تاریخ انتشار : دوشنبه 9 شهریور 1405 - 11:42
کد خبر : 43492
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای بازار هنرهای تجسمی: هنرمند در سایه دلالان! بسته هستند

بازار هنرهای تجسمی: هنرمند در سایه دلالان!

بازار هنرهای تجسمی: هنرمند در سایه دلالان!

نخستین نمایشگاه تجهیزات هنرهای تجسمی با پرسش کلیدی درباره سهم واقعی هنرمندان از این رویداد روبرو شده است. این موضوع توجه‌ها را به چالش‌های مالی و حقوقی هنرمندان جلب کرده و اهمیت حمایت از آن‌ها را در صنعت هنر بیشتر نمایان می‌کند.

فرهنگی به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، در شرایطی که هنرمندان تجسمی با چالش‌های متعددی از جمله افزایش هزینه‌های تولید، گرانی مواد اولیه، دشواری در فروش آثار و نگرانی‌های معیشتی مواجه هستند، خبر برگزاری نخستین نمایشگاه تخصصی لوازم، تجهیزات و خدمات هنرهای تجسمی در برج میلاد می‌تواند به عنوان یک رویداد امیدوارکننده تلقی شود. این نمایشگاه به هدف کاهش فاصله میان هنرمندان و تولیدکنندگان تجهیزات و در نهایت ایجاد یک «بازار دائمی» برگزار می‌شود.

اما از همین نقطه، سوالات آغاز می‌شود. بازار هنر، پیش از هر چیز به هنرمندانی نیاز دارد که قادر به تولید و فروش آثار خود باشند. بنابراین، وقتی از ایجاد بازار دائمی صحبت می‌شود، باید پرسید این بازار چه مشکلی از جامعه هنری را حل خواهد کرد و سهم هنرمند از این چرخه اقتصادی چیست؟ آیدین مهدی‌زاده، مدیرکل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اعلام کرده که این نمایشگاه از چهارم تا هشتم آبان‌ماه در برج میلاد تهران برگزار می‌شود و هدف آن ایجاد ارتباط مستقیم میان هنرمندان، تولیدکنندگان و تأمین‌کنندگان تجهیزات است. او همچنین به دشواری دسترسی هنرمندان به ابزارهای حرفه‌ای اشاره کرده و بیان کرده که برگزاری این نمایشگاه می‌تواند امکان معرفی محصولات، آزمایش تجهیزات و شکل‌گیری همکاری‌های جدید را فراهم کند.

این بخش از موضوع قابل دفاع است؛ زیرا هنرمند برای تولید اثر به ابزار نیاز دارد و هرچه این ابزار با کیفیت و هزینه مناسب‌تری در دسترس او قرار گیرد، فشار اقتصادی کمتری بر دوش او خواهد بود. اما مشکل زمانی جدی می‌شود که یک نمایشگاه تجاری به عنوان راه‌حلی برای مشکلات ساختاری اقتصاد هنر معرفی شود. آیا کاهش هزینه خرید رنگ و بوم می‌تواند مسئله فروش اثر هنری را حل کند؟ پاسخ واضح است: نه به تنهایی. زمانی که ابزار ارزان‌تر می‌شود اما بازار فروش همچنان محدود است، این مشکل پابرجا خواهد ماند.

مهدی‌زاده، افزایش هزینه مواد اولیه و تجهیزات را یکی از عوامل فشار بر معیشت هنرمندان دانسته و از معرفی هنرمندان به صندوق اعتباری هنر برای استفاده از تسهیلات و وام‌های کم‌بهره خبر داده است. او همچنین بر اهمیت ارتباط مستقیم تولیدکننده و مصرف‌کننده تأکید کرده و آن را عاملی برای کاهش واسطه‌ها و امکان خرید با قیمت مناسب‌تر می‌داند. اما در اقتصاد هنر، زنجیره مشکلات بسیار طولانی‌تر از این است. هنرمند تنها مصرف‌کننده ابزار نیست؛ او تولیدکننده‌ای است که باید بتواند محصول نهایی خود را به بازار عرضه کند. اگر بازار دائمی واقعاً قرار است به اقتصاد هنر کمک کند، طبیعی است که در کنار بازار تجهیزات، باید به بازار آثار هنری، خریداران، گالری‌ها، مجموعه‌داران و سازوکارهای حمایت از فروش آثار نیز پرداخته شود.

مدیرکل هنرهای تجسمی همچنین به پیگیری حقوقی و اجرایی قانون خرید آثار هنری توسط دستگاه‌های دولتی اشاره کرده است. اجرای این ظرفیت قانونی، در صورت فراهم شدن سازوکارهای شفاف و عملی، می‌تواند به ایجاد تقاضای پایدار برای آثار هنری کمک کند. چنین اقدامی مستقیماً با مسئله معیشت هنرمند ارتباط دارد؛ چرا که بازار زمانی شکل می‌گیرد که در کنار عرضه، تقاضای واقعی نیز وجود داشته باشد. از این منظر، شاید بهتر باشد برگزاری نمایشگاه تجهیزات نه به عنوان مقصد، بلکه به عنوان یکی از حلقه‌های یک زنجیره بزرگ‌تر دیده شود؛ زنجیره‌ای که از آموزش و تولید آغاز می‌شود و به عرضه، خرید و فروش و تأمین امنیت شغلی هنرمند می‌رسد.

مدیرکل هنرهای تجسمی تأکید کرده که هدف صرفاً برگزاری یک نمایشگاه نیست و در صورت استقبال، این رویداد می‌تواند به یک برنامه مستمر یا حتی پایگاه دائمی فروش و ارائه خدمات تخصصی تبدیل شود. در اینجا پرسش‌های اساسی مطرح می‌شود: مدل این بازار دائمی چگونه خواهد بود؟ چه کسانی در آن حضور خواهند داشت؟ معیار انتخاب تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان چیست؟ سازوکار قیمت‌گذاری و تخفیف‌ها چگونه تعیین می‌شود؟ هنرمندان چه نقشی در تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری این بازار خواهند داشت؟ و مهم‌تر از همه، چه شاخص‌هایی برای سنجش میزان اثرگذاری آن بر اقتصاد هنرمندان در نظر گرفته شده است؟ پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند مشخص کند که «بازار دائمی» قرار است یک زیرساخت واقعی برای هنرهای تجسمی باشد یا صرفاً شکل مستمرتری از یک نمایشگاه تخصصی.

موضوع حمایت از تولید داخلی نیز در این میان مطرح شده است. مهدی‌زاده با اشاره به فعالیت تولیدکنندگان ایرانی در حوزه‌هایی مانند رنگ، بوم، قلم‌مو و برخی ادوات چاپ دستی، بر سیاست حمایت از تولید باکیفیت و رقابتی داخلی تأکید کرده است. حمایت از تولید داخلی زمانی می‌تواند به نفع هنرمند تمام شود که نتیجه آن افزایش کیفیت، تنوع، دسترسی و قیمت رقابتی باشد. صرف داخلی بودن یک محصول نمی‌تواند به تنهایی مزیت محسوب شود؛ همان‌طور که حمایت از تولیدکننده نباید به قیمت محدود شدن انتخاب هنرمند تمام شود. بنابراین، اگر قرار است نمایشگاه به بازار دائمی تبدیل شود، کیفیت و رقابت باید در کنار حمایت از تولید داخلی، به عنوان معیارهای اصلی آن مورد توجه قرار گیرند.

مدیرکل هنرهای تجسمی در ادامه از پیگیری افزایش پوشش بیمه هنرمندان و گسترش حمایت‌های صندوق اعتباری هنر نیز خبر داده است؛ مطالباتی که سال‌هاست یکی از دغدغه‌های اصلی جامعه هنری به شمار می‌رود. از سوی دیگر، موضوع فناوری‌های نوین و هوش مصنوعی نیز در چشم‌انداز این اداره کل قرار دارد و قرار است نشست‌ها و کارگاه‌هایی در زمینه رسانه‌های دیجیتال و آثار تولیدشده با هوش مصنوعی برگزار شود. کنار هم قرار گرفتن این موضوعات نشان می‌دهد که مسائل هنرهای تجسمی بسیار گسترده‌تر از یک نمایشگاه تجهیزات است. هنرمند امروز همزمان با مسئله ابزار، با بیمه، درآمد، فروش، آموزش، فناوری و امنیت شغلی مواجه است. از همین رو، هر رویدادی که با عنوان حمایت از اقتصاد هنر برگزار می‌شود، ناگزیر باید نسبت خود را با این مسائل روشن کند.

عبارت «شبکه ارتباطی میان تولید، عرضه، مصرف و بازار هنر» در توضیح اهداف این رویداد مطرح شده است. اگر چنین شبکه‌ای واقعاً شکل بگیرد، می‌توان برگزاری نمایشگاه را یک گام مثبت در مسیر توسعه زیرساخت‌های هنرهای تجسمی دانست. اما آزمون واقعی، چهارم تا هشتم آبان‌ماه و در روزهای برگزاری نمایشگاه نیست؛ آزمون اصلی، بعد از پایان آن آغاز می‌شود. اینکه آیا هنرمند به تجهیزات باکیفیت و قیمت مناسب‌تر دسترسی پیدا می‌کند؟ آیا تولیدکننده داخلی به بازار رقابتی واقعی می‌رسد؟ آیا ارتباط ایجادشده در نمایشگاه ادامه پیدا می‌کند؟ آیا فروش آثار هنری رونق می‌گیرد؟ و آیا این رویداد می‌تواند بخشی از فشار اقتصادی موجود بر دوش هنرمندان را کاهش دهد؟ پاسخ به همین پرسش‌هاست که مشخص خواهد کرد نخستین نمایشگاه تخصصی لوازم، تجهیزات و خدمات هنرهای تجسمی، صرفاً یک رویداد نمایشگاهی بوده یا نخستین قدم برای ساختن بازاری که قرار است در نهایت هنرمند را در مرکز خود قرار دهد.

در نهایت، برگزاری یک نمایشگاه کار دشواری نیست؛ آنچه دشوار است، ساختن بازاری پایدار، شفاف و قابل دسترس است که در آن، منافع اقتصادی همه طرف‌ها دیده شود اما هنرمند صرفاً به عنوان مصرف‌کننده و مشتری این بازار تعریف نشود. پرسش اصلی همچنان پابرجاست: بازاری برای هنر و هنرمند در حال شکل‌گیری است، یا بازاری برای فروش ابزار هنر؟ به نام هنر و هنرمند، به کامِ دلالان و فروشندگان!

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.