تاریخ انتشار : دوشنبه 20 مهر 1405 - 11:36
کد خبر : 57371
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای از «مسیر پیموده‌شده» تا «انحراف»؛ ریشه‌های فکری نفاق در جامعه بسته هستند

از «مسیر پیموده‌شده» تا «انحراف»؛ ریشه‌های فکری نفاق در جامعه

از «مسیر پیموده‌شده» تا «انحراف»؛ ریشه‌های فکری نفاق در جامعه

تجربه بازرگان و رجوی نشان می‌دهد که نگه‌داشتن واژگان دینی به معنای حفظ اصول و مبانی دینی نیست. این دو شخصیت نشان دادند که ممکن است زبان و اصطلاحات دینی در ظاهر باقی بمانند، اما در عمق، تغییرات اساسی در تفکر و عمل رخ دهد.

به گزارش باور خبر به نقل از خبرگزاری تسنیم، بهمن ۱۳۵۷ تنها به معنای سقوط یک شاه و تغییر در هیئت حاکمه ایران نبود؛ بلکه این رویداد به منزله یک زلزله معرفتی بود که اساس مشروعیت و حاکمیت و معنویت را در تاریخ معاصر دگرگون ساخت. با گذشت زمان، نور معنویت اسلام و آرمان آزادی‌خواهی ناشی از انقلاب، بیشتر در جهان منعکس شد و ابعاد جدیدی از پیام آن نمایان گردید. حقیقت گفتمان انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی، حرکتی توحیدی علیه تمامی مظاهر حاکمیتی نظام سلطه و استعمار جهانی با تمام پشتوانه فلسفی‌اش بود؛ حرکتی بنیادی که سرنگونی استبداد پهلوی را نه به عنوان هدف نهایی، بلکه به عنوان گام نخست برای برپایی حاکمیت مطلق الهی و استقرار تمامی ابعاد فردی و اجتماعی بر اساس شریعت اسلامی می‌دانست.

در این منشور فکری، انقلاب اسلامی به عنوان پیام‌آور گسست کامل از نظام‌های حکمرانی مبتنی بر اومانیسم، استبداد و سلطه شناخته می‌شد و بر حکمرانی با محوریت مردم و مرجعیت دین برای اداره عادلانه جامعه تأکید داشت. بنابراین، انقلاب ۵۷ نه تنها یک تغییر حکومت، بلکه رستاخیزی عقیدتی و تجدید عهد تاریخی ملتی بود که سعادت و حیات سیاسی خود را در سایه حاکمیت اسلام جستجو می‌کرد. اما برای برخی از جریانات، انقلاب بیش از آنکه یک دگرگونی بنیادین در مبانی حاکمیت باشد، به معنای انتقال قدرت و دستیابی به آزادی‌های سیاسی و اصلاح ساختارها بود.

سازمان رجوی پیش از ورود رسمی به فاز مسلحانه، درگیر رویارویی سیاسی با جمهوری اسلامی شده بود؛ اما پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، وضعیت تغییر کرد. مخالفت سیاسی دیگر تنها در قالب سخنرانی و بیانیه دنبال نمی‌شد و ترور، بمب‌گذاری و عملیات مسلحانه به ابزار اصلی بخشی از مخالفان تبدیل گردید. هفتم تیر، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت ده‌ها تن از مسئولان و نیروهای انقلاب؛ هشتم شهریور، انفجار دفتر نخست‌وزیری و شهادت محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر؛ و سپس موجی از ترورهای خیابانی، فضای کشور را به شدت امنیتی و ملتهب کرد. در این میان، مسئله تنها حذف چند مقام سیاسی نبود، بلکه ترور به سطح جامعه کشیده شده بود و هر شهروند عادی می‌توانست قربانی عملیات مسلحانه شود.

شاید یکی از تلخ‌ترین ابعاد این ماجرا، قربانی شدن نسلی از جوانان بود؛ نسلی که بخشی از آنان در فضای تبلیغاتی و هیجانی سازمان قرار گرفته بودند و به سرعت از فعالیت سیاسی به مواجهه مسلحانه با جامعه و حکومت رسیدند. در چنین شرایطی، دیگر بحث فقط بر سر مخالفت سیاسی نبود. پرسش مهم‌تری مطرح بود: چگونه می‌توان جوانی را که دیروز با شعار آزادی وارد میدان شده بود، به جایی رساند که امروز اسلحه به روی مردم خود بکشد؟ اگر یک جریان سیاسی سلاح به دست بگیرد، آیا همچنان باید با زبان اعتراض سیاسی درباره آن سخن گفت؟

در ۱۵ مهر ۱۳۶۰، یکی از پاسخ‌های مناقشه‌برانگیز به همین پرسش در برابر افکار عمومی قرار گرفت. بازرگان، پشت تریبون مجلس شورای اسلامی رفت تا در جایگاه ناطق پیش از دستور سخن بگوید. کشور هنوز در شوک ترورها و انفجارهای ماه‌های گذشته بود. پیکر قربانیان یکی پس از دیگری تشییع می‌شد و جامعه درگیر خشونتی بود که دیگر نمی‌شد آن را صرفاً یک منازعه میان گروه‌های سیاسی نامید. با این حال، بازرگان در سخنان خود درباره اعضای مسلح سازمان منافقین، ادبیاتی به کار برد که واکنش شدید نمایندگان را برانگیخت.

بخش حساس نطق او از جایی آغاز شد که درباره نیروهای درگیر در خشونت‌های سیاسی سخن گفت. بازرگان، جوانان هوادار و وابسته به جریان رجوی را قربانیان این وضعیت معرفی کرد و آنان را نونهالان دختر و پسر وابسته و هوادار خواند؛ جوانانی که به تعبیر او، در درگیری‌های خیابانی و دادگاه‌های انقلابی قربانی شده‌اند. توصیف او از این جوانان نیز قابل تأمل بود. بازرگان آنان را جگرگوشه‌ها و پرورش‌یافتگان امید این مملکت دانست و درباره وضعیتشان گفت: عاشق‌وار یا دیوانه‌وار، فداکار یا گناهکار، در طاس لغزنده افتاده‌اند. حتی در برابر اتهام وابستگی به آمریکا نیز تصریح کرد که جوانان جانباز در خانواده‌های آمریکایی زاده و بزرگ نشده‌اند که بتوان آنان را مزدور خواند.

آیا وقتی یک جریان سیاسی اسلحه به دست گرفته و مردم را هدف قرار می‌دهد، آیا می‌توان خشونت او را همچنان در چارچوب ادبیات اعتراض سیاسی توضیح داد؟ تنش در صحن مجلس بالا گرفت و سرانجام بلندگوی تریبون بازرگان قطع شد. این اتفاق بعدها به یکی از سوژه‌های مهم جنگ روایت‌ها درباره جمهوری اسلامی تبدیل شد. روایتی که بعدها درباره این حادثه ساخته شد، ساده بود: بازرگان منتقد حکومت بود؛ مجلس تحمل انتقاد نداشت؛ بلندگوی او را قطع کردند؛ پس جمهوری اسلامی مخالف آزادی بیان بود. اما این روایت، یک حلقه مهم را از داستان حذف می‌کرد.

موضوع در خانه ملت تنها انتقاد از حکومت نبود. در آن روز، موضوع سخن درباره جریانی بود که پس از ورود به فاز مسلحانه، عملیات تروریستی انجام داده بود و قربانیان آن غیر از مسئولان در میان مردم عادی نیز دیده می‌شدند. بنابراین، اختلاف بر سر این نبود که آیا بازرگان حق انتقاد دارد یا نه؛ اختلاف بر سر این بود که آیا تریبون رسمی مجلس می‌تواند محل تئوریزه کردن خشونت مسلحانه و تبدیل عاملان ترور به قربانیان سیاسی باشد؟ مجلس شورای اسلامی نمی‌توانست بپذیرد که از تریبون رسمی، نظامی که روزانه پیکرهای قربانیان ترور را تشییع می‌کند، جنایات قاتلانشان تحت پوشش تلافی‌های ناچارانه تطهیر شود.

انتشار اخبار این نطق، موجی از اعتراض را در افکار عمومی به راه انداخت. این سخنان، در جامعه‌ای که هر روز شاهد تشییع قربانیان ترور بود، با اعتراض‌های گسترده‌ای روبه‌رو شد و جایگاه نهضت آزادی و شخص بازرگان را در افکار عمومی بیش از پیش در معرض سوال قرار داد. در سطح رهبری و مسئولان نظام نیز پاسخ به این رویکرد کاملاً شفاف بود؛ همان‌گونه که حضرت امام خمینی (ره) پیشتر و پس از آن اتمام‌حجت کرده بودند، مادامی که یک گروه اسلحه به روی ملت و اسلام کشیده است، سخن از آزادی مبارزه مغالطه‌ای بیش نیست و قلم‌هایی که خشونت مسلحانه را مشروعیت می‌بخشند، در جنایات همان تفنگ‌ها شریکند.

پس از این حادثه که بازرگان با واکنش قاطع مجلس و افکار عمومی مردم مواجه شد، اما در روایت‌هایی که بعدها از این حادثه ساخته شد، ماجرا به‌تدریج صورت دیگری پیدا کرد؛ روایتی که می‌کوشید برخورد مجلس با بازرگان را نه در متن خشونت‌های مسلحانه سال ۱۳۶۰، بلکه به‌عنوان نمونه‌ای از سرکوب آزادی بیان توسط مجلس ارتجاع بازنمایی کند. محور اصلی این عملیات بر این فرض استوار بود که جمهوری اسلامی با هرگونه نقد، مخالفت و با آزاداندیشی سر جنگ دارد و برخورد مجلس با مهندس بازرگان و قطع بلندگوی او، دلیل اثبات انسداد سیاسی و سرکوب آزادی بیان در نظام است.

در پاسخ به این شایعه‌پراکنی و فریب رسانه‌ای، بازخوانی دقیق اسناد تاریخی نشان می‌دهد که برخورد مجلس، برخورد با آزادی اندیشه نبود، بلکه ایستادگی در برابر تئوریزه‌کردن و مشروعیت‌بخشی به تروریسم بود. هیچ نظام سیاسی و هیچ جامعه عاقلی به تریبون رسمی خود اجازه نمی‌دهد که به ابزاری برای تطهیر جنایتکاران مسلح و مشروعیت‌بخشی به کشتار مردم تبدیل شود. پاسخ بنیادی نظام اسلامی به این خط خبری، منطبق بر منطق صریح حضرت امام خمینی (ره) بود. ایشان در اتمام‌حجت‌های خود صراحتاً بیان داشتند که نمی‌توان هم‌زمان دست به اسلحه برد، بر روی ملت تیغ کشید، خشونت خیابانی راه انداخت و آن‌گاه پشت نقاب آزادی بیان و مظلومیت پنهان شد.

گفتگو و آزادی سیاسی تنها زمانی معنا دارد که سلاح‌ها بر زمین گذاشته شوند؛ زیرا قیام مسلحانه علیه امنیت ملت، محاربه است نه نقد و آزاداندیشی. برای فهم اینکه چرا سخنان بازرگان در ۱۵ مهر چنین اهمیتی پیدا کرد، هنوز یک سؤال اساسی بی‌پاسخ مانده است. بازرگان چرا در برابر سازمانی که وارد مبارزه مسلحانه شده بود، چنین ادبیات عاطفی به کار برد؟ و از آن مهم‌تر این که چه نوع دستگاه فکری می‌تواند در مواجهه با یک جریان مسلح، ماهیت خشونت آن را نادیده بگیرد و از آنان پدرانه حمایت کند؟

پاسخ این سؤال را نمی‌توان تنها در فضای سیاسی سال ۱۳۶۰ جست‌وجو کرد. برای یافتن ریشه‌های آن، باید به سال‌های پیش از انقلاب بازگشت. سال‌هایی که جریان موسوم به روشنفکری دینی جدید در ایران در حال شکل‌گیری بود. یکی از مهم‌ترین چهره‌های این جریان، مهندس مهدی بازرگان بود. بازرگان تحت تأثیر شدید دستاوردهای علوم تجربی غرب قرار داشت. روش‌شناسی فکری او بر این فرض استوار بود که علوم تجربی و پوزیتیویستی عالی‌ترین مرجع قضاوت‌ها در ساحت‌های زندگی بشر حتی در قلمرو دین است. بازرگان تلاش می‌کرد معارف توحیدی، مفاهیم غیبی و احکام شرعی را ذیل قوانین علم تجربی تحلیل کند؛ تا جایی که وجود روح را در قالب فعل‌وانفعالات سلولی و مادی توجیه می‌کرد و معاد و قیامت را نه امری فرامادی، بلکه پرده‌ای از تحولات مادی جهان طبیعت می‌دانست.

شاخص‌ترین اثر فکری بازرگان، کتاب راه طی شده بود. تز مرکزی این کتاب بر این ادعا استوار بود که بشر از روی دانش و کوشش و با پای خود راه سعادت در زندگی را یافته است و این راه سعادت تصادفاً همان است که انبیاء نشان داده بودند. بازرگان سیر تکامل بشر را جاده‌ای خطی روایت می‌کرد که در آن انسان ابتدا از مرحله حیوانی به اخلاق اجتماعی سکولار رسیده و در آخر به عبادت خالق نائل می‌شود. در این الگوی تفکر، عبودیت و توحید نه مبدا، اساس و علت غایی حرکت انسان، بلکه حاصل پایانی یک سیر تجربی و سکولار تلقی می‌شد.

نقد اصلی به بازرگان از سوی منتقدان فکری او، صرفاً استفاده از علم نبود؛ مسئله، جایگاه معرفتی‌ای بود که برای علم تجربی در تبیین دین قائل می‌شد. این انحراف با نقد جدی فیلسوفان و اندیشمندان اصیل حوزه علمیه روبه‌رو بود. علامه طباطبایی با نقد روحیه‌ی حسی در مفسران تجربی‌گرا، هشدار می‌دهد که غرق شدن در علوم طبیعی حس‌محور موجب شده است تا این افراد تمام معارف غیبی قرآن مانند عرش، لوح، وحی و فرشتگان را به امور مادی یا متغیرهای روانی و اجتماعی تنزل دهند. شهید آیت‌الله مطهری نقد تفصیلی خود بر اثر راه طی شده را در اصول فلسفه و روش رئالیسم و مباحث معاد ارائه کرد. شهید مطهری تأکید کرد که مطالعه حسی طبیعت صرفاً تا مرز ماوراءالطبیعه پیش می‌رود و هرگز قادر نیست ذات الوهیت، غیب و معاد را اثبات کند و این روش در نهایت به تسلیم در برابر ماتریالیسم منجر می‌شود.

اما اهمیت تاریخی این بحث زمانی بیشتر می‌شود که ببینیم همین الگوی فکری چگونه به نسل مبارز جوان منتقل شد. در آموزش‌های اولیه سازمان مجاهدین، آثار بازرگان در کنار قرآن، نهج‌البلاغه و دیگر منابع اسلامی مورد استفاده قرار گرفتند. در برخی اسناد و پژوهش‌های تاریخی، «راه طی‌شده» در شمار متون مهم آموزشی سازمان آمده است. نسلی که می‌خواست اسلام را با زبان علم و مبارزه توضیح دهد، به‌تدریج با دستگاه‌های فکری جدیدی مواجه شد که می‌کوشیدند تاریخ، جامعه و انسان را با الگوهای مادی توضیح دهند. و درست در همین نقطه، مسئله التقاط شکل گرفت و در نهایت، سازمانی پدید آمد که بذری با ادبیات اسلام را در قلب‌ها می‌کاشت اما ریشه آن به سمت ایدئولوژی اومانیسم و مارکسیسم و مادی‌گرایی حرکت می‌کرد.

چنین جریانی، خواه ناخواه، می‌توانست در میدان رقابت قدرت‌های بزرگ نیز مورد بهره‌برداری قرار گیرد؛ زیرا جریان‌های التقاطی، از یک سو توانایی سخن گفتن با مخاطب مذهبی را داشتند و از سوی دیگر، به دلیل بهره‌گیری از الگوهای فکری بیگانه، قابلیت هم‌زبانی با گفتمان‌های رقیب و حتی بهره‌برداری قدرت‌های بیرونی را پیدا می‌کردند. با این حال، نمی‌توان نقطه آغاز سازمان مجاهدین را با آنچه سال‌ها بعد از آن سازمان به‌دست آورد، مقایسه کرد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.