دلایل فرار ترامپ از ورود به جنگ مستقیم با یمن چیست؟

پاسخ منفی ترامپ به درخواست عربستان برای مداخله مستقیم در یمن، ابهامات زیادی را در سطح منطقه و جهان به وجود آورده است. این تصمیم میتواند تأثیرات گستردهای بر روابط بینالملل و وضعیت یمن داشته باشد.
بینالملل به گزارش باور خبر به نقل از المیادین، پس از پیروزی قابل توجه جنبش انصارالله یمن در ساحل غربی و تسلط کامل بر تنگه باب المندب، این پیروزی نه تنها برای یمنیها بلکه برای کل محور مقاومت دستاوردهای مهمی به همراه داشت و معادلات جدیدی را در برابر پروژه آمریکایی-صهیونیستی ایجاد کرد. یکی از نکات قابل توجه این است که متحدان عربستان، به ویژه آمریکا، از مداخله مستقیم در یمن خودداری کردهاند. در مقالهای تحلیلی، المیادین به بررسی دلایل این امتناع پرداخته و مینویسد: بزرگترین سوالی که در محافل منطقهای و بینالمللی مطرح میشود، این است که چرا آمریکا به طور مستقیم برای جلوگیری از پیشروی نیروهای صنعا و کنترل آنها بر تنگه باب المندب مداخله نظامی نکرده است؟
در روزهای اخیر، رسانههای عربی و غربی گزارش دادند که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، در یک روز دو بار با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تماس گرفته و از وی خواسته است تا برای متوقف کردن پیشروی نیروهای صنعا، به طور مستقیم وارد جنگ شود، اما ترامپ این درخواست را رد کرده است. در حالی که ترامپ برای توجیه عدم مداخله خود در یمن ادعا کرده بود که مقامات انصارالله با او تماس گرفته و خواستهاند که اقدام نظامی علیه یمن انجام ندهد، مقامات صنعا، از جمله محمد البخیتی، عضو برجسته جنبش انصارالله، این ادعا را به طور کامل تکذیب کردند. بنابراین سوال مهمی که مطرح میشود این است که چه عواملی آمریکاییها را از حمله نظامی مستقیم به یمن برای جلوگیری از سیطره انصارالله بر تنگه بابالمندب باز میدارد.
در پی ضربات سنگینی که نیروهای آمریکایی و پایگاههای آنها در منطقه در جریان جنگ با ایران متحمل شدند و خالی شدن زرادخانه تسلیحات راهبردی و دفاعی آمریکا، مشخص است که نظامیان آمریکایی مستقر در نزدیکی خلیج فارس در وضعیت مناسبی از نظر آمادگی عملیاتی نیستند. نارضایتی و روحیه پایین سربازانی که در کشتیهای جنگی و ناوهای هواپیمابر خدمت میکنند، کمبود شدید مهمات و موشکها، فرماندهی نظامی آمریکا را با دو گزینه مواجه کرده است. گزینه اول، باز کردن جبهه جدید با یمنیهاست که منجر به تمام شدن مهمات و موشکهای باقیمانده آمریکا میشود. گزینه دوم این است که ایالات متحده در این درگیری میان عربستان و یمن مداخله نکند تا حداقل سطح کنونی آمادگی نیروهایش در منطقه حفظ شود.
به عبارتی دیگر، ایران در حال حاضر مهمترین جبهه جنگ برای آمریکاست که دولت ترامپ هنوز نتوانسته راهی برای خروج از این باتلاق پیدا کند. بنابراین، آمریکاییها میدانند که باز کردن یک جبهه جدید تنها به معنی عمیقتر شدن باتلاق آنهاست. به همین دلیل، واشنگتن تاکنون در مواجهه با تحولات سریع یمن، گزینه دوم را انتخاب کرده است، به ویژه از آنجا که این گزینه دو هدف مستقیم را محقق میکند. هدف اول، جلوگیری از افزایش بیشتر قیمت نفت فراتر از سطح فعلی آن است، زیرا ورود به جنگ مستقیم با یمن عملاً جنبش انصارالله را به بستن دائمی تنگه باب المندب سوق میدهد. هدف دوم نیز میتواند مجازات ریاض به دلیل عدم مشارکت مستقیم در جنگ علیه ایران باشد.
علاوه بر این، ممکن است ترامپ بخواهد عربستان را به خاطر گرایش به سمت ائتلافهای جدید از جمله توافق مکه با ترکیه و پاکستان مجازات کند و به نوعی به ریاض بگوید: بیایید ببینیم اتحاد با پاکستان و ترکیه چه کاری میتواند برای شما انجام دهد؟ هر کسی که رفتار ترامپ را از زمان روی کار آمدنش دنبال کرده باشد، متوجه میشود که او جنون خاصی برای تسلیم کردن کل جهان دارد و برایش اهمیتی ندارد که کشورهای جهان و حتی شرکایش در چه شرایطی قرار بگیرند.
سوالی دیگر که مطرح میشود این است که ترامپ که دائماً وعده کاهش قیمت نفت در سطح جهانی و داخلی را میدهد، روی چه چیزی بعد از انتخابات حساب کرده است. در اینجا تنها دو احتمال وجود دارد که هر دوی آنها به معنی شکست ترامپ هستند: یا او جنگ با ایران را از سر میگیرد و موفق میشود تنگه هرمز را به زور به روی نفتکشها باز کند؛ سناریویی که به دلایل متعددی که طی ماههای گذشته شاهد آن بودهایم، کاملاً بعید به نظر میرسد. برخی از این دلایل مربوط به موضع تزلزلناپذیر ایران در حفاظت از حاکمیت و استقلال خود است و از سوی دیگر، آمریکا ظرفیت سیاسی، اقتصادی و نظامی کافی برای شروع یک جنگ جدید با ایران را ندارد و نتیجه قطعاً بهتر از جنگ قبلی نخواهد بود.
احتمال دوم این است که تنگه هرمز تحت یک توافق دائمی که به وضعیت جنگ پایان میدهد و راه را برای دوران جدیدی از صلح در منطقه هموار میکند، باز شود. اما با توجه به موضع قاطع طرف مذاکرهکننده ایرانی و امتناع آن از تسلیم شدن در برابر خواستههای آمریکا، چنین توافقی، هر چقدر هم که برای منطقه و جهان مهم باشد، عملاً شکستی برای ترامپ و تیمش خواهد بود؛ زیرا ایران با شرایطی این توافق احتمالی را امضا خواهد کرد که خواستههای این کشور را برآورده کند.
انتهای پیام/
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰