در گفتگو با چراغ امیدنیوز مطرح شد: بخشیدن عطای تدریس به لقای واژههای کتاب/ آموزش و رسانه؛ ارکان بالادستی که فراموش شدهاند

به گزارش پایگاه خبری باورخبر به نقل از پایگاه خبری صدای چراغ امید نیوز- علی شاملو محمودی: پیوند میان ساختارهای آکادمیک و جریانهای ترویجی، همواره یکی از چالشهای اساسی در توسعه فرهنگی جامعه بوده است. در این گفتگو، به سراغ دکتر مژده افشار رفتهایم که با نگاهی فرانگر و بینرشتهای، «مدیریت آموزشی» را با «فعالیتهای رسانهای و ترویج کتاب» گره زده است. او که پس از سالها تدریس در دانشگاه شهید بهشتی، عطای کلاسهای درس دانشگاهی را به لقای واژههای کتاب و جادوی رسانه بخشیده، اکنون در مقام دبیر جشنوارههای ملی «آرمان برتر» و «آرزوهای رنگی»، از چالشهای مدیریتی، شکاف عمیق میان فضای دانشگاه و بازار کار رسانه، و همچنین چشمانداز خود برای راهاندازی «مدرسه حکمرانی آموزش و رسانه» میگوید.
خانم دکتر، پیوند زدن «مدیریت آموزشی» با «فعالیتهای رسانهای و ترویج کتاب» چطور در ذهن شما شکل گرفت؟ این دو حوزه چگونه همدیگر را تکمیل میکنند؟
مدیریت آموزشی، رسانه و کتاب بهگونهای در هم تنیده شدهاند که غیرقابلانفکاک از یکدیگر هستند. آموزش، علمی فرانگر و بینرشتهای بوده و با رسانه و کتاب ارتباطی چندسویه دارد. هر سطر از کتاب و هر پیام از یک رسانه، خود یک مدرسه آموزش است. بهعبارت دیگر، ماهیت آموزش در رسانه و کتاب تجلی مییابد و آموزش درنهایت خود را در قالب کتاب و یا رسانه بازآفرینی میکند.
من همیشه با آموزش، کتاب و رسانه ارتباط تنگاتنگ داشتهام و دانشجویانم را به غرق شدن در لذت این ابزارهای فرهنگی تشویق کردهام. آموزش در انواع و اقسام خود، راهی به سوی روشنایی و آگاهی است. من همیشه سعی کردهام ترویج فرهنگ کتابخوانی و سواد رسانهای را در تمام سالهای جاری زندگیام بهعنوان یک هدف مقدس دنبال کنم و اکنون خوشحالم که با پیوند زدن رشته تحصیلی خود به کتاب و رسانه، گامهایی هرچند کوچک اما مؤثر برداشتهام.
از سال ۱۳۹۶ که به طور جدی وارد حوزه رسانه شدید، چه تغییری در نگاه شما نسبت به مقوله آموزش و فرهنگ ایجاد شده است؟
از سال ۹۶ که بهطور جدی وارد عرصه رسانه شدم، آموزش و فرهنگ برایم جزو اولویتها بوده و هر روز که میگذرد، نگاهم به این مقولهها وسیعتر میشود. معتقدم رسانه مهمترین جایگاه را در حوزه آموزش و فرهنگ در جهان امروز دارد.
امروز آگاهی و خرد در لباس رسانه، مفهومی نو به جهان میآورد. به تعبیر استادان حوزه رسانه، نوشتن قالبی است که غبار تکرار و فراموشی به خود نمیگیرد و جهان را از زایش دوباره پر میکند. اگر هزاران کتاب نیز هرروزه منتشر شود، باز رسانه ابزار لازم برای معرفی آن است.
اگر بخواهید نقطه عطف مسیر حرفهای خود را تا به امروز انتخاب کنید، کدام بخش از فعالیتهایتان بوده است؟
نقطه عطف مسیر حرفهای من، تدریس در دانشگاه شهید بهشتی و پس از آن ورود به حوزه رسانه و کتاب بوده و هست. شیرینی این حوزه آنچنان بود که من عطای تدریس را به واژههای کتابها بخشیدم و آموزش و تدریس از طریق برگزاری جشنواره آرزوهای رنگی، حلاوتی دیگر یافت. سفرهای متعدد مرا به جهان بزرگتری دعوت کرد؛ آنجا که آرزوها، تنها رویا نبودند و برآورده کردن هرکدام از این آرزوها، ترانهای بود که در زمین و زمان سروده میشد.
آشنایی با فضای بزرگتری مثل برگزاری جشنوارهها، هر روز مرا به شوق بیشتری برای آموختن وامیداشت و در این رهگذر، آشنایی با نخبگان عرصه فرهنگ، فرصتی بود که من قدرش را میدانستم.
جشنوارههای آرمان برتر و آرزوهای رنگی
دبیر جشنواره بودن، بهویژه در سطح ملی، چالشهای مدیریتی خاصی دارد. مهمترین چالشی که در جشنوارههای «آرمان برتر» و «آرزوهای رنگی» با آن مواجه شدید چه بوده است؟
جشنوارههای آرمان برتر و آرزوهای رنگی که هر دو ریشه در تاروپود فرهنگ و اصالت این سرزمین دارند، برای من فرصت و چالشی رویایی بودند. در جشنواره آرمان برتر، آشنایی با مقوله روابط عمومی و ارتباطسازی، یک چالش معماگونه اما شیرین بود و مهمترین درس آن اینکه یک مدیر روابط عمومی حرفهای میبایست علاوه بر استفاده از ارتباطات شایسته قبلی، ارتباطات تازه و جدیدی بیافریند. همان موضوعاتی که در هر دو جشنواره برای من چالش بودند، البته تبدیل به بهترین فرصتهای زندگیام شدند.
تفاوت اصلی نگاه در «آرمان برتر» با «آرزوهای رنگی» چیست؟ مخاطب هدف هرکدام از این جشنوارهها چه گروههایی هستند و چه پیامی را دنبال میکنید؟
آرمان برتر، معرفی و ارتباط با نخبگان روابط عمومی است و جشنواره آرزوهای رنگی، ایجاد حال خوب در سایه برآورده کردن آرزوهای کودکان و نوجوانان سرزمینم میباشد. مخاطب جشنواره آرمان برتر، مدیران روابط عمومی و مخاطب جشنواره آرزوهای رنگی، کودکان و نوجوانان معصوم روستاهای محروم ایران عزیزم هستند.
معیارهای شما برای موفقیت یک جشنواره چیست؟ آیا تنها استقبال کمی ملاک است یا خروجیهای کیفیتری را رصد میکنید؟
معیار یک جشنواره موفق، تأثیرگذاری است نه صرفاً رشد کمی. معیارهای موفقیت در هر جشنوارهای به تعالی و تکامل آن جشنواره برمیگردد. ما در جشنوارهها سعی کردهایم به اهداف کیفی نظر داشته باشیم؛ برای همین از سخنرانیهای متوالی و تکراری در برنامههای ما خبری نیست. به جای آن همه ادا و اطوارهای روشنفکرنمایانه، ما به دنبال تثبیت ارزشها بودهایم.
اصولاً جشنوارهها میآیند و میروند و هیچ تأثیری را برای خود متصور نیستند، در حالی که ما پس از هر جشنواره، تازه برنامههای خود را آغاز میکنیم و این دوراندیشی، هدفی است که هرگز در لابهلای روزمرگیها گم نشده است.
هر دو جشنواره توسط موسسه «فرهنگسازان زندگی» مدیریت و برگزار میشود؛ موسسهای که هجده سال سابقه را با خود به همراه دارد. ما در فرهنگسازان زندگی جهان دیگری را خلق میکنیم؛ جهانی که در آن انسانها هویت خود را بازمییابند و تعریف دیگری از جهان معاصر را روبهروی خود میبینند.
دیدگاههای تخصصی
در عصر دیجیتال و حاکمیت شبکههای اجتماعی، به نظر شما «رسانه» چگونه میتواند دوباره کتاب را به سبد مصرفی خانوادهها و دانشآموزان بازگرداند؟
در عصر دیجیتال و حاکمیت شبکههای اجتماعی، رسانهها با برنامهریزی دقیق و اجرای طرحهای هوشمندانه میتوانند کتاب را به سبد مصرفی خانوادهها و دانشآموزان بازگردانند. در این رهگذر، برگزاری ایده «هر کالای ایرانی، یک کتاب ایرانی» توسط انتشارات «فرازان هنر»، مسیری است که میتواند جامعه و کتاب را آشتی داده و رونق را به بازار نشر برگرداند.
شما به عنوان متخصص مدیریت آموزشی، فکر میکنید سیستم آموزشی ما در پرورش «آرمانها» و «آرزوها» (که نام جشنوارههای شماست) چقدر موفق عمل کرده است؟
متأسفانه سیستم آموزشی ما هم در پرورش آرمانها و هم در باروری آرزوها ناکام بوده است. حجم فارغالتحصیلان بیکار، خود گویای همین موضوع است. وقتی برنامهریزی نباشد، آرمانها و آرزوها به سرانجام درستی نمیرسند و آمار مهاجرت نخبگان افزایش مییابد. سیاستگذاران فرهنگی میبایست با تنظیم اهداف هوشمندانه، تعریف نوینی از آرمانها و آرزوها بازآفرینی کنند.
چه شکافی بین فضای آکادمیک مدیریت آموزشی و فضای واقعی بازار رسانه وجود دارد که باید برای آن چارهجویی کرد؟
متأسفانه شکاف بین فضای آکادمیک مدیریت آموزشی و فضای واقعی بازار رسانه بسیار زیاد است؛ آنچنان که از دانشگاههای کشور در حوزه رسانه، کمتر کسی جذب بازار کار میشود؛ چرا که سیستم مدیریت آموزشی به تعریف استعداد توجهی ندارد. بهعبارت دیگر، هیچ تناسبی بین فضای آکادمیک آموزش و بازار رسانه وجود ندارد.
نگاه به آینده و جمعبندی
پروژه بعدی یا چشمانداز بزرگتری که برای آینده فعالیتهایتان در حوزه آموزش و رسانه دارید، چیست؟
راهاندازی «مدرسه حکمرانی آموزش و رسانه»، چشمانداز سالها تجربه من است که امیدوارم بهزودی محقق شود. آموزش و رسانه ارکان بالادستی برنامه هر کشوری است که امید است با همراهی مدیران بتوانم در این رهگذر، قدمهای مؤثری بردارم.
یک جمله (توصیه) خطاب به جوانانی که میخواهند از تخصصشان در حوزههای فرهنگی و اجتماعی بهره ببرند، بگویید.
فرهنگ و اجتماع، بالهای پرواز جوانان خلاق و نوآور است که تعهد، تخصص و دانش میتواند در بهبود این فرآیند کمک شایانی به آنها نماید. امیدوارم جوانان ایران عزیزم با الهام از فرهیختگان و استادان این مرز و بوم، بتوانند به بالندگی هرچه بیشتر این کشور بزرگ یاری رسانند.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.







ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰