تاریخ انتشار : دوشنبه 16 شهریور 1405 - 10:26
کد خبر : 45875
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای حقوق ضایع‌شده کاربران نمایش‌خانگی را با ساپرا پیگیری کنید! بسته هستند

حقوق ضایع‌شده کاربران نمایش‌خانگی را با ساپرا پیگیری کنید!

حقوق ضایع‌شده کاربران نمایش‌خانگی را با ساپرا پیگیری کنید!

تضییع حقوق مخاطبان نمایش‌خانگی موضوعی است که بارها به آن پرداخته شده است. اکنون «ساپرا» تصمیم گرفته تا شکایت‌های خود را به نتیجه برساند و از حقوق مخاطبان دفاع کند. این اقدام می‌تواند نقطه عطفی در بهبود وضعیت نمایش‌خانگی باشد.

فرهنگی به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، حقوق مخاطب در نمایش‌خانگی موضوعی جدید نیست؛ بارها درباره بدقولی پلتفرم‌ها، توقف ناگهانی سریال‌ها، کیفیت نامناسب پخش، تبلیغات آزاردهنده، رده‌بندی سنی و محتوای نامتناسب با مخاطب بحث شده و هر بار نیز وعده‌هایی برای ساماندهی این وضعیت مطرح شده است. اما امروز مسئله بیشتر از «شناسایی تخلف» به پیگیری تخلف و رسیدن به نتیجه مربوط می‌شود. در این شرایط، راه‌اندازی و تقویت سامانه پایش مردمی «ساپرا» می‌تواند مسیری جدی برای شنیده شدن صدای مخاطبان باشد؛ اما این سامانه زمانی معنا پیدا می‌کند که شکایت مخاطب پس از ثبت، واقعاً بررسی شود، نتیجه آن مشخص باشد و در صورت احراز تخلف، اقدام مؤثر و قابل مشاهده‌ای انجام گیرد. در غیر این صورت، «ثبت شکایت» نیز به یکی دیگر از حلقه‌های بی‌نتیجه در رابطه میان مخاطب و پلتفرم تبدیل خواهد شد.

پیگیری‌های انجام‌شده درباره حقوق مخاطبان نشان می‌دهد موارد متعددی در این حوزه قابل طرح است؛ از بدقولی در انتشار آثار گرفته تا کیفیت خدمات، نحوه تبلیغات، رده‌بندی سنی، محتوای حساس، مالکیت فکری و نحوه استفاده از داده‌های کاربران. این بار مطالبه روشن است: مخاطبان تخلف را از مسیر «ساپرا» ثبت کنند و ساترا نیز نتیجه پیگیری را به آنها اعلام کند. رسانه‌ها نیز این روند را تا رسیدن به پاسخ نهایی دنبال خواهند کرد.

ماجرای «کنکل» یکی از نمونه‌های روشن در این زمینه است. مخاطبان این سریال پس از تماشای ۱۳ قسمت، در انتظار انتشار قسمت چهاردهم بودند، اما پخش آن با تأخیر طولانی مواجه شد. این اتفاق در حالی رخ داد که پیش از این نیز انتشار قسمت‌های سریال با بدقولی‌هایی همراه شده بود. استارنت دلیل تأخیر را اصلاحات فنی و محتوایی اعلام کرد، اما تاریخ مشخصی برای انتشار قسمت جدید ارائه نشد. برای مخاطب، فارغ از اینکه پشت صحنه چه اختلاف یا مشکلی وجود داشته باشد، نتیجه یکی است: قسمتی که انتظار داشته در اختیارش قرار نگرفته است. این همان نقطه‌ای است که مفهوم «حقوق مخاطب» از یک بحث نظری خارج می‌شود. مخاطب زمان گذاشته، اشتراک تهیه کرده و ۱۳ قسمت یک داستان را دنبال کرده است. توقف طولانی یک سریال، فقط یک مشکل میان پلتفرم و عوامل تولید نیست؛ مخاطبی هم وجود دارد که در این میان بلاتکلیف مانده است.

نمونه دیگر، «بامداد خمار» است؛ سریالی که توقف پخش آن در پی اختلافات مالی میان سازندگان و پلتفرم شیدا، بار دیگر این سؤال را پیش روی صنعت نمایش خانگی قرار داد که اگر پلتفرم و تولیدکننده به توافق نرسیدند، تکلیف مخاطبی که برای تماشای اثر اشتراک خریده چیست؟ مخاطب در قراردادهای مالی میان تهیه‌کننده، سرمایه‌گذار و پلتفرم نقشی ندارد. او نمی‌داند چه مبلغی پرداخت شده، چه تعهدی انجام نشده یا اختلاف دقیقاً بر سر چیست. آنچه می‌داند این است که برای دیدن یک اثر پول داده و انتظار دارد طبق برنامه اعلام‌شده به آن دسترسی داشته باشد. بنابراین حتی اگر اختلاف مالی طرفین کاملاً واقعی و جدی باشد، نباید مخاطب نخستین قربانی آن باشد.

این اتفاق‌ها البته محدود به یک پلتفرم یا یک سریال نیست. نمونه‌هایی از تأخیر، توقف یا تغییر برنامه انتشار آثار در شبکه نمایش خانگی طی سال‌های اخیر بارها خبرساز شده است. تفاوت امروز این است که دیگر نمی‌توان گفت برای این مسئله راهی برای اعتراض وجود ندارد؛ مخاطب می‌تواند گزارش خود را ثبت کند و باید مطالبه کرد که این گزارش‌ها به نتیجه برسند.

اهمیت «ساپرا» دقیقاً در همین نقطه مشخص می‌شود. اگر مخاطب با تخلفی مواجه شده، باید بتواند آن را ثبت کند؛ اما حق مخاطب به ثبت شکایت ختم نمی‌شود. او حق دارد بداند شکایتش چه شد. آیا تخلف احراز شد؟ آیا پلتفرم پاسخ داد؟ آیا اخطار یا تذکری صادر شد؟ آیا پلتفرم ملزم به اصلاح روند شد؟ و اگر تخلف تکرار شد، چه برخوردی صورت گرفت؟ پاسخ به این پرسش‌هاست که یک سامانه نظارتی را از یک فرم اینترنتی برای دریافت گلایه‌ها متمایز می‌کند. به همین دلیل، مطالبه از ساترا باید فراتر از دعوت مخاطبان به ثبت شکایت باشد. اگر «ساپرا» قرار است ابزار پایش مردمی باشد، چرخه رسیدگی باید تا انتها طی شود و خروجی آن برای افکار عمومی قابل ارزیابی باشد.

حقوق مخاطب فقط در زمان انتشار خلاصه نمی‌شود. یکی از گلایه‌های مهم کاربران به کیفیت پخش بازمی‌گردد. مخاطبی که برای دریافت کیفیت بالاتر هزینه می‌کند، انتظار دارد سرویس واقعاً همان کیفیت را ارائه دهد. وقتی کاربر بابت کیفیت ۱۰۸۰ هزینه کرده اما در عمل با کیفیت پایین‌تر، قطعی، افت تصویر یا پخش نامناسب مواجه می‌شود، مسئله را نمی‌توان صرفاً یک ایراد فنی کوچک دانست. در اقتصاد دیجیتال، کیفیت خدمت بخشی از کالایی است که فروخته می‌شود. همان‌طور که اگر فردی برای یک صندلی مشخص در سینما پول بدهد نمی‌توان بدون توضیح جای دیگری به او داد، کیفیت و امکانات وعده‌داده‌شده در سرویس آنلاین نیز باید بخشی از تعهد پلتفرم به مخاطب باشد. اگر چنین مواردی تخلف محسوب می‌شود، باید رسیدگی شود و اگر تخلف نیست، پلتفرم‌ها و تنظیم‌گر باید شفاف توضیح دهند که معیار کیفیت خدمت دقیقاً چیست.

مسئله تبلیغات نیز یکی از نقاط جدی نارضایتی کاربران است. تبلیغات برای اقتصاد نمایش خانگی ضروری است، اما تجربه مخاطب زمانی دچار مشکل می‌شود که تبلیغ به شکل مکرر و در میانه تماشای سریال یا برنامه ظاهر شود؛ به‌گونه‌ای که روند داستان چند بار قطع شود و کاربر احساس کند علاوه بر خرید اشتراک، باید هزینه اختلال در تجربه تماشا را نیز بپردازد. گلایه زمانی جدی‌تر می‌شود که تبلیغ نامتناسب با مخاطب یا بدون توجه کافی به شرایط سنی او نمایش داده شود. اینجا نیز مسئله حذف تبلیغات نیست؛ مسئله تنظیم رابطه میان منافع تجاری پلتفرم و حق مخاطب است.

رده‌بندی سنی هم سال‌هاست مورد بحث قرار دارد، اما همچنان در برخی موارد محل گلایه مخاطبان است. وقتی یک اثر شامل خشونت، مضامین جنسی، برهنگی یا دیگر محتوای حساس است، مخاطب باید پیش از تماشا اطلاعات روشنی درباره آن داشته باشد. این موضوع خصوصاً درباره خانواده‌هایی اهمیت دارد که چند نفر با یک حساب کاربری به محتوای پلتفرم دسترسی دارند. اشتباه در رده‌بندی سنی یا نبود هشدار کافی، حق انتخاب آگاهانه مخاطب را تضعیف می‌کند. مسئله فقط کودک نیست. حتی یک مخاطب بزرگسال نیز حق دارد پیش از انتخاب یک اثر بداند با چه نوع محتوایی مواجه خواهد شد.

موضوع در پلتفرم‌هایی که آثار خارجی را با دوبله و زیرنویس عرضه می‌کنند نیز اهمیت پیدا می‌کند. گاهی نحوه ارائه یا دوبله و زیرنویس آثار می‌تواند باعث شود صحنه‌ها یا مضامین حساس بدون توضیح کافی در اختیار مخاطب قرار گیرد. در اینجا مسئولیت فقط متوجه تولیدکننده اصلی اثر نیست. پلتفرمی که محتوا را انتخاب، عرضه، دوبله، زیرنویس و در اختیار مخاطب ایرانی قرار می‌دهد نیز در قبال شیوه ارائه آن مسئولیت دارد. اگر قرار است رده‌بندی سنی ملاک باشد، باید در تمام زنجیره عرضه محتوا رعایت شود.

در برخی آثار نیز نحوه بازنمایی قومیت‌ها و گروه‌های اجتماعی می‌تواند محل بحث باشد. میان نمایش یک آسیب اجتماعی، خلق شخصیت منفی و تولید محتوایی که عملاً یک قوم یا گروه را هدف نفرت قرار می‌دهد، تفاوت وجود دارد. این مرز باید دقیق و حرفه‌ای بررسی شود؛ نه با نگاه سلیقه‌ای و نه با نادیده گرفتن مسئولیت اجتماعی پلتفرم‌ها. مخاطب حق دارد در فضای رسانه‌ای با محتوایی مواجه شود که ضمن حفظ آزادی روایت و خلاقیت، از تحریک نفرت علیه گروه‌های اجتماعی نیز عبور نکند.

در کنار این موارد، موضوع داده‌های کاربران نیز اهمیت دارد. پلتفرم‌ها از رفتار مخاطبان خود اطلاعات ارزشمندی به دست می‌آورند؛ اینکه چه چیزی می‌بینند، چه زمانی تماشا می‌کنند و چه محتوایی را دنبال می‌کنند. استفاده از این داده‌ها برای بهبود پیشنهاد محتوا یک مسئله است و استفاده تجاری از اطلاعات کاربران بدون شفافیت کافی مسئله‌ای دیگر. مخاطب باید بداند اطلاعاتش چگونه جمع‌آوری و استفاده می‌شود و چه اختیاری درباره آن دارد.

حقوق مالکیت فکری نیز بخش دیگری از همین زنجیره است. انتشار غیرمجاز فیلم و سریال به اقتصاد تولید آسیب می‌زند، اما مقابله با آن نیز نباید به قیمت دشوارتر شدن دسترسی مخاطب قانونی تمام شود. پلتفرم باید هم از اثر خریداری‌شده و سرمایه‌گذاری انجام‌شده محافظت کند و هم تجربه مناسبی برای کاربری که به شکل قانونی اشتراک تهیه کرده فراهم آورد. در نهایت، مخاطب نباید در هیچ‌یک از این دو سوی ماجرا بازنده باشد.

اکنون که درباره بسیاری از این مسائل بارها صحبت شده، تکرار فهرست تخلفات به‌تنهایی راهگشا نیست. آنچه اهمیت دارد، ایجاد یک چرخه مشخص است: مخاطب تخلف را می‌بیند؛ آن را از طریق «ساپرا» ثبت می‌کند؛ ساترا آن را بررسی می‌کند؛ پلتفرم پاسخ می‌دهد؛ در صورت احراز تخلف، اقدام اصلاحی انجام می‌شود و در نهایت نتیجه به مخاطب اعلام می‌شود. اگر این چرخه کامل نشود، حتی بهترین سامانه دریافت شکایت نیز کارکرد واقعی خود را از دست می‌دهد. از این پس، رسانه‌ها نیز باید از مرحله طرح گلایه‌ها عبور کنند و سراغ نتیجه پیگیری‌ها بروند. اگر مخاطبان شکایت‌های خود را ثبت می‌کنند، باید پرسید چند مورد بررسی شده، چند مورد به نتیجه رسیده و در چه مواردی پلتفرم‌ها ملزم به اصلاح شده‌اند. اگر در مواردی ساترا به وظیفه نظارتی خود عمل نکرده یا رسیدگی‌ها به نتیجه نرسیده است، این نیز باید شفاف و مستند مورد مطالبه قرار گیرد. تنظیم‌گری فقط برخورد با متخلف نیست؛ پاسخ‌گویی تنظیم‌گر درباره نحوه رسیدگی به شکایت مردم نیز بخشی از حقوق مخاطب است.

نمایش‌خانگی برای ادامه مسیر خود به اعتماد مخاطب نیاز دارد؛ اعتمادی که با تعداد سریال‌ها و میزان تبلیغات ساخته نمی‌شود. مخاطب باید احساس کند وقتی اشتراک می‌خرد، وقت می‌گذارد و پای یک اثر می‌نشیند، حقوقش برای پلتفرم و نهاد ناظر اهمیت دارد. بنابراین مطالبه روشن است: مخاطبان موارد تضییع حقوق خود را از مسیر «ساپرا» ثبت کنند، ساترا نتیجه رسیدگی را شفاف اعلام کند و رسانه‌ها نیز پرونده را تا رسیدن به نتیجه دنبال کنند. این بار مسئله فقط ثبت یک شکایت نیست؛ مسئله این است که شکایت نباید در سامانه بماند و مخاطب دوباره فراموش شود.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.