تاریخ انتشار : یکشنبه 5 مهر 1405 - 8:00
کد خبر : 52709
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای از کوروش کمپانی تا آیفون ۱۸؛ چرا همچنان در تله “فرصت‌های استثنایی” گرفتار می‌شویم؟ بسته هستند

از کوروش کمپانی تا آیفون ۱۸؛ چرا همچنان در تله “فرصت‌های استثنایی” گرفتار می‌شویم؟

از کوروش کمپانی تا آیفون ۱۸؛ چرا همچنان در تله “فرصت‌های استثنایی” گرفتار می‌شویم؟

گزارش تسنیم نشان می‌دهد که در بازار، قیمت‌های پایین و ظرفیت‌های محدود باعث شده‌اند تا تبلیغات جذاب جای تحقیق و بررسی دقیق را بگیرد. این چرخه تکراری، به جای توجه به کیفیت و نیاز واقعی مصرف‌کنندگان، بر روی جذابیت ظاهری و قیمت تمرکز دارد. این وضعیت می‌تواند به کاهش کیفیت محصولات و نارضایتی مشتریان منجر شود.

اجتماعی به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، یک صفحه اینستاگرامی با وعده پیش‌فروش محدود آیفون‌های سری جدید، با استفاده از عبارات جذاب درباره “قیمت استثنایی” و تأکید بر محدود بودن ظرفیت ثبت‌نام، موفق به ترغیب تعدادی از شهروندان به پرداخت وجه شد؛ اما بلافاصله پس از واریز پول، ارتباط فروشنده با خریداران قطع گردید. بررسی‌های پلیس فتا نشان داد که این صفحه تحت مدیریت فردی بوده که با همین روش بیش از ۴ میلیارد تومان از مردم کلاهبرداری کرده است. این نخستین بار نیست که کالای لوکس یا پرطرفدار بهانه‌ای برای کلاهبرداری در فضای مجازی می‌شود. در سال‌های اخیر پرونده‌های متعددی با محوریت فروش کالا، پیش‌فروش، تخفیف‌های غیرواقعی و تبلیغات فریبنده شکل گرفته و ماجرای “کوروش کمپانی” به یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های کلاهبرداری در این حوزه تبدیل شده است؛ پرونده‌ای که در پی آن، هشدارهای زیادی از سوی پلیس و دیگر مسئولان درباره عدم اعتماد به تبلیغات فضای مجازی و ضرورت بررسی اعتبار فروشندگان مطرح شد. با این حال، هنوز هم کافی است یک کالای محبوب با قیمتی پایین‌تر از عرف بازار عرضه شود تا بخشی از کاربران، بدون تحقیق درباره هویت فروشنده، اعتبار کسب‌وکار، شیوه پرداخت و امکان تحویل کالا، برای خرید اقدام کنند. سؤال اینجاست؛ چرا تجربه پرونده‌های گذشته و هشدارهای مکرر هنوز نتوانسته است چرخه این فریب‌ها را متوقف کند؟ چرا یک “قیمت استثنایی” می‌تواند قدرت تصمیم‌گیری منطقی یک فرد را برای چند دقیقه تحت‌تأثیر قرار دهد و او را به انتقال پول برای فردی ناشناس ترغیب کند؟

ماجرای اخیر از جایی آغاز شد که تعدادی از شهروندان به پلیس فتا تهران بزرگ مراجعه کردند و مدعی شدند از سوی گردانندگان یک صفحه اینستاگرامی مورد کلاهبرداری قرار گرفته‌اند. به گفته سردار داود معظمی گودرزی، رئیس پلیس فتا تهران بزرگ؛ شاکیان در فضای مجازی تبلیغ پیش‌فروش آیفون‌های جدید را با قیمت استثنایی مشاهده کرده بودند. در این تبلیغات بر محدود بودن تعداد ثبت‌نام نیز تأکید شده بود؛ موضوعی که می‌توانست احساس عجله برای خرید را در مخاطب ایجاد کند. شاکیان بدون بررسی دقیق هویت گردانندگان صفحه، مبالغی را برای پیش‌خرید واریز کردند اما پس از پرداخت، دیگر پاسخی از سوی گردانندگان صفحه دریافت نکردند. کارشناسان پلیس فتا تحقیقات خود را آغاز کردند و با اقدامات تخصصی، ادمین صفحه را شناسایی کردند. متهم پس از طی تشریفات قضایی در یکی از مناطق غرب تهران دستگیر و به پلیس فتا منتقل شد. معظمی گودرزی درباره اعترافات متهم بیان کرد: وی پس از رونمایی از آیفون‌های سری ۱۸ و با توجه به تقاضای برخی کاربران، صفحه‌ای در اینستاگرام ایجاد کرده بود و با ترفند پیش‌فروش با تعداد بسیار محدود، مردم را به خرید و پرداخت وجه ترغیب می‌کرده و پس از دریافت پول، آنها را مسدود می‌کرده است. رقم کلاهبرداری نیز بیش از ۴۰ میلیارد ریال اعلام شده است.

اما این پرونده صرفاً یک پرونده دیگر میان انبوه پرونده‌های کلاهبرداری فضای مجازی نیست؛ زیرا پشت آن، یک سؤال اجتماعی جدی وجود دارد: چه‌چیزی باعث می‌شود فردی با وجود تمام هشدارهایی که درباره کلاهبرداری‌های اینترنتی شنیده است، باز هم به یک صفحه ناشناس اعتماد کند؟ “قیمت استثنایی” چگونه قدرت تصمیم‌گیری را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؟ امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی تسنیم، یکی از عوامل مهم در این زمینه را کم‌تجربگی، به‌ویژه میان نسل جوان، می‌داند. وی معتقد است تنوع‌طلبی در جامعه افزایش یافته است و افراد گاهی شخصیت و هویت خود را در ظاهر و نوع کالاهایی که استفاده می‌کنند جست‌وجو می‌کنند؛ در چنین شرایطی، کالا دیگر صرفاً یک وسیله مصرفی نیست و می‌تواند به نمادی برای نمایش موقعیت اجتماعی، سبک زندگی و هویت فرد تبدیل شود. قرایی‌مقدم با اشاره به دیدگاه‌های پیتیریم سورکین درباره جوامع حسی و مادی می‌گوید در دوره‌هایی که توجه جامعه بیشتر به نمودهای مادی و ظاهری زندگی معطوف می‌شود، تبلیغات نیز می‌تواند اثرگذاری بیشتری بر افراد داشته باشد. به‌گفته این جامعه‌شناس؛ نسل جوان به‌دلیل تجربه کمتر ممکن است راحت‌تر تحت‌تأثیر تبلیغات قرار بگیرد و سراغ کالاهایی برود که در فضای مجازی تبلیغ می‌شوند؛ حتی اگر صحت آن تبلیغات برای فرد مشخص نباشد.

اما ماجرا فقط به میل به داشتن یک کالای لوکس ختم نمی‌شود، فشار اقتصادی نیز می‌تواند در این چرخه نقش داشته باشد. فردی که در بازار با گرانی و افزایش قیمت کالاها مواجه است، وقتی همان کالا را در یک صفحه مجازی با قیمتی به‌مراتب پایین‌تر می‌بیند، ممکن است به‌جای آنکه نخستین سؤالش این باشد که “چرا این کالا این‌قدر ارزان است؟”، با خود فکر کند که “این یک فرصت استثنایی است.”، همین تغییر زاویه نگاه، نقطه‌ای است که می‌تواند زمینه فریب را ایجاد کند. قرایی‌مقدم تأکید می‌کند: نمی‌توان این مسئله را صرفاً به طمع یا ساده‌لوحی افراد نسبت داد؛ بلکه مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای در این رفتار دخیل هستند.

کلاهبردار دقیقاً روی چه‌چیزی دست می‌گذارد؟ کلاهبرداری در فضای مجازی الزاماً با یک دروغ پیچیده آغاز نمی‌شود، گاهی کافی است کلاهبردار چند مؤلفه ساده را کنار یکدیگر قرار دهد؛ کالای پرتقاضا، قیمت جذاب، ظرفیت محدود، تبلیغات حرفه‌ای و ایجاد حس عجله. کاربر با دیدن یک گوشی جدید و گران‌قیمت که قرار است با قیمت پایین‌تر عرضه شود، با دو میل هم‌زمان مواجه می‌شود؛ از یک سو میل به خرید و از سوی دیگر ترس از دست دادن فرصت. وقتی فروشنده اعلام می‌کند تعداد ثبت‌نام محدود است، فرصت تصمیم‌گیری کاهش پیدا می‌کند، وقتی قیمت پایین‌تر از بازار اعلام می‌شود، جذابیت افزایش پیدا می‌کند و وقتی صفحه با تصاویر حرفه‌ای، دنبال‌کننده و محتوای تبلیغاتی متعدد ظاهر می‌شود، ممکن است بخشی از کاربران تصور کنند با یک کسب‌وکار واقعی و معتبر مواجه هستند. در چنین شرایطی، مرحله‌ای که باید پیش از پرداخت پول انجام شود ــ یعنی بررسی هویت و اعتبار فروشنده ــ ممکن است اصلاً اتفاق نیفتد، این همان نقطه‌ای است که پلیس بارها درباره آن هشدار داده است: ظاهر حرفه‌ای یک صفحه در فضای مجازی، به‌تنهایی نشانه اعتبار آن نیست.

فناوری جلوتر از فرهنگ استفاده حرکت کرده است قرایی‌مقدم برای توضیح این مسئله از مفهوم «تأخر فرهنگی» استفاده می‌کند، به‌گفته وی؛ فناوری و فرهنگ مادی با سرعت زیادی تغییر کرده‌اند اما فرهنگ معنوی، نگرش‌ها و شیوه‌های استفاده صحیح از این ابزارها الزاماً با همان سرعت رشد نکرده است. به‌بیان ساده‌تر، امروز ممکن است فرد جدیدترین تلفن همراه را در اختیار داشته باشد، با شبکه‌های اجتماعی مختلف کار کند و ساعت‌ها در فضای مجازی حضور داشته باشد، اما هنوز مهارت لازم برای تشخیص یک فروشنده واقعی از یک صفحه جعلی یا تشخیص یک تبلیغ واقعی از تبلیغ فریبنده را نداشته باشد، این شکاف را می‌توان یکی از زمینه‌های مهم آسیب‌پذیری کاربران دانست. ما در مدت کوتاهی وارد بازاری شده‌ایم که در آن فروشنده و خریدار ممکن است بدون آنکه یکدیگر را ببینند، در چند دقیقه معامله کنند، پول جابه‌جا می‌شود، اطلاعات شخصی و بانکی ردوبدل می‌شود و تصمیمی که در بازار سنتی شاید نیازمند بررسی بیشتری بود، پشت صفحه تلفن همراه و در چند کلیک انجام می‌شود، در چنین شرایطی، سرعت فناوری از سرعت آموزش جلو زده است.

بمباران تبلیغاتی؛ وقتی تکرار، اعتماد می‌سازد بخش دیگری از ماجرا به تبلیغات برمی‌گردد، امروز کاربر فقط یک تبلیغ را نمی‌بیند. یک کالا ممکن است در شبکه‌های اجتماعی، صفحات فروش، ویدئوها، سریال‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، پوسترها، موسیقی و از زبان چهره‌های مشهور بارها و بارها در معرض دید او قرار بگیرد. قرایی‌مقدم با اشاره به اهمیت تکرار پیام در جامعه‌شناسی ارتباطات معتقد است تکرار تبلیغات می‌تواند ذهن و رفتار افراد را تحت‌تأثیر قرار دهد. مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که تبلیغ با یک چهره شناخته‌شده همراه شود. وقتی یک ورزشکار، هنرمند یا چهره مشهور از محصولی استفاده یا آن را تبلیغ می‌کند، ممکن است بخشی از مخاطبان تصور کنند استفاده آن فرد به‌معنای تأیید کیفیت و اعتبار محصول است؛ در حالی که مشهور بودن یک فرد، به‌تنهایی نمی‌تواند اعتبار فروشنده یا اصالت کالایی را که تبلیغ می‌شود تضمین کند. در اینجا یک خطای ذهنی شکل می‌گیرد: “اگر او استفاده می‌کند، پس حتماً معتبر است.”، کلاهبردار نیز ممکن است دقیقاً از همین اعتماد استفاده کند؛ اعتمادی که نه بر اساس شناخت فروشنده، بلکه بر اساس تصویر، تبلیغ و نشانه‌های ظاهری شکل گرفته است.

چرا هشدارها همیشه اثر نمی‌کنند؟ یکی از مشکلات هشدارهای عمومی این است که گاهی مخاطب آن را جدی می‌گیرد، اما نمی‌داند این هشدار در عمل باید چگونه اجرا شود، “به تبلیغات فضای مجازی اعتماد نکنید” یک توصیه درست است، اما سؤال مهم‌تر این است؛ کاربر دقیقاً چگونه باید اعتبار یک فروشنده را بررسی کند؟ اگر به مردم گفته شود پیش از خرید تحقیق کنند، باید به آنها آموزش داده شود که چه‌چیزی را بررسی کنند؛ هویت صاحب کسب‌وکار، سابقه فعالیت، امکان احراز هویت، مجوزهای لازم، شیوه پرداخت، شرایط بازگشت وجه، قیمت واقعی کالا و نشانه‌های هشداردهنده در یک معامله، همگی باید برای کاربر قابل‌فهم باشد. از همین منظر، قرایی‌مقدم معتقد است آموزش باید مستمر باشد. وی تأکید می‌کند حتی جوامع توسعه‌یافته نیز از کلاهبرداری اینترنتی در امان نیستند و هدف، حذف کامل این پدیده نیست؛ بلکه باید با افزایش آگاهی و تجربه، میزان آسیب را کاهش داد. این نکته مهمی است؛ چراکه روش‌های کلاهبرداری ثابت نمی‌مانند، ممکن است یک روش برای مدتی جواب بدهد و پس از اطلاع‌رسانی عمومی، کلاهبرداران روش دیگری را امتحان کنند، بنابراین آموزش یک‌باره نمی‌تواند پاسخگوی مسئله‌ای باشد که شیوه‌های آن دائماً در حال تغییر است.

قربانی فقط کسی نیست که “طمع کرده” است در روایت‌های عمومی از برخی کلاهبرداری‌ها، گاهی قربانی با عباراتی مانند “طمع کرد”، “ساده بود” یا “نباید اعتماد می‌کرد” توصیف می‌شود، اما نگاه جامعه‌شناختی به مسئله، تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌دهد. فرد ممکن است تحت‌تأثیر چند عامل همزمان قرار گرفته باشد؛ فشار اقتصادی، تبلیغات مکرر، میل به خرید کالای محبوب، اعتماد به ظاهر حرفه‌ای صفحه، توصیه یک فرد مشهور، احساس محدود بودن فرصت و البته کمبود تجربه، این عوامل وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، تصمیمی را شکل می‌دهند که ممکن است فرد اگر در شرایط آرام و بدون فشار تبلیغاتی قرار داشت، هرگز اتخاذ نمی‌کرد. قرایی‌مقدم نیز تأکید دارد: مسئله را نباید صرفاً به ساده‌لوحی افراد تقلیل داد، این نگاه، علاوه بر آنکه تحلیل دقیق‌تری از چرایی وقوع جرم ارائه می‌دهد، در حوزه پیشگیری انتظامی نیز اهمیت دارد؛ زیرا اگر علت را فقط «بی‌احتیاطی قربانی» بدانیم، راهکار نیز به هشدار ساده ختم می‌شود؛ در حالی که برای کاهش جرم، باید چرخه شکل‌گیری فریب را شناخت.

خانواده؛ فقط نگو “نخر”، یاد بده “چطور بررسی کنند” فضای مجازی امروز بخش جدایی‌ناپذیر زندگی بسیاری از خانواده‌هاست، بنابراین توصیه به حذف کامل آن، راهکار عملی و پایداری نیست. قرایی‌مقدم نقش خانواده را در این میان مهم می‌داند و معتقد است: والدین باید درباره شیوه استفاده از فضای مجازی با فرزندان خود گفت‌وگو کنند، اما این گفت‌وگو نباید فقط به منع و دستور محدود شود. نوجوان باید بداند چرا یک صفحه با تعداد زیادی دنبال‌کننده الزاماً معتبر نیست، چرا تبلیغ یک سلبریتی تضمین‌کننده اصالت کالا نیست، چرا قیمت بسیار پایین باید موجب احتیاط شود و چرا قبل از پرداخت پول باید درباره فروشنده تحقیق کرد. حتی والدین نیز باید در این زمینه الگوی رفتاری مناسبی باشند؛ چراکه آموزش زمانی اثر بیشتری دارد که کودک و نوجوان آن را در رفتار روزمره خانواده نیز مشاهده کند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.