تاریخ انتشار : پنجشنبه 19 شهریور 1405 - 19:17
کد خبر : 47229
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای سفر کوشنر و ویتکاف به مسکو؛ نگاهی به اهداف پنهان از اوکراین تا خاورمیانه بسته هستند

سفر کوشنر و ویتکاف به مسکو؛ نگاهی به اهداف پنهان از اوکراین تا خاورمیانه

سفر کوشنر و ویتکاف به مسکو؛ نگاهی به اهداف پنهان از اوکراین تا خاورمیانه

در کنار جنگ‌های اوکراین و ایران، یکی از اهداف اعزام نمایندگان ویژه ترامپ به روسیه، کنترل قیمت نفت است. این اقدام می‌تواند تأثیرات زیادی بر بازار جهانی انرژی داشته باشد و به ثبات اقتصادی کمک کند.

به گزارش باور خبر به نقل از گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، فعال شدن گسل‌های ژئوپلیتیکی در دو منطقه دونباس-کریمه و مدیترانه-خلیج فارس موجب شده است که دو رقیب قدیمی در نظام بین‌الملل، یعنی ایالات متحده آمریکا و فدراسیون روسیه، در وضعیت «رقابت-تخاصم» قرار گیرند و بیشترین اصطکاک نظامی و همچنین تماس‌های امنیتی-سیاسی را برای کنترل تنش و جلوگیری از درگیری‌های غیرضروری برقرار کنند.

سفر روز شنبه پنجم سپتامبر استیو ویتکاف، نماینده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا و جارد کوشنر، مشاور ارشد ترامپ در امور خاورمیانه به مسکو، در همین راستا قابل تحلیل و بررسی است. در حالی که هیچ چشم‌انداز روشنی برای پایان درگیری‌ها در جبهه‌های اوکراین و خاورمیانه وجود ندارد، به نظر می‌رسد نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و همچنین محدودیت‌های ارتش آمریکا در تأمین نیازهای متحدان خود در جبهه‌های مختلف، ایجاب کرده است که واشنگتن به دنبال راهبرد مهار تنش در یک جبهه و تمرکز بر جبهه دیگر باشد. این راهبرد در سه سال اخیر توسط رژیم صهیونیستی نیز در کارزار طوفان الاقصی دنبال شده است.

با وجود اینکه مقامات صهیونیست همواره ادعا کرده‌اند که به طور همزمان در هفت جبهه مختلف مشغول نبرد هستند، واقعیت میدانی نشان می‌دهد که ارتش رژیم صهیونیستی نهایتاً در یک یا دو جبهه به صورت همزمان وارد درگیری شده و پس از مدتی تمرکز خود را به سایر جبهه‌ها منتقل کرده است. پس از اعلام پیروزی دونالد ترامپ بر کاملا هریس، معاون رئیس‌جمهور دموکرات آمریکا در انتخابات سال ۲۰۲۴، به نظر می‌رسد یکی از بزرگ‌ترین ذی‌نفعان بازگشت ترامپ به کاخ سفید، دولت روسیه باشد.

در دوران دموکرات‌ها، نگاه حاکم بر واشنگتن نگاهی «بین‌الملل‌گرا» و با محوریت «ناتو» بود که دولت‌های حوزه یوروآتلانتیک را به عنوان یک جبهه واحد در پشت جبهه اوکراین متحد کرده بود. هرچند دموکرات‌ها برخلاف وعده‌های خود به کی‌یف، زمینه عضویت این کشور در پیمان آتلانتیک شمالی را فراهم نکردند، اما با ارائه میلیاردها دلار سلاح، اطلاعات نظامی و کمک‌های اقتصادی به دولت زلنسکی، امکان مقاومت بلندمدت و سپس اقدام آفندی علیه مسکو را فراهم آوردند.

نقطه مقابل این رویکرد، جریان «ماگا» و شخص دونالد ترامپ است که همواره در کارزارهای تبلیغاتی خود به کمک‌های بی‌حساب به کی‌یف معترض بوده و از توان و اراده خود برای پایان دادن به این بحران سخن می‌گفت. سفر دوره‌ای ویتکاف و کوشنر به کیف و مسکو، هرچند زمینه‌ساز یک آتش‌بس موقت سه روزه شد، اما بسیاری از ناظران بر این باورند که جنگ خاورمیانه بیش از پیش زمینه کاهش ارسال کمک‌های تسلیحاتی به جبهه اوکراین را فراهم کرده و این کشور را در برابر حملات روس‌ها آسیب‌پذیرتر کرده است.

در چنین شرایطی، دولت آمریکا امیدوار است بتواند نظر زلنسکی را برای پذیرش واقعیت‌های میدانی در شرق اوکراین جلب کند و همچنین محدودیت‌های واشنگتن برای ارائه کمک‌های همزمان به دو جبهه اوکراین و خاورمیانه، زمینه‌ساز یک صلح سرد یا آتش‌بس در میان‌مدت باشد. در این مسیر، کشورهایی مانند چین، ترکیه، پادشاهی عربی سعودی و امارات عربی متحده نیز در سطوح مختلف در تلاش هستند تا در غیاب نقش‌آفرینی راهبردی اروپا، به کنترل تنش و در صورت امکان، پایان جنگ اوکراین کمک کنند. اما واقعیت این است که عدم پیروزی کامل هر یک از طرفین و مطرح شدن مسئله تجزیه اوکراین، سبب شده است تا روند مذاکرات به سختی پیش برود و دولت مرکزی در کی‌یف در یک دو راهی سخت قرار بگیرد.

آیا آمریکایی‌ها به دنبال نجات سنتکام هستند؟ برخی تحلیلگران ادعا کرده‌اند که زلنسکی پیش از دیدار مشترک با ترامپ و نتانیاهو در کاخ سفید قصد داشت این انگاره را به آمریکایی‌ها نشان دهد که جنگ کنونی نه تنها نزاع روسیه-اوکراین، بلکه تقابل میان جهان آزاد و دولتی اقتدارگرا است که قصد دارد نظم لیبرال را به چالش بکشد و بر اساس منافع خود تغییراتی ایجاد کند. جمهوری‌خواهان ساکن کاخ سفید اما به نظر می‌رسد که چندان با این روایت موافق نبوده و قصد ندارند بهای خوش‌رقصی زلنسکی در دریای کاسپین به خاطر حمله به شناور ایرانی را با ارسال موشک‌های پدافندی پاتریوت جبران کنند.

اولویت داشتن امنیت اسرائیل در واشنگتن و همچنین همکاری نظامی-اطلاعاتی نزدیک میان جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه ایجاب می‌کند که استیو ویتکاف و جارد کوشنر در سفر به مسکو تنها به دنبال مذاکره درباره پرنده اوکراین نباشند. حملات معنادار ایران به پایگاه‌های هوایی موفق السلطی و ملک حسین اردن و وارد شدن تلفات قابل توجه به استعدادهای نظامی، لجستیکی و انسانی سنتکام در منطقه شرق عربی نشان داده است که آنها بیش از گذشته در برابر ائتلاف و فناوری‌های شرقی آسیب‌پذیر شده‌اند و باید راهی برای نجات نیروهای خود از منطقه پیدا کنند.

این موضوع زمانی برجسته‌تر می‌شود که دیگر سنتکام نمی‌تواند به مانند گذشته در منطقه خلیج فارس حضور فعالی داشته باشد و سعی دارد تا با استفاده از ظرفیت جغرافیایی اردن، رژیم صهیونیستی، یونان، قبرس و کشورهای شرق اروپا مانند بلغارستان از گزند حملات نیروهای مسلح ایران در امان بماند. به طور کلی، به نظر می‌رسد شکست نظم تک‌قطبی و ورود نظام بین‌الملل به دوران گذار، سبب شده است تا هر یک از بازیگران فعال در صحنه جهانی به دنبال بیشینه‌سازی قدرت ملی، ائتلاف‌سازی کوتاه‌مدت و تاکتیکی با بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی و در نهایت ارتقای جایگاه خود در نظم آتی باشند. در این میان، قرار گرفتن در موقعیت‌های «تخاصم، رقابت یا همکاری» یا استفاده از ابزارهای «جنگ و دیپلماسی» دارای اصالت ذاتی نبوده و هر یک از بازیگران سعی می‌کنند به مثابه یک شطرنج متناسب با ظرفیت داخلی و وضعیت میدانی از مهره‌های موجود در صحنه نهایت بهره را ببرند.

پسکوف: فضای اعتماد متقابل بر دیدار پوتین با ویتکاف و کوشنر حاکم بود. کرملین: مذاکرات پوتین با ویتکاف و کوشنر صریح و به‌موقع بود. سفر افراد مورد اعتماد ترامپ به مسکو را باید در همین راستا تحلیل و ارزیابی کرد. امروز رئیس‌جمهور آمریکا بیش از هر زمان دیگری به کنترل تنش در جبهه‌های نبرد نیاز دارد، زیرا تشدید تنش‌ها به ویژه در حوزه بازار انرژی می‌تواند جمهوری‌خواهان را در وضعیت آسیب‌پذیری قرار داده و زمینه شکست آنها در برابر دموکرات‌ها را فراهم آورد.

نویسنده: محمد بیات، کارشناس مسائل بین‌الملل

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.