تاریخ انتشار : چهارشنبه 25 شهریور 1405 - 6:00
کد خبر : 48944
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای “دو قرن شب‌های همبستگی؛ از غم تا قدرت اجتماعی مقاومت” بسته هستند

“دو قرن شب‌های همبستگی؛ از غم تا قدرت اجتماعی مقاومت”

“دو قرن شب‌های همبستگی؛ از غم تا قدرت اجتماعی مقاومت”

علیپور با اشاره به حضور مستمر مردم، تأکید کرد که این موضوع نشان‌دهنده توانایی جامعه در مقابله با فشارها و جنگ‌های روانی است. او افزود که این همبستگی، نشانه‌ای از قدرت و اتحاد مردم در برابر چالش‌هاست.

سیاسی گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم-زینب امیدی: دویستمین شب اجتماعات مردمی در نقاط مختلف کشور، تنها یک عدد در تقویم نیست؛ بلکه می‌تواند نمایانگر ادامه یک واکنش اجتماعی باشد که از سوگ و اندوه شهادت «قائد شهید امت» آغاز شده و در گذر زمان، در میان بخشی از جامعه به نمادی از همبستگی، وفاداری و مقاومت تبدیل شده است. این استمرار، سوالات مهمی را درباره ابعاد اجتماعی، فرهنگی و حتی امنیتی این اجتماعات مطرح می‌کند؛ اینکه چگونه یک واکنش عاطفی اولیه می‌تواند برای حدود ۲۰۰ شب ادامه یابد؟ آیا این حضور را می‌توان یکی از مؤلفه‌های تاب‌آوری جامعه در برابر فشارهای خارجی دانست؟ اجتماعات مردمی چه نقشی در مقابله با جنگ روانی و شناختی دارند؟ و مهم‌تر از همه، آیا سرمایه عاطفی شکل‌گرفته در این اجتماعات می‌تواند به سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل شود؟ برای بررسی این موضوعات، تسنیم با حمزه علیپور، کارشناس امنیت بین‌الملل و دبیر دپارتمان غرب آسیا در اندیشکده روابط بین‌الملل به گفت‌وگو پرداخته است.

*دویستمین شب؛ فراتر از یک عدد و یک مناسبت
تسنیم: دویستمین شب اجتماعات مردمی در سراسر کشور را چگونه باید تحلیل کرد؟ آیا با یک مناسبت روبه‌رو هستیم یا باید آن را یک پدیده اجتماعی دانست؟
علیپور: اگر بخواهیم این پدیده را دقیق و واقع‌بینانه تحلیل کنیم، نباید عدد ۲۰۰ را صرفاً یک عدد تقویمی بدانیم. اهمیت دویستمین شب بیش از آنکه در خود عدد باشد، در مفهوم «استمرار» نهفته است. واکنش‌های عاطفی و اجتماعی به حوادث بزرگ معمولاً در روزها و هفته‌های نخست به اوج می‌رسند و سپس با گذشت زمان کاهش پیدا می‌کنند. بنابراین هنگامی که یک واکنش جمعی برای مدت طولانی استمرار پیدا می‌کند، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً با هیجان اولیه ناشی از یک حادثه توضیح داد. در اینجا با پیوند چند مؤلفه مواجه هستیم؛ سوگ، خاطره، هویت، آیین، احساس تعلق و حضور اجتماعی. به همین دلیل، دویستمین شب را می‌توان یک «نشانه اجتماعی» دانست؛ نشانه‌ای از اینکه یک حادثه تلخ برای بخشی از جامعه از سطح یک رخداد مقطعی عبور کرده و به بخشی از حافظه جمعی تبدیل شده است.

تسنیم: چه عاملی باعث شده است یک واکنش اولیه ناشی از سوگ، تا این اندازه استمرار پیدا کند؟
علیپور: برای پاسخ به این سؤال باید میان «سوگ فردی» و «سوگ جمعی» تفاوت قائل شویم. فردی که در خانه عزادار است، تجربه‌ای شخصی دارد؛ اما زمانی که همین فرد در کنار صدها یا هزاران نفر دیگر قرار می‌گیرد که تجربه عاطفی مشابهی دارند، احساس می‌کند در این فقدان تنها نیست. در واقع اتفاق مهمی رخ می‌دهد؛ «منِ سوگوار» به «ما»ی سوگوار تبدیل می‌شود. همین «ما» می‌تواند نقطه آغاز شکل‌گیری همبستگی اجتماعی باشد. برای بخشی از جامعه، شهادت یک شخصیت سیاسی ـ مذهبی صرفاً فقدان یک فرد نیست؛ بلکه فقدان یک نماد، یک مرجع هویتی و بخشی از حافظه سیاسی و فرهنگی آنان است. بنابراین واکنش به چنین فقدانی نیز می‌تواند از سطح اندوه فردی فراتر برود و شکل جمعی پیدا کند. از سوی دیگر، وقتی این حضور تکرار می‌شود، خود اجتماع نیز به یک آیین تبدیل می‌شود و آیین تکرارشونده می‌تواند خاطره را تثبیت کند. تکرار یک تجربه اجتماعی باعث می‌شود آن تجربه صرفاً در حافظه فردی باقی نماند، بلکه در حافظه جمعی بازتولید شود. وقتی مردم در شب‌های متوالی در یک مکان یا در نقاط مختلف کشور کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، آن حادثه دائماً بازخوانی می‌شود؛ سخنرانی، دعا، سرود، تصاویر، پرچم‌ها و روایت‌های مختلف به آن معنا می‌دهند و در نتیجه حادثه اولیه در ذهن جامعه تثبیت می‌شود. از منظر جامعه‌شناسی، این مسئله بسیار مهم است؛ زیرا حافظه جمعی صرفاً با ثبت یک واقعه در تاریخ شکل نمی‌گیرد، بلکه از طریق تکرار، روایت و آیین بازتولید می‌شود.

*شهادت؛ کاتالیزور فعال‌شدن ظرفیت‌های اجتماعی
تسنیم: در این میان، نقش مردم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ برخی ممکن است بگویند با ورود نهادهای رسمی، دیگر نمی‌توان از یک حرکت مردمی سخن گفت.
علیپور: باید میان دو مفهوم «انگیزه مردمی» و «سازمان‌دهی اجرایی» تفکیک کنیم. یک حرکت اجتماعی می‌تواند با انگیزه و احساس مردم آغاز شود، اما استمرار آن برای مدت طولانی طبیعتاً نیازمند سازوکارهای اجرایی است. مساجد، هیئت‌ها، شبکه‌های محلی، گروه‌های فرهنگی، رسانه‌ها و نهادهای رسمی می‌توانند در اطلاع‌رسانی، هماهنگی و اجرای برنامه‌ها نقش داشته باشند. این موضوع الزاماً با مردمی‌بودن انگیزه اولیه تعارض ندارد. بنابراین اگر بخواهیم دقیق سخن بگوییم، می‌توان گفت با یک واکنش اجتماعی با انگیزه مردمی مواجه هستیم که در ادامه مسیر، در بسیاری از نقاط از سازمان‌دهی و پشتیبانی نهادی نیز برخوردار شده است. این تعبیر هم نقش مردم را برجسته می‌کند و هم واقعیت اجرایی استمرار یک برنامه ۲۰۰ شبه را توضیح می‌دهد. در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، شهادت ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به نماد اجتماعی دارد. شهید می‌تواند در حافظه جامعه نماینده مفاهیمی مانند فداکاری، ایثار، استقلال، دفاع، مقاومت و مسئولیت باشد. وقتی یک شخصیت به چنین نمادی تبدیل می‌شود، شهادت او می‌تواند احساسات متنوعی را در یک نقطه مشترک جمع کند؛ اندوه، خشم، وفاداری، احساس مسئولیت و میل به دفاع از هویت مشترک. از این منظر، شهادت را می‌توان یک «کاتالیزور اجتماعی» دانست؛ یعنی عاملی که احساسات و گرایش‌های پراکنده را در یک تجربه مشترک به هم پیوند می‌دهد. البته نباید این مسئله را مکانیکی تلقی کرد. شهادت به‌خودی‌خود جامعه را متحد نمی‌کند؛ بلکه یک ظرفیت وحدت‌آفرین ایجاد می‌کند و اینکه این ظرفیت چگونه فعال شود، به شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و رسانه‌ای جامعه بستگی دارد. خون شهید به‌خودی‌خود و به‌صورت خودکار یک ملت را متحد نمی‌کند. اما شهادت می‌تواند زمینه فعال شدن احساس هویت مشترک را فراهم کند. جامعه، خانواده‌ها، رسانه‌ها، نهادهای فرهنگی و رهبران اجتماعی هستند که تعیین می‌کنند این ظرفیت چگونه به یک تجربه جمعی تبدیل شود. اگر بخواهیم از تعبیر «بعثت مردمی» استفاده کنیم، بهتر است آن را به معنای فعال شدن بخشی از ظرفیت‌های اجتماعی جامعه در واکنش به یک حادثه بزرگ در نظر بگیریم. یعنی جامعه در برابر حادثه، از انفعال خارج می‌شود و احساس می‌کند باید در سرنوشت جمعی خود نقش داشته باشد.

*تاب‌آوری اجتماعی می‌تواند محاسبات روانی دشمن را تغییر دهد
تسنیم: آیا می‌توان گفت اجتماعات مردمی در ناکام گذاشتن اهداف دشمن مؤثر بوده‌اند؟
علیپور: اینجا باید بسیار دقیق صحبت کنیم. اگر منظور شکست نظامی دشمن باشد، نمی‌توان چنین نتیجه‌ای گرفت که اجتماعات خیابانی به‌تنهایی عامل شکست بوده‌اند. نتیجه یک تقابل نظامی به مجموعه‌ای از عوامل بستگی دارد؛ توان دفاعی، اطلاعاتی، فرماندهی، فناوری، اقتصاد، لجستیک، موقعیت جغرافیایی و عوامل متعدد دیگر. اما اگر موضوع را در سطح جنگ روانی، شناختی و سیاسی بررسی کنیم، شرایط متفاوت است. یکی از اهداف فشار خارجی و عملیات نظامی می‌تواند ایجاد شوک روانی، تضعیف روحیه عمومی، تشدید اختلافات داخلی، افزایش ناامیدی و کاهش اعتماد مردم به آینده باشد. اگر جامعه در چنین شرایطی به جای فروپاشی و انفعال، به سمت حضور و همبستگی حرکت کند، بخشی از اهداف روانی و اجتماعی مهاجم با مانع مواجه خواهد شد. می‌توان گفت: انسجام و حضور اجتماعی مردم می‌تواند یکی از مؤلفه‌های مهم در ناکام گذاشتن اهداف سیاسی، روانی و شناختی دشمن باشد. این گزاره از نظر تحلیلی دقیق‌تر و قابل دفاع‌تر است.

تسنیم: جنگ شناختی دقیقاً در اینجا چه نقشی پیدا می‌کند؟
علیپور: جنگ امروز فقط در میدان نظامی رخ نمی‌دهد. یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت، ذهن و ادراک جامعه است. در جنگ شناختی تلاش می‌شود برداشت مردم از واقعیت تغییر کند. ممکن است هدف این باشد که جامعه تصور کند دچار ترس شده، آینده‌ای وجود ندارد، اعتماد عمومی از بین رفته و شکاف‌های اجتماعی در حال گسترش است. در مقابل، حضور مردم در فضای عمومی می‌تواند روایت دیگری ایجاد کند: جامعه هنوز زنده است؛ جامعه هنوز احساس تعلق دارد؛ جامعه هنوز قادر است در شرایط بحرانی خود را سازمان دهد. این مسئله از منظر امنیت ملی اهمیت زیادی دارد. البته تأکید می‌کنم که نباید در این زمینه اغراق کرد. بدون شواهد اطلاعاتی و سیاسی مستقل نمی‌توان گفت یک تصمیم مشخص دشمن صرفاً به دلیل مشاهده اجتماعات تغییر کرده است. اما از نظر نظری، جامعه تاب‌آور هزینه تحقق اهداف روانی و شناختی مهاجم را افزایش می‌دهد.

تسنیم: بنابراین می‌توان این اجتماعات را بخشی از قدرت نرم کشور دانست؟
علیپور: بله، با یک ملاحظه مهم. قدرت نرم فقط به معنای برگزاری تجمع نیست. قدرت نرم زمانی معنا پیدا می‌کند که جامعه از اعتماد، هویت مشترک، مشروعیت و ظرفیت اقناع برخوردار باشد. اجتماعات مردمی می‌توانند یکی از نمودهای بیرونی این ظرفیت باشند. در واقع آنچه اهمیت دارد، صرفاً تعداد افراد حاضر در یک اجتماع نیست؛ بلکه پیام اجتماعی پشت این حضور است. وقتی جامعه در شرایط بحران نشان می‌دهد که هنوز دارای پیوندهای اجتماعی و احساس تعلق است، این موضوع می‌تواند بخشی از ظرفیت قدرت ملی کشور محسوب شود. ببینید|مردم هنوز مهمترین پشتوانه نظام هستند؛ مراقب فرسایش اعتماد باشید در آغاز، یک اجتماع ممکن است صرفاً ماهیت سوگ و همدردی داشته باشد. اما با استمرار، عناصر دیگری به آن اضافه می‌شود؛ سخنرانی، دعا، سرود، پرچم، یادبود شهدا و برنامه‌های فرهنگی. در این فرآیند، اجتماع از یک واکنش ساده به یک آیین اجتماعی تبدیل می‌شود. آیین‌های تکرارشونده دو کارکرد مهم دارند؛ نخست اینکه هویت مشترک را تقویت می‌کنند و دوم اینکه حافظه جمعی را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کنند. به همین دلیل است که استمرار این اجتماعات از منظر فرهنگی و اجتماعی اهمیت پیدا می‌کند.

*زنان و مادران؛ حلقه انتقال حافظه مقاومت به نسل آینده
تسنیم: حضور زنان و مادران در این اجتماعات چه پیامی دارد؟
علیپور: حضور زنان و به‌خصوص مادران یکی از ابعاد مهم این پدیده است. زنان در بسیاری از جوامع نقش مهمی در انتقال خاطره و ارزش‌های جمعی به نسل آینده دارند. وقتی مادر در چنین اجتماعی حاضر می‌شود، حضور او می‌تواند یک پیام نسلی داشته باشد؛ اینکه این حادثه باید به نسل بعد منتقل شود و نباید به فراموشی سپرده شود. بنابراین حضور مادر را نمی‌توان صرفاً یک حضور فردی تلقی کرد. این حضور می‌تواند بخشی از فرآیند انتقال حافظه اجتماعی باشد.

تسنیم: درباره حضور جوانان چه تحلیلی دارید؟ آیا این حضور را باید تضمین‌کننده استمرار این گفتمان دانست؟
علیپور: حضور جوانان اهمیت ویژه‌ای دارد، اما باید از یک نکته غافل نشویم. جوان امروز صرفاً با شعار قانع نمی‌شود. اگر قرار است یک احساس ایجادشده در اجتماع به سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل شود، باید با اعتماد، پاسخگویی، عدالت، فرصت مشارکت و امید به آینده همراه شود. نسل جوان زمانی یک روایت را پایدار می‌کند که احساس کند خودش نیز در آینده آن روایت سهم دارد. بنابراین اگر هدف ما حفظ سرمایه اجتماعی است، باید از حضور جوان در مراسم فراتر برویم و زمینه مشارکت واقعی او در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و ملی را فراهم کنیم. به اعتقاد من، مهم‌ترین سرمایه «اعتماد اجتماعی» است. در بحران، یک سؤال اساسی در ذهن فرد شکل می‌گیرد: «آیا من تنها هستم؟» وقتی فرد افراد دیگری را می‌بیند که در همان شرایط در کنار او حضور پیدا کرده‌اند، پاسخ ساده‌ای دریافت می‌کند: «نه، تنها نیستم.» همین احساس می‌تواند زمینه‌ساز سرمایه اجتماعی باشد. سرمایه اجتماعی یعنی شبکه‌ای از اعتماد، ارتباط و همکاری میان افراد جامعه. اما این سرمایه بسیار شکننده است. اگر همبستگی شکل‌گرفته در بحران بعد از بحران فراموش شود، اثر آن نیز ممکن است کوتاه‌مدت باشد. بنابراین سؤال اصلی پس از دویستمین شب این است که چگونه می‌توان این سرمایه عاطفی را به سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل کرد.

*حضور خیابانی باید به مشارکت اجتماعی تبدیل شود
حضور در خیابان می‌تواند آغاز ه…

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.