فرماندهی در دل نظم؛ نگاهی تازه به زندگی صیاد شیرازی

صیاد شیرازی به عنوان فرماندهای برجسته شناخته میشود، اما تحصیلات دانشگاهی دلیل اصلی موفقیت او نبود. او با نوعی دانش خاص و تجربیات منحصر به فرد به این مقام رسید که کمتر کسی به اهمیت آن پی میبرد. این رویکرد متفاوت او در رهبری و فرماندهی، او را از دیگران متمایز کرد.
فرهنگی به گزارش باور خبر به نقل از خبرگزاری تسنیم، زمانی که از فرماندهان تحصیلکرده دفاع مقدس صحبت میکنیم، معمولاً به یاد افرادی میافتیم که دارای مدرک دانشگاهی در رشتههای فیزیک، پزشکی یا مهندسی هستند، اما شهید صیاد شیرازی این تصور را تغییر میدهد. ایشان هرگز در یک دانشکده غیرنظامی تحصیل نکرد و یک سال پس از دریافت دیپلم، در سال ۱۳۴۳ به دانشکده افسری وارد شد و سه سال بعد با درجه ستواندومی فارغالتحصیل گردید. اما در اینجا باید از خود بپرسیم، آیا نظمی که یک دانشکده نظامی به فرد میدهد، واقعاً نوعی دانش پایینتر است؟ یا فقط شکلی متفاوت از همان چیزی است که در دانشگاه، در قالب دیگری آموزش داده میشود؟ دانشکده افسری تنها به آموزش رزم نمیپرداخت، بلکه شامل تاکتیک، ستاد، مهندسی نظامی و فرماندهی نیز بود. شهید صیاد شیرازی درست مانند یک دانشجوی مهندسی، وارد نظامی از دانش تخصصی شد که قرار بود سالها بعد در شرایطی به مراتب پیچیدهتر از هر کلاس درسی به کار آید. تفاوت اصلی آن با یک دانشگاه معمولی این بود که خروجی این آموزش، قرار نبود در یک مقاله یا پایاننامه ارزیابی شود، بلکه باید در زیر آتش دشمن و در لحظه، ثابت میشد. هنگامی که جنگ آغاز شد، آن نظم آموختهشده معنای واقعی خود را نشان داد. فرماندهی عملیاتهایی نظیر ثامنالائمه که به شکست حصر آبادان منجر شد، فتحالمبین و بیتالمقدس که خرمشهر را آزاد کرد، کار سادهای نبود، نه تنها به دلیل پیچیدگی نظامی میدان، بلکه به خاطر چالشی که شاید سختتر از خود جنگ بود، یعنی هماهنگ کردن دو نهاد کاملاً متفاوت، ارتش و سپاه، که هرکدام فرهنگ سازمانی و روش تصمیمگیری خاص خود را داشتند. بسیاری از فرماندهان تحصیلکرده دانشگاهی در چنین فضایی گم میشدند، زیرا تحصیلات آکادمیک لزوماً فرد را برای مدیریت یک نهاد سلسلهمراتبی و بوروکراتیک آماده نمیکند. صیاد شیرازی به دلیل اینکه خود محصول همان نوع نظم بود، توانست زبان مشترکی با فرماندهان سپاه پیدا کند، نظمی که آموخته بود، به پلی میان دو دنیای متفاوت تبدیل شد. نکته جالبتر این است که این نظم، در او تنها به حوزه نظامی محدود نماند. شهید صیاد شیرازی نزدیک به هفده سال با آیتالله سید رضا بهاءالدینی، فقیه و استاد اخلاق ارتباط داشت. به عبارت دیگر، همان انضباطی که در دانشکده افسری آموخته بود، در کنار یک مسیر مراقبت اخلاقی و معنوی نیز رشد کرد، دو نوع تربیت که معمولاً در دو مسیر جدا از هم قرار میگیرند، اما در کنار آیتالله سید رضا بهاءالدینی در کنار هم قرار گرفتند. شاید بتوان گفت جنگ برای صیاد شیرازی، برخلاف بسیاری از فرماندهانی که در سالهای ۵۹ تا ۶۷ به شهادت رسیدند، در سال ۱۳۶۷ به پایان نرسید، بلکه ایشان زنده از میدان خارج شد و مسئولیتهای بالاتری نیز بر عهده گرفت، مانند فرماندهی نیروی زمینی ارتش، عضویت در شورای عالی دفاع ملی و در سال ۱۳۷۲ جانشینی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح. همان نظمی که در جنگ صیاد را مؤثر کرده بود، همان نقشی که در خنثیکردن عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) در تابستان ۱۳۶۷ ایفا کرد، سالها بعد نیز او را دنبال کرد. صبح ۲۱ فروردین ۱۳۷۸، در مقابل در خانهاش در تهران، توسط یکی از عوامل مسلح سازمان مجاهدین خلق ترور شد، گروهکی که در اطلاعیههای خود، همان نقش صیاد در جنگ را دلیل اصلی این اقدام اعلام کرد. در اینجا است که معنای واقعی تحصیلکردگی ایشان روشنتر میشود. در نهایت، شهید صیاد شیرازی دانش خود را در کتاب یا رسالهای ذخیره نکرد، بلکه آن را در نظم فکری، در توانایی هماهنگ کردن نهادهای متفاوت و در انضباطی که تا لحظه شهادتش او را رها نکرد، به کار گرفت. شاید همین نکته او را به نمونهای متفاوت، اما به همان اندازه اصیل از فرمانده تحصیلکرده دفاع مقدس تبدیل کند، کسی که دانش خود را نه در آزمایشگاه، بلکه در صف و انضباط یک نهاد نظامی آموخت و همان دانش، تا پایان عمرش، همراهش ماند.
برچسب ها :آموزش نظامی ، صیاد شیرازی ، فرماندهی نظامی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰