رازهای مشکوک پروژه رسانهای یاشار سلطانی چیست؟

یاشار سلطانی به نظر میرسد که به انتقاد از تراستیها پرداخته است، اما در حقیقت، او همان پروژههای آنها را به شیوهای دیگر پیادهسازی میکند. این تناقض نشاندهنده رویکرد پیچیده او در مواجهه با مسائل است.
اقتصادی به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، در بهمن ۱۴۰۴ که برای گفتگویی با یکی از مقامات ارشد اقتصادی دولت دیدار کرده بودیم، او اظهار داشت که تراستیها از مهرماه بخش عمدهای از پولهای ایران را به کشور منتقل نکردهاند و این موضوع نقش مهمی در بروز برخی مشکلات اقتصادی ایفا کرده است. هنوز جنگ ۴۰ روزه آمریکایی-صهیونی علیه ایران آغاز نشده بود؛ اما کشور ما ماجراهای دی ماه ۱۴۰۴ را پشت سر گذاشته بود. این مقام اقتصادی بر این باور بود که دست کم بخش قابل توجهی از تراستیها با ترامپ همکاری دارند؛ تراستیهایی که از مهر ۱۴۰۴ و همزمان با اعلام اسنپ بک توسط آمریکاییها، تلاش کردند تا اقتصاد ایران را با یک اختلال بزرگ مواجه کنند و زمینه را برای کودتا و پس از آن جنایت نظامی آمریکا علیه ایران فراهم سازند. هم تحلیلهای مختلف و هم این نوع رصدها به وضوح نشان میدهد که تعداد قابل توجهی از تراستیها در جنایت آمریکایی و صهیونی به ترامپ کمک کردهاند و حداقل بخشی از پروژه او را در حوزه اقتصادی به اجرا درآوردهاند؛ اما مسئله کمپین همهجانبه ترامپ علیه ایران تنها یک سوی ساده ندارد و ما با یک کمپین بزرگ و پیچیده مواجه هستیم.
پیچیدگی ماجرا در کجا بیشتر نمایان میشود؟ به این شکل که جامعه تا حد زیادی از این خباثت تراستیها آگاه است و نسبت به آنها موضع سنگینی دارد؛ حال اگر در یک پروژه رسانهای و با ظاهری از حمله همهجانبه به تراستیها، با ترکیبی از راست و دروغ، دوباره همان اهداف کمپین ترامپ دنبال شود، این پیچیدگی روشنتر میشود. و پیچیدگی بیشتر آنجاست که طراحی شناختی به گونهای صورت گرفته که اگر کسی علیه یاشار سلطانی صحبت کند، به معنای حمایت از تراستیها یا حمایت از همه نفتفروشها تلقی شود! هر فرد یا نهادی که در زمینه فروش نفت یا هر نوع مراوده اقتصادی دیگر تخلفی کرده باشد، بدیهی است که باید با او و آن نهاد شدیدترین برخوردها صورت گیرد؛ به ویژه اینکه هر نوع تخلفی در شرایط جنگی معنای خاصی از جنس «خیانت» دارد و جرم را به مراتب سنگینتر میکند. اما بهرهبرداری از هر مسئلهای و یا چینش میزانسن موضوع به سود کمپین بزرگترین جنایتکار جنگی علیه یک ملت، قطعاً حداقل به اندازه همان کارهای خباثتآلود، مشکوک است.
منظور این متن به صورت صریح، مصاحبهای است که از آقای یاشار سلطانی به طور گسترده در فضای مجازی منتشر شده است؛ خلاصه ادعای او این است که عدهای که در پشت صحنه معادلات اقتصادی ایران از جمله فروش نفت هستند (که جامعه آنها را با عنوان تراستیها بیشتر میشناسد)، در هفته تشییع و تدفین امام شهید، به نفتکشها در تنگه هرمز حمله کردهاند و باعث فروریختن تفاهمنامه اسلامآباد شدهاند تا منافع اقتصادی خود را دنبال کنند! این مصاحبه یاشار سلطانی در واقع چه تأثیری بر ذهن جامعه دارد و چرا مشکوک است؟ ۱- هر کس تصور کند که آمریکا تفاهمنامهای نوشته بود که قرار بود آن را با حسن نیت تا انتها اجرا کند و نهایتاً تحریمهای ایران را هم بردارد و تهدیدها را به کلی منتفی کند، حتماً شناختی از کمپین تهدید-تحریم آمریکا ندارد و سادهلوحی را چاشنی سیاست کرده است. آمریکا اساساً نمیخواست و نمیخواهد هیچ تفاهمنامهای را با ایران تا انتها اجرا کند. و در همین ماجرای تفاهم اسلامآباد هم از همان بدو کار و نقطه صفر اجرا، همه چیز را نقض کرد. اولین بندی که نقض شد، اتفاقاً همان بند اول (پایان جنگ در همه جبههها از جمله لبنان) بود؛ و یکی از بارزترین بندهایی که از همان ابتدا نقض شد، بند ۵، یعنی بند مربوط به ترتیبات بازگشایی تنگه هرمز بود. و پس از آن بود که ایران برای تضمین حق خود، بر اساس تفاهمنامه، به برخورد با شناورهای متخلف روی آورد و این کمترین کاری بود که ایران میتوانست انجام دهد. نقض این بندها توسط آمریکا و دور ریختن تفاهمنامه توسط آمریکا، اظهر من الشمس است؛ حال اگر کسی این واقعیت را نبیند و نشنود، قطعاً از نظر سیاسی کور و کر است! و اگر کسی این را میداند و باز هم معتقد است که ما صرفاً یک تفاهمنامه امضا کرده بودیم که قرار بود فقط ما آن را اجرا کنیم و طرف مقابل هرجای تفاهمنامه را که خواست نقض کند، از نظر سیاسی ابله است! چرا که این دیگر نامش تفاهم نیست، تسلیم است! و تسلیم، به ویژه در شرایطی که امکان ایستادگی هست، کار ابلههاست!
۲- یاشار سلطانی ظاهراً علیه تراستیها صحبت میکند، اما در واقع همان پروژه تراستیها را به نوع دیگری اجرا میکند؛ کدام پروژه؟ همانی که آن مقام ارشد اقتصادی گفت. تراستیها به طراحی جنگی و کودتایی آمریکا کمک کردند. حالا چرا این گفتهها به طراحی ترامپ، دانسته یا نادانسته، کمک میکند؟ ماجرا این است که ترامپ برای تغییر معادله جنگ و تبدیل شکست به پیروزی، مهمترین نیازمندیاش فروریختن انسجام سیاسی اجتماعی در ایران است؛ اگر به ملتی اینطور گفته شود که جنگ با آمریکا و اسرائیل نه محصول خباثت و جنایت این دو رژیم، بلکه حاصل شیطنت برخیها در داخل برای استمرار انتفاع اقتصادی خودشان است، چه انگیزهای برای انسجام میماند؟ به ویژه اینکه این اظهارنظرها به شکل حساب شده و در قالب یک عملیات شناختی فکر شده هم صورت بگیرد؛ یعنی در ظاهر علیه برخی تراستیها ولی در باطن به سود طراحی مشترک ترامپ و تراستیها!
۳- پروژه یاشار سلطانی و عدالتخواهیهای صوری، پروژهای است در کنار برخی دیگر از موارد مشابه با ظاهرهای سیاسی متفاوت، که از پروژههای پیچیده و کهنه ۱۰ سال اخیر به شمار میرود؛ پروژههایی که در ظاهر عدالتخواهی، علیه عدالتخواهی واقعی است و روشنگری را به شهرآشوبیهای عجیب و غریب تبدیل میکند. به زودی درباره این پروژهها بیشتر خواهیم نوشت.
انتهای پیام/
برچسب ها :اقتصاد ایران ، پروژه رسانهای ، تحریمها
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰