تاریخ انتشار : جمعه 13 شهریور 1405 - 8:14
کد خبر : 44962
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای ابوعبیده؛ سخنگوی نقابدار غزه؛ از «نکبت» تا جاودانگی در یاد فلسطینیان بسته هستند

ابوعبیده؛ سخنگوی نقابدار غزه؛ از «نکبت» تا جاودانگی در یاد فلسطینیان

ابوعبیده؛ سخنگوی نقابدار غزه؛ از «نکبت» تا جاودانگی در یاد فلسطینیان

سخنگوی نقابدار و پرصلابتی که نماد رسانه‌ای مقاومت و فلسطین شد، طنین صدایش همچنان برای اشغالگران آزاردهنده است.

به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم؛ فاطمه مرادزاده| «قسم به آن کسی که جانم در دست اوست، آرزو داشتم در راه خدا جهاد کنم، پس کشته شوم، سپس دوباره زنده شوم و دوباره کشته شوم»؛ این آرزوی مردی بود که جهان او را با صدایش می‌شناخت؛ مردی که قهرمان نسل Z به شمار می‌رفت؛ مردی که صدای رسا و چهره مستورش، با فلسطین گره خورده بود، با غزه، مقاومت، چفیه، جهاد و مبارزه؛ مردی که بیست سال بدون نام و نشان، پیامبر و پیام‌رسان جبهه حق فلسطین علیه جبهه دروغ و باطل صهیونیستی بود و نماد جنگ رسانه‌ای و راوی مقاومت به شمار می‌رفت؛ کسی که دیده‌ها از دیدن چهره‌اش محروم بود، اما گوش‌ها با طنین صدای پرصلابت و دردآلودش آشنا بودند؛ چهره‌ای رازآلود با چفیه‌ای سرخ‌رنگ که تصویر و حضور مقتدرانه‌اش بیش از دو دهه برای اشغالگران رعب‌آور و برای فلسطینیان امیدبخش بود؛ کسی که خود فلسطین بود؛ فرمانده رسانه‌ای قسام و صدای رسای امت؛ ابوعبیده.

«ابوعبیده» لقب او بود؛ هویتی که نزدیک به دو دهه در پرده‌ای از ابهام باقی مانده بود؛ اما پیشتر «حُذیفه» نامیده می‌شد؛ «حُذیفه سمیر عبدالله الکحلوت». حذیفه ۳۷ سال پس از واقعه «نکبت» به دنیا آمد؛ در سرزمینی غریب؛ در عربستان سعودی. خانواده‌اش یکی از صدها هزار خانواده فلسطینی بودند که در سال ۱۳۲۷ ش (۱۹۴۸م)؛ سال «تاسیس کشور اسرائیل در خاک فلسطین»، از سرزمین اجدادی خود ـ روستای نعلیا در عسقلان اشغالی ـ اخراج و آواره شدند و به عربستان رفتند. نعلیا؛ روستایی فلسطینی در ۱۹ کیلومتری شمال غزه با ۱۳۱۰ نفر جمعیت، در دشتی ساحلی بود که مزارع و باغ‌های زیتون آن را در بر گرفته بودند. زندگی در نعلیا مانند تمام روستاهای آباد فلسطینی ادامه داشت تا چند ماه پس از روز «نکبت»، (۱۳ آبان ۱۳۲۷/ ۴ نوامبر ۱۹۴۸) که پای نظامیان اشغالگر به این روستا نیز رسید. روستاییان مجبور به ترک نعلیا شدند و آواره شدند. این روستا بعدها به شهر اشغالی عسقلان (اشکلون) پیوست. نعلیا علاوه بر حاصلخیزی، نخبه‌پرور نیز بود و در کنار حذیفه (ابوعبیده)، اصل و ریشه بزرگانی چون نزار عبدالقادر ریان؛ رهبر جنبش مقاومت اسلامی حماس، دکتر ایاد صالح الکحلوت؛ پزشک و جراح ساکن آلمان و شهید احمد ابوحسین؛ روزنامه‌نگار نیز به آن برمی‌گشت.

خانواده پدری و مادری حذیفه یکی از ده‌ها خانواده آواره «نعلیا» بودند که تصمیم به سفر به عربستان گرفتند. هرچند در سرزمین سعودی‌ها دوام نیاوردند و چند سال بعد و پس از تولد حذیفه در ۲۲ بهمن ۱۳۶۳ به غزه برگشتند و ساکن اردوگاه آوارگان جبالیا در شمال باریکه غزه شدند. حذیفه تحصیلات دبستانش را در جبالیا آغاز کرد و وارد یکی از مدارس آنروا (آژانس امداد و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی) شد و در رشته علوم از دبیرستان آن فارغ‌التحصیل شد؛ همان سازمانی که ساختمانش در کرانه باختری یک هفته پیش توسط شیاطین اشغالگر تصرف شد؛ همان سازمانی که بسیاری از فرماندهان غزه از جمله شهید یحیی سنوار زیر چتر حمایت آن درس خواندند و بزرگ شدند.

مرد نقابدار غزه که از کودکی با هوش سرشارش شناخته می‌شد، در دانشگاه ابتدا رشته مهندسی را برگزید و سپس به دانشکده اصول دین دانشگاه اسلامی رفت و در نهایت در سال (۱۳۹۲ش/ ۲۰۱۳م) پایان‌نامه‌اش با عنوان «سرزمین مقدس در یهودیت، مسیحیت و اسلام» را ارائه داد و تحصیلات عالی را با مدرک کارشناسی ارشد از رشته عقیده به پایان رساند. ناگفته نماند که حذیفه وارد مقطع دکتری هم شد، اما فعالیت‌های سنگین جهادی مانع از اتمام رساله دکترایش شد.

حذیفه در طول دوران تحصیل با گروه حماس آشنا شد. در سال ۲۰۰۰ یعنی ۱۵ سالگی در جریان انتفاضه دوم به حماس و شاخه نظامی آن پیوست و در دوران دانشجویی یکی از اعضای فعال تشکیلات دانشجویی وابسته به حماس در دانشگاه بود. البته در این مقطع از زندگی، و به خاطر شرایط تحصیلی، بیشترین فعالیتش در بخش رسانه‌ای حماس بود تا میدان. نخستین حضور رسانه‌ای حذیفه به عنوان «ابوعبیده» و سخنگوی حماس، در مهر ۱۳۸۳ (اکتبر ۲۰۰۴) رقم خورد، وقتی عملیات «روزهای خشم» اشغالگران علیه شهرهای شمالی باریکه غزه در حال انجام بود و در نهایت صدها شهید و زخمی برجای گذاشت. آن زمان حذیفه در حالی که کلاهی مشکی روی سر و صورتش کشیده و فقط چشمانش نمایان بود، در یک نشست خبری در مسجد نور در شمال باریکه ظاهر شد. از آن روز «ابوعبیده» متولد شد.

اشغالگران چند ماه بعد در سال ۲۰۰۵ و پس از مقاومت نیروهای حماس از غزه خارج شدند و از آن سال به بعد «ابوعبیده» با چهره‌ای پوشیده و چفیه، چهره رسانه‌ای و سخنگوی رسمی قسام (شاخه نظامی حماس) شد و مسئولیت اعلام بیانیه‌های نظامی و اطلاع‌رسانی درباره عملیات میدانی مقاومت و … را به عهده گرفت. کار ابوعبیده به سخنگویی و اطلاع‌رسانی محدود نمی‌شد و مسئولیت کامل بخش رسانه قسام به او واگذار شد و بر حوزه‌های مستندسازی، تصویربرداری، عملیات روانی و مدیریت رسانه‌های گردان‌های قسام نظارت داشت.

ابوعبیده معروف و معروف‌تر شد تا «طوفان‌الاقصی» عملیات «الوهم المتبدد/ توهم فروریخته» در ۴ تیر ۱۳۸۵ یا ۲۵ ژوئن ۲۰۰۶ ابوعبیده را مشهورتر کرد. در واقع از آن تاریخ نام ابوعبیده سر زبان‌ها افتاد؛ عملیاتی که حماس در پاسخ به شکستن آتش‌بس انتفاضه دوم توسط رژیم اشغالگر و ترور جمال ابوسمهدانه؛ بنیانگذار کمیته‌های مقاومت مردمی و شهید و زخمی کردن ده‌ها نفر از اهالی غزه، انجام داد و به کشته شدن ۲ سرباز اسرائیلی و زخمی شدن ۴ نظامی صهیونی و اسارت «گیلعاد شلیط» منجر شد.

در جنگ سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ که در میان اسرائیلی‌ها به «عملیات سرب گداخته» و در میان اعراب به «کشتار غزه» نام گرفته بود، و علاوه بر شهادت حدود ۱۵۰۰ فلسطینی، خسارات زیادی به غزه وارد شد، ابوعبیده در نقش سخنگوی نظامی مقاومت، بیانیه‌های قسام را اعلام و اطلاع‌رسانی می‌کرد. یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌های ابوعبیده مربوط به جنگ ۲۰۱۴ بود؛ جنگی که در اسرائیل به «تیغه حفاظتی» و در بین فلسطینی‌ها به «بنیان‌المرصوص» معروف بود و رژیم غاصب آغازگر آن بود. در این سخنرانی ابوعبیده اعلامیه‌ای را خواند که به اسارت «شائول آرون»؛ نظامی اسرائیلی، در منطقه شجاعیه غزه اشاره داشت.

در طول این سال‌ها تا زمان «طوفان‌الاقصی» ابوعبیده به شهرت بالایی در فلسطین و جهان عرب رسیده بود و سخنانش علاوه بر رسانه‌های عربی، در رسانه‌های رژیم اشغالگر صهیونی نیز با دقت رصد می‌شد. ابوعبیده؛ سخنگو و مدیر رسانه‌ای قسام (شاخه نظامی حماس) صدای امت و نماد رسانه‌ای مقاومت فلسطین شد. تقویم تاریخ به ۲۰۱امین روز از سال ۱۴۰۲ یعنی ۱۵ مهرماه (۷ اکتبر ۲۰۲۳) رسید و حضور ابوعبیده پشت دوربین رسانه حماس جدی‌تر و مستمرتر شد؛ ۲ سال پیاپی؛ که او را به یکی از اصلی‌ترین چهره‌های رسانه‌ای جنگ و مقاومت فلسطین و غزه تبدیل کرد و مشهور و محبوب در جهان ساخت. در این دو سال اگرچه مردم غزه و نیروهای حماس مقاومت جانانه‌ای از خود نشان دادند، اما علمدار این مقاومت و یکی از ستون‌های اصلی آن ابوعبیده بود؛ مردی که جهان فقط با صدای پرصلابت و چهره پوشیده او در ارتباط بود؛ کسی که زبان گویای نیروهای رزمنده و مردم دردمند و جنگ‌زده و آواره غزه بود؛ سخنگوی نقابداری که کلامش شرح حال غزه و سلحشوری‌های مردمش بود و تمنا و درخواستش اتحاد امت اسلامی علیه اسرائیل غاصب و حمایت از فلسطین اشغالی و غزه محاصره شده بود.

این چهره مستور و پرصلابت دو سال پس از نبرد طوفان‌الاقصی تمام مرزهای جغرافیایی را پشت سر گذاشته و علاوه بر اینکه روی نمایشگر بسیاری از رسانه‌های دنیا نشسته بود، قهرمان محبوب آزادی‌خواهان جهان به ویژه جوانان و نوجوانان (نسل Z) جویای حق و عدالت نیز شده بود. ابوعبیده؛ قهرمان محبوب آزادی‌خواهان جهان.

ابوعبیده با برخورداری از سواد رسانه‌ای و ادبیات حماسی، اخلاق قرآنی و روحیه جهادگرانه، یک رجزخوان در مقاطع سرنوشت‌ساز میدان غزه بود که لرزه بر اندام اشغالگران می‌انداخت و امید مضاعف در دل هموطنانش می‌نشاند. کافی است دفتر سخنرانی‌های او در طول نبرد طوفان‌الاقصی را ورق بزنیم. در ۲۰۰امین روز از این نبرد، ابوعبیده اینچنین برای دشمن رجزخوانی کرده است: «۲۰۰ روز گذشت و ارتش اشغالگر صهیونیستی همچنان در شن‌های غزه سرگردان است. دشمن هیچ هدف و چشم‌اندازی در غزه ندارد و حتی نتوانسته اسرای خود را آزاد کند و فقط می‌خواهد وجهه خود را بهبود بخشد، اما جز خفت و خواری دستاوردی نخواهد داشت. پس از گذشت ۲۰۰ روز، مقاومت همچون کوه استوار مانده و دشمن جز نسل‌کشی، ویرانگری و کشتار دستاوردی نداشته؛ دشمن جنایتکاری که روز هفتم اکتبر در ۶۰ دقیقه غرور و هیبت آن را درهم شکستیم، طی ۲۰۰ روز نتوانسته هیچ دستاوردی کسب کند…»

ابوعبیده اگرچه سخنگوی جنبش حماس در غزه بود، اما دغدغه‌اش آزادی تمام فلسطین اشغالی بود و با تایید مقاومت هموطنانش در کرانه باختری در تلاش برای روحیه‌بخشی به آنها نیز بود؛ کمااینکه در یکی از سخنرانی‌هایش گفت: «اولین جبهه مقاومت، جبهه کرانه باختری است و ما به هر وجب از خاک سرافراز کرانه باختری درود می‌فرستیم.» پاسخ ایران به تجاوزات رژیم اشغالگر نیز از نظر مدیر رسانه‌های نظامی و سخنگوی رسمی گردان‌های عزالدین قسام دور نماند و ابوعبیده درخصوص عملیات وعده صادق ایران گفت: «پاسخ قاطع و گسترده ایران قواعد جدیدی را وضع کرد و محاسبات دشمن را برهم زد.» به میدان آمدن یمن در حمایت از مردم غزه نیز مورد ستایش حماس و سخنگویش قرار گرفته بود و ابوعبیده در تمجید یمنی‌ها، انصارالله یمن را «إخوان‌الصدق»، به معنای «برادران راستین» نامید. فرمانده رسانه‌ای قسام دلش می‌خواست تمام امت اسلامی در حمایت از مقاومت به پا خیزد و این خواسته یکی از بندهای پرتکرار سخنرانی‌هایش بود.

آخرین حضور ابوعبیده در قاب دوربین رسانه حماس، ۲۷ تیر ۱۴۰۴ (۱۸ ژوئیه ۲۰۲۵) بود که در آن از آمادگی گروه‌های مقاومت فلسطین برای ورود به یک «نبرد فرسایشی طولانی» و ادامه رویارویی مستقیم با نیروهای اشغالگر سخن گفت. مهم‌ترین بخش این سخنرانی ـ که شاید از دل شکسته ابوعبیده برآمد ـ آنجا بود که از سکوت و بی‌عملی جهان عرب و اسلام در برابر تحولات غزه انتقاد کرد و مسئولیت ادامه وضعیت بغرنج غزه را متوجه دولت‌ها، علما و نخبگان جهان اسلام دانست.

۴۲ روز پس از آخرین سخنرانی و حضور رسانه‌ای ابوعبیده؛ در ۸ شهریور ۱۴۰۴ (۳۰ آگوست ۲۰۲۵)، جنگنده‌های وحشی رژیم اشغالگر بر محله زندگی ابوعبیده زوم کرده و بمب‌های سنگین‌شان را روی خانه‌اش رها کردند تا از شر فرمانده‌ای که بیش از ۱۵ سال در کمین و درصدد ترورش بودند، راحت شوند؛ رزمنده‌ای که هر بار حضورش پشت قاب دوربین، رعب و وحشت به دل بربرهای اشغالگر می‌انداخت و سکوت و غیبتش، شک و تردید از چیستی طرح‌های پشت پرده حماس! آن روز که خانه سخنگوی قسام در محله الرمال در غرب شهر غزه در حملات هوایی غاصبان بمباران و ویران شد، ابوعبیده همراه همسر و دو دختر و پسرش (لیان، منه‌الله، یمان) به شهادت رسید.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.