تاریخ انتشار : پنجشنبه 16 مهر 1405 - 9:10
کد خبر : 56306
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای راز ماندگاری مکتب نصرالله چیست؟ بسته هستند

راز ماندگاری مکتب نصرالله چیست؟

راز ماندگاری مکتب نصرالله چیست؟

مکتب نصرالله از خانواده‌ای برجسته نشأت گرفته و به رهبری تحول‌آفرین و شبکه‌های اجتماعی متکی است که هویت جمعی را شکل می‌دهند. این مکتب با تأکید بر ارتباطات اجتماعی، به ایجاد یک جامعه متحد و پویا کمک می‌کند.

نشست «فصل نصرالله؛ بازخوانی الگوی مقاومت مردمی در لبنان» با حضور دکتر الله‌کرم مشتاقی، دیپلمات سابق جمهوری اسلامی ایران در لبنان، در انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد. دکتر مشتاقی در آغاز سخنان خود به نقد وضعیت ادبیات مقاومت در زبان فارسی پرداخت و اظهار داشت: اگر مفهومی ادبیات نداشته باشد، به تدریج از بین می‌رود. یکی از دلایل پایداری سوسیالیسم و کمونیسم در برابر چالش‌های سنگین، تولید مستمر ادبیات جدید توسط پیروان آن‌ها در راستای تحولات جهانی بود. در مورد حزب‌الله لبنان، به جز کتاب‌های شعر و خاطره، تنها حدود پانزده کتاب به زبان فارسی موجود است؛ کتاب «اسداللهی» به سال ۱۳۸۴ و کتاب «شیخ نعیم قاسم» نزدیک به چهارده سال پیش منتشر شده است. بنابراین، لازم است که در دانشگاه‌ها کرسی حزب‌الله‌شناسی و رشته‌ای برای شناخت محور مقاومت ایجاد شود، در غیر این صورت تحلیل‌ها در حد گزارش‌های روزنامه‌ای باقی خواهد ماند.

وی سپس به شخصیت شهید سید حسن نصرالله اشاره کرد و افزود: مکتب او بر چهار ستون استوار است. نخستین ستون خانواده است: پدری کارگر و فروشندهٔ سبزی در خانواده‌ای ده‌نفره، مادری از نوادگان مهدیه صفی‌الدین و همسری از خانواده‌ی یاسین. چنین بستری فرد را برای کنشگری فعال در مقاومت آماده می‌کرد. مشتاقی دومین ستون را استاد مستقیم سید حسن نصرالله، یعنی سید عباس موسوی، معرفی کرد. موسوی زمانی که نصرالله چهارده یا پانزده ساله بود، خود به سراغ او رفت و دستش را گرفت؛ این اقدام از سر آینده‌نگری بود، زیرا می‌دانست باید شاگردی تربیت کند که بخشی از بار را بر دوش بگیرد. جانشین‌پروری از ویژگی‌های مهم موسوی بود و نصرالله نیز این را آموخت. حتی لحن قرآن‌خواندن و دعاخواندن این دو به قدری مشابه بود که باورکردنی نیست.

مشتاقی ادامه داد: دو ستون دیگر، امام موسی صدر و شهید محمدباقر صدر، سرمشق فکری و تشکیلاتی شهید نصرالله بودند. نصرالله کار تشکیلاتی را از موسی صدر و تلفیق اندیشهٔ سیاسی با زیست اجتماعی را از محمدباقر صدر آموخت و با آثار او در حوزه‌های علمیه‌ی عراق آشنا شد. از امام خمینی نیز یاد گرفت که چگونه با رژیمی با ۲۵۰۰ سال سابقه مبارزه کند و با گروه‌های مختلف تعامل داشته باشد. شهید نصرالله تاریخ را به‌طور حرفه‌ای مطالعه می‌کرد و تاریخ معاصر ایران و جهان عرب را به گونه‌ای روایت می‌کرد که شنونده گمان می‌کرد با مورخی صحبت می‌کند. وی به اوج این مسیر اشاره کرد و گفت: شهید نصرالله در نهایت به امام شهید رسید که اکمل اساتید او بود. نصرالله چنان با رهبری پیوند خورده بود که حتی اگر رهبر شهید پیش از او به شهادت می‌رسید و او بیست سال جوان‌تر بود، به سراغ استاد و مرجع دیگری نمی‌رفت. سخن و اراده‌اش در نهایت همان اراده‌ی رهبری بود.

مشتاقی در بخش اصلی سخنانش عنوان کرد: رفتار نصرالله در سه دهه را می‌توان با ترکیب رهبری استراتژیک و تحول‌آفرین تحلیل کرد. رهبری استراتژیک به معنای توانایی برقراری پیوندی معنادار میان اهداف کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت و انعطاف به‌جا در لحظهٔ بحران است. نصرالله در تمامی دوره‌ها، از دهه ۱۳۷۰ به بعد، به این سبک عمل کرد و رفتارهایش با همین ترکیب قابل تحلیل و تفسیر است. وی نمونه‌ای از این انعطاف را روایت کرد: پیش از جنگ سی‌وسه‌روزه و سقوط سوریه، کامیونی حامل سلاح حزب‌الله در شهر مسیحی‌نشین کحاله واژگون شد، اهالی گرد آمدند، تیراندازی شد و یکی از اعضای حزب‌الله کشته شد. بسیاری انتظار داشتند حزب‌الله واکنش نشان دهد، اما نصرالله نیروهایش را مهار کرد. ژوزف عون، فرمانده وقت ارتش، به او پیام داد که نیروهایش را آرام کند تا کامیون را پس بدهد و نصرالله پذیرفت. این رفتار نمونه‌ای از مدیریت ریسک بود و از ملی‌شدن بحران جلوگیری کرد.

دیپلمات سابق جمهوری اسلامی ایران در لبنان افزود: نصرالله همزمان رهبری تحول‌آفرین بود، به این معنا که گروهش را برای بحران‌های پی‌درپی آماده می‌کرد. حزب‌الله در فاصله‌ی ترور سید حسن نصرالله تا آتش‌بس با حدود بیست نوع بحران روبه‌رو شد، اما از پا درنیامد. اگر رهبری صرفاً کاریزماتیک بود، با رفتن رهبر گروه از هم می‌پاشید؛ چنان‌که جریان فرنجیه، که پدر سلیمان فرنجیه رئیس‌جمهور بود، امروز در مجلس چند نفر بیشتر نماینده ندارد و میراثی برایش نمانده است. اما حزب‌الله با وجود شهادت نصرالله و شیخ صفی‌الدین چنان نهادمند شده که می‌تواند این بحران‌ها را مهار کند.

مشتاقی به سبک رهبری نصرالله اشاره کرد و گفت: این سبک تحولی در خود انسان‌ها ایجاد کرد و هویتی جمعی ساخت که به نسل جدید منتقل شد. برای کسی که حزب‌الله را از نزدیک می‌شناسد، عجیب نیست که فردی خانه و دانشگاه و شغلش را از دست بدهد و همچنان پشت حزب‌الله بایستد، اما برای مردم عادی این موضوع عجیب است. حماس نیز تا حدی از حزب‌الله الگو گرفت، به‌ویژه در رسانه‌ی امنیتی و بُعد اجتماعی. وی در ادامه به شبکه‌ی اجتماعی حزب‌الله پرداخت و «کشافه» (پیشاهنگی) را نمونه آورد: الگوی کشافه از بسیج ایران گرفته شده و حزب‌الله بسیاری از نهادهایش را با الگوگیری از ایران ساخته، حتی گاهی با همان نام‌ها و فقط با ترجمه‌ی عربی. حزب‌الله حدود شصت هزار کودک و نوجوان زیر هجده سال را در کشافه سازمان‌دهی کرده و این رقم در جامعه‌ای با حدود دو میلیون شیعه چشمگیر است. کشافه هویت جمعی می‌سازد و بچه‌ها را برای مرحلهٔ بعد، یعنی عضویت در مقاومت، آماده می‌کند. فرمانده کشافه‌ی حزب‌الله دختر و دامادش را برای تحصیل به ایران فرستاده و هر دو امروز به فارسی روان صحبت می‌کنند.

مشتاقی به ضعف حضور فرهنگی ایران اشاره کرد و گفت: سهم ایران در آموزش زبان فارسی به لبنانی‌ها بسیار کمتر از رقبای منطقه‌ای است. ترکیه در لبنان حدود صد کلاس زبان ترکی دارد، در حالی که ایران دو یا سه کلاس فارسی بیشتر ندارد. مدارس دولتی لبنان حدود سی درصد و مدارس خصوصی حدود هفتاد درصد را تشکیل می‌دهند و اهل سنت و مسیحیان کمتر فرزندانشان را به مدارس دولتی می‌فرستند، بنابراین ایران نباید فرصت‌های آموزشی را از دست بدهد.

وی درباره ساختار سیاسی لبنان افزود: این کشور بر پایه‌ی سهمیه‌بندی طایفه‌ای اداره می‌شود و میان هجده مذهب تقسیم شده است. ریاست جمهوری با مسیحی مارونی، ریاست مجلس با شیعه و ریاست دولت با سنی است. مجلس شصت و چهار نمایندهٔ مسیحی و شصت و چهار نماینده‌ی مسلمان دارد که از میان مسلمانان، بیست و هفت نفر شیعه، بیست و هفت نفر سنی و هشت نفر دروزی هستند. دست‌کم سی درصد ارتش لبنان نیز شیعه است و از این رو هیچ طرحی برای حذف حزب‌الله بدون خسارت سنگین به کل ساختار کشور ممکن نیست. لبنان گردنبندی طلایی است که با دست‌کاری یک حلقه، تعادلش از دست می‌رود.

مشتاقی اشاره کرد: حزب‌الله برای عبور از محدودیت مذهبی تلاش کرده با اهل سنت و مسیحیان ارتباط برقرار کند، اما این ارتباط هنوز به‌اندازه‌ی کافی عمیق نیست. کارت سجاد برای شیعیان و کارت کرامت برای دیگر اقشار، از جمله اهل سنت، از نمونه‌های این تلاش است. ایران نیز در سیاست خارجی‌اش نسبت به لبنان باید به این موضوع توجه کند و صرفاً بر شیعیان تکیه نکند.

مشتاقی در جمع‌بندی سخنانش گفت: مکتب نصرالله سه ویژگی را با هم داشت: ریشه در خانواده و استادانی مشخص، سبکی از رهبری که هم استراتژیک بود و هم تحول‌آفرین، و شبکه‌ای اجتماعی که هویت جمعی می‌ساخت. همین ترکیب باعث شد حزب‌الله با بیست نوع بحران و شهادت رهبرانش هم از میان نرود و از یک گروه شبه‌محلی به جریانی منطقه‌ای تبدیل شود. ساختار طایفه‌ای لبنان و حضور سی‌درصدی شیعیان در ارتش نشان می‌دهد حذف حزب‌الله از معادلات این کشور ممکن نیست. برای حفظ این الگو، ایران باید ادبیات و پژوهش دانشگاهی درباره‌ی آن را گسترش دهد، حضور فرهنگی‌اش را در لبنان تقویت کند و رابطه‌اش را با همهٔ طیف‌های لبنانی، فراتر از شیعیان، عمیق‌تر کند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.