سقوط آزاد «طلای سفید»؛ مرگ تدریجی پنبه چه پیامدهایی دارد؟

در گذشته، ۱۵۰ هزار هکتار پنبه در گلستان کشت میشد. اما اکنون این رقم به ۹ هزار هکتار کاهش یافته است. این تغییر نشاندهنده کاهش چشمگیر تولید پنبه در این منطقه است.
استانها به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم از گرگان، گلستان در گذشته یکی از مهمترین مراکز تولید پنبه در کشور به شمار میرفت؛ محصولی که نهتنها در اقتصاد کشاورزی استان تأثیرگذار بود، بلکه به شکلگیری صنایع پنبهپاککنی، روغنکشی و اشتغال در مناطق روستایی نیز کمک میکرد. سطح زیرکشت پنبه در دهههای گذشته به حدود ۱۵۰ هزار هکتار میرسید، اما این رقم در سالهای اخیر به حدود ۸ هزار و ۵۰۰ تا ۹ هزار هکتار کاهش یافته است؛ کاهشی که نشاندهنده این است که مشکل پنبه در گلستان تنها به کاهش علاقه کشاورزان مربوط نمیشود، بلکه ناشی از فرسایش تدریجی زنجیره تولید است.
کشت پنبه در گلستان از حدود سال ۱۳۱۰ آغاز شد و این محصول برای دههها با هویت کشاورزی منطقه گرگان و دشت پیوند خورده بود. با این حال، کوچک شدن قطعات زمین، کاهش حمایتها، افزایش ریسک تولید، کمبود منابع آبی، افزایش هزینه نیروی کار و رقابت با محصولات جایگزین، به تدریج مزیت اقتصادی پنبه را تضعیف کرده است. در شرایطی که شالی، ذرت، سویا و برخی محصولات سبزی و صیفی برای تصاحب زمینهای کشاورزی رقابت میکنند، پنبهکاران تنها زمانی به این محصول بازمیگردند که درآمد، بازار و امنیت خرید آن قابل پیشبینی باشد.
یکی از آسیبهای جدی واردشده به پنبه گلستان، گسست میان مزرعه و صنعت است. پنبه محصولی نیست که مشکل آن با افزایش سطح کشت حل شود؛ تولید وش باید به پنبهپاککنی، فرآوری پنبهدانه، روغنکشی، تولید الیاف و در نهایت صنعت نساجی متصل گردد. اگر کشاورز پس از برداشت با بازار محدود، قیمت نامناسب یا تأخیر در خرید مواجه شود، افزایش تولید بهجای فرصت، به ریسک تازهای برای او تبدیل خواهد شد. در سالهای اخیر، محدودیت خرید محصول، فرسودگی یا تعطیلی بخشی از صنایع وابسته و نبود سرمایه در گردش، انگیزه کشت را کاهش داده است.
از سوی دیگر، واردات پنبه و الیاف، بهویژه زمانی که بدون هماهنگی با میزان تولید داخلی انجام شود، قدرت چانهزنی کشاورز را کاهش میدهد. به همین دلیل، احیای پنبه بدون سیاست منسجم در حوزه واردات، خرید داخلی و تأمین مواد اولیه صنایع نساجی، نتیجه پایداری نخواهد داشت. از نظر اقتصادی نیز پنبه با مشکلات جدی مواجه است. بالا بودن هزینه نهادهها، دستمزد نیروی کار و هزینه برداشت، در کنار عدم تناسب میان قیمت خرید و هزینه تولید، باعث کاهش حاشیه سود این محصول برای کشاورزان شده است. حدود ۴۰ درصد هزینه تولید پنبه به برداشت مربوط میشود و پایین بودن ضریب مکانیزاسیون، وابستگی به نیروی کار و آسیبپذیری محصول در زمان برداشت را افزایش داده است.
کاهش منابع آبی و تغییر الگوی بارش، یکی دیگر از محدودیتهای احیای پنبه در گلستان است. توسعه کشت این محصول باید با افزایش بهرهوری آب، توسعه آبیاری نوین و انتخاب ارقام سازگار با شرایط اقلیمی استان همراه باشد. در غیر این صورت، رقابت بر سر آب میتواند پنبه را در برابر محصولات دیگر بیش از گذشته آسیبپذیر کند. کوچک بودن قطعات اراضی نیز توسعه مکانیزاسیون را دشوار کرده است. ماشینآلات برداشت پنبه زمانی از نظر اقتصادی توجیه دارند که سطح زیرکشت، یکپارچگی زمین و دسترسی به خدمات فنی امکان استفاده مستمر از آنها را فراهم کند.
بنابراین، صرف خرید کمباین یا ادوات کافی نیست؛ باید همزمان موضوع تجمیع خدمات، استفاده اشتراکی از ماشینآلات، بهینهسازی کمباینهای موجود و آموزش بهرهبرداران دنبال شود. در کنار ماشینآلات، تأمین بذر استاندارد، ضدعفونی بذر، نهادههای بهموقع، توسعه کشت حفاظتی و مستقیم و ایجاد مزارع الگویی نیز اهمیت دارد. تحقیقات انجامشده در استان و فعالیت مؤسسه تحقیقات پنبه کشور، از ظرفیتهای مهم گلستان به شمار میرود؛ اما انتقال یافتههای تحقیقاتی به مزرعه باید منظم، مستمر و متناسب با نیاز کشاورز باشد.
در سال جاری سطح زیرکشت پنبه گلستان حدود ۹ هزار هکتار اعلام شده است؛ رقمی که در مقایسه با گذشته همچنان بسیار پایین است، اما میتواند نقطه شروعی برای بازسازی این زنجیره باشد. برنامه کشت قراردادی در هزار هکتار و اختصاص ۱۳۰ میلیارد ریال اعتبار، از جمله اقداماتی است که برای حمایت از بازگشت پنبه به مزارع استان مطرح شده است. کشت قراردادی زمانی مؤثر خواهد بود که قراردادها واقعی، شفاف و قابل اجرا باشند؛ یعنی خریدار، قیمت، زمان پرداخت، نهاده، بیمه، خدمات فنی و شیوه تحویل محصول از ابتدا مشخص شود. قرارداد مبهم یا خرید تضمینی با قیمت عقبمانده از هزینهها، نمیتواند اعتماد از دسترفته کشاورزان را بازسازی کند.
احیای پنبه گلستان به بستهای همزمان از حمایتها نیاز دارد: قیمتگذاری متناسب با هزینه تولید، خرید مطمئن، تأمین سرمایه در گردش، توسعه برداشت مکانیزه، نوسازی کارخانههای پنبهپاککنی، تقویت صنایع روغنکشی و نساجی، اصلاح سیاست واردات و گسترش آبیاری نوین. حمایت اعتباری نیز باید فقط به فصل کاشت محدود نشود و حلقههای فرآوری و بازار را هم دربر گیرد. پنبه میتواند در تناوب زراعی گلستان نیز نقش داشته باشد و با پوشش تابستانه، کاهش تبخیر از سطح خاک و ویژگیهای ریشهای خود، بخشی از نیازهای زراعی استان را پاسخ دهد. تنوع فرآوردهها، اشتغالزایی و ظرفیت ایجاد ارزش افزوده، اهمیت این محصول را فراتر از یک کشت فصلی میبرد.
با این حال، بازگشت پنبه به جایگاه گذشته با تکرار عنوان «طلای سفید» یا اعلام افزایش سطح کشت محقق نمیشود. مسئله اصلی، بازسازی اعتماد کشاورز و اتصال دوباره مزرعه به صنعت است. تا زمانی که تولیدکننده از قیمت، بازار، نهاده و امکان برداشت مطمئن نباشد، هر برنامه احیا در معرض شکست قرار دارد. پنبه گلستان برای بازگشت، بیش از وعده به سیاست پایدار، زنجیره کامل و حمایت قابل سنجش نیاز دارد. در همین باره با علیاکبر مهقانی، معاون بهبود تولیدات گیاهی جهادکشاورزی گلستان گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
مهقانی: پنبه از نظر فنی و اقتصادی یکی از محصولات راهبردی گلستان بوده و استان از مجموعهای از ظرفیتهای طبیعی، علمی و زیرساختی برای توسعه این محصول برخوردار است. تنوع اقلیمی، ظرفیت خاک، منابع آبی موجود در برخی مناطق، سابقه طولانی تولید و دانش فنی کشاورزان باعث شده پنبه با شرایط گلستان سازگاری مناسبی داشته باشد. از نظر تناوب زراعی نیز این محصول جایگاه مهمی دارد و میتواند در کنار محصولات غذایی استان، به پایداری نظام کشت کمک کند. از طرف دیگر، در گلستان مؤسسه تحقیقات پنبه کشور، مراکز علمی و آموزشی، تشکلهای کشاورزی و تعاونیهای تولید وجود دارد و در بخش صنعتی نیز زیرساختهایی مانند کارخانههای پنبهپاککنی و روغنکشی از گذشته در استان شکل گرفته است. اکنون حدود ۹ کارخانه در حوزه پنبهپاککنی و صنایع مرتبط فعال هستند. بنابراین مسئله ما فقدان کامل زیرساخت نیست؛ مسئله اصلی این است که این ظرفیتها به یک زنجیره منسجم اقتصادی تبدیل نشدهاند.
کشت پنبه در گلستان از حدود سال ۱۳۱۰ سابقه دارد و در مقطعی سطح زیرکشت آن به حدود ۱۵۰ هزار هکتار رسید، اما مجموعهای از عوامل موجب کاهش تدریجی آن شد. تقسیم و خرد شدن اراضی، تغییر شرایط اقتصادی، ریسک برنامههای حمایتی، رقابت محصولات جایگزین و عوامل بیرونی در این روند مؤثر بودند. در دهه ۱۳۹۰ سطح کشت به حدود ۱۳ هزار و ۸۹۶ هکتار رسید و سال گذشته حدود ۸ هزار و ۵۰۰ هکتار و امسال حدود ۹ هزار هکتار پنبه در استان کشت شده است.
مهقانی: یکی از مهمترین چالشها دقیقاً همین مسئله است. کشاورز در نهایت با یک تصمیم اقتصادی مواجه است و زمانی به سمت پنبه میرود که درآمد، ریسک و هزینه تولید آن با محصولات رقیب قابل مقایسه باشد. امروز شالی و برخی محصولات تابستانه رقیب جدی پنبه در گلستان هستند و اگر بازده اقتصادی آنها برای کشاورز بیشتر باشد، طبیعی است که سطح زیرکشت پنبه کاهش پیدا کند. در پنبه، هزینه برداشت سهم بسیار بالایی از هزینه نهایی تولید دارد و حدود ۴۰ درصد هزینه تولید میتواند به برداشت مربوط باشد. برداشت دستی هم کار دشوار و پرهزینهای است و هم با مشکل تأمین نیروی کار مواجه است. بنابراین اگر بخواهیم اقتصاد پنبه را اصلاح کنیم، یکی از نخستین اقدامات باید کاهش هزینه برداشت از طریق مکانیزاسیون باشد. برداشت ماشینی میتواند سرعت عملیات را افزایش دهد، هزینه کارگری را کاهش دهد و در عین حال کیفیت الیاف را نیز تحت تأثیر مثبت قرار دهد. در کنار هزینه تولید، قیمت خرید و نحوه حمایت از محصول نیز اهمیت دارد. قیمت باید به گونهای تعیین شود که کشاورز بتواند در برابر محصولات رقیب تصمیم اقتصادی قابل دفاعی داشته باشد. در غیر این صورت، صرفاً با توصیه به کشاورز نمیتوان سطح کشت را افزایش داد. تجربه نشان داده است که سیاست حمایتی باید قابل پیشبینی باشد؛ یعنی کشاورز پیش از کاشت بداند محصولش با چه سازوکار و بازاری خریداری خواهد شد.
مهقانی: برداشت مکانیزه یکی از کلیدیترین حلقههای اصلاح تولید پنبه است. وقتی بخش قابل توجهی از هزینه تولید مربوط به برداشت باشد، هر میزان افزایش عملکرد در مزرعه اگر با کاهش هزینه برداشت همراه نباشد، الزاماً به افزایش سود کشاورز منجر نمیشود. بنابراین مکانیزاسیون باید همزمان با اصلاح الگوی کشت دنبال شود. در سال گذشته اقداماتی برای شناسایی ظرفیتهای برداشت ماشینی انجام شد و امسال نیز توسعه کشت مکانیزه با هدف فراهم کردن شرایط استفاده از کمباینهای پنبه در دستور کار قرار گرفته است. یکی از الزامات برداشت مکانیزه، رعایت فواصل مشخص کشت و آمادهسازی مزرعه برای عبور ماشینآلات است؛ بنابراین مکانیزاسیون صرفاً خرید کمباین نیست و باید از مرحله کاشت، آرایش مزرعه و مدیریت زراعی مورد توجه قرار گیرد. در همین ارتباط، با همکاری مرکز تحقیقات پنبه کشور و پیگیری استانداری، بهینهسازی کمباینهای برداشت پنبه در استان دنبال میشود. همچنین توسعه سیستمهای نوین آبیاری، ایجاد سایتهای الگویی و نمایشی، توسعه کشت حفاظتی و مستقیم، تأمین نهادهها و ایجاد پایگاههای مکانیزه از اقداماتی است که میتواند بهرهوری تولید را افزایش دهد. در کنار این موارد، تأمین تسهیلات برای خرید ماشینآلات و سرمایه در گردش نیز ضروری است.
مهقانی: یکی از مشکلات تولیدکننده این است که از زمان کاشت تا زمان برداشت، اطمینان کافی درباره بازار محصول ندارد. کشت قراردادی میتواند این ریسک را کاهش دهد، زیرا ارتباط میان کشاورز، تأمینکننده نهاده، صنعت و خریدار را از ابتدای فرآیند تولید شکل میدهد. در این مدل، تولیدکننده فقط به امید یافتن بازار پس از برداشت وارد زراعت نمیشود، بلکه بخشی از مناسبات تولید و فروش از ابتدا مشخص است. در گلستان اجرای کشت قراردادی پنبه با مشارکت بخش خصوصی دنبال شده و این موضوع در برنامه احیا و توسعه زنجیره تولید پنبه قرار گرفته است. همچنین در سال جاری ۱۳۰ میلیارد ریال اعتبار برای برنامههای مرتبط با احیا و توسعه زراعت پنبه اختصاص یافته و اجرای کشت قراردادی در سطح هزار هکتار از سوی بخش خصوصی آغاز شده است. اما کشت قراردادی باید بخشی از یک زنجیره بزرگتر باشد. اگر پنبه تولید شود ولی کارخانه پنبهپاککنی، صنعت روغنکشی، صنایع نساجی و بازار مصرف به تولیدکننده متصل نباشند، بخشی از مسئله همچنان باقی خواهد ماند. به همین دلیل باید کارخانههای روغنکشی به فرآوری پنبهدانه و استحصال روغن و کنجاله ورود کنند و کارخانههای پنبهپاککنی نیز بازسازی و نوسازی شوند.
برچسب ها :اقتصاد روستایی ، پنبه ، کشاورزی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰