماندگار با روایت‌هایی جذاب، ساخت و پرداخت حرفه‌ای و هنرمندانه و محبوب برای مردم در میانه جنگ ساخته شود. فیلم‌هایی چون “مرز”، “جمشید حیدری” (۱۳۶۰)، “دیار عاشقان” (حسن کاربخش، ۱۳۶۲)، “عقاب‌ها” (ساموئل خاچیکیان، ۱۳۶۳)، “پلاک” (ابراهیم وحیدزاده، ۱۳۶۴)، “پرواز در شب” (رسول ملاقلی‌پور، ۱۳۶۵)، “کانی‌مانگا” (سیف‌الله داد، ۱۳۶۶)، “دیده‌بان” (ابراهیم حاتمی‌کیا، ۱۳۶۷)، “عبور” (کمال تبریزی، ۱۳۶۷)، “مهاجر” (ابراهیم حاتمی‌کیا، ۱۳۶۸)، “در مسلخ عشق” (کمال تبریزی، ۱۳۶۸)، “افق” (رسول ملاقلی‌پور، ۱۳۶۸) و “عملیات کرکوک” (جمال شورجه، ۱۳۶۹) تنها چند فیلم مطرح این جریان هستند و چندین فیلم دیگر نیز وجود دارد. “مرز” اولین فیلم سینمایی دفاع مقدس است که نقش معنوی امام خمینی و عاشورا در فرهنگ دفاع مقدس را به تصویر می‌کشد.

بنابراین می‌توان جوهره فیلم‌های دهه اول سینمای دفاع مقدس را روایتگری ایثار و شهادت دانست. فیلم‌ها عمدتاً در جبهه‌ها و دور از پیامدهای اجتماعی جنگ روایت می‌شوند. به همین دلیل فیلم‌ها جنبه‌های اجتماعی خاصی ندارند و در گونه جنگی و اکشن ساخته شده‌اند. عملیات‌های جنگی، تک‌ها و پاتک‌ها و حماسه‌سازی‌ها و شکست‌ها آنقدر سریع و یکی بعد از دیگری در حال رخ دادن است که خرده‌پیرنگ‌هایی مانند نبردهای هوایی (عقاب‌ها و کانی‌مانگا) و یا میدان مین (عبور از میدان مین، ۱۳۶۲، جواد طاهری)، ارتباط میان فرمانده و سرباز (دیده‌بان)، عملیات‌ها (افق و پرواز در شب) و شخصیت‌های گوناگون نظامی و رزمی هرکدام منجر به ساخت فیلم‌های متفاوتی در جریان جنگ می‌شوند. ناگفته نماند که در رأس فضای جبهه‌ها احساس معنوی میان رزمندگان با شخص امام خمینی (ره) و حس و حالات حسینی مانند توسلات و هیئات در شکل یک واقعیت ملموس جبهه‌ها یعنی فرهنگ ایثار و شهادت غیرقابل انکار است. گویی تمام جبهه یعنی شهادت که نه تنها خودش را در لابلای فیلم‌ها نشان می‌دهد بلکه به یکی از نماهای ثابت بسیاری فیلم‌ها و حتی پایان‌بندی تبدیل می‌شود. چنانچه در “دیده‌بان”، “مهاجر”، “عقاب‌ها” یا “افق” مشاهده می‌کنیم.

این اتمسفر که مدام در حال تنوع و شکل‌گیری است، به فیلمسازان اجازه نمی‌دهد که به شهرها بازگردند و جنبه‌های دیگر جنگ را ببینند. به همین دلیل دهه ۶۰ را می‌توان دهه فیلم‌های حماسی و تبلیغی برای جنگ و تصویری کلان از فرهنگ ایثار و شهادت دانست. البته این به معنای عدم ثبت هیچ تصویری نیست و فیلمی مانند “باشو غریبه کوچک” دقیقاً از زاویه‌ای دیگر به جنگ نگاه می‌کند که بعدها در دهه ۷۰ و ۸۰ در فیلم‌های دیگر جنگی نیز دنبال شد: آسیب‌های جنگ در جامعه. البته بهرام بیضایی جنسی متفاوت از فیلمسازان دفاع مقدسی مانند رسول ملاقلی پور یا ابراهیم حاتمی‌کیا داشت و از نسل قبل انقلاب با فیلم‌های درام اجتماعی و اسطوره‌ای و آیینی بود اما به خاطر دغدغه‌های اجتماعی‌اش یکی از زیباترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران را درباره اشتراکات انسان‌ها در زمان جنگ ساخت. فیلم‌ها اما از نظر مخاطب بسیار مورد استقبال قرار گرفتند به طوری که فیلم “عقاب‌ها” هنوز هم پرمخاطب‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته می‌شود. همچنین در جشنواره فیلم فجر نیز فیلم‌های دفاع مقدس توانستند جوایزی را کسب کنند.

اگر قرار باشد دیگر جنبه‌های این وضع‌شناسی را در نظر بگیریم، نباید نقش سیاست‌گذاران فرهنگی را از نظر دور داشت. سکانداران معاونت سینمایی وزارت فرهنگ که در روزهای نخست کار خود، هنوز ارتباط منسجم و پویایی نه تنها با سینمای دفاع مقدس بلکه با سینمای بدنه ایران نیز ندارند. هنرمندانی را ممنوع‌الکار کرده‌اند و دیدگاهی موسوم به حمایت، هدایت و نظارت در سینما دارند که نتیجه آن نوعی کنترل‌گری نامحسوس اما جدی بر سینمای ایران بود. نتیجه این روند را مشخصاً در توقیف “برزخی‌ها” می‌توان دید. فیلمی با بازی بازیگران قبل انقلاب مانند فردین و ملک‌مطیعی و ایرج قادری که از قضا مورد پسند بچه‌های جبهه هم قرار گرفته اما در نهایت با دستور سرپرست وزارت فرهنگ وقت یعنی نخست وزیر میرحسین موسوی توقیف می‌شود.

این تیم در معاونت سینمایی وزارت ارشاد سید محمد خاتمی با ریاست میدانی سید محمد بهشتی مشغول به کار هستند که میان آن‌ها با تیمی که از حوزه هنری عملاً میدان‌دار روایت‌گری سینمای دفاع مقدس است، اختلافات فکری و نظری وجود دارد. البته فارابی راه را برای فعالیت سینمایی این بچه‌ها نمی‌بندد اما گویه‌ها و درد و دل‌های آن‌ها پیش سیدمرتضی آوینی و یا مرحوم مهدی مسعودشاهی، مدیر وقت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، نشان می‌دهد که دل چندان خوشی هم از ارشادی‌ها ندارند. آوینی در مطالبی صریح و عیان درباره جریان روشنفکری غالب در جشنواره فیلم فجر با دبیری سیدمحمد بهشتی و سینمای روز ایران می‌گوید: ما در جست‌وجوی چه هستیم؟ جلوه‌فروشی و شهرت‌طلبی؟ تکنیک برتر؟ کسب وجهه دموکراتیک در نزد غربی‌ها و غرب‌زدگان؟ پرورش سینماگرانی که بتوانند جوایز جشنواره‌های از ما بهتران را درو کنند؟ اعتراف به ۱۰ سال اشتباه؟! از بین بردن و انکار همه دستاوردهای گرانقدر ۸ سال دفاع مقدس؟… و یا همراهی و همزبانی با امتی که علمدار مبارزه برای احیای اسلام در سراسر جهان هستند؟ کدام یک؟ اعتراض شهید آوینی به جریان بهشتی و جشنواره فیلم فجر چه بود؟/سینمایی که خلاف مسیر هویت ایرانی حرکت کرد.

شهید آوینی اعتراض خود را به صورت روشن‌تر اینگونه بیان می‌کند: حرف ما این نیست که سینمای جنگ باید در دستور کار جشنواره قرار بگیرد، بلکه می‌گوییم که سینمای مبارزه باید منظر غایی و مقصود نهایی جشنواره و دست‌اندرکاران محترم امور سینمایی کشور باشد. اگر امت مسلمان ایران، هویت حقیقی خویش را در مبارزه یافته است، سینمای ایران نیز باید هویت مستقل خویش را در سینمای مبارزه پیدا کند. اعتراض اصلی ما به سینمای ایران متوجه همین معنا است که چرا سینمای پس از انقلاب، هویتی ایرانی ندارد و چرا سینمای ایران از جواب گفتن به غایات فرهنگی و انقلابی این امت عاجز است و چرا اصلاً سیاست‌گذاران سینمای ایران، سینما را، چون رسانه‌ای که ماهیتاً می‌تواند منشأ تحولات فرهنگی باشد، باور نکرده‌اند؟ مشخص است که حرف آوینی و همراهانش این است که جنگ و دفاع مقدس آنطور که شایسته است مورد توجه بنیاد فارابی و در کل دولت وقت قرار نگرفته است وگرنه به طور کلی آن‌ها نیز در حمایت و تولید نقش داشتند تا جایی که فارابی هم تصمیم گرفت که از غافله سینمای دفاع مقدس عقب نماند و بخشی را برای جنگ در نیمه دوم دهه ۶۰ در این بنیاد راه‌اندازی کرد. براساس اطلاعاتی که بنیاد فارابی منتشر کرده است، دو فیلم “افق” (۱۳۶۸) و “دیده‌بان” (۱۳۶۷) را تولید کرد که البته جزو فیلم‌های مهم جنگ به حساب می‌آیند. بنابراین روزگار دهه ۶۰ با پایان جنگ و فوت امام خمینی (ره) وارد عرصه دیگری از سینمای دفاع مقدس می‌شود که در گزارش بعدی آن را دنبال خواهیم کرد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.