تاریخ انتشار : دوشنبه 23 شهریور 1405 - 21:49
کد خبر : 48512
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای از ریاض تا باب المندب؛ نقشه جدید آمریکا برای جنگ یمن بسته هستند

از ریاض تا باب المندب؛ نقشه جدید آمریکا برای جنگ یمن

از ریاض تا باب المندب؛ نقشه جدید آمریکا برای جنگ یمن

واشنگتن به دنبال آغاز مرحله‌ای جدید از نبرد در یمن است. این بار، بر ظرفیت عربستان و نیروهای مزدور آن تکیه کرده است. هدف این تلاش‌ها، تغییر معادلات جنگی در این کشور بحران‌زده است.

بین الملل به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، تحولات اخیر در یمن را نمی‌توان تنها ادامه درگیری‌های معمول میان عربستان سعودی و انصارالله تلقی کرد. افزایش ناگهانی حملات هوایی سعودی، سفر «برد کوپر»، فرمانده سنتکام به عربستان، دیدار او با محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، بازآرایی نیروهای وابسته به ریاض در ساحل غربی و همزمانی این تحولات با حملات به زیرساخت‌های انرژی عربستان، نشان‌دهنده شکل‌گیری یک مرحله جدید در جنگ است؛ مرحله‌ای که هدف اصلی آن جلوگیری از تثبیت موقعیت انصارالله در ساحل غربی یمن و دروازه باب المندب می‌باشد.

نقطه آغاز این مرحله را باید در پنجشنبه گذشته جستجو کرد؛ زمانی که برد کوپر برای مذاکرات فوری با مقامات سعودی وارد عربستان شد. گزارش‌های آمریکایی و رویترز تأیید کرده‌اند که سفر فرمانده سنتکام در شرایطی انجام شد که ریاض از واشنگتن برای مقابله با حملات انصارالله درخواست کمک کرده بود. در همان زمان، دولت آمریکا اعلام کرد که فعلاً قصد ورود مستقیم به جنگ با انصارالله را ندارد، اما همزمان ارائه اطلاعات و کمک‌ها به عربستان برای هدف قرار دادن مواضع یمنی‌ها را افزایش داده است.

اهمیت این سفر زمانی بیشتر می‌شود که روند حملات سعودی پس از حضور کوپر در عربستان را در نظر بگیریم. یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، اعلام کرده است که عربستان طی پنج روز بیش از ۳۰۰ حمله هوایی علیه مناطق مختلف یمن انجام داده است. پیش از این نیز انصارالله از ده‌ها حمله هوایی سعودی در فاصله‌ای کوتاه خبر داده بود و منابع بین‌المللی اصل تشدید گسترده درگیری‌ها را تأیید کرده‌اند. بنابراین، مسئله فقط این نیست که عربستان تصمیم به افزایش حملات خود گرفته است. شواهد موجود نشان می‌دهد که واشنگتن تلاش دارد بدون ورود مستقیم نیروهای آمریکایی به جنگ، ظرفیت نظامی عربستان را برای اعمال فشار بیشتر بر انصارالله فعال کند.

حضور فرمانده سنتکام در ریاض در آغاز این مرحله و سپس دیدار او با محمد بن سلمان در جده، این ارتباط را بیشتر نمایان می‌کند. در همین راستا، رویترز نیز گزارش داده است که این دیدار در شرایط تشدید خصومت‌ها با انصارالله انجام شده و واشنگتن همزمان به ریاض کمک اطلاعاتی در قالب ارائه بانک اهداف در خاک یمن ارائه می‌کند. پاسخ انصارالله نیز نشان می‌دهد که این فشار یک طرفه باقی نخواهد ماند. نیروهای مسلح یمن از حمله به پایگاه هوایی ملک خالد در خمیس مشیط و فرودگاه طائف خبر داده‌اند؛ یعنی مراکزی که مستقیماً با توان هوایی عربستان ارتباط دارند. حمله به شروره و هدف قرار دادن انبارهای مهمات و مراکز فرماندهی و کنترل نیز در همین چارچوب قابل فهم است.

انصارالله به جای آنکه صرفاً به حملات سعودی در داخل یمن پاسخ دهد، تلاش می‌کند هزینه عملیات نظامی ریاض را به زیرساخت‌های عملیاتی و نظامی عربستان منتقل کند. اما تحولات ساحل غربی، بخش مهم‌تری از این معادله را تشکیل می‌دهد. در روزهای اخیر «طارق صالح»، عضو شورای رهبری ریاست جمهوری یمن و فرمانده نیروهای موسوم به مقاومت ملی در ساحل غربی، ابتدا از بازآرایی نیروهای خود و ایجاد یک مرکز فرماندهی جایگزین خبر داد. او تأکید کرد این اقدام با هماهنگی رهبری ائتلاف سعودی و شورای رهبری ریاست جمهوری انجام شده است. سپس تصمیم تشکیل نیرویی مستقل با عنوان «مقاومت تهامه» اعلام شد؛ نیرویی که بر اساس گزارش‌های منتشر شده، مستقیماً به ساختار ائتلاف سعودی متصل خواهد بود.

همزمانی این اقدام با سفر طارق صالح به ریاض و حضور فرمانده سنتکام در عربستان، اهمیت آن را از یک تغییر سازمانی ساده فراتر می‌برد. پس از شکست‌ها و عقب‌نشینی‌های اخیر نیروهای وابسته به ائتلاف در ساحل غربی، مسئله برای ریاض و واشنگتن تنها حفظ خطوط موجود نیست؛ بلکه آنها به بازسازی یک نیروی زمینی نیاز دارند که بتواند مانع تثبیت موقعیت انصارالله در امتداد ساحل دریای سرخ شود. تشکیل «مقاومت تهامه» را باید در همین چارچوب دید: تلاش برای بازآرایی نیروهای وابسته به ائتلاف پیش از آنکه وضعیت جدید در ساحل غربی به یک واقعیت تثبیت شده تبدیل شود.

این موضوع نشان می‌دهد هدف آمریکا و عربستان فقط متوقف کردن حملات انصارالله به خاک سعودی نیست. نگرانی اصلی، تغییر موازنه در جغرافیایی است که از ساحل غربی یمن تا باب‌المندب امتداد دارد. پیشروی انصارالله در این منطقه، به دلیل موقعیت باب المندب و ارتباط آن با مسیرهای کشتیرانی دریای سرخ، صرفاً یک تحول داخلی یمن محسوب نمی‌شود. منابع بین‌المللی نیز در روزهای اخیر نسبت به پیامدهای کنترل انصارالله بر این منطقه برای کشتیرانی و صادرات نفت عربستان هشدار داده‌اند.

از سوی دیگر، جبهه انرژی نیز به سرعت در حال پیوند خوردن با جنگ یمن است. در روزهای اخیر خط لوله شرق به غرب عربستان که نفت را از مناطق شرقی به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند، هدف حمله پهپادی قرار گرفت و عربستان آن را موقتا متوقف کرد. رویترز گزارش داده است که این حمله موجب اختلال در صادرات نفت از مسیر دریای سرخ شده و صاحبان پالایشگاه در آسیا را نسبت به کاهش عرضه نفت عربستان نگران کرده است. در کنار این حمله، گزارش‌هایی درباره حملات جدید به تأسیسات و مخازن نفتی در منطقه ینبع نیز منتشر شده است. اهمیت ینبع در این است که این بندر در واقع یکی از مسیرهای اصلی عربستان برای دور زدن تنگه هرمز و انتقال نفت به دریای سرخ است.

بنابراین هر حمله موفق به خطوط انتقال یا مراکز ذخیره‌سازی و صادرات در این منطقه، مستقیماً بر محاسبات اقتصادی و راهبردی ریاض اثر می‌گذارد. در اینجا باید یک نکته مهم را در نظر گرفت: همه حملات اخیر به زیرساخت انرژی عربستان را نمی‌توان با قطعیت به انصارالله نسبت داد. درباره حمله به خط لوله شرق به غرب، گزارش‌های موجود انتساب‌هایی متفاوت مطرح کرده‌اند و برخی منابع آن را از مبدا عراق نسبت داده‌اند. اما از منظر راهبردی، اهمیت این حملات در جای دیگری است: جبهه مقاومت اکنون توانسته است فشار بر مسیرهای انرژی و کریدورهای صادراتی عربستان را به بخشی از معادله جنگ منطقه‌ای تبدیل کند.

به همین دلیل، مرحله جدید جنگ را نباید در چارچوب محدود «عربستان علیه یمن» تحلیل کرد. همزمانی جنگ یمن با بحران تنگه هرمز، فشار بر مسیرهای صادرات انرژی، تهدید کشتیرانی در دریای سرخ و تحرکات آمریکا در منطقه، یک زنجیره به هم پیوسته ایجاد کرده است. خود گزارش‌های اخیر نیز از همگرایی خطرات باب المندب و هرمز و تأثیر آن بر بازار جهانی انرژی سخن می‌گویند. از این منظر، تصمیم واشنگتن برای خودداری از حمله مستقیم به انصارالله به معنای کنار کشیدن آمریکا از معادله یمن نیست. برعکس، آمریکا تلاش می‌کند با استفاده از ظرفیت عربستان و نیروهای وابسته به آن، فشار را از طریق بازیگران محلی افزایش دهد و در عین حال نیروهای خود را برای جنگ گسترده‌تر منطقه‌ای حفظ کند.

سفر برد کوپر به عربستان، کمک اطلاعاتی و ارائه بانک اهداف از سوی آمریکا به ریاض و بازآرایی نیروهای ساحل غربی، نشانه‌های همین رویکرد هستند. اما این راهبرد یک مشکل اساسی دارد: عربستان باید هزینه اصلی اجرای آن را بپردازد. افزایش حملات هوایی، بازسازی نیروهای زمینی و تلاش برای جلوگیری از تثبیت انصارالله در ساحل غربی، همگی مستلزم هزینه مستقیم برای ریاض است؛ در مقابل، پاسخ انصارالله می‌تواند دامنه هزینه را از جغرافیای یمن به داخل عربستان و زیرساخت‌های حیاتی آن منتقل کند.

در نتیجه، آنچه اکنون در یمن جریان دارد، صرفاً تلاش عربستان برای بازگرداندن موازنه در میدان نیست. آمریکا در تلاش است پیش از تثبیت دستاوردهای انصارالله در ساحل غربی و باب المندب، ظرفیت نظامی سعودی و نیروهای وابسته به آن را دوباره فعال کند. اما انصارالله نیز نشان داده است که در برابر افزایش فشار، میدان پاسخ خود را محدود به جغرافیای یمن نمی‌کند. ساحل غربی یمن؛ شکست یک ساختار و آغاز مرحله جدید تثبیت موقعیت انصارالله در باب المندب؛ دست بسته آمریکا مقابل ایران.

اگر این روند ادامه پیدا کند، معادله جنگ دیگر میان عربستان و یمن باقی نخواهد ماند. باب المندب، دریای سرخ، مسیرهای صادرات نفت، ینبع و حتی ارتباط آنها با تنگه هرمز، جنگ یمن را به یکی از اضلاع جنگ منطقه‌ای تبدیل خواهند کرد. در چنین شرایطی، تلاش آمریکا و عربستان برای جلوگیری از تثبیت موقعیت انصارالله می‌تواند به جای مهار بحران، دامنه آن را گسترده‌تر کند؛ زیرا هرچه فشار بر صنعا افزایش یابد، احتمال انتقال هزینه جنگ از جبهه‌های یمن به زیرساخت‌های حیاتی و مسیرهای راهبردی منطقه نیز بیشتر خواهد شد.

نویسنده: احمد حاجی صادقیان، کارشناس مسائل یمن

انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.