تاریخ انتشار : چهارشنبه 18 شهریور 1405 - 0:55
کد خبر : 46712
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای تنش‌های فزاینده میان انصارالله و عربستان؛ آینده و تأثیرات آن بسته هستند

تنش‌های فزاینده میان انصارالله و عربستان؛ آینده و تأثیرات آن

تنش‌های فزاینده میان انصارالله و عربستان؛ آینده و تأثیرات آن

نتایج حملات متقابل انصارالله و عربستان نشان‌دهنده تلاش هر دو طرف برای مدیریت تنش‌هاست. این وضعیت به وضوح نشان می‌دهد که هر دو طرف به دنبال کاهش تنش‌ها در صنعت و ریاض هستند.

بین‌الملل به گزارش باور خبر به نقل از گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، تحولات نظامی اخیر در یمن به نظر می‌رسد که نشان‌دهنده افزایش مجدد تنش‌ها میان عربستان سعودی و انصارالله باشد، اما بررسی روند این تحولات حاکی از آن است که هر دو طرف از ورود به سطح خاصی از تقابل مستقیم خودداری کرده‌اند. عربستان سعودی در روز دوشنبه با حمله به استان الجوف، حملات هوایی شدیدی را علیه مواضع انصارالله انجام داد، اما این روند ادامه نیافت. کاهش عملیات هوایی سعودی پس از این حمله و نحوه پاسخ انصارالله، نشان‌دهنده شکل‌گیری نوعی موازنه میان فشار نظامی و کنترل دامنه تنش است.

این رفتار به روز دوشنبه محدود نمی‌شود. بر اساس اطلاعات منابع میدانی، در روزهای پیش از آن نیز جنگنده‌های سعودی در حملات هوایی خود تلاش می‌کردند تا از هدف قرار دادن مستقیم مواضع اصلی انصارالله تا حد امکان خودداری کنند. بدین ترتیب، ریاض در حالی که فشار نظامی را حفظ کرده، از اقداماتی که می‌توانست پاسخ مستقیم و گسترده انصارالله را به دنبال داشته باشد، فاصله گرفته است. این موضوع می‌تواند بخشی از دلایل تاخیر انصارالله در پاسخ به نقض حریم هوایی یمن را توضیح دهد.

با این حال، ادامه این روند از سوی عربستان می‌توانست به تدریج یک الگوی جدید درگیری ایجاد کند. پاسخ انصارالله در نهایت با حمله به تأسیسات نفتی عربستان در جنوب این کشور انجام شد؛ حمله‌ای که از یک سو پیام روشنی درباره توانایی این جنبش برای تحمیل هزینه به ریاض داشت و از سوی دیگر، در محدوده‌ای باقی ماند که امکان کنترل سطح تنش را حفظ می‌کرد. این نکته اهمیت دارد زیرا انصارالله در صورت تصمیم به افزایش فشار بر عربستان، می‌تواند زیرساخت‌های حساس انرژی در مناطق دیگر این کشور را هدف قرار دهد. با این حال، در پاسخ اخیر، دامنه عملیات به تأسیسات نفتی مهمی مانند جده یا ینبع گسترش نیافت.

بنابراین، انتخاب اهداف نشان‌دهنده این است که هدف از عملیات صرفاً پاسخ نظامی نبود، بلکه سطح پاسخ نیز به صورت حساب‌شده تعیین شده بود. در واقع، انصارالله میان «پاسخ دادن» و «تشدید کردن» تفاوت قائل شده است. حمله به تأسیسات نفتی جنوب عربستان هزینه ادامه فشار نظامی را به ریاض یادآوری می‌کند، اما به معنای تبدیل تمامی زیرساخت‌های انرژی عربستان به اهداف یک دور جدید از درگیری نیست. این رویکرد، امکان افزایش یا کاهش سطح تنش را در مراحل بعدی برای انصارالله حفظ می‌کند.

رفتار عربستان در روز سه‌شنبه نیز همین برداشت را تقویت کرد. اگر حمله روز دوشنبه مقدمه‌ای برای آغاز یک عملیات گسترده هوایی علیه انصارالله بود، انتظار می‌رفت که حملات در فاصله کوتاهی افزایش یابد. اما چنین روندی مشاهده نشد و حضور مستقیم جنگنده‌های سعودی در ادامه درگیری‌ها محدود باقی ماند. بنابراین، حمله روز دوشنبه را نمی‌توان به سادگی آغاز یک کارزار هوایی مستمر دانست. به نظر می‌رسد ریاض پس از انتقال پیام نظامی خود، دست‌کم در این مرحله از ادامه مسیر تشدید مستقیم خودداری کرده است.

در مقابل، این وضعیت به معنای کاهش درگیری در داخل یمن نیست. انصارالله همچنان با شدت عمل در مواجهه با نیروهای وابسته به عربستان و گروه‌های مسلح همسو با ریاض عمل می‌کند. این مسئله یک تفکیک مهم را در وضعیت کنونی نشان می‌دهد: انصارالله در میدان داخلی یمن برای حفظ موقعیت خود و جلوگیری از تغییر موازنه میدانی با تمام ظرفیت عمل می‌کند، اما در مواجهه مستقیم با عربستان سطح عملیات را کنترل کرده است. بنابراین، کاهش نسبی تقابل مستقیم با ریاض نباید با توقف فعالیت نظامی انصارالله اشتباه گرفته شود.

برای فهم این رفتار، تحولات یمن باید در چارچوب معادلات گسترده‌تر منطقه‌ای قرار گیرد. مهم‌ترین متغیری که در مقطع کنونی می‌تواند بر محاسبات دو طرف اثر بگذارد، سرنوشت رویارویی ایران و آمریکا است. در شرایطی که دامنه و پیامدهای این رویارویی هنوز مشخص نیست، ورود عربستان و انصارالله به یک جنگ گسترده و مستقل در یمن می‌تواند محاسبات هر دو طرف را با هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده مواجه کند. این مسئله برای عربستان اهمیت بیشتری دارد. ریاض از یک سو تحت فشار آمریکا برای جلوگیری از تثبیت کامل موقعیت انصارالله در سواحل غربی یمن و به ویژه در ارتباط با تنگه باب المندب قرار دارد و از سوی دیگر، نمی‌تواند بدون محاسبه هزینه‌ها وارد یک جنگ مستقیم و گسترده با انصارالله شود.

تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که برتری هوایی به تنهایی برای تغییر معادله یمن کافی نیست و ورود مستقیم به جنگ می‌تواند هزینه‌های امنیتی و اقتصادی قابل توجهی برای عربستان ایجاد کند. به همین دلیل، فشار آمریکا بر ریاض لزوماً به معنای آمادگی عربستان برای آغاز یک جنگ تمام عیار نیست. عربستان باید میان خواست واشنگتن برای محدود کردن موقعیت انصارالله و ملاحظات امنیتی و نظامی خود توازن برقرار کند. هرگونه افزایش جدی عملیات هوایی می‌تواند پاسخ متقابل انصارالله را به سمت زیرساخت‌های حساس‌تر سعودی سوق دهد و در نتیجه، دامنه درگیری را از یمن به داخل خاک عربستان منتقل کند. این همان سناریویی است که ریاض احتمالاً تلاش دارد از آن اجتناب کند.

محاسبه انصارالله نیز بر همین اساس قابل درک است. این جنبش طی سال‌های گذشته نشان داده است که در صورت تصمیم سیاسی می‌تواند دامنه عملیات علیه منافع و زیرساخت‌های عربستان را به سرعت افزایش دهد. اما برخورداری از این ظرفیت به معنای ضرورت استفاده از تمام آن در هر مقطع نیست. در شرایطی که معادلات منطقه‌ای می‌تواند به سرعت تغییر کند، حفظ ظرفیت‌های نظامی و گزینه‌های عملیاتی برای مراحل بعدی اهمیت زیادی دارد. از این منظر، پاسخ اخیر انصارالله را باید بخشی از یک محاسبه بزرگ‌تر دانست.

این پاسخ از یک سو نشان داد که نقض حریم هوایی یمن و حملات سعودی بدون هزینه باقی نمی‌ماند و از سوی دیگر، به ریاض این پیام را منتقل کرد که افزایش سطح عملیات می‌تواند با افزایش سطح پاسخ مواجه شود. در عین حال، محدود ماندن جغرافیای اهداف نشان داد که انصارالله در شرایط فعلی تصمیمی برای مصرف تمام ظرفیت‌های خود در یک رویارویی گسترده با عربستان ندارد. این وضعیت همچنین نشان می‌دهد که دو طرف در حال مدیریت یک معادله چندلایه هستند. عربستان تلاش می‌کند فشار بر انصارالله و حمایت از نیروهای همسو با خود در داخل یمن را حفظ کند، بدون آنکه مستقیماً وارد جنگی گسترده شود. انصارالله نیز ضمن ادامه مقابله با مزدوران سعودی در داخل یمن، برای پاسخ به اقدامات مستقیم عربستان سطح مشخصی را تعیین کرده است.

بنابراین، جبهه یمن همچنان فعال است، اما شدت درگیری در همه سطوح یکسان نیست. در مجموع، روند روزهای اخیر بیشتر از آنکه نشانه شکل‌گیری یک تفاهم سیاسی میان ریاض و انصارالله باشد، بیانگر شکل‌گیری نوعی «تنش مدیریت شده» است. عربستان فشار نظامی را کنار نگذاشته، اما از تبدیل آن به عملیات هوایی مستمر خودداری کرده است. انصارالله نیز پاسخ داده، اما دامنه عملیات را تا سطحی که به یک دور جدید از جنگ گسترده منجر شود، افزایش نداده است. بازگشت به نقطه صفر؛ واکنش انصارالله به تشدید حملات عربستان قطع خطوط لجستیک مزدوران سعودی؛ راهبرد جدید انصارالله در ساحل غربی یمن.

این موازنه البته شکننده است و به معنای کاهش اختلافات اساسی میان دو طرف نیست. هرگونه تغییر در سطح حمایت آمریکا از عملیات سعودی، تحولات مربوط به باب‌المندب یا تغییر جدی در رویارویی ایران و آمریکا می‌تواند محاسبات فعلی را تغییر دهد. با این حال، تا زمانی که وضعیت این متغیرها روشن نشده است، به نظر می‌رسد ریاض و انصارالله هر دو ترجیح می‌دهند ضمن حفظ توانایی تشدید، از استفاده کامل از آن خودداری کنند. ویژگی اصلی مرحله کنونی، نه توقف درگیری، بلکه تلاش دو طرف برای حفظ ابتکار عمل و تعیین سقف تقابل تا روشن شدن معادلات برای مرحله بعد است.

نویسنده: احمد حاجی صادقیان، کارشناس مسائل یمن

انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.